واقعیت ها درباره صلح غزه؛
خلع سلاح حماس در برابر اشغال دائم/ طرح ترامپ به بن بست خواهد رسید!؟
مردم غزه روی خوش زندگی را تنها زمانی خواهند دید که جامعه بینالملل، فراتر از یک آتشبس تاکتیکی، یک راهحل دیپلماتیک ریشهای و تضمینشده را برای پایان اشغال و تضمین حق تعیین سرنوشت فلسطینیان تحمیل کند. در غیر این صورت، کابوس جنگ و درگیری همچنان خواب و آرامش را از چشمان کودکان غزه خواهد ربود. این صلح، فعلاً چیزی نیست جز آتش زیر خاکستر.
به گزارش میار، آرامشی ناگهانی، شبیه به شوکی شیرین، شهر ویرانشده غزه را فرا گرفته است. کودکان، این شریانهای حیاتیِ امید در سرزمینی سوخته، چشم باز کردهاند. دیگر بوی سوختگی یا صدای سوت موشک نیست که آنها را از خواب میپراند؛ بلکه هیاهوی تدارک غذایی اندک در آشپزخانههای جمعی و زمزمههایی از «بازگشت». در چادرهای خاکگرفته، مادرانی که دو سال گرسنگی و مرگ را به چشم دیدهاند، با تردید به یکدیگر مینگرند. برای این کودکان، که ۹۲ درصد خانههایشان ویران شده و ۹۵ درصد مردم آوارهاند، امید به زندگی در یک شبانهروز تغییر کرد، هرچند که آسیبهای روانی جنگ، از جمله اختلال استرس پس از ضربه (PTSD) و افسردگی شدید، همچنان آینده تحصیلی و شغلی آنها را تهدید میکند.
بر اساس این گزارش، این روایتِ تلخ و شیرین، آغازی است برای فاز جدیدی که از آن به عنوان مرحله اول «طرح ۲۰ مادهای صلح ترامپ» یاد میشود. توافق آتشبس اولیه که با میانجیگری کشورهای مصر، قطر و ترکیه به دست آمد، باید دروازه ورود به فازهای بعدی، یعنی آزادی کامل اسرا، خروج کامل نظامیان اسرائیلی و بازسازی ویرانی ۷۰ میلیارد دلاری باشد. با این حال، شواهد نشان میدهند که این صلح در همین آغاز راه، بیش از آنکه شبیه توافقی استوار باشد، به یک آتش زیر خاکستر میماند. پرسش اصلی که ذهن جهانیان را درگیر کرده، این است که آیا این آرامش پایدار خواهد بود یا صرفاً یک وقفه استراتژیک پیش از جنگی دیگر است؟
آتشبس در مرز فروپاشی؛ تحلیل شرایط فاز اول
توافق آتشبس کنونی، که اجرای فاز اول طرح آمریکا برای غزه محسوب میشود، تنها تبادل اسرا، توقف حملات و ورود کمکهای بشردوستانه را شامل میشود اما عمق بیاعتمادی و نیتهای متضاد طرفین، پایداری کوتاهمدت آن را نیز به شدت متزلزل کرده است.
نقضهای زودهنگام و انگیزههای تاکتیکی
در همان روزهای ابتدایی، نشانههای نقض توافق مشاهده شد. رژیم صهیونیستی، حماس را متهم کرد که به تعهد خود مبنی بر بازگرداندن پیکر تمامی ۲۴ گروگان کشتهشده عمل نکرده است و در واکنش، ورود کمکهای بشردوستانه به غزه را محدود کرده است و تصمیم گرفت گذرگاه مرزی رفح را باز نکند. در مقابل، حماس نیز بیانیه صادر کرد که جنگندههای اسرائیلی با نقض آشکار آتشبس، تعدادی از شهروندان فلسطینی را در محله «الشجاعیه» در شرق شهر غزه هدف قرار دادهاند که منجر به شهادت پنج نفر شد.
