جمعه، 26 تیر 1405
پایگاه خبری میار » اجتماعی » جهان » رفح، آخرین نفس غزه/ جهانیان به هوش باشید!

جغرافیای مقاومت در سایه محاصره؛

رفح، آخرین نفس غزه/ جهانیان به هوش باشید!

0
54
کد خبر: 74667

غزه و اهالی‌اش در خطر نابودی کامل قرار دارند. طرح‌های جدید اسرائیل، از جمله «شهر بشردوستانه» که در واقع پوششی برای کوچ اجباری است و عملیات نظامی برای اشغال کامل شهر غزه، نشان می‌دهد که اسرائیل به دنبال راه‌حل نیست، بلکه به دنبال محو کامل مردم از این سرزمین است. اکنون که حلقه محاصره کامل شده و هیچ راه فراری برای مردم باقی نمانده، انفعال جامعه بین‌المللی و جهان اسلام به معنی پذیرش نابودی قریب‌الوقوع بیش از دو میلیون نفر انسان در غزه خواهد بود...

به گزارش میار، نوار غزه، باریکه‌ای کوچک با بیش از دو میلیون سکنه، زیر فشار محاصره‌ای سه‌جانبه و جنگی ویرانگر به زانو درآمده است. از قطع کامل کمک‌های بشردوستانه و فلج شدن اقتصاد گرفته تا طرح جنجالی اسرائیل برای اشغال نظامی، این گزارش ابعاد مختلف یک فاجعه انسانی را روایت می‌کند که کودکان را با گرسنگی و میلیون‌ها نفر را با آینده‌ای مبهم روبه‌رو کرده است. در حالی که جهان نظاره‌گر است، غزه میان سکوت بین‌المللی و وعده‌های نظامی نتانیاهو گرفتار شده است.

 موقعیت جغرایفیایی غزه و کرانه باختری

کرانه باختری رود اردن و نوار غزه دو منطقه جداگانه از فلسطین تاریخی هستند که از نظر جغرافیایی و سیاسی کاملاً از هم جدا افتاده‌اند. کرانه باختری، محصور میان اسرائیل و اردن است و تا پیش از جنگ ۲۰۲۳ عمدتاً تحت کنترل تشکیلات خودگردان فلسطینی (به ریاست محمود عباس) اداره می‌شد. در مقابل، نوار غزه باریکه‌ای ساحلی در جنوب غرب سرزمین‌های اشغالی است که از سال ۲۰۰۷ میلادی پس از تصرف توسط حماس، عملاً زیر حاکمیت این جنبش قرار دارد. این دوگانگی سیاسی و جغرافیایی، پیچیدگی‌های عمیقی را در حاکمیت، امنیت و سیاست اجتماعی ایجاد کرده و بر سرنوشت مردم فلسطین تأثیرگذار است.

آناتومی نوار غزه

نوار غزه باریکه‌ای کوچک به طول حدود ۴۱ کیلومتر و عرض ۶ تا ۱۲ کیلومتر است. مساحت آن در حدود ۳۶۵ کیلومتر مربع برآورد شده و تا سال ۲۰۲۵ میلادی بیش از ۲ میلیون سکنه دارد. تقریباً ۹۹ درصد از این جمعیت مسلمان هستند و مسیحیان فلسطینی اقلیتی کمتر از یک درصد را تشکیل می‌دهند. بخش بزرگی از اهالی غزه را آوارگان فلسطینی و نوادگان آنها تشکیل می‌دهند. در نتیجه، تراکم جمعیتی غزه بسیار بالاست (بالغ بر ۶۰۰۰ نفر در هر کیلومتر مربع) و یکی از متراکم‌ترین مناطق مسکونی جهان محسوب می‌شود.

شهر غزه (پایتخت نوار غزه) بزرگ‌ترین شهر این منطقه است؛ رسانه‌های اسرائیلی شمار ساکنان آن را در اوت ۲۰۲۵ بیش از ۹۰۰ هزار نفر گزارش کرده‌اند. دیگر شهرهای مهم نوار غزه شامل خان‌یونس (جنوبی‌ترین شهر بزرگ)، رفح (در مرز مصر)، ديرالبلح، جباليا، بيت لاهيا و بيت حانون هستند. همچنین اردوگاه‌های آوارگان، مانند اردوگاه جبالیا با جمعیت بالا، بخش جدایی‌ناپذیر ساختار جمعیتی غزه‌اند.

