پنج شنبه، 9 بهمن 1404
پایگاه خبری میار » اجتماعی » جهان » پارادایم نبرد در عصر ترامپ ۲.۰/ جنگ ترکیبی علیه ایران و مهندسی بقا در تله ۲۰۲۶

دیپلماسی مُرد؛

پارادایم نبرد در عصر ترامپ ۲.۰/ جنگ ترکیبی علیه ایران و مهندسی بقا در تله ۲۰۲۶

0
23
کد خبر: 74843

این گزارش درباره سناریوی تله ۲۰۲۶ و طرح مدل ونزوئلایی ترامپ علیه ایران است؛ باید بپذیریم عملیات «چکش نیمه‌شب» فقط یک تخریب ساده نبود؛ نقشه راه کامل جنگ ترکیبی و مهندسی سقوط بود که از آن شب شروع شد؛ حقایقی که رسانه‌ها به شما نمی‌گویند را همین حالا بخوانید.

به گزارش میار، تحولات ژئوپلیتیک جهان در آستانه سال ۲۰۲۶ میلادی نشان‌دهنده عبور از الگوهای سنتی منازعه و ورود به عرصه‌ای است که استراتژیست‌ها آن را جنگ ترکیبی تمام‌عیار نامیده‌اند. سیاست‌های دونالد ترامپ، نه تنها به معنای احیای سیاست فشار حداکثری، بلکه به مثابه تدوین یک مانیفست تهاجمی جدید است که در آن مرزهای میان دیپلماسی، عملیات کینتیک، تروریسم اقتصادی و بی‌ثبات‌سازی اجتماعی به‌طور کامل محو شده است. این گزارش به بررسی ابعاد پیچیده این نبرد که از ژوئن ۲۰۲۵ با حملات نظامی آغاز شد و در ژانویه ۲۰۲۶ به اوج بحران‌های داخلی و بین‌المللی رسیده است، می‌پردازد.


مهندسی برخورد نظامی

نیمه نخست سال ۲۰۲۵، دکترین نظامی ایالات متحده مقابل ایران از وضعیت بازدارندگی فعال به سمت کنشگری تهاجمی تغییر جهت داد. این تغییر پارادایم با طراحی و اجرای عملیات چکش نیمه‌شب تجلی یافت که هدف آن، فلج کردن قطعی آرزوهای هسته‌ای ایران از طریق حمله نظامی و انهدام تاسیسات غنی‌سازی هسته‌ای ایران بود. ترامپ با بهره‌گیری از ابهام تاکتیکی، فضایی را ایجاد کرد که در آن تهران هرگز نتوانست زمان یا ابعاد دقیق حمله را پیش‌بینی کند.

کالبدشکافی درگیری‌های ژوئن ۲۰۲۵

بحران نظامی در ژوئن ۲۰۲۵ به نقطه‌ای بی‌بازگشت رسید. زمانی که آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در ۱۲ ژوئن اعلام کرد ایران از تعهدات پدافندی خود عدول کرده است، راه برای توجیه حملات هموار شد. بر اساس تحلیل‌های میدانی، در ۱۳ ژوئن ۲۰۲۵، اسرائیل با حمایت لجستیکی واشینگتن، مجموعه‌ای از حملات سنگین را علیه کارخانه‌های موشکی و تاسیسات هسته‌ای آغاز کرد که منجر به شهادت تعدادی از مقامات ارشد نظامی ایران شد. تهران در پاسخ، موجی از حملات پهپادی و موشکی را کلید زد که آغازگر رسمی جنگ دوازده‌روزه بود.

ترامپ در سخنرانی خود از کاخ سفید، مسئولیت تخریب کامل تاسیسات غنی‌سازی فردو را برعهده گرفت و مدعی شد که این اقدام، تهدید هسته‌ای ایران را برای دهه‌ها به عقب رانده است. این نبرد کینتیک، ثابت کرد که ایالات متحده و اسرائیل خلاف دوره‌های قبل، در یک هماهنگی ارگانیک و عملیاتی قرار دارند و مذاکرات واسطه‌ای در عمان، صرفاً پوششی برای آمادگی نظامی بود.

تحول در دکترین نظامی ایران

فشار ناشی از جنگ دوازده‌روزه منجر به دگردیسی در تفکر نظامی تهران شد. سردار یحیی صفوی، مشاور عالی رهبری، در اوت ۲۰۲۵ اعلام کرد که ایران باید دکترین استراتژی تهاجمی را جایگزین دفاع سنتی کند. شورای عالی دفاع ایران نیز با صدور بیانیه‌ای تاکید کرد که در چارچوب دفاع مشروع، تهران دیگر خود را محدود به واکنش پس از اقدام نمی‌بیند و هرگونه نشانه عینی تهدید را به عنوان مجوزی برای ضربه پیش‌دستانه تلقی می‌کند. این تغییر دکترین به معنای پذیرش ریسک یک جنگ تمام‌عیار برای خروج از وضعیت مرگ تدریجی تحت تحریم‌هاست.


