سید خلیل موسوی نیا| نهادهای بینالمللی مانند سازمان ملل و شورای امنیت، به دلیل وتوی قدرتهای دائم عضو، توان عملگری واقعی ندارند، در صورتی که روسیه و چین از اقدامات تحریمی علیه ایران حمایت نکنند، که به وضوح نمیکنند، هیچ قطعنامهای نمیتواند تصویب شود. این واقعیت، فضایی را برای ایران فراهم میکند تا در صورت خروج از NPT، تحت فشار بینالمللی واقعی قرار نگیرد. در عمل، ایران اکنون در موقعیتی قرار دارد که هیچ چیز برای از دست دادن ندارد؛ همچنین باید توجه داشت در دنیای امروز، که به یک جهان پساقانون تبدیل شده است، سلاح هستهای به عنوان «راهبردی برای حفظ وضع موجود و دستیابی به صلح» عمل میکند.
به گزارش میار، ایران، این سرزمین کهن با تاریخی پرفراز و نشیب و ملتی صبور و مقاوم، بارها طی تاریخ درگیر نبردهای نابرابر و تهدیدات وجودی بوده است اما این بار، زخمهای کهنه با داغ نبردی تازه از نو سر باز کرده است. نبرد ۱۲ روزه ژوئن ۲۰۲۵، صرفاً یک رویارویی نظامی نبود، بلکه چکیده و نتیجه منطقی یک راهبرد دیپلماتیک و امنیتی بود که مقابل دشمنان قسمخورده ایران، ناکارآمدی خود را به تلخترین شکل ممکن به نمایش گذاشت. این واقعه، نه یک جنگ اتفاقی، بلکه نتیجه منطقی دههها سیاست مبتنی بر «ابهام» بود که نهایتاً به جای بازدارندگی، به تجاوز ختم شد. حال، در شرایطی که کشور از درون با مشکلات عمیق اقتصادی و اجتماعی و از بیرون با تهدیدات آشکار نظامی و تجزیهطلبانه مواجه است، این پرسش بنیادین مطرح میشود که آیا برای حفظ تمامیت ارضی، ثبات داخلی و اقتدار ملی، راهکاری جز بازدارندگی قاطع و غیرقابل انکار هستهای باقی مانده است؟
نبرد ۱۲ روزه؛ شکست بازدارندگی در پرتو ابهام
روایتی تلخ از یک تجاوز برنامهریزیشده
بامداد ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ (۱۳ ژوئن ۲۰۲۵)، اسرائیل با حمله هوایی گسترده به تأسیسات هستهای، پایگاههای نظامی و حتی مناطق مسکونی ایران، جنگ ۱۲ روزه را آغاز کرد. هدف اعلامی اسرائیل، نابودی کامل برنامههای هستهای و موشکی ایران، تغییر ساختار سیاسی کشور و کاهش تهدیدات منطقهای بود. این حملات، که با حمایت و همکاری مستقیم آمریکا انجام شد، فراتر از اهداف نظامی، مناطق مسکونی، زیرساختهای انرژی و ساختمانهای رسانهای را نیز در بر گرفت. روز دهم نبرد، ارتش آمریکا با بمباران مستقیم تأسیسات نطنز، فردو و اصفهان، آشکارا به این درگیری وارد شد و از تجاوز اسرائیل حمایت کرد.
پیامدهای این تجاوز بسیار سنگین بود. بر اساس گزارشهای رسمی و بینالمللی، بیش از ۱۰۰۰ نفر از ایرانیان، از جمله فرماندهان ارشد نظامی، دانشمندان هستهای و حدود ۱۵۰ زن و کودک، به شهادت رسیدند. این جنگ با درخواست رسمی آمریکا برای آتشبس پایان یافت و تحلیلگران آن را «شکست راهبردی اسرائیل» به دلیل عدم تحقق کامل اهدافش توصیف کردند. با این حال، این شکست راهبردی دشمن به معنای بیهزینه بودن این نبرد برای ایران نبود و خسارات مادی و معنوی گستردهای به کشور وارد شد؛ از ویرانی زیرساختها تا تشدید بحرانهای داخلی.
معیار | ایران | اسرائیل |
|---|---|---|
تعداد کشتهشدگان (نظامی و غیرنظامی) | ۱۱۰۰ تا ۱۰۰۰ نفر | ۲۸ نفر |
تعداد زخمیها | ۴۷۴۶ نفر | ۳۲۳۸ نفر |
خسارات اقتصادی (بورس) | شاخص بورس ۱۵ درصد کاهش یافت | شاخص بورس مقاومت کرد و رشد داشت |
هزینههای نظامی | منابع عمومی به بخش نظامی منتقل شد | ۸.۷ میلیارد دلار هزینه نظامی |
خسارات به زیرساختها | تأسیسات هستهای و انرژی، ساختمانها، زیرساختهای غیرنظامی | ساختمانهای مسکونی، پالایشگاهها، مراکز نظامی |
هزینه اقتصادی و اجتماعی یک استراتژی شکستخورده
این جنگ علاوه بر خسارات جانی، پیامدهای اقتصادی ویرانگری بر کشور داشت. در اولین روزهای جنگ، بازار ارز دچار شوک شدیدی شد و قیمت دلار افزایش یافت. این افزایش، ناشی از نگرانی عمومی نسبت به آینده اقتصادی و فرار گسترده سرمایه از بازارهای داخلی بود. بازار بورس تهران نیز به شدت تحت تأثیر قرار گرفت و شاخص کل بورس طی ۱۲ روز جنگ بیش از ۱۵ درصد افت کرد – طبق برخی منابع، بیش از ۲۵۰ هزار واحد کاهش یافت. این فشارها بر معیشت مردم تأثیر مستقیم گذاشت؛ نرخ تورم نقطهای به ۶۵ درصد رسید و مشکلات زنجیره تأمین، قیمت کالاهای اساسی را به شدت افزایش داد.