محاصره سه‌گانه غزه

از سال ۲۰۰۷ به بعد، نوار غزه تحت یک محاصره نظامی-اقتصادی سه‌جانبه قرار گرفته است که زندگی روزمره ساکنان را به شدت سخت کرده و همچنان ادامه دارد. این محاصره شامل موارد زیر می‌شود:

  • محاصره زمینی: اسرائیل کنترل کامل مرزهای شمالی و شرقی غزه را در اختیار دارد. از دوم مارس ۲۰۲۵، اسرائیل همه گذرگاه‌های مرزی با غزه را کاملاً بست و عبور کالا و افراد به‌شدت محدود شد. این بسته شدن در عمل انتقال هیچ کالای اساسی را امکان‌پذیر نکرده است.
  • محاصره دریایی: نیروی دریایی اسرائیل هرگونه تردد کشتی یا قایق را به سواحل غزه ممنوع کرده است. به این ترتیب، امکان ماهیگیری و تجارت دریایی کاملاً قطع شده و کشاورزان ساحلی نیز به چند کیلومتر محدود کنار ساحل تنزل یافته‌اند (پیش از جنگ می‌توانستند تا حدود ۱۱ کیلومتر دورتر ماهیگیری کنند). در عمل، غزه بدون حق دسترسی به آبراه‌های آزاد و بدون بنادر خود باقی مانده است.
  • محدودیت در گذرگاه رفح: گذرگاه رفح در مرز با مصر به تنها راه نسبتاً باز غزه بدل شده است اما برقراری تردد از آن نیز زیر کنترل شدیدی است. در عمل، گذرگاه رفح در مقاطع طولانی بسته یا محدود بوده است. در چند سال اخیر حفر تونل‌های زیرزمینی زیر مرز، تنها راه تامین کالاهای ضروری مانند غذا و سوخت بوده است.

ادامه این محاصره طولانی‌مدت، عملاً به یک سیاست سیستماتیک اقتصادی و روانی تبدیل شده است. گزارش‌های بین‌المللی نشان می‌دهد که اقتصاد غزه پیش از جنگ عملاً فلج شده بود: بر اساس برخی منابع، نرخ بیکاری غزه به حدود ۸۵ درصد رسیده و قاچاق کالا از طریق تونل‌ها تنها آب‌خنک‌کننده اقتصاد در آستانه فروپاشی بوده است. پس از شروع جنگ در اکتبر ۲۰۲۳ نیز، اسرائیل عملاً ورود هرگونه کمک و کالا را متوقف و «تمام کمک‌های بشردوستانه را قطع» کرده است. دفتر هماهنگی امور بشردوستانه سازمان ملل در گزارش‌ خود اشاره کرده است که این انسداد تدارکات، رساندن کمک را «نزدیک به توقف کامل» رسانده و طبق اظهارات مقامات سازمان ملل «بستن راه امداد، مردم را می‌کشد». نتیجه این سیاست فشارآمیز آن است که اقتصاد غزه کاملاً از هم پاشیده، تجارت و صنایع کوچک آن فلج و مردم به شدت به کمک‌های بشردوستانه وابسته شده‌اند.

 


بحران انسانی و سلاح گرسنگی

ادامه جنگ در غزه، فاجعه‌ای انسانی با ابعادی بی‌سابقه رقم زده است. بنا بر آمار رسمی وزارت بهداشت غزه، در جریان حملات هوایی و زمینی اسرائیل بیش از ۶۱ هزار نفر کشته شده‌اند. در این میان، دست‌کم ۱۹۳ نفر از جمله ۹۶ کودک، صرفاً بر اثر گرسنگی و سوء‌تغذیه جان خود را از دست داده‌اند. بخش بزرگی از قربانیان غیرنظامی‌اند، زیرا تراکم جمعیت بالا موجب شده هر حمله‌، تلفات سنگینی بر جان غیرنظامیان وارد آورد.