فشار برای دستیابی به این آتشبس، نه از تمایل اسرائیل به صلح، بلکه از اجبار ناشی شده است. دونالد ترامپ، که این طرح را پیش برد و خود را «مرد صلح» میخواند، آشکارا به نتانیاهو گفت که "اسرائیل نمیتواند با تمام جهان که اکنون علیه آن ایستاده است، بجنگد". این اعتراف صریح از سوی رئیس جمهور آمریکا، نشان میدهد که آتشبس نه یک پیروزی دیپلماتیک برای تلآویو، بلکه نتیجه اجتنابناپذیر ضعف استراتژیک و انزوای بینالمللی رژیم است. از منظر تحلیلگران، اسرائیل به محض رفع فشار یا تغییر فضای سیاسی (مانند نتایج انتخابات آینده آمریکا)، انگیزه قوی برای نقض توافق و از سرگیری درگیریها خواهد داشت.
قدرتنمایی حماس و روایت پیروزی
علیرغم هدف اعلامی اسرائیل مبنی بر نابودی کامل حماس، این جنبش توانست با شروع آتشبس، یک نمایش قدرت عملیاتی و مدنی را در ویرانههای غزه اجرا کند. نیروهای وزارت کشور و پلیس حماس با لباسهای رسمی در خیابانهای اصلی مستقر شدند و بر پاکسازی آوارها و تعمیر زیرساختها نظارت کردند. این اقدام، یک پیام روشنی داشت: حماس همچنان ساختار اداری و امنیتی خود را حفظ کرده و مسئول اداره امور است.
تحلیلگران برجسته اسرائیلی نیز اذعان کردهاند که این توافق، یک شکست استراتژیک بزرگ برای رژیم صهیونیستی و پیروزی برای مقاومت است. این تحلیل بر این واقعیت استوار است که حماس همچنان در نوار غزه باقی مانده، ساختار رهبری نظامی و صدها هزار عضو و حامی خود را حفظ کرده است و به مدیریت امور مدنی (آموزش، بهداشت، پلیس و قضایی) ادامه خواهد داد. این تداوم حکمرانی و توانایی حماس برای تبادل اسرا، روایت اسرائیل مبنی بر «نابودی نظامی» را زیر سؤال میبرد.
معمای استراتژیک؛ خطوط قرمز ناسازگار، تضمینکننده جنگ آتی
پایداری بلندمدت صلح غزه در فازهای بعدی طرح آمریکا، به حل دو شرط حیاتی و کاملاً متضاد بستگی دارد که اکنون حلناپذیر به نظر میرسند؛ خلع سلاح حماس و خروج کامل اسرائیل.
خلع سلاح؛ خط قرمز مطلق مقاومت
طرح ترامپ، مرحله دوم و سوم را مشروط به «خلع سلاح» حماس میداند و حتی عفو مشروط را برای مبارزانی که سلاح خود را کنار بگذارند، پیشنهاد میکند. با این حال، حماس و جهاد اسلامی این شرط را قویاً رد کردهاند. نماینده جهاد اسلامی اعلام کرد که «خروج کامل رژیم صهیونیستی از غزه و عدم خلع سلاح مقاومت دو خط قرمز حماس در پاسخ به طرح ترامپ بود».
یک مقام ارشد حماس صراحتاً اعلام کرده است که «پیشنهاد خلع سلاح مورد بحث قرار ندارد و قابل مذاکره نیست». موضع مقاومت قاطع است: تا زمانی که اشغال ادامه داشته باشد، مقاومت ادامه دارد و تسلیم کردن سلاحها تنها زمانی امکانپذیر است که یک کشور فلسطینی کاملاً مستقل با ارتش قادر به حفاظت از مردم تشکیل شود.