پیوند میان سیاست «ابهام هستهای» و این خسارات داخلی، یک حقیقت تلخ را آشکار میسازد. در دهههای گذشته، این سیاست به عنوان یک ابزار بازدارندگی هوشمندانه تلقی میشد اما در عمل، این ابهام به یک ریسک حیاتی تبدیل شد. دشمنان ایران، به دلیل عدم شفافیت در خصوص توانمندیهای نهایی هستهای، به این نتیجه رسیدند که هزینه حمله به ایران قابل تحمل است. آنها میتوانند با حملات هوایی و استراتژی «چمنزنی»، زیرساختهای هستهای ایران را به صورت دورهای تضعیف کنند و با ایجاد شوک اقتصادی و روانی، بیثباتی داخلی را تشدید کنند. این در حالی است که چنین استراتژیای در برابر یک قدرت هستهای علنی، به دلیل تهدید به پاسخ متقابل هستهای، ناممکن بود. بنابراین، نبرد ۱۲ روزه بیش از آنکه نماد قدرت دشمن باشد، نتیجه ضعف راهبرد بازدارندگی ایران بود.
منطق هستهای شدن در جهان پساقانون
بازدارندگی هستهای؛ آخرین پناهگاه صلح
مفهوم بازدارندگی (Deterrence) یک نظریه کلیدی در امنیت بینالملل است که هدف آن جلوگیری از جنگ با افزایش هزینه تجاوز برای دشمن است. این نظریه بر این فرض استوار است که دولتها با محاسبه سود و زیان تصمیم میگیرند و اگر هزینه حمله بیش از سود آن باشد، از آن صرفنظر خواهند کرد. در دنیای امروز، که به یک «جهان پساقانون» تبدیل شده است، هنجارهای بینالمللی توسط قدرتهای بزرگ نادیده گرفته میشوند. در چنین شرایطی، سلاح هستهای به عنوان «راهبردی برای حفظ وضع موجود و دستیابی به صلح» عمل میکند. لورنس فریدمن، نظریهپرداز بازدارندگی، تاکید میکند که بازدارندگی تنها زمانی موفق است که طرف مقابل، تهدید را جدی بگیرد و از آن بیمناک باشد. همین امر، دلیل اصلی ناکامی بازدارندگی مبهم ایران در برابر حملات پیشگیرانه اسرائیل و آمریکا بود.
مطالعه موردی؛ درسهای پاکستان و هند
تجربه پاکستان و هند نمونهای عینی از کارکرد
این دو کشور از زمان استقلال در سال ۱۹۴۷ تاکنون بارها با یکدیگر جنگیدهاند اما از دهه ۱۹۹۰ و پس از دستیابی هر دو کشور به توانایی هستهای، با وجود تنشهای مداوم و بحرانهای نظامی متعدد (مانند بحران ماه مه ۲۰۲۵)، از وقوع یک جنگ تمامعیار اجتناب شده است.
معیار | راهبرد ایران (تا پیش از نبرد ۲۰۲۵) | راهبرد پاکستان |
|---|---|---|
وضعیت NPT | عضو | غیرعضو |
هدف اعلامی برنامه | صلحآمیز | نظامی |
رفتار در برابر تهدیدات متعارف | استراتژی «ابهام هستهای» و پاسخهای غیرخطی | اعلام علنی تواناییهای هستهای «غیرقابل نقض» |
تأثیر بر اقتصاد داخلی | بیثباتی، فرار سرمایه و افزایش ریسک سرمایهگذاری | ایجاد موازنه ثبات در برابر برتری نظامی متعارف هند |
پیامد در برابر دشمنان هستهای | نبرد ۱۲ روزه و حملات پیشگیرانه | جلوگیری از جنگ تمامعیار و مدیریت بحران |
هند و پاکستان، هر دو دارای زرادخانههای هستهای مشابهی هستند (حدود ۱۶۰-۲۰۰ کلاهک). تجربه آنها نشان میدهد که اعلام علنی توان هستهای، هزینه هرگونه حمله پیشگیرانه یا تهاجمی از سوی یک قدرت برتر را به قدری بالا میبرد که از تبدیل شدن درگیری به جنگی تمامعیار جلوگیری میکند. پاکستان با استراتژی اعلامی خود مبنی بر «غیرقابل نقض» بودن قابلیتهای هستهایاش، توانسته در برابر برتری نظامی متعارف هند، موازنهای پایدار ایجاد کند. بنابراین، دستیابی به توانایی هستهای نه تنها جنگ را آغاز نمیکند، بلکه به ابزاری برای «مهار بحران» و «حفظ صلح» تبدیل میشود.