محاصره و هدف قرار دادن هدفمند زیرساخت‌های حیاتی (نظیر آب، غذا و دارو) موجب بروز قحطی گسترده شده است. گزارش سازمان ملل حاکی است که اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، بیش از یک میلیون نفر در غزه با «فاجعه گرسنگی» روبه‌رو خواهند شد. کودکان در خطر جدی قرار دارند: یونیسف هشدار داده که از ترس کمبود غذا، خانواده‌ها گاه بین نظافت و غذای کودک دچار تناقض می‌شوند. دبیرکل سازمان ملل و مقامات بهداشتی جهانی تأکید کرده‌اند این غارت مساعدت‌های غذایی و پزشکی، در عمل «ابزار جنگی» شده است. به گفته تام فلتشر، هماهنگ‌کننده اضطراری سازمان ملل، «بستن راه کمک، مردم را می‌کشد» و این اقدام مانند «مجازات جمعی» علیه کل جمعیت غزه است. وزیر بهداشت لبنان از «سیاست عمدی گرسنه نگه‌داشتن مردم» به عنوان یکی از اضلاع مهم جنگ علیه غزه نام برده و آن را مقدمه‌ای برای «نابودی کامل» قلمداد کرده است.

حالا دیگر واضح است که بحران گرسنگی و سوءتغذیه به یک سلاح جنگی تبدیل شده است. محاصره شدید و ممانعت از ورود کمک‌های بشردوستانه باعث شده که نزدیک به ۲۰۰ نفر از جمله ۹۶ کودک به دلیل گرسنگی جان خود را از دست بدهند. اتحادیه اروپا نیز اذعان کرده است که وضعیت انسانی در غزه «بسیار وخیم و خطرناک» است و نبود محیط امن برای امدادرسانی، عملیات‌های بشردوستانه را تضعیف کرده است. سیاست سیستماتیک گرسنگی دادن به مردم غزه، که با محاصره کامل امکان‌پذیر شده، نشان می‌دهد که هدف از این اقدامات صرفاً نظامی نبوده، بلکه تلاش برای محو حیات در این باریکه است.

محاصره در سه پرده

محاصره نوار غزه یک فرآیند پیچیده و چندلایه است که از سال ۲۰۰۷ آغاز و با گذشت زمان، ابعاد آن تشدید شده است. این محاصره از سه جهت اصلی اعمال می‌شود:

  • محاصره زمینی: مرزهای شمالی و شرقی غزه به طور کامل توسط اسرائیل کنترل می‌شوند. اسرائیل پس از سال ۲۰۰۷، گذرگاه‌های مرزی خود با غزه را مسدود کرده و عبور و مرور کالا و افراد را به حداقل رسانده است.
  • محاصره دریایی: نیروی دریایی اسرائیل هرگونه ورود و خروج کشتی‌ها به سواحل غزه را ممنوع کرده است. حتی ماهیگیران غزه نیز تنها اجازه دارند در فاصله‌ای بسیار محدود از ساحل (۵.۵ کیلومتر) به فعالیت بپردازند، در حالی که این فاصله پیش از این ۱۱ کیلومتر بود.
  • محاصره جنوبی: تنها راه تنفس غزه، گذرگاه رفح در مرز با مصر است اما حتی این گذرگاه نیز تحت کنترل و نظارت شدید قرار دارد. در طول سال‌ها، حفر تونل‌ها در زیر این مرز، تنها راهی برای واردات کالاهای ضروری مانند غذا، سوخت و دارو بوده است.

این محاصره طولانی‌مدت، صرفاً یک اقدام امنیتی نبوده، بلکه یک سیاست سیستماتیک با اهداف بلندمدت بوده است. اقتصاد غزه به دلیل این محاصره دچار فروپاشی شده، نرخ بیکاری به شدت افزایش یافته، تجارت مختل شده و قیمت بسیاری از کالاها سه تا چهار برابر شده است. در چنین شرایطی، مردم برای تأمین نیازهای اولیه خود به کمک‌های بشردوستانه وابستگی کامل پیدا کرده‌اند. این وضعیت نشان می‌دهد که محاصره به عنوان یک سلاح اقتصادی و روانی عمل کرده و با تضعیف مقاومت و توان بقای جامعه، آن را برای فشارهای نظامی بعدی و بحران‌های انسانی شدید آماده می‌کند. این استراتژی عمدی، اکنون به مرحله پایانی خود یعنی گرسنگی دادن سیستماتیک برای تسلیم یا نابودی کامل رسیده است.