مدل ونزوئلایی

شواهد نشان می‌دهد دولت ترامپ مدلی را که در ونزوئلا برای سرنگونی نیکولاس مادورو آزمایش کرده بود، به عنوان الگوی اصلی برخورد اقتصادی با ایران برگزیده است. سقوط دولت مادورو در ژانویه ۲۰۲۶ و دستگیری وی به همراه همسرش در یک عملیات نظامی، پیامی آشکار به تهران بود که واشینگتن دیگر به دنبال تغییر رفتار نیست، بلکه به دنبال تغییر رژیم از طریق کنترل مستقیم منابع ملی است.

مکانیسم تصرف و مدیریت منابع انرژی

اخیراً گزارشی از وال استریت ژورنال فاش کرد که تیم ترامپ طرحی جامع برای به دست گرفتن کنترل شرکت نفت ونزوئلا و استفاده از عواید آن برای کنترل قیمت جهانی نفت تدوین کرده است. این طرح که علیه ایران نیز کم و بیش در حال اجراست، بر سه رکن استوار است؛

۱. تخریب ناوگان سایه: از دسامبر ۲۰۲۵، ایالات متحده عملیات گسترده‌ای را برای توقیف تانکرهای حامل نفت تحریمی آغاز کرد. تا ژانویه ۲۰۲۶، بیش از هفت نفتکش بزرگ مصادره و در پالایشگاه‌های آمریکا تخلیه شده‌اند. واشینگتن با صدور احکام قضایی در دادگاه‌های دی.سی، مجوز توقیف ده‌ها کشتی دیگر را دریافت کرده است تا مدل تجاری ناوگان سایه را به‌طور کامل نابود کند.

۲. رژیم تعرفه‌های انباشته: بر اساس فرامین اجرایی ترامپ، هر کشوری که اقدام به خرید نفت از ایران کند، با تعرفه‌های انباشته مواجه خواهد شد. 

۳. نفت در برابر کالا: گزارش‌ها نشان می‌دهد دولت ترامپ قصد دارد مدلی را پیاده‌سازی کند که در آن ایران تنها مجاز به صادرات مقادیر محدودی نفت تحت نظارت آمریکا باشد و عواید آن صرفاً برای توزیع کوپن‌های کالا میان شهروندان جهت مهار اعتراضات هزینه شود.


تله حقوقی و دیپلماتیک

در حالی که میدان‌های نبرد و اقتصاد ملتهب بود، تروئیکای اروپایی (E3) در ۲۸ اوت ۲۰۲۵، آخرین میخ را بر تابوت برجام کوبید و روند فعال‌سازی مکانیسم ماشه را آغاز کرد. این اقدام به معنای بازگشت خودکار تمامی قطعنامه‌های تحریمی سازمان ملل علیه ایران تحت فصل هفتم منشور بود.

پیامدهای بازگشت تحریم‌های سازمان ملل

با انقضای قطعنامه ۲۲۳۱ در سپتامبر ۲۰۲۵، تحریم‌هایی که پیش از سال ۲۰۱۵ لغو شده بودند، مجدداً با قدرت اجرایی کامل بازگشتند. این تحریم‌ها شامل ممنوعیت کامل فعالیت‌های موشکی، تحریم تسلیحاتی همه‌جانبه و اجازه به تمامی کشورها برای بازرسی و توقیف محموله‌های هوایی و دریایی ایران در صورت ظن به حمل کالاهای ممنوعه است. اگرچه مقامات ایرانی این تحریم‌ها را در سایه تحریم‌های یکجانبه آمریکا بی‌اهمیت جلوه دادند اما واقعیت این است که این اقدام، پوشش قانونی لازم را برای متحدان آمریکا، جهت مشارکت در محاصره دریایی و هوایی ایران فراهم کرد.

در ژانویه ۲۰۲۶، ترامپ با ارسال پیامی تند، ضرب‌الاجلی دو ماهه برای تهران تعیین کرد تا یا به یک توافق کاملاً جدید و سخت‌گیرانه تن دهد و یا با عواقب نظامی ویرانگر مواجه شود. این دیپلماسی اجبار، حاکمیت ایران را در برابر یک انتخاب باینری قرار داده است؛ تسلیم کامل یا ورود به یک جنگ بقا که پایان آن نامشخص است.


۱۸ دی 

جنگ ترکیبی ترامپ در ژانویه ۲۰۲۶ به خطرناک‌ترین فاز خود یعنی بی‌ثبات‌سازی اجتماعی رسید. تلاقی بحران‌های معیشتی و ناامیدی عمومی، منجر به انفجار اجتماعی شد که نقطه عطف آن روز پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴ بود.

کالبدشکافی اعتراضات زمستان ۱۴۰۴

اعتراضاتی که از ابتدای سال ۱۴۰۴ با شعارهای اقتصادی آغاز شده بود، در پی فراخوان هایی در ۱۸ و ۱۹ دی به یک اتفاق خونین و مرگبار تبدیل شد. دولت در واکنش به این وضعیت، از ۱۸ دی اقدام به قطع کامل اینترنت جهانی کرد.

