پنج شنبه، 25 تیر 1405
پایگاه خبری میار » اجتماعی » جهان » چرا ترامپ دنیا را سر کار گذاشته است!؟

واقعیت ابهام راهبردی آمریکا در برابر ایران؛

چرا ترامپ دنیا را سر کار گذاشته است!؟

0
29
کد خبر: 74845

سید خلیل موسوی نیا| ایران و ایرانیان بارها نشان داده‌اند که در تنگناهای عظیم، تاب‌آوری جمعی و منابع درونی خود را فعال می‌کنند؛ مقابل نمایش‌ها و تهدیدهایی که بیش از آنکه راهکار باشند، آزمونی برای پایداری هستند، پاسخ هوشمندانه و مسئولانه می‌تواند امنیت واقعی را بازتولید کند، امنیتی که از دل توسعه اقتصادی، مشارکت اجتماعی و شفافیت حکمرانی بیرون می‌آید، نه از هیمنه لحظه‌ای قدرت نمایشی.

به گزارش میار، تهران، واشینگتن و تل‌آویو روی میزی نشسته‌اند و هرکدام کارت‌های خود را رو می‌کنند اما کارت «نابودی فوری حاکمیت» که بارها در سخنرانی‌ها و تهدیدها مطرح شده بود، هرگز رو نشده است؛ آنچه مانده؛ تهدیدهای بلند، مانورهای نظامی پرسروصدا و بازاری متزلزل است که صدای نگرانی شهروندان و سرمایه‌گذاران را بلندتر کرده است.

چرا دوازده روز کافی نبود؟

در جریان جنگ دوازده‌روزه‌ای که در تابستان گذشته شعله‌ور شد، دولت آمریکا همراه و در کنار اسرائیل نقش‌آفرینی کرد و ضرباتی به تاسیسات هسته‌ای وارد آمد؛ خبری که خود رئیس‌جمهور آمریکا آن را در اظهارنظرهایش بازتاب داد. 

با این‌همه، تحلیل‌های فنی و گزارش‌های ارزیابی نشان می‌دهد ویرانی برخی تأسیسات و تجهیزات انجام شد اما انباشت اورانیوم و ظرفیت‌های بازسازی، یا لااقل ابهام درباره میزان نابودی کامل برنامه، همچنان محل اختلاف و تردید کارشناسان است. این نکته، پرسش کلیدی را پیش می‌کشد؛ اگر هدف اعلام‌شده «خنثی‌سازی قطعی برنامه هسته‌ای» و حتی «نابودی حاکمیت کنونی» بوده، چرا تصمیمی برای خاتمه دادن سریع و قاطع گرفته نشد؟ 

قدرت گفتار و قدرت عمل؛ دو روی یک سکه

در روزهای حملات، مقامات اسرائیلی پیروزی‌های راهبردی خود را برجسته کردند و رهبران منطقه و جهانی به انواع تحلیل‌ها پرداختند. نخست‌وزیر اسرائیل از رخدادی که آن را پیروزی تاریخی خواند، یاد کرد و از ایالات متحده نیز تمجید شد اما گفتار قاطع رهبران خارجی لزوماً به معنای تصمیم عملی نهایی نیست. این شکاف بین تهدید لفظی و تصمیم تکنیکی ــ عملی، همان جایی است که می‌توان ابهام‌ورزی محاسبه‌شده را دید. 

الگوی رفتار ترامپ

نگاهی به دیگر اقدامات دولت ترامپ نشان می‌دهد که او گاهی استراتژی فشار و نمایش قدرت را با هدف تغییر وضعیت درونی یک کشور یا بی‌ثبات‌سازی اقتصادی آن به‌کار برده است. رویکردی که در پرونده ونزوئلا و اعلام عمومی رئیس‌جمهور آمریکا درباره اداره موقت کشور پس از عملیات‌ها، بازتاب یافت و نشان داد هدف فراتر از عملیات نظامی صرف است. 