طرح اشغال نظامی کامل غزه

در تابستان ۲۰۲۵، دولت اسرائیل دست به طراحی و تصویب طرحی نظامی-امنیتی برای اشغال بخش گسترده‌ای از نوار غزه زد. نخست‌وزیر وقت، بنیامین نتانیاهو، اعلام کرد که قصد دارد پس از اتمام مرحله پاکسازی مرز رفح، «همه غزه» را تحت سیطره نظامی درآورد. بر اساس گزارش‌ها، کابینه امنیتی اسرائیل در اوت ۲۰۲۵ برنامه‌ای را تصویب کرد که اشغال شهر غزه (بزرگ‌ترین و پرجمعیت‌ترین شهر غزه) را شامل می‌شود. هدف اصلی این طرح، «شکست حماس» و ریشه‌کنی توان نظامی آن عنوان شده است. در چارچوب این طرح، ارتش اسرائیل تقسیم غزه را به چند منطقه و برقراری «منطقه حائل» در امتداد مرز با مصر دنبال می‌کند. به گفته یکی از مقامات ارشد ارتش، در صورت اشغال شهر غزه، اسرائیل حدود ۸۵ درصد این باریکه را در اختیار خواهد داشت.

اهداف اصلی طرح اشغال را می‌توان در چند مرحله خلاصه کرد: ابتدا با توجیه کمک‌های بشردوستانه محدود، ارتش به نواحی جنوبی غزه (مجاور رفح) نفوذ می‌کند. سپس انتقال اجباری صدها هزار غیرنظامی از شمال به جنوب آغاز شده و عملاً مرکز غزه خالی از سکنه می‌شود. منابع خبری اسرائیل گزارش داده‌اند این طرح شامل جابه‌جایی حدود ۶۰۰ هزار نفر به اردوگاه‌های موقت نزدیک رفح است. در نهایت، هنگامی که شهر غزه از جمعیت خالی شود، عملیات زمینی گسترده‌ای برای مقابله با باقی‌مانده عناصر مسلح حماس کلید خواهد خورد. بنابرگزارشات رسیده، فرماندهان ارتش می‌گویند در صورت تحقق طرح، «گردان‌های رزمی حماس» هم‌اکنون در شمال غزه (از جمله در اطراف شهر غزه) متمرکزند و با اشغال کامل این منطقه، ارتش اسرائیل بخش عمده‌ای از توان نظامی حماس را از بین خواهد برد.

همزمان، «طرح شهر بشردوستانه» نیز به‌عنوان بخشی از این برنامه ارائه شده است. طبق این طرح، یک اردوگاه بزرگ در بخش جنوبی غزه (شهر رفح) ایجاد می‌شود تا برای فلسطینیان ساکن جنوب غزه محل اسکان موقت فراهم کند. کارشناسان بین‌المللی این ایده را نیرنگی برای کوچ اجباری ساکنان شمال می‌دانند: منتقدان می‌گویند ایجاد چنین اردوگاه بزرگ تحت عنوان «امنیتی» و «کمک‌رسانی» چیزی جز راه‌اندازی یک کمپ «غیرقابل ترک» نیست. در گزارش رویترز آمده که این پیشنهاد از همان ابتدا با اعتراض منتقدان روبه‌رو شد؛ برخی آن را زمینه سازی برای پاکسازی قومی توصیف کرده اند. افزون بر این، سخنان رئیس دفتر نخست‌وزیری اسرائیل مبنی بر اینکه طرح تنها با هدف «نابودی حماس» است، نشان می‌دهد که احتمالاً پس از اشغال شهر غزه نیز اقدامات بعدی برای «تحقق هدف نهایی» برنامه‌ریزی شده است.

