خیزش ققنوس وار حماس از ویرانه های غزه؛
نابودی مقاومت، افسانهای که اسرائیل را به دام انداخت!
نابودی فیزیکی در غزه نه تنها به یک بحران انسانی منجر شده، بلکه خلأ امنیتی خطرناکی را نیز ایجاد کرده است. گزارش یک مقام امنیتی حماس حاکی از آن است که این گروه «۸۰ درصد کنترل خود بر نوار غزه را از دست داده است» و ساختار امنیتی آن «فروپاشیده» است. این خلأ امنیتی، به جای اینکه توسط یک نهاد جایگزین و مشروع پر شود، به ظهور «باندهای جنایتکار» و غارت کمکهای بینالمللی و خانهها منجر شده است. این شرایط به این معناست که هر نهاد حکمرانی آینده، چه فلسطینی، چه اسرائیلی و چه بینالمللی، با چالش عظیمی برای بازسازی زیرساختها و همچنین برقراری نظم و قانون اساسی در جامعهای مواجه خواهد بود که در آن هرجومرج و فعالیتهای مجرمانه در حال افزایش است
به گزارش میار، در حالی که رهبران اسرائیلی همچنان بر طبل "نابودی کامل حماس" میکوبند، واقعیتهای میدانی غزه روایتی تلخ و متفاوت را فاش میکند: جنبشی که نه تنها از ویرانیهای بیسابقه جان سالم به در برده، بلکه با جذب هزاران نیروی جدید و بهرهبرداری از بحران انسانی، قویتر از پیش برمیخیزد. این گزارش عمیق، با بررسی تلفات هولناک بیش از ۱۸۶ هزار نفر، فروپاشی زیرساختها و تضادهای بنیادین در طرحهای آینده، از کنترل امنیتی اسرائیل تا بازگشت احتمالی حماس، نشان میدهد که غزه نه به سوی صلح، بلکه به ورطهای از هرجومرج و درگیریهای چرخهای میغلتد؛ جایی که ویرانهها نه پایان، بلکه آغاز یک کابوس جدید هستند.
ما امروز به بررسی سناریوهای محتمل برای آینده نوار غزه در شرایط پساجنگ میپردازیم، با این پیشفرض که عملیات نظامی جاری اسرائیل به نابودی کامل حماس منجر شده است. با این حال، تحلیل دادههای موجود نشان میدهد که این پیشفرض، که هدف اصلی اعلامی اسرائیل نیز محسوب میشود، در بهترین حالت یک هدف دستنیافتنی و در بدترین حالت، یک واقعیت نظامی و سیاسی متناقض است. در حالی که مقامات آمریکایی نظیر آنتونی بلینکن ادعا میکنند که اسرائیل به اهداف خود یعنی نابودی حماس رسیده است، گزارشهای داخلی و خارجی و همچنین واقعیت میدانی، حاکی از تداوم قدرت و بازسازی سریع این جنبش است.
در واقع، این گزارش آینده غزه را بر مبنای دو چالش اصلی تحلیل میکند: اول، ویرانیهای گسترده انسانی و زیرساختی که این منطقه را به آستانه فاجعهای بیسابقه رسانده است و دوم، خلأ امنیتی و حکمرانی که در پی فروپاشی ساختارهای حماس شکل گرفته و بستر مناسبی را برای بینظمی و هرجومرج فراهم کرده است. در ادامه، این گزارش به بررسی طرحهای متناقض و رقابتی ارائه شده توسط بازیگران اصلی، اسرائیل، ایالات متحده، تشکیلات خودگردان فلسطین و کشورهای عربی، میپردازد. هر یک از این طرحها، چشمانداز متفاوتی برای اداره غزه ترسیم میکنند که نه تنها با یکدیگر، بلکه با واقعیتهای میدانی نیز در تضاد هستند. نتیجهگیری این گزارش بر این اساس است که نبود یک راهبرد منسجم و مورد توافق، آیندهای مملو از بیثباتی، درگیریهای مقطعی و خشونتهای چرخهای را برای غزه رقم خواهد زد، مگر آنکه یک راهحل سیاسی پایدار و مورد قبول تمامی طرفین به دست آید.