جبهه داخلی و خارجی؛ شبکهای از تهدیدات چندوجهی
تهدیدات منطقهای و ادعاهای واهی
ایران امروز با تهدیدات چندگانه و هدفمندی از سوی همسایگان خود روبرو است که با چراغ سبز قدرتهای فرامنطقهای انجام می شود. به عنوان مثال، تلویزیون دولتی باکو به کرات خواستار «آزادی آذربایجان شمالی» (مناطق شمال غربی ایران) شده و این ادعا را گامی برای تحقق «جهان ترک» میداند. همچنین، در جریان جنگ ۱۲ روزه، گزارشهای متعددی از سوی کارشناسان و حتی مرزنشینان منتشر شد که نشان میداد اسرائیل از خاک جمهوری آذربایجان برای حملات هوایی خود به ایران استفاده کرده است؛ مسیری که جمهوری آذربایجان رسماً در مذاکره با مقامات ایران آن را تکذیب کرده بود. همچنین، وزیر خارجه ترکیه نیز به طور علنی ایران را تهدید کرد که اگر ایران از گروههایی در کشورهای دیگر حمایت کند، ترکیه نیز از «تروریستها در ایران» حمایت خواهد کرد. این تهدیدات صرفاً لفظی نیستند، بلکه بخشی از یک استراتژی بزرگ برای تضعیف تمامیت ارضی و انسجام ملی ایران هستند که به دنبال فعالسازی گسلهای قومی داخل کشور است. افغانستان نیز با ادعاهای تاریخی بر مناطق شرقی ایران، به این زنجیره میپیوندد، در حالی که طالبان با حمایتهای خارجی، تنشهای مرزی را تشدید میکنند.
جنگ رسانهای و نقش دشمنان خارجی در اعتراضات داخلی
دشمنان ایران، یک جنگ ترکیبی را علیه کشور به راه انداختهاند که در آن، اهداف نظامی، اقتصادی، رسانهای و اجتماعی به هم پیوند خوردهاند. رسانههای خارجی نقش مهمی در دامن زدن به این جنگ دارند. به عنوان مثال، شبکه «ایران اینترنشنال» متهم است که از آغاز فعالیت، در «جنگ روانی اپوزیسیون های خارج نشین» علیه ایران نقش فعالی ایفا کرده و در جریان نبرد ۱۲ روزه، به تریبون تبلیغات جنگی اسرائیل و آمریکا علیه ایران تبدیل شده است. این شبکه با «هدایت اغتشاشات» و «قهرمانسازی» از اغتشاشگران، به دنبال ایجاد هرجومرج و القای ناامنی در کشور است. این اقدامات با حمایت برخی کشورهای منطقه مانند عربستان سعودی انجام می شود، که از اظهارات ضدایرانی مقامات آمریکایی حمایت کرده و خواستار مقابله با ایران شده است. در این جنگ ترکیبی، تحریمهای اقتصادی (سیاست «فشار حداکثری» آمریکا) یک محیط خارجی خصمانه ایجاد میکند و رسانههای خارجی از آن برای تحریک ناآرامیهای داخلی بهره میبرند. رد پای این دخالتها در اعتراضات گسترده هر چند سال یک بار، از سال ۱۳۹۶ تا کنون، مشهود است، جایی که رسانههایی مانند اینترنشنال با اخبار تحریکآمیز، نارضایتی اقتصادی یا اجتماعی را به شورش سیاسی تبدیل میکنند. در نهایت، ضعف اقتصادی و نارضایتیهای مردمی، خوراک این رسانهها را فراهم میآورد. تنها راه شکست این چرخه معیوب، دستیابی به یک ابزار بازدارندگی است که بتواند تمامی اجزای این تهدید را همزمان خنثی کند.
هزینههای سنگین NPT؛ از برجام تا تحریمهای بیاثر
پیمانی که از ایران محافظت نکرد
حقیقت تلخ این است که عضویت ایران در معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) نتوانست از منافع حیاتی و امنیت ملی کشور در برابر تجاوز خارجی محافظت کند. آژانس بینالمللی انرژی اتمی، به عنوان بازوی نظارتی NPT، مقابل حملات اسرائیل و آمریکا به تأسیسات هستهای ایران سکوت کرد و حتی متهم به انتقال اطلاعات به کشورهای متخاصم شده است. این حملات در شرایطی رخ داد که ایران به تعهدات خود نسبت به NPT عمل میکرد. در واقع، دنیای امروز، پایبندی به این پیمان نه تنها برای ایران مزایایی نداشته، بلکه به یک تهدید تبدیل شده است. این پیمان از یک سو دسترسی ایران به بازدارندگی نهایی را محدود میکند و از سوی دیگر بهانهای برای بازرسان آژانس فراهم میکند تا اطلاعات حساس را به دشمنان منتقل کنند؛ همانند آنچه در ترور دانشمندان هستهای ایران رخ داد.