علیرغم حملات شدید اسرائیل، توان عملیاتی حماس کاهش یافته اما نابود نشده است. تخمینها حاکی از آن است که بیش از نیمی از شبکه گسترده تونلهای حماس همچنان عملیاتی هستند. علاوه بر این، حماس با بازیافت مهمات منفجر نشده اسرائیلی که در اطراف غزه باقی ماندهاند، به بازسازی زرادخانه موشکی دستساز خود ادامه داده است. این توانایی برای بازسازی، نشان میدهد که حماس همچنان یک نیروی مؤثر نظامی و سیاسی باقی مانده است.
کنترل امنیتی؛ طرح اسرائیل برای اشغال دائم
در مقابل، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، اصرار دارد که «جنگ هنوز به پایان نرسیده» و هدف اسرائیل نابودی حماس و تضمین «امنیت مطلق» است. اسرائیل حاضر به پذیرش خروج کامل نظامی نیست.
منابع صهیونیستی فاش کردهاند که تلآویو حتی پس از اجرای توافق تبادل اسرا و عقبنشینی تدریجی، قصد دارد در سه منطقه راهبردی در غزه و اطراف آن باقی بماند تا برتری میدانی خود را حفظ کند :
- منطقه حائل (Buffer Zone) داخل مرزهای غزه: برای جلوگیری از حملات آینده.
- محور فیلادلفیا: نوار مرزی بین غزه و مصر برای کنترل کامل مرزها.
- تپه ۷۰ (تلة المنطار): در شرق محله الشجاعیه که اشراف کامل بر شمال نوار غزه دارد.
این طرحها در سند محرمانه سه مرحلهای اسرائیل برای کنترل غزه نیز بازتاب یافته است. این طرح خواهان ایجاد «مناطق خاکستری» با نفوذ اطلاعاتی و امنیتی محدود است که اسرائیل میخواهد بدون اشغالگری مستقیم حفظ کند. اصرار اسرائیل بر حفظ کنترل امنیتی و رد خروج کامل، یک منبع دائمی تنش آتی است و صلح را در کوتاهمدت غیرممکن میکند.
نبرد بر سر حاکمیت؛ سناریوهای پساجنگ و خلأ مشروعیت
اصلیترین مانع در پیشرفت صلح، موضوع حاکمیت غزه در «فردای پس از جنگ» است. در این زمینه، سه طرح متضاد وجود دارد که هیچکدام از حمایت داخلی فلسطینیان برخوردار نیستند.
طرح آمریکا و تشکیلات خودگردان «احیاشده»
دیدگاه رسمی واشنگتن، که توسط جو بایدن بیان شده، این است که «غزه و کرانه باختری باید تحت یک ساختار حکومتی، در نهایت تحت یک تشکیلات خودگردان فلسطینی احیاشده، متحد شوند». امانوئل ماکرون، رئیس جمهور فرانسه، نیز بر ایفای نقش ویژه کشورش «در کنار» تشکیلات خودگردان فلسطین برای اداره آینده غزه تأکید کرده است.
با این حال، این طرح با چالشهای جدی مواجه است. محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان، بازگشت به غزه را به یک «حل و فصل سیاسی جامع» در مورد کرانه باختری و قدس شرقی مشروط کرده است. مهمتر از آن، نتانیاهو به صراحت اعلام کرده که «تشکیلات خودگردان فلسطین به شکل فعلی قادر به قبول مسئولیت غزه نیست».
طرح اسرائیل؛ حکومت نظامی
طرح محرمانه سهمرحلهای اسرائیل، یک سناریوی جایگزین رادیکال را ارائه میدهد که هرگونه حاکمیت فلسطینی (شامل تشکیلات خودگردان) و تشکیل کشور فلسطینی را رد میکند. این طرح بر اساس سه مرحله اجرا خواهد شد:
- مرحله اول (کنترل نظامی): ارتش اسرائیل کنترل کامل غزه، از جمله گذرگاه رفح، را در دست میگیرد و یک حکومت نظامی موقت اعمال میکند.