غزه زیر چکمه‌های نظامی اسرائیل

در مرحله کنونی، سیطره نظامی اسرائیل بر نوار غزه به اوج خود رسیده است. ارتش اسرائیل با اشغال کامل بخش‌های شمالی و مرکزی و سپس ورود به رفح، عملاً کنترل کامل زمینی بر کل باریکه را در دست گرفته است. این طرح نظامی شامل تقسیم غزه به چهار منطقه مجزا با استفاده از کریدورها و محورهای ارتباطی است. این مناطق عبارتند از: شمال غزه، مرکز غزه، جنوب غزه و یک منطقه حائل در مرزهای اشغالی. مهمترین بخش این استراتژی، ایجاد یک منطقه حائل به عمق ۵ کیلومتر در امتداد مرزها و همچنین سیطره بر «محور فیلادلفیا» در مرز با مصر است.

سیطره کامل بر «محور فیلادلفیا» یک نقطه عطف استراتژیک و حیاتی در این جنگ است. این محور که یک خط مرزی به طول ۱۴ کیلومتر است، پیش از این تنها راه ارتباطی غزه با جهان خارج از طریق گذرگاه رفح محسوب می‌شد. سخنگوی ارتش اسرائیل این محور را «خط اکسیژن حماس» برای قاچاق سلاح توصیف کرده است. با این حال، اهمیت واقعی این اقدام فراتر از مسائل نظامی است. با اشغال این محور، غزه عملاً از آخرین راه ارتباطی خود با جهان خارج محروم شده و محاصره زمینی آن کامل شده است. این تحول، غزه را به یک زندان کاملاً محصور تبدیل می‌کند که در آن سرنوشت ۲.۳ میلیون نفر کاملاً در دستان اسرائیل قرار دارد. این کامل شدن محاصره، یک پیش‌شرط برای اجرای مرحله نهایی طرح برای نابودی کامل است.

واکنش‌های داخلی اسرائیل

طرح اشغال کامل غزه با واکنش‌های شدید داخلی در اسرائیل مواجه شد. خانواده‌های اسرای اسرائیلی که توسط حماس در غزه گروگان گرفته شده‌اند، در تظاهرات و مواضع رسمی خود نسبت به طرح هشدار دادند. نزدیکان گروگان‌ها اعلام کردند عملیات نظامی وسیع در غزه، جان بازماندگان گروگان‌ها را به خطر جدی می‌اندازد. رسانه‌های اسرائیل نوشته‌اند که شماری از خانواده‌های اسرای خانگی، حتی به خاطر این نگرانی دست به اعتراضاتی مقابل محل اقامت نتانیاهو زدند و طرح اشغال غزه را به منزله «محکوم‌کردن گروگان‌ها به مرگ» توصیف کردند.

رهبران اپوزیسیون نیز شدیداً با طرح مخالفت کردند. یائیر لاپید، رهبر حزب مخالف «یش عتید»، آن را فاجعه‌آمیز و خلاف نصیحت فرماندهان نظامی دانسته و گفت که این تصمیم «دقیقاً آن چیزی است که حماس می‌خواهد». او همچنین هشدار داد که این اشغال طولانی‌مدت، به فاجعه برای اسرائیل و هزینه‌های هنگفت مالی و انسانی منجر خواهد شد. آویگدور لیبرمن وزیر دفاع اسبق اسرائیل، صراحتاً گفت که این تصمیم ثابت می‌کند در مسائل مرگ و زندگی، پست و مقام بر ملاحظات امنیتی ارجحیت دارد.

حتی در بدنه ارتش اسرائیل نیز نگرانی‌هایی مطرح شد. به گزارش منابع اسرائیلی، سرلشکر «ایال زمیر» رئیس ستاد کل ارتش، بر ضرورت روشن شدن اهداف جنگ تأکید کرده و نسبت به پیامدهای اشغال کامل هشدار داده است. زمیر به‌طور تلویحی گفته که طرح‌های فعلی می‌تواند ارتش را درگیر «چاله سیاه» بزرگی کند و ادامه این جنگ به این شکل، هزینه‌های سنگینی برای سربازان خواهد داشت.