خروج از NPT؛ یک تصمیم حقوقی در دنیای واقعی
خروج از NPT بر اساس ماده ۱۰ این معاهده، در صورتی که منافع حیاتی یک کشور عضو به طور جدی تهدید شود، یک تصمیم کاملاً حقوقی است. کره شمالی نیز با استناد به همین ماده از پیمان خارج شد. منتقدان این ایده، خروج از NPT را موجب تشدید تحریمها و ایجاد بهانهای برای حمله نظامی پیشگیرانه میدانند اما این دیدگاه، واقعیت وضعیت فعلی ایران را نادیده میگیرد. در شرایطی که ایران از پیش تحت سختترین تحریمهای ممکن و تهدیدات نظامی قرار دارد، وضعیت اقتصادی کشور از این بدتر نخواهد شد. تحریمهای آمریکا از پیش فراتر از هرگونه تحریم بینالمللی بوده است. در مقابل، خروج از NPT، توانایی ایران برای دستیابی به بازدارندگی نهایی را آزاد می کند و به کشور امکان میدهد تا با موضعی قدرتمندتر به میز مذاکره بازگردد؛ مشابه آنچه کره شمالی انجام داد و اکنون در مذاکرات با آمریکا دست بالا را دارد اگرچه دیگر علاقه به مذاکره با آمریکای جهانخوار ندارد.
تحلیل وضعیت حقوقی ایران در معاهده NPT و پیامدهای خروج از آن
معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) به عنوان یکی از بنیادیترین اسناد حقوق بینالمللی در حوزه کنترل تسلیحات، هدف اصلی خود را بر محدودسازی انتشار سلاحهای هستهای قرار داده است. این معاهده که از سه ستون اصلی تشکیل شده است (غیرانتشار، کاهش تسلیحات هستهای و استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای) تعهدات قانونی مشخصی را برای اعضای خود تعریف میکند. جمهوری اسلامی ایران به عنوان عضو غیرمسلح هستهای این معاهده، موظف است تمام فعالیتهای هستهای خود را تحت نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) قرار دهد و از انجام اقداماتی که میتواند به توسعه سلاح هستهای منجر شود، خودداری کند. با این حال، گزارشهای متعدد IAEA مدعی می شود که ایران در چهار مکان مختلف فعالیتهای هستهای بدون اطلاع سازمان انجام داده است.
طبق ادعاهای منتشر شده توسط IAEA در سال ۲۰۲۵، ایران مواد هستهای را در مکانهایی مانند ورامین، مریوان و تورقوز آباد بدون گزارش کردن به آژانس ذخیره کرده است. این موضوع نه تنها نشاندهنده عدم انطباق ایران با الزامات NPT است، بلکه موجب شده است که IAEA قادر به تأیید صلحآمیز بودن برنامه هستهای ایران نباشد و البته که ایران نیز مدعی خرابکاری در این مکان ها است و حتی در این زمینه مستنداتی نیز به آژانس تحویل داده است. افزایش موجودی اورانیوم غنیشده، U-235 ، به ۶۰٪، که در گزارشهای اخیر به آن اشاره شده است، نگرانیهای جدی درباره احتمال استفاده نظامی از فناوری هستهای ایران را تشدید کرده است. این امر به ویژه در شرایطی که ایران از فوریه ۲۰۲۱ دیگر تعهدات خود را تحت توافق برجام (JCPOA) اجرا نکرده است، اهمیت بیشتری پیدا میکند.
خروج از NPT به عنوان یک حق قانونی بر اساس ماده ۱۰ این معاهده، به اعضا اجازه میدهد در صورتی که امنیت ملی خود را تهدید شده بدانند، از معاهده خارج شوند. مقایسه وضعیت حقوقی ایران با کشورهای غیرعضو NPT مانند کره شمالی نشان میدهد که خروج از این پیمان میتواند به عنوان یک «پیشزمینه» برای توسعه سلاح هستهای تلقی شود. کره شمالی در سال ۲۰۰۳ از NPT خارج شد و اکنون حدود ۵۰ سلاح هستهای دارد. این موضوع تأثیرات مشابهی را برای ایران پیشبینی میکند، بهویژه اگر کشورهای منطقه مانند عربستان سعودی و ترکیه به دنبال ایجاد تعادل با ایران باشند. این امر میتواند به یک رقابت هستهای منطقهای منجر شود که پایداری بینالمللی را تهدید کند.
واکنشهای بینالمللی به خروج ایران از NPT احتمالاً تحت تأثیر شرایط فعلی سیاسی جهانی قرار خواهد گرفت. طبق گزارشها، شورای امنیت سازمان ملل احتمالاً اقداماتی مانند تحریمها یا الزامات نظارتی را برای مقابله با این موضوع تصویب نخواهد کرد. علاوه بر این، روسیه که تنها کشور فعال در همکاریهای هستهای با ایران است، به دلیل روابط عمیقتر با این کشور، احتمالاً فشار زیادی بر ایران وارد نخواهد کرد. این موضوع نشان میدهد که تحریمهای بینالمللی پس از خروج از NPT ممکن است کارآمد نباشند.