اخیراً، ناوگان‌های نظامی و گروه‌های رزمی در منطقه به حرکت درآمدند و واشینگتن از نظارت سخت و اعزام نیروها به سمت ایران سخن گفته است اما آن‌گونه که تحلیل‌گران می‌گویند، حرکت ناوها و نمایش نظامی، بیشتر شبیه رزمایش و ابزار فشار راهبردی است تا نشانه آغاز یک جنگ تمام‌عیار. 

ابهام هدف و بی‌ثبات‌سازی داخلی

در فضای سیاسی ــ اقتصادی داخلی ایران اثرات این تهدیدها و ابهامات قابل رؤیت است؛ بازارها و شاخص‌ها به سرعت به تغییر انتظارات واکنش نشان می‌دهند و نوسانات ارزی و بورسی می‌تواند فشار زندگی روزمره را افزایش دهد. ربط مستقیم فشارهای بیرونی به بی‌ثبات‌سازی‌های داخلی آن‌چنان پیچیده است که نیازمند تحلیل اقتصاددانان داخلی و بین‌المللی است اما تجربه اخیر نشان داده که حتی تهدید مکرر و غیرنهایی نیز می‌تواند موجب خروج سرمایه، تشدید بی‌اعتمادی و تضعیف معیشت مردم شود. 

با راهبردی حساب‌شده طرف هستیم؟

می‌توان این‌طور استدلال کرد که مجموعه‌ای از رفتارها، تهدید‌های بلند لفظی، حملات محدود و هوشمند، نمایش نیروی دریایی و فشارهای اقتصادی و اطلاعاتی، بیش از آنکه نشان اراده یک جنگ تمام‌عیار باشد، شباهت به الگوی بی‌ثبات‌سازی هدفمند دارد؛ همزمان نگه‌داشتن طرف مقابل در حال انتظار، تشدید فشارهای اقتصادی و اجتماعی و امیدبستن به فروپاشی درونی ساختار حاکم. این الگو به ترامپ سیاست‌مدار اجازه می‌دهد که هزینه‌های مستقیم یک تهاجم همه‌جانبه را نپردازد اما از منافع سیاسی ــ ژئوپلیتیکی آن بهره‌مند شود.

روایت انسانی در دل سیاست

تصویر یک مادر کارگر که نگران قیمت گوشت و داروست یا جوانی که پس‌انداز اندکش را از بورس بیرون کشیده، بخشی از هزینه این ابهام راهبردی است. وقتی سیاست بین‌المللی به سادگی به رقم شاخص‌ها و نرخ ارز ترجمه می‌شود، باید پرسید چه کسی هزینه این نمایش را می‌پردازد؟ و آیا واقعاً دستاورد اعلامی امنیتی ــ سیاسی، با هزینه‌های انسانی ناشی از بی‌ثباتی اقتصادی سنجیده شده است؟

در آخر یادآور می‌شویم، ایران و ایرانیان بارها نشان داده‌اند که در تنگناهای عظیم، تاب‌آوری جمعی و منابع درونی خود را فعال می‌کنند. مقابل نمایش‌ها و تهدیدهایی که بیش از آنکه راهکار باشند، آزمونی برای پایداری هستند، پاسخ هوشمندانه و مسئولانه می‌تواند امنیت واقعی را بازتولید کند؛ امنیتی که از دل توسعه اقتصادی، مشارکت اجتماعی و شفافیت حکمرانی بیرون می‌آید، نه از هیمنه لحظه‌ای قدرت نمایشی.
در نهایت پرسش بنیادین این است؛ آیا جهان سیاست به دنبال تغییر سریع است یا دنبال تغییر ساختاری و پایدار؟ پاسخی که امروز داده شود، فردای ملت ما را هم رقم خواهد زد.

دسته بندی: جهان / اقتصادی / اسلاید
تبلیغ

نظر شما

  • نظرات ارسال شده شما، پس از بررسی و تأیید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
نام شما : *
ایمیل شما :*
نظر شما :*
کد امنیتی : *
عکس خوانده نمی‌شود
برای کد جدید روی آن کلیک کنید