حمایت‌ها و محکومیت‌های بین‌المللی

در عرصه بین‌المللی، حمایتی چشمگیر از دولت اسرائیل بویژه از جانب ایالات متحده دیده می شود. ایالات متحده تا کنون میلیاردها دلار کمک نظامی در اختیار اسرائیل گذاشته و چندین بار در شورای امنیت مانع قطعنامه‌های آتش‌بس یا شکستن محاصره غزه شده است. حتی در تابستان ۲۰۲۵ نیز مقامات آمریکایی نظیر سفیر آمریکا در اسرائیل با حمایت از منافع تل‌آویو اعلام کرد فشارها باید بر حماس وارد شود نه اسرائیل. از سوی دیگر، سازمان‌های بین‌المللی و کشورهای اروپایی از جمله آلمان و بریتانیا نسبت به اشغال غزه اعتراض کردند و نسبت به جنایات علنی اسرائیل هشدار دادند.

اقدام مشترک نهادهای ملل متحد و سازمان‌های غیردولتی نیز به صراحت این سیاست را محکوم کرد. دفتر هماهنگی امور بشردوستانه سازمان ملل تأکید کرده است که منع کامل ورود کمک‌ها، «مجازات جمعی» جمعیت غزه است و باید متوقف شود. ولکر تورک، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل، نوشته است که طرح انتقال اجباری جمعیت به جنوب غزه و تهدید اخراج آن‌ها به خارج «در تناقض آشکار با حق حیات گروهی فلسطینیان» است. تیم هماهنگی بشردوستانه ملل متحد نیز با انتشار بیانیه‌ای هشدار داد که طرح دولت اسرائیل برای کنترل کمک‌ها و انتقال ساکنان به اردوگاه جدید، بخش‌های وسیعی از غزه را بدون دسترسی به مایحتاج اولیه رها می‌کند و به‌جای کمک‌رسانی، «کنترل زندگی و مرگ مردم» را به «ابزاری فشار نظامی» تبدیل می‌کند. بسیاری این اقدامات را نمونه‌ای از «پاکسازی قومی» تعبیر می‌کنند؛ دبیرکل سازمان ملل متحد و سایر رهبران بین‌المللی بارها اعلام کرده‌اند که ادامه این سیاست‌ها می‌تواند به فجایعی فراتر از تصور بینجامد.

 


سرنوشت غزه در سایه جنگ و محاصره

هم‌اکنون که حلقه محاصره بر غزه تنگ‌تر شده و شرایط برای ساکنان این باریکه عملاً غیرقابل تحمل شده است، چشم‌انداز فردای غزه تاریک و مبهم به نظر می‌رسد. نزدیک‌ترین سناریو در کوتاه‌مدت به نظر تداوم اشغال نظامی و نصب دولت نظامی تحت نظارت مستقیم اسرائیل است. در چارچوب طرح‌های فعلی، هیچ‌کس جز ارتش اسرائیل حق تأمین امنیت و مدیریت امور غزه را نخواهد داشت و عملاً حاکمیت فلسطینی در غزه به‌کلی از بین می‌رود. هشتاد درصد غزه به خسارت جدی زیرساختی دچار شده و میلیون‌ها آواره در چادرها و اردوگاه‌های موقت بسر می‌برند؛ در چنین وضعیتی، سناریوهای مصالحه سیاسی مانند بازسازی یا اداره مشترک به کلی از دسترس خارج شده است.

در بلندمدت، سناریوهای پایان جنگ متعددی فرض شده که از اداره مشترک غزه توسط سازمان ملل یا کشورهای منطقه گرفته تا بازگشت احتمالی گروه‌های فلسطینی باشد اما با توجه به تأکید دولت اسرائیل بر «نظارت امنیتی کامل» و تلاش برای انتقال جمعیت، عملاً اهداف بلندمدت از میدان حذف حماس و حتی اخراج گسترده فلسطینیان از این منطقه شکل گرفته است. تحلیلگران حقوق بین‌الملل بر این باورند که چنین طرح‌هایی احتمالاً مشمول بندهای مربوط به جنایت علیه بشریت و نقض قوانین جنگ می‌شود.