خروج از NPT میتواند اثرات اقتصادی و اجتماعی قابل توجهی داشته باشد. با توجه به گزارشها، احتمال اعمال تحریمهای جدید پس از خروج از NPT کم است اما این امر میتواند بازارهای داخلی ایران را تحت فشار قرار دهد. علاوه بر این، تصمیم به توسعه سلاح هستهای ممکن است اعتراضات داخلی را تشدید کند و اعتماد عمومی به دولت را کاهش دهد. این موضوع نشان میدهد که تصمیمات هستهای نه تنها بر امنیت خارجی، بلکه بر ثبات داخلی نیز تأثیر میگذارند.
تأثیر تصمیمگیری هستهای بر ثبات داخلی و اعتماد عمومی در ایران
در سالهای اخیر، اعتراضات داخلی در ایران که به طور مکرر و با فواصل سه ساله رخ دادهاند، به نشانهای از تنشهای اجتماعی-سیاسی در کشور تبدیل شدهاند. این اعتراضات، که به دلایل مختلفی از جمله شرایط اقتصادی دشوار شکل گرفتهاند، به عنوان زمینهای حساس در تحلیل ثبات داخلی قلمداد میشوند و البته که مقدمات این شرایط اقتصادی نیز دشمن ها و معاندان هستند که با اعمال تحریم های پیوسته و پاره کردن برجام، فشار اقتصادی به نظام و مردم را افزایش داده اند (به قول خودشان فشار حداکثری). رسانههای خارجی مانند بیبیسی فارسی و شبکههای بینالمللی دیگر، اغلب از این اعتراضات برای تحریک ناآرامیهای بیشتر استفاده کردهاند، که این موضوع میتواند به تضعیف ساختارهای داخلی و کاهش اعتماد عمومی به دولت منجر شود.
تصمیمگیری در حوزه هستهای، به ویژه در پیشرفتهای اخیر ایران در زمینه غنیسازی اورانیوم، نقش مهمی در شکلگیری اعتماد عمومی و ثبات داخلی ایفا میکند. افزایش ظرفیت غنیسازی اورانیوم به سطح ۶۰٪ و تولید قابل توجه موجودی اورانیوم غنیشده، نشاندهنده پیشرفت فنی ایران در این حوزه است. این پیشرفتها، اگرچه میتوانند منجر به تشدید تنشهای بینالمللی شوند اما از سوی دیگر میتوانند به عنوان ابزاری برای افزایش اعتماد عمومی به توانمندیهای داخلی کشور عمل کنند. دستیابی به بازدارندگی هستهای به معنای افزایش امنیت خارجی است که به طور غیرمستقیم بر امنیت داخلی نیز تأثیر مثبتی دارد.
بررسی گزارشهای منتشر شده توسط آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) نشان میدهد که ایران از فوریه ۲۰۲۱ دیگر تعهدات هستهای خود را تحت توافقنامه برجام (JCPOA) اجرا نکرده است. این موضوع باعث شده که IAEA دسترسی به برخی از فعالیتهای حیاتی مانند نظارت بر تولید آب سنگین و ذخایر سانتریفیوژ را از دست بدهد. از دست رفتن این دسترسی، نه تنها شفافیت برنامه هستهای ایران را تحت الشعاع قرار داده است، بلکه میتواند به عنوان عاملی برای تشدید تنشهای داخلی نیز عمل کند. عدم وجود شفافیت در تصمیمگیریهای هستهای، میتواند اعتماد عمومی به دولت را کاهش دهد و زمینهساز بیاعتمادیهای عمیقتر در سطح جامعه شود.
از سوی دیگر، دستیابی به بازدارندگی هستهای میتواند به عنوان ابزاری برای افزایش اعتماد عمومی عمل کند. این امر به ویژه در مواجهه با تهدیدات خارجی، مانند تحریمهای اقتصادی و فشارهای سیاسی، اهمیت بیشتری پیدا میکند. افزایش ظرفیت غنیسازی اورانیوم به سطح ۶۰٪، نشاندهنده پیشرفت فنی ایران در زمینه غنیسازی اورانیوم است. این پیشرفتها میتوانند به عنوان نشانهای از توانمندیهای علمی و فناوری کشور مطرح شوند و به افزایش اعتماد عمومی به دولت کمک کنند. این اعتماد، در صورت مدیریت صحیح و ارائه شفاف اطلاعات، میتواند به کاهش تنشهای داخلی و افزایش ثبات اجتماعی منجر شود.
تأثیر تحریمهای اقتصادی بر ایران و نقش بازدارندگی هستهای در رفع آنها
تحریمهای اقتصادی به عنوان یکی از ابزارهای سیاست خارجی، به ویژه در مورد ایران، نقش مهمی در شکلدهی به روابط بینالمللی و وضعیت داخلی کشور ایفا کردهاند. از سال ۲۰۱۸ تا دسامبر ۲۰۲۴، تحریمهای اعمالشده علیه ایران نه تنها منجر به افزایش مشکلات اقتصادی مانند تورم و فرار سرمایه شدهاند، بلکه تحت تأثیر این فشارها، تصمیمگیریهای استراتژیک ایران در حوزه فناوری هستهای نیز تغییرات قابل توجهی پیدا کرده است. این تحریمها که در ابتدا به عنوان اهرمی برای تحمیل تغییرات سیاسی طراحی شده بودند، ظاهراً نتوانستهاند اهداف خود را به طور کامل به انجام برسانند.