"نابودی" دستنیافتنی حماس
در این بخش با تحلیل انتقادی فرض اساسی مطرحشده در پرسش، یعنی نابودی کامل و حتمی حماس، آغاز می کنیم. دادههای موجود نشان میدهند که این هدف، اگرچه به کرات از سوی رهبران اسرائیلی مطرح شده اما با واقعیتهای میدانی و ارزیابیهای نهادهای امنیتی خود اسرائیل و متحدانش سازگار نیست.
روایت رسمی و ابهامات آن
مقامات آمریکایی در مقاطعی، با هدف زمینهسازی برای مرحله بعدی عملیات، ادعای نابودی حماس را مطرح کردهاند. آنتونی بلینکن، وزیر خارجه آمریکا، در گفتگو با یک شبکه آمریکایی، ادعا کرد که «اسرائیل به هدف اصلی خود، یعنی نابودی حماس رسیده و اکنون بهدنبال خروج از غزه است». وی همچنین اعلام کرد که اکنون زمان آن است که اسرائیل برای خروج از غزه و آزادی اسرا با یک توافق موافقت کند. با این حال، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در اظهاراتی متناقض تأکید کرده است که جنگ در غزه برای «نابود کردن کامل حماس» ماهها ادامه خواهد داشت و نیروی ذخیره ارتش برای یک «جنگ طولانی» آماده میشوند. این تفاوت در روایتها، نشاندهنده شکاف میان اهداف سیاسی اعلامی و واقعیتهای نظامی در میدان است.
واقعیت مقاومت و بازسازی
خلاف ادعای نابودی، شواهد متعددی حاکی از تداوم و حتی بازسازی توان نظامی حماس است. یک مقام نظامی اسرائیلی نیز اذعان کرده است که «نابودی کامل حماس محقق نخواهد شد». این موضع با گزارشهای مقامات آمریکایی و تحلیلگران خارجی نیز همخوانی دارد که میگویند حماس نهتنها از تهاجم اسرائیل جان سالم به در برده، بلکه در حال بازسازی خود است. بر اساس گزارشها، حماس توانسته است «هزاران نیروی جدید» را جذب کند و «تمامی تلفات خود را جبران کند». برای مثال، انتصاب فرمانده جدیدی به نام عزالدین الحداد، ملقب به «شبح قسام»، به جای فرمانده پیشین، نشاندهنده ساختار سازمانی و قدرت جانشینپروری این گروه است.
یک تحلیل عمیقتر از این شرایط نشان میدهد که عملیات نظامی اسرائیل به عنوان یک کاتالیزور برای رادیکالیزهشدن عمل کرده است. در حالی که هدف اسرائیل نابودی حماس بود، ویرانی گسترده و بحران انسانی ناشی از جنگ به نارضایتی و خشم گسترده در میان مردم غزه منجر شده است. گزارشها به صراحت میگویند که حماس از این بحران انسانی برای جذب نیروهای جدید استفاده میکند و به آنها وعده غذا و دارو میدهد. این شرایط یک چرخه علّی و معلولی را ایجاد کرده است: اقدامات نظامی اسرائیل باعث بحران انسانی میشود، بحران انسانی منجر به خشم و ناامیدی در میان جوانان میشود و حماس از این شرایط برای بازسازی و جذب نیروهای جدید استفاده میکند. این به این معنی است که عملیات نظامی به جای نابودی حماس، به صورت متناقضی به بقای آن به عنوان یک جنبش سیاسی و هویتی کمک میکند و نسل جدیدی از مبارزان را پرورش میدهد.
چشمانداز ویرانشده؛ مقدمهای بر هرجومرج
در این بخش به تفصیل، ابعاد فاجعه انسانی و ویرانی زیرساختها در غزه را بررسی میکنیم و این ویرانی را به عنوان بزرگترین مانع پیش روی هر طرح حکمرانی در آینده معرفی میکنیم.