کارزار جهانی «مسئولیت حمایت» یا (R2P)

جامعه جهانی تحت فشارهای کشورهای غربی، بحث فعال‌سازی اصل «مسئولیت حمایت» (Responsibility to Protect) را به جریان انداخت. در ۲۳ ژانویه ۲۰۲۶، شورای حقوق بشر سازمان ملل در یک نشست اضطراری که توسط نماینده روسیه یک سیرک خوانده شد، سرکوب معترضان (به زعم خودشان) را محکوم کرد و خواستار تمدید ماموریت کمیته حقیقت‌یاب برای دو سال دیگر شد. ۸۵ سازمان حقوق بشری نیز در بیانیه‌ای مشترک، از مجمع عمومی سازمان ملل خواستند تا پرونده ایران را (به ادعای خودشان) به دلیل ارتکاب جرایم فجیع، به دادستان دیوان کیفری بین‌المللی ارجاع دهند.


تحلیل راهبردهای حاکمیت برای خروج از تله

حاکمیت ایران برای مقابله با این محاصره چندوجهی، مجموعه‌ای از استراتژی‌های بقا را طراحی کرده است که هر یک حامل ریسک‌های ژئوپلیتیک بزرگی هستند.

۱. بلوک‌بندی شرقی و بازدارندگی نیابتی

تهران به شدت به دنبال تقویت پیوند خود با مسکو و پکن است. امید اصلی حاکمیت، دریافت حمایت‌های اطلاعاتی، نظارتی و شناسایی از سوی روسیه برای مقابله با حملات هوایی احتمالی آمریکاست. همچنین، تزریق نقدینگی به گروه‌های مقاومت در عراق و لبنان، با هدف حفظ عمق استراتژیک و تهدید منافع آمریکا در منطقه ادامه دارد تا واشینگتن را از ضربه نهایی منصرف کند.

۲. گزینه خروج از NPT و ابهام هسته‌ای

در واکنش به فعال شدن مکانیسم ماشه، نمایندگان در مجلس ایران طرح خروج از معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای را کلید زده‌اند. استراتژیست‌های تهران معتقدند تنها راه متوقف کردن ترامپ، رسیدن به نقطه گریز هسته‌ای و ایجاد یک موازنه وحشت است. با این حال، تحلیل‌گران هشدار می‌دهند که این اقدام می‌تواند به جای بازدارندگی، به عنوان کاتالیزور حمله نهایی واشینگتن عمل کند.

۳. حذف ارز ترجیحی و اقتصاد کوپنی

راهبرد حذف ارز ترجیحی که با هدف تاب‌آوری در برابر مدل ونزوئلایی اتخاذ شده، به دنبال حفظ بقای فیزیکی نظام در سایه قطع درآمدهای نفتی است. با این حال، با توجه به وضعیت اقتصادی کنونی، پایداری این راهبرد به شدت زیر سوال است.


راهکارهای کاربردی برای فعالان اقتصادی و سرمایه‌گذاران

در شرایطی که اقتصاد ایران عمیق‌ترین بحران تاریخ معاصر خود را تجربه می‌کند، فعالان اقتصادی باید از مدل‌های سنتی سرمایه‌گذاری عبور و به سمت مهندسی حفظ سرمایه، حرکت کنند.

در این شرایط، نقدینگی پادشاه است. فعالان اقتصادی باید حداقل ۳۰ درصد از دارایی خود را به صورت نقد یا شبه‌نقد (ارز و طلا) برای هزینه‌های اضطراری نگهداری کنند. همچنین با توجه به افزایش ۲۰ درصدی دعاوی حقوقی در زمان بحران، بازنگری در تمامی قراردادهای تجاری و استفاده از مشاوره‌های حقوقی برای جلوگیری از ورشکستگی ناشی از نوسانات ناگهانی ارز الزامی است.


بنابر گزارش ما، نبرد ایران و ایالات متحده در سال ۲۰۲۶ از یک تضاد دیپلماتیک به یک جنگ وجودی تبدیل شده است. ترامپ با تلفیق ضربات نظامی به تاسیسات هسته‌ای، محاصره اقتصادی به سبک ونزوئلا و بهره‌برداری از شکاف‌های عمیق اجتماعی، تهران را در یک تله چندبعدی، قرار داده است.

آینده این بحران در کوتاه‌مدت به دو فاکتور بستگی دارد؛ اول، توانایی حاکمیت در کنترل موج‌های اعتراضی پس از ۱۸ دی و دوم، تصمیم نهایی واشینگتن برای عبور از ضربات جراحی به سمت مداخله نظامی گسترده‌تر در صورت شکست مدل اقتصادی (که فعلا گزینه دوم بعید به نظر می‌رسد). برای فعالان اقتصادی، سال ۲۰۲۶ سال بقا است و نه انباشت ثروت. 


دسته بندی: جهان / اقتصادی / اسلاید
تبلیغ

نظر شما

  • نظرات ارسال شده شما، پس از بررسی و تأیید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
نام شما : *
ایمیل شما :*
نظر شما :*
کد امنیتی : *
عکس خوانده نمی‌شود
برای کد جدید روی آن کلیک کنید