تحلیلهای دقیق نشان میدهد که تحریمها تأثیرات منفی عمیقی بر اقتصاد ایران داشتهاند. افزایش نرخ تورم، کاهش سرمایهگذاری خارجی و محدودیت دسترسی به بازارهای جهانی از جمله این تأثیرات هستند. بر اساس گزارش آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA)، ایران در واکنش به تحریمها، سطح غنیسازی اورانیوم خود را از ۳٫۵٪ به بیش از ۶۰٪ افزایش داده و ذخایر اورانیوم غنیشده خود را به حدود ۸۳۰۰ کیلوگرم رسانده است. این اقدامات نشان میدهد که تحریمها نه تنها ایران را به تسلیم سیاسی وادار نکردهاند، بلکه عکس عمل کرده است و فعالیتهای هستهای این کشور را تشدید کردهاند. این موضوع به وضوح بیانگر این است که رویکرد تحریممحور بدون پاداش مشخص، نتوانسته است ایران را به تغییر سیاستهایش وادارد.
با وجود این، دستیابی ایران به بازدارندگی هستهای میتواند به عنوان یک نقطه عطف در روابط بینالمللی عمل کند. بازدارندگی هستهای به این معناست که ایران بتواند با توسعه فناوریهای پیشرفته هستهای و دستیابی به توانمندیهای دفاعی، خود را در برابر تهدیدات خارجی مقاوم کند. در این شرایط، تحریمهای اقتصادی ممکن است به مرور زمان بیاثر شوند و ایران قادر به بازگشت به صحنه اقتصاد جهانی شود. این تحول میتواند به یک موقعیت دیپلماتیک قویتر برای ایران منجر شود و تعاملات اقتصادی با دیگر کشورها را تسهیل کند.
تأثیر تصمیمگیری هستهای بر اقتصاد داخلی و بازارهای مالی
در تحلیل تأثیر تصمیمگیری هستهای بر اقتصاد داخلی و بازارهای مالی، نخست باید به بررسی تأثیرات مستقیم جنگها و تنشهای منطقهای پرداخت. یکی از نمونههای شاخص در این زمینه، جنگ ۱۲ روزه است که طی آن بازار بورس ایران دچار کاهش قابل توجهی شد. طبق گزارشهای منتشر شده، شاخص کل بورس طی این دوره حدود ۱۵ درصد کاهش یافت. این افت ناشی از عدم اطمینان سرمایهگذاران نسبت به وضعیت اقتصادی و سیاسی کشور بود که تحت تأثیر تصمیمات و اقدامات نظامی قرار گرفته بود. در چنین شرایطی، نوسانات شدید بازار ارز نیز مشاهده شد که به دلیل تغییر در تقاضا برای دلار آمریکا و نگرانیهای مرتبط با تحریمهای بینالمللی بود.
تصمیمگیری در خصوص توسعه ظرفیتهای هستهای، بهویژه دستیابی به بازدارندگی هستهای، میتواند نقش مهمی در کاهش تنشهای منطقهای و افزایش اعتماد سرمایهگذاران ایفا کند. این موضوع در گزارشهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) به وضوح مطرح شده است. در واقع با توجه به گزارشات متعدد باید گفت نقش بازدارندگی هستهای در کاهش تنشهای منطقهای قابل توجه است. با افزایش اعتماد به سیاستهای خارجی و داخلی یک کشور، سرمایهگذاران داخلی و خارجی تمایل بیشتری به سرمایهگذاری در بخشهای مختلف اقتصادی نشان میدهند. این امر میتواند به کاهش نرخ ارز و افزایش ثبات در بازارهای مالی منجر شود.
علاوه بر این، دستیابی به بازدارندگی هستهای میتواند به عنوان یک ابزار اقتصادی برای جذب سرمایهگذاری خارجی عمل کند. بر اساس این گزارش، رعایت تعهدات NPT توسط ایران میتواند به بهبود روابط بینالمللی و کاهش فشارهای اقتصادی کمک کند. با وجود این، هرگونه تخلف از معاهدات بینالمللی یا افزایش ظرفیتهای غیرمجاز هستهای میتواند عواقب منفی برای اقتصاد کشور داشته باشد. به عنوان مثال، حمله به سایت غنیسازی سوخت نطنز در ژوئن 2025، باعث تخریب زیرساختهای برق و آلودگی شیمیایی و رادیولوژیک درون سایت شد؛ این امر نشاندهنده آسیبپذیری اقتصادی و تکنولوژیکی کشور در برابر فشارهای بینالمللی است.
تحلیل وضعیت ایران در برابر تهدیدات بینالمللی و نقش سلاح هستهای به عنوان بازدارنده
برای مقایسه وضعیت ایران با کشورهای دارای سلاح هستهای و غیرعضو NPT، جدول زیر ارائه شده است. این جدول نشان میدهد که افزایش ظرفیت هستهای چگونه میتواند به عنوان ابزاری برای بازدارندگی عمل کند.