خسارات انسانی
آمار تلفات انسانی در غزه به شکل هولناکی بالا است و گزارشها از منابع مختلف، اعداد متفاوتی را ارائه میدهند. وزارت بهداشت غزه آمار کشتهشدگان را بیش از 60 هزار نفر و مجروحان را بیش از 100 هزار نفر اعلام کرده است. یک بررسی مستقل دیگر، تعداد کشتهشدگان را حدود ۸۴ هزار نفر تخمین زده و تأکید کرده است که بیش از نیمی از آنها را زنان، کودکان و سالمندان تشکیل میدهند. این گزارشها همچنین از مفقود شدن هزاران نفر، که احتمالا زیر آوارها مدفون هستند، خبر میدهند. ارتش اسرائیل نیز اعلام کرده است تا دسامبر 2024 تعداد 172 پرسنل نظامی خود را در عملیات زمینی در غزه از دست داده است.
فروپاشی زیرساختها
ویرانی فیزیکی در غزه بیسابقه است. بر اساس آمارها، ۱۸.۵ میلیارد دلار خسارت به زیرساختهای غزه وارد شده است، که معادل ۹۷ درصد تولید ناخالص داخلی سال ۲۰۲۲ این منطقه است. بیش از ۶۰ درصد کل ساختمانهای نوار غزه، از جمله ۳۶۰ هزار واحد مسکونی، تخریب شدهاند. سیستم بهداشتی نیز کاملاً فلج شده است؛ تنها ۱۲ بیمارستان از ۳۶ بیمارستان غزه فعال هستند و ۸۴ درصد از مراکز بهداشتی تخریب یا آسیب دیدهاند. علاوه بر این، ۵ دانشگاه از ۶ دانشگاه غزه تخریب شدهاند و هزاران دانشآموز و معلم کشته شدهاند که نشاندهنده تأثیر مخرب جنگ بر آینده اجتماعی منطقه است.
بحران انسانی
وضعیت انسانی در غزه فاجعهبار است. بیش از یک میلیون نفر آواره و بدون سرپناه هستند و ۷۱ درصد جمعیت غزه از گرسنگی شدید رنج میبرند. گزارشهای سازمان ملل نشان میدهد که مردم غزه یا «با بمب و گلوله کشته میشوند یا به تدریج از بین میروند». به دلیل نبود سوخت، مردم برای پختوپز مجبور به سوزاندن زباله هستند و آب و فاضلاب از بین رفته است.
نابودی فیزیکی در غزه نه تنها به یک بحران انسانی منجر شده، بلکه خلأ امنیتی خطرناکی را نیز ایجاد کرده است. گزارش یک مقام امنیتی حماس حاکی از آن است که این گروه «۸۰ درصد کنترل خود بر نوار غزه را از دست داده است» و ساختار امنیتی آن «فروپاشیده» است. این خلأ امنیتی، به جای اینکه توسط یک نهاد جایگزین و مشروع پر شود، به ظهور «باندهای جنایتکار» و غارت کمکهای بینالمللی و خانهها منجر شده است. این شرایط به این معناست که هر نهاد حکمرانی آینده، چه فلسطینی، چه اسرائیلی و چه بینالمللی، با چالش عظیمی برای بازسازی زیرساختها و همچنین برقراری نظم و قانون اساسی در جامعهای مواجه خواهد بود که در آن هرجومرج و فعالیتهای مجرمانه در حال افزایش است.
جدول 1: هزینههای جنگ در غزه
شاخص | آمار |
تلفات فلسطینیها (کشته/مجروح) | بیش از ۱۸۶ هزار نفر |
تلفات اسرائیلیها (نظامی) | حداقل ۸۹۳ سرباز کشته شده |
تلفات زنان و کودکان | بیش از 25 هزار نفر کشته شده |
مفقودشدگان | حدود ۱۱ هزار نفر |
ساختمانهای تخریب شده | ۶۰ درصد از کل ساختمانها، بیش از ۳۶۰ هزار واحد مسکونی |
بیمارستانها | تنها ۱۲ بیمارستان فعال از ۳۶ بیمارستان |
آوارگان | ۱ میلیون نفر |
گرسنگی شدید | ۷۱ درصد جمعیت غزه |
خسارت اقتصادی | ۱۸.۵ میلیارد دلار |
سناریوهای حکمرانی آینده؛ تضاد چشماندازها
بازیگران اصلی درگیر در مسئله غزه، هر یک طرحها و ایدههای متفاوتی برای آینده این منطقه ارائه کردهاند که بسیاری از آنها با یکدیگر در تضاد هستند.