مقامات ارشد اسرائیل بر انجام این جنگ پافشاری می‌کنند اما بسیاری معتقدند پیروزی نهایی آنها سیاسی خواهد بود نه نظامی. همان‌گونه که رسانه‌ها گزارش داده‌اند، نتانیاهو که خود با اتهامات سنگین فساد روبروست، این جنگ را فرصتی برای تثبیت قدرت سیاسی‌اش می‌داند. او با بزرگ‌نمایی تهدیدهای خارجی و وعده به «پیروزی کامل» تلاش می‌کند پرونده‌های قضایی‌اش را به عقب بیندازد. در این میان، شعار «آزادی گروگان‌ها» نیز ابزاری سیاسی شده تا جامعه اسرائیل را به ادامه جنگ ترغیب کند، حال آنکه خانواده گروگان‌ها خود خواستار تبادل اسرا و پایان جنگ هستند.

تا کنون بیش از ۶۱ هزار کشته و ده‌ها هزار مجروح و آواره گزارش شده است؛ هزاران نفر در صف‌های غذا و کمک جان داده‌اند؛ ویرانی شهرها و زیرساخت‌ها به حدی است که بازسازی آن در سال‌های آتی ممکن نخواهد بود. در غیاب فشارهای جدی بین‌المللی و با پشتیبانی مستمر آمریکا، رژیم اسرائیل همچنان به سیاست‌های خود ادامه می‌دهد. ناظران هشدار می‌دهند که اگر اقدام عاجل دیپلماتیک و بشردوستانه‌ای صورت نگیرد، فجایع کنونی تنها آغاز تراژدی بزرگ‌تری خواهند بود. در این نبرد نابرابر، میلیون‌ها غیرنظامی، از کودکان و بیماران گرفته تا سالمندان و زنان، قربانی جنگی می‌شوند که ظاهراً هدفش بیش از آنکه نظامی باشد، سیاسی و فرسایشی است.

زنگ خطر نابودی کامل غزه

غزه در آستانه نابودی کامل است. محاصره کامل زمینی و دریایی، سیاست سیستماتیک گرسنگی دادن و اکنون طرح جدید برای اشغال نظامی شهر غزه، همگی بخش‌هایی از یک نقشه راه واحد هستند که هدف نهایی آن نابودی کامل حیات در این باریکه است. بیش از ۶۱ هزار شهید، مرگ صدها نفر بر اثر گرسنگی و ویرانی‌های گسترده، تنها پیش‌درآمدی بر فاجعه‌ای است که در حال وقوع است.

بنیامین نتانیاهو، که بقای سیاسی خود را در گرو ادامه این جنگ می‌بیند، به هیچ عنوان قصد عقب‌نشینی ندارد. او با نادیده گرفتن فشارهای بین‌المللی و نگرانی خانواده‌های گروگان‌ها، مصمم است به یک «پیروزی کامل» دست یابد، حتی اگر به قیمت نابودی کامل غزه و مردم آن باشد. این پیروزی، یک پیروزی نظامی نیست، بلکه یک دستاورد سیاسی است که موقعیت متزلزل او را تثبیت خواهد کرد.

ای جهان به هوش باش! غزه و اهالی‌اش در خطر نابودی کامل قرار دارند. طرح‌های جدید اسرائیل، از جمله «شهر بشردوستانه» که در واقع پوششی برای کوچ اجباری است و عملیات نظامی برای اشغال کامل شهر غزه، نشان می‌دهد که اسرائیل به دنبال راه‌حل نیست، بلکه به دنبال محو کامل مردم از این سرزمین است. اکنون که حلقه محاصره کامل شده و هیچ راه فراری برای مردم باقی نمانده، انفعال جامعه بین‌المللی و جهان اسلام به معنی پذیرش نابودی قریب‌الوقوع بیش از دو میلیون نفر انسان در غزه خواهد بود. زمان برای اقدام محدود است و باید پیش از آنکه دیر شود، برای نجات غزه و مردمش وارد عمل شد.


 

دسته بندی: جهان / اسلاید
تبلیغ

نظر شما

  • نظرات ارسال شده شما، پس از بررسی و تأیید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
نام شما : *
ایمیل شما :*
نظر شما :*
کد امنیتی : *
عکس خوانده نمی‌شود
برای کد جدید روی آن کلیک کنید