مهاجرت امید در این اوضاع؛
سکوت داخلی، تیتر خارجی/ قطعی اینترنت حتی از نظر امنیتی هم به ضرر ماست!
اسکرین شات از سرچ گوگل برای عبارت جلد جدید مجله تایم درباره کوه اجساد معترضان در ایران است، این طراحی توسط معاندان نظام انجام شده و فیک است اما در فضای مجازی به شدت وایرال شده است
سید خلیل موسوی نیا| صلاح مملکت، در شنیدن صدای مردم، در اعتمادسازی، در روایتگری صادقانه و در گشودن پنجرههای ارتباطی به جهان است، این راهی است که باید با خرد جمعی و عزم ملی در پیش گرفت؛ راهی که پایانی جز عزت و سربلندی ایران عزیز نخواهد داشت.
به گزارش میار، در جهانی که هر کلیک میتواند دریچهای به روایتی متفاوت باشد، جبههای نامرئی از کلمات و تصاویر در حال شکلگیری است. جبههای که سلاحش دادههای دستکاریشده و هدفش، ذهن و قلب ملتهاست. این روزها، اگر نام ایران را در موتورهای جستجوی بینالمللی جستجو کنید، با انبوهی از تیترهای عجیب و دور از واقعیت مواجه میشوید؛ از ادعاهای غیرمستند درباره "کوه اجساد" تا گزارشهای اغراقآمیز درباره فروپاشی زیرساختها و قحطی سراسری در ایران! اما حقیقت، روایتی دیگر دارد.
نمایی از سرچ تصاویر گوگل برای عبارت اعتراضات ایران
آمارهای بیصاحب و روایتهای بیمأخذ
مرور رسانههای بینالمللی در روزهای اخیر، مجموعهای از ادعاهای عجیب را پیش روی مخاطب قرار میدهد؛ از "کوه اجساد" تا "قحطی مواد غذایی" و "فروپاشی داخلی" اما پرسش اصلی اینجاست؛ این آمارها بر چه اساسی ارائه میشوند؟ منابع این اطلاعات کدامند؟ و چگونه میتوان صحت و سقم آنها را بدون دسترسی به محل وقوع حوادث مورد ادعا، ارزیابی کرد؟
نمایی از سرچ تصاویر گوگل برای عبارت اعتراضات 2026 ایران
نکته قابل تأمل، اعتراف خود همین رسانهها به غیرقابل راستیآزمایی بودن آمارهای ارائهشده است. وقتی عدد "چهل هزار کشته" بدون کوچکترین سند قابل اتکایی اعلام میشود، نه تنها اعتبار آن رسانه، که اعتبار کل مکتب خبرنگاری غربی زیر سؤال میرود.
خودزنی ارتباطی یا اقتدار حاکمیتی؟
در این میان، پرسشی اساسی مطرح میشود؛ آیا محدودیتهای دسترسی به دادههای داخلی برای رسانههای خارجی، به نوعی خودزنی ارتباطی تبدیل نشده است؟ وقتی گوگل به دیتاسنترهای ایرانی دسترسی ندارد، طبیعی است که تنها روایت موجود برای جستجوگران جهانی، روایت رسانههای خارجی خواهد بود.
این موضوع باعث شده تا چهرههای شناخته شده جهانی مانند خوانندگانی که کمترین اطلاعی از واقعیتهای ایران دارند (دعا لیپا خواننده مسلمان آمریکایی)، بر اساس همین منابع ناقص، موضع بگیرند و دعوت به اقدام کنند. اینجاست که هزینه محدودیت دسترسی، به ازای بینالمللی شدن روایتهای یکسویه، به جامعه ایرانی تحمیل میشود.
بحران اعتماد و گسل ارتباطی
در اعتراضات آمریکا، شهروندان با آرامش و اطمینان، تصاویر را ثبت و به رسانههای داخلی خود منتقل میکنند اما در ایران شهروندان با موبایل، تصاویری میگیرند که اغلب به رسانههای خارجی میفرستند. ریشه این تفاوت کجاست؟ آیا بخشی از این مسئله به بحران اعتماد بازنمیگردد؟
نمایی از سرچ تصاویر ذره بین برای عبارت اعتراضات 2026 ایران
اولویتهای نامتعارف
در چنین فضای پیچیدهای، گاهی اولویتبندیهای رسانهای نیز جای پرسش دارد. وقتی دشمن پشت مرزها ایستاده و کشور با چالشهای متعدد امنیتی و اقتصادی روبروست، تمرکز بر مسائل حاشیهای مانند چگونگی پوشش متهمان در دادگاهها (چادر داشتن یا نداشتن متهم زن و امثالهم)، نه تنها کمکی به حل مسائل اصلی نمیکند، که گاه به تشدید گسلهای اجتماعی نیز دامن میزند.
راه برونرفت
صلاح مملکت خسروان دانند اما خسروان امروز نیازمند شنیدن نجوای مردمند. ایران، این کشتی استوار در طوفانهای منطقهای، بیش از هر زمان دیگری نیازمند همبستگی ملی و اعتماد عمومی است. اعتمادی که با شفافیت، صداقت و گشودگی درهای ارتباطی به روی جهانیان تقویت میشود.
چه میشود اگر به جای تمرکز بر حاشیهها، به متن زندگی مردم بپردازیم؟ چه میشود اگر روایتگری ما نه از موضع دفاعی، که از موضع فعال و پیشدستانه باشد؟ جهان امروز، جهان روایتهاست. هر که روایت بهتری ارائه کند، قلبها و ذهنها را فتح کرده است.
صلاح مملکت، در شنیدن صدای مردم، در اعتمادسازی، در روایتگری صادقانه و در گشودن پنجرههای ارتباطی به جهان است. این راهی است که باید با خرد جمعی و عزم ملی در پیش گرفت؛ راهی که پایانی جز عزت و سربلندی ایران عزیز نخواهد داشت.