با توجه به اطلاعات موجود در جدول، کشورهایی مانند کره شمالی، هند و پاکستان که دارای سلاح هستهای هستند، توانستهاند از این تسلیحات به عنوان ابزاری برای بازدارندگی استفاده کنند. این موضوع نشان میدهد که دستیابی به سلاح هستهای میتواند به کاهش تنشهای نظامی و ایجاد تعادل منطقهای کمک کند.
واکنشهای بینالمللی به تصمیم ایران برای خروج از پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT)
تصمیم ایران برای خروج از پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) با واکنشهای متفاوتی در سطح بینالمللی مواجه شده است که نشاندهنده تضاد عمیق در نگرش کشورهای مختلف به این موضوع است. کشورهای عضو شورای امنیت، بهویژه ایالات متحده و اعضای اروپایی، بهطور فزایندهای نگران این تصمیم بوده و بررسی تصویب قطعنامهای علیه ایران را در دستور کار قرار دادهاند. این واکنشها عمدتاً بر این اساس استوار است که خروج ایران از NPT میتواند به عنوان پیشدرآمدی برای دستیابی به سلاح هستهای تلقی شود و ثبات منطقهای و بینالمللی را به شدت تهدید کند.
در مقابل، کشورهایی مانند روسیه و چین، با رویکردی متفاوت، بر اهمیت گفتگو و دیپلماسی برای حل این بحران تأکید دارند. روسیه، که تنها کشور فعال در همکاریهای هستهای با ایران است، از اقدامات یکجانبه و تحریمهای جدید دست کشیده و خواستار مذاکره مستقیم با تهران شده است. مسکو معتقد است که افزایش فشار بینالمللی نه تنها ایران را به تسلیم نخواهد رساند، بلکه میتواند به تشدید تنشها و تقویت گرایشهای امنیتی داخلی در تهران منجر شود. چین نیز با تأکید بر «عدم مداخله در امور داخلی کشورها»، خروج ایران از NPT را «واکنشی طبیعی به تهدیدات وجودی» توصیف کرده و بر لزوم بازنگری در رویکردهای تحریمی غرب تأکید دارد.
حقیقت این است که تأثیر واقعی این واکنشها در عمل بسیار محدود است. تحریمهای اقتصادی آمریکا علیه ایران از سال ۲۰۱۸ تاکنون به حدی شدید شدهاند که هیچ تأثیر تازهای نمیتواند داشته باشند. بیش از ۱۵۰۰ نهاد و فرد ایرانی تحت تحریم هستند، صادرات نفت ایران به کمتر از ۵۰۰ هزار بشکه در روز کاهش یافته و دسترسی به سیستم بانکی جهانی تقریباً قطع شده است. در این شرایط، تهدید به «تحریمهای جدید» نه تنها بیمعناست، بلکه نشاندهنده ناتوانی سیاست خارجی آمریکا در ایجاد فشار موثر بر ایران است.
همچنین، اتحادیه اروپا با وجود همراهی سیاسی با آمریکا، از اقدامات یکجانبه خودداری کرده است. کشورهای اروپایی به خوبی میدانند که تشدید تنش با ایران نه تنها برای ثبات منطقه خلیج فارس خطرناک است، بلکه میتواند به افزایش پناهندگان، ناامنی انرژی و تشدید بحران مهاجرتی در جنوب اروپا منجر شود. بنابراین، واکنش اروپا عمدتاً مبتنی بر «نگرانی شدید» و «فراخوان به خویشتنداری» بوده است، بدون اینکه اقدام عملی قابل توجهی را دنبال کند.
نکته حائز اهمیت این است که در دنیای امروز، نهادهای بینالمللی مانند سازمان ملل و شورای امنیت، به دلیل وتوی قدرتهای دائم عضو، توان عملگری واقعی ندارند. در صورتی که روسیه و چین از اقدامات تحریمی علیه ایران حمایت نکنند، که به وضوح نمیکنند، هیچ قطعنامهای نمیتواند تصویب شود. این واقعیت، فضایی را برای ایران فراهم میکند تا در صورت خروج از NPT، تحت فشار بینالمللی واقعی قرار نگیرد. در عمل، ایران اکنون در موقعیتی قرار دارد که هیچ چیز برای از دست دادن ندارد.
بمب اتم؛ کلید امنیت و دروازه ثبات اقتصادی
بازدارندگی علنی؛ تنها راهکار مؤثر در برابر دشمنان
نتیجهگیری قاطع از تمامی مباحث پیشین این است که تنها راه پایان دادن به چرخه تجاوز، ناامنی و تحریم، دستیابی علنی و رسمی به توانایی هستهای است. این راهبرد، بازدارندگی را از یک «ابهام آسیبپذیر» به یک «یقین قاطع» تبدیل میکند. همانطور که برخی از تحلیلگران داخلی به صراحت بیان کردهاند «تنها راه ایران ساخت ۲۰۰ موشک قارهپیما با ۲۰۰ کلاهک هستهای است». این دیدگاه بر این باور است که پس از آن، «تمام دنیا به ایران احترام خواهند گذاشت و سایه جنگ برای همیشه دور میشود». مقایسه با کره شمالی، این استدلال را تقویت میکند. این کشور کوچک با خروج از NPT و ساخت سلاح اتمی توانسته بازدارندگی ایجاد کند، به طوری که آمریکا حتی «جرأت تهدید» این کشور را ندارد.