- مرحله دوم (مدیریت محلی): ایجاد پنج شورای محلی خودمختار در مناطق مختلف غزه که اعضای آنها نباید وابسته به گروههای فلسطینی باشند و باید اسرائیل را به رسمیت بشناسند.
- فرایند نازیزدایی (De-Nazification): این طرح بر بازآموزی فرهنگی-اجتماعی تحت نظارت اسرائیل و کنترل شدید بر نظام آموزشی و رسانهها تأکید دارد.
این طرح به دنبال مدیریت بینالمللی با حضور محدود کشورهای همسو مانند آمریکا، آلمان، فرانسه، بریتانیا و کشورهای عربی خاص (مصر، امارات، بحرین و احتمالاً عربستان) است، در حالی که نقش اتحادیه اروپا را حذف میکند.
رد حاکمیت تحمیلی از سوی مردم غزه
بزرگترین مانع این طرحهای خارجی، اراده مردم فلسطین است. نتایج نظرسنجیها حاکی از آن است که اکثریت قریب به اتفاق مردم فلسطین معتقدند حماس پس از جنگ کنترل نوار غزه را از سر خواهد گرفت. همچنین، مخالفت قابل توجهی با استقرار نیروی امنیتی عربی یا هر نهاد امنیتی دیگری که تحت نظارت خارجی یا اسرائیل باشد، وجود دارد.
حماس تأکید کرده است که با اداره غیرنظامی امور غزه مشکلی ندارد اما «حاکمیت و کنترل امنیتی فلسطینیان غیرقابل مذاکره است». این تضاد منافع، یک خلأ مشروعیت ایجاد میکند. هر دولتی که در غزه تحت نظارت خارجی یا نظامی اسرائیل تشکیل شود، نه تنها مشروعیت نخواهد داشت، بلکه به هدف آسانی برای حملات چریکی تبدیل خواهد شد. این وضعیت نشان میدهد که تلاش اسرائیل برای حفظ امنیت مطلق از طریق نظامی، در عمل به ناامنی دائم منجر خواهد شد.
فاجعه انسانی و بازسازی به مثابه اهرم فشار
ابعاد فاجعه انسانی غزه، خود به یک عامل بزرگ برای بیثباتی تبدیل شده است. در نتیجه دو سال جنگ، حدود ۵۵ میلیون تُن آوار برجای مانده است، ۸۴ درصد ساختمانها آسیب دیده یا ویران شدهاند و بازسازی کامل به حدود ۷۰ میلیارد دلار نیاز دارد.
سازمان ملل از یک طرح ۶۰ روزه برای تأمین نیازهای حیاتی در غزه خبر داده است. این طرح شامل مقیاسدهی مجدد به زنجیره تأمین غذا (رسیدن به ۲.۱ میلیون نفر نیازمند) افزایش غربالگری تغذیهای و تأمین مواد مغذی برای کودکان، ترمیم سیستم بهداشت و آبرسانی و توزیع هزاران چادر و اقلام سرپناهی برای آمادگی در برابر فصل زمستان است. اجرای این طرحها نیازمند ورود مستمر سوخت، گاز پخت و پز و امنیت کامل برای کارکنان بشردوستانه است.
با این حال، بازسازی به یک میدان نبرد جدید تبدیل شده است. طرح اسرائیل برای غزه صراحتاً اعلام میکند که کمکرسانی باید «مشروط» به پیشرفت در «فرایند نازیزدایی» و «خلع ایدئولوژیک» جامعه غزه باشد. مقامهای فلسطینی هشدار دادهاند که بازسازی نباید به ابزار فشار خارجی برای خلع سلاح یا تحمیل حاکمیت تحمیلی تبدیل شود. اگر بازسازی مشروط یا ناکافی باشد، بحران انسانی غزه میتواند به موتور محرکه جنگ بعدی تبدیل شود و ناآرامیهای اجتماعی، به ویژه در میان نسل جدیدی که با ترومای جمعی بزرگ شدهاند، صلح را به «جنگ خاموش در سایه صلح» بدل سازد.