در سال ۲۰۱۷، دونالد ترامپ کره شمالی را تهدید کرد «نابود خواهد کرد» اما به دلیل دستیابی کره شمالی به موشکهای بالستیک قارهپیما و کلاهکهای هستهای، آمریکا نه تنها از تهدید کردن دست کشید، بلکه رئیسجمهورش به سنگاپور رفت تا با رهبر کره شمالی دیدار کند. این نه یک ضعف آمریکا بود، بلکه نماد قدرت بازدارندگی هستهای بود. این همان چیزی است که ایران نیاز دارد: نه جنگ، نه تجاوز، نه تروریسم دولتی، بلکه یک قدرت راهبردی که هیچ دشمنی جرأت نزدیک شدن به مرزهایش را نداشته باشد.
ثبات اقتصادی از مسیر اقتدار ملی
با دستیابی علنی به بازدارندگی هستهای، معادله قدرت به نفع ایران تغییر میکند. قدرتهای بزرگ دیگر نمیتوانند با تهدید نظامی یا تحریمهای فلجکننده، ایران را مجبور به عقبنشینی کنند. در این شرایط، مذاکرات از یک «چالش یکطرفه» به یک «توافق برد-برد و عادلانه» تبدیل میشود. این رویکرد میتواند به رفع تحریمها منجر شود، که بر اساس پیشبینیها، میتواند ارزش پول ملی را تقویت کند و قیمت دلار را بین ۲۰ تا ۳۰ درصد کاهش دهد. همچنین، سیاست «ابهام استراتژیک» به عنوان یکی از دلایل اصلی فرار سرمایه و قرار گرفتن ایران میان کشورهای پرریسک شناسایی شده است. با دستیابی به بازدارندگی هستهای، این ابهام از بین میرود و ثبات لازم برای جذب سرمایهگذاری خارجی فراهم میشود.
در سالهای گذشته، سرمایهگذاران خارجی از ورود به ایران پرهیز کردهاند، نه به دلیل نداشتن فرصت، بلکه به خاطر «ریسک سیاسی» و «احتمال جنگ» اما هنگامی که ایران به عنوان یک قدرت بازدارنده شناخته شود، این ریسکها به شدت کاهش مییابند. شرکتهای بینالمللی، از اروپا تا آسیا، به دنبال دسترسی به بازار ۸۵ میلیون نفره ایران خواهند بود. این میتواند به رونق صنعت، اشتغالزایی و تثبیت اقتصادی منجر شود.
از غم وطن تا اقتدار ملی
نبرد ۱۲ روزه، نماد تلخ شکست سیاستهای مبتنی بر ابهام بود. در جهانی که قدرت، حرف اول و آخر را میزند و هیچ معاهدهای ضامن امنیت یک ملت نیست، بازدارندگی تنها از طریق اقتدار علنی ممکن است. تهدیدات خارجی از سوی همسایگان و مشکلات داخلی ناشی از فشار اقتصادی، در یک چرخه معیوب به هم پیوستهاند و تنها با یک راهکار قاطع میتوان این چرخه را شکست. تصمیم برای دستیابی به توانایی هستهای، یک انتخاب دشوار اما ضروری است. این انتخاب، بین ماندن در مسیری است که به تجاوز، تحریم و بیثباتی داخلی منجر شده و مسیری است که غرور ملی را باز می گرداند و آینده کشور را برای نسلهای آینده تضمین میکند.
ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به یک خط قرمز نهایی نیاز دارد. بمب اتم، تنها به عنوان یک سلاح نظامی نیست، بلکه یک ضمانت وجودی است. این یک انتخاب انگیزشی نیست، بلکه یک ضرورت بقاست. وقتی همسایگان ادعای سرزمینی دارند، وقتی دشمنان از خاک همسایگان به تأسیسات هستهای ما حمله میکنند، وقتی رسانههای خارجی هر سه سال یک بار علیه نظام اغتشاشات راه می اندازند، وقتی اقتصاد زیر بار تحریمها خرد میشود؛ تنها راه نجات، دستیابی به قدرتی است که هیچکس جرأت چالش کردن آن را نداشته باشد.
این تصمیمی تاریخی است که میهن را از غم رها میسازد و اقتدار را به ارمغان میآورد. مسئولان جمهوری اسلامی، وقت آن رسیده که برای نجات وطن، این گام را بردارید؛ پیش از آنکه دیر شود.
ایران، ایران است. نه یک ملک، نه یک منطقه، نه یک بازی سیاسی. ایران، ملتی است که با غرور زندگی میکند و با اقتدار باقی خواهد ماند، پس همین امروز اقدام کنید پیش از آنکه دیر شود.