چشمانداز آینده و تکلیف مخاطب
آتشبس فعلی در غزه، بیش از آنکه حاصل یک توافق عمیق برای صلح باشد، نتیجه یک توقف تاکتیکی است که به دلیل خستگی طرفین از یک جنگ بینتیجه و فشار شدید بینالمللی بر اسرائیل حاصل شده است. واقعیت این است که تا زمانی که بنبستهای اصلی یعنی «خلع سلاح حماس» و «حفظ کنترل امنیتی بلندمدت اسرائیل» حل نشوند، صلح پایدار یک سراب باقی خواهد ماند.
سناریوهای پیش رو
تحلیل شرایط فعلی، نشان میدهد که احتمال بازگشت به درگیریهای شدید در آینده نزدیک، بسیار بالاتر از تثبیت یک صلح پایدار است. سناریوهای محتمل پیش رو را میتوان به شرح زیر خلاصه کرد.
سناریوهای محتمل برای غزه پسا-آتشبس
سناریو | احتمال وقوع | توصیف سناریو | پیامدهای منطقهای |
۱. فروپاشی کنترلشده و جنگ مجدد | بالا (۵۰%) | مذاکرات فاز دوم بر سر خلع سلاح شکست میخورد. اسرائیل حملات محدود را برای حفظ بازدارندگی از سر میگیرد و حماس با تاکتیکهای چریکی و موشکهای بازیافتی پاسخ میدهد. | تشدید تنش در کرانه باختری و ادامه درگیریهای فرسایشی در جبهه شمال. |
۲. تثبیت کنترل امنیتی اسرائیل و حکومت محلی ضعیف | متوسط (۳۰%) | اسرائیل بخشی از طرح سهمرحلهای خود را اجرا میکند: ایجاد منطقه حائل و تأسیس شوراهای محلی ضعیف غیروابسته به حماس. بازسازی مشروط به «خلع ایدئولوژیک» آغاز میشود. | ناآرامی داخلی شدید علیه حکومت محلی دستنشانده به دلیل فقدان مشروعیت عمومی. |
۳. پیشرفت مشروط به سمت راهحل سیاسی جامع | پایین (۲۰%) | فشارهای منطقهای و بینالمللی منجر به امتیازدهی متقابل میشود. اسرائیل از شرط خلع سلاح کامل صرفنظر می کند و در مقابل، حماس به ادغام مدنی و واگذاری برخی اختیارات به یک تشکیلات خودگردان «واقعاً احیاشده» یا دولت وحدت ملی تن میدهد. | آغاز پروسه واقعی دو دولتی و کاهش پایدار تنش در منطقه. |
بنابراین گزارش، در این بحران علامتهای اصلی، نه از صلح پایدار، بلکه از تشدید دوباره تنش در آینده نزدیک حکایت دارند. مردم غزه امروز به لطف یک وقفه اجباری، روی خوش زندگی را دیدهاند اما این آرامش به دلیل ماهیت وجودی اختلافات، موقت است. جنگ بعدی ممکن است نه صرفاً با سلاحهای سنگین، بلکه بر سر کنترل ساختارهای مدنی، بازسازی و مشروعیت حکمرانی در غزه آغاز شود.
مردم غزه روی خوش زندگی را تنها زمانی خواهند دید که جامعه بینالملل، فراتر از یک آتشبس تاکتیکی، یک راهحل دیپلماتیک ریشهای و تضمینشده را برای پایان اشغال و تضمین حق تعیین سرنوشت فلسطینیان تحمیل کند. در غیر این صورت، کابوس جنگ و درگیری همچنان خواب و آرامش را از چشمان کودکان غزه خواهد ربود. این صلح، فعلاً چیزی نیست جز آتش زیر خاکستر.