چشمانداز اسرائیل؛ کنترل، جداسازی و اسکان مجدد
دیدگاه اسرائیل عمدتاً بر کنترل امنیتی کامل و دائمی غزه متمرکز است. یکی از طرحهای اصلی، ایجاد یک «منطقه حائل» امنیتی به عرض ۶۰۰ متر تا یک کیلومتر اطراف نوار غزه است. این طرح مستلزم مصادره ۱۶ درصد از کل مساحت غزه است. هدف اعلامی از این طرح، جلوگیری از حملات آینده و فراهم کردن شرایط برای بازگشت شهرکنشینان اسرائیلی به شهرهای مرزی تخلیهشده است. این طرح نشان میدهد که هدف از منطقه حائل، صرفاً امنیتی نیست، بلکه یک برنامه سیاسی-سرزمینی برای الحاق یک بخش قابل توجه از غزه است. دولت آمریکا با این طرح مخالفت کرده و آن را تهدیدی برای تمامیت ارضی غزه دانسته است.
علاوه بر این، نتانیاهو یک طرح پنجمرحلهای برای پساجنگ غزه ارائه کرده است که شامل خلع سلاح کامل حماس، بازگرداندن اسرا، واگذاری کامل کنترل امنیتی به اسرائیل و ایجاد یک نهاد حکومتی غیرنظامی جایگزین «مستقل از حماس و تشکیلات خودگردان» است. این طرح با این ضعف اساسی روبرو است که هیچ شریک فلسطینی مشروعی را برای پذیرش حکمرانی معرفی نمیکند.
در کنار این طرحهای رسمی، نیروهای راست افراطی و سازمانهای شهرکسازی مانند «ناحالا» به شدت به دنبال اسکان مجدد یهودیان در غزه هستند. آنها کنفرانسهایی برگزار کردهاند و ۷۰۰ خانواده صهیونیست برای اقامت در غزه ثبتنام کردهاند. بزالل اسموتریچ و ایتامار بنگویر، دو وزیر راست افراطی کابینه، از این طرح حمایت میکنند. این اقدامات ایدئولوژیک، که حماس آن را «پاکسازی نژادی» مینامد، نشاندهنده وجود اهداف متضاد در داخل کابینه اسرائیل است. این طرحها با چشمانداز آمریکا و جامعه بینالملل که خواهان راهحل دو دولتی هستند، در تضاد کامل است و همکاریهای بینالمللی برای بازسازی و حکمرانی را با چالش جدی مواجه میکند.
چشمانداز فلسطینی، عربی و بینالمللی
در مقابل طرحهای اسرائیل، چشماندازهای دیگری از سوی بازیگران منطقهای و بینالمللی مطرح شده است.
بازگشت تشکیلات خودگردان: ایده بازگشت تشکیلات خودگردان فلسطین به غزه یکی از سناریوهای مورد حمایت است. با این حال، تشکیلات خودگردان این ایده را رد کرده است که «در پشت یک تانک اسرائیلی» به غزه بازگردد و برای حکمرانی کامل بر غزه، کرانه باختری و قدس شرقی اصرار دارد. این نهاد هرگونه طرحی را که آن را به عنوان یک نهاد «فاسد و فاقد اعتبار» معرفی کند و شامل دخالت نیروهای خارجی باشد، رد میکند.
طرح آمریکا: طرح چندمرحلهای آمریکا به دنبال کاهش نفوذ حماس از طریق بازسازی اقتصادی است و پیشنهاد استقرار یک نیروی امنیتی موقت متشکل از نیروهای بینالمللی و فلسطینی را میدهد. این طرح همچنین بر تقویت رهبری تشکیلات خودگردان و ایجاد وحدت میان کرانه باختری و غزه تأکید دارد. با این حال، آینده این طرح به شدت به عوامل متعددی مانند مقاومت اسرائیل، اختلافات داخلی فلسطینیها و نتایج انتخابات آتی آمریکا وابسته است.
طرح کشورهای عربی: کشورهای عربی نیز طرحی را آماده کردهاند که بر بازسازی غزه، بازگشایی گذرگاهها و نقش جدید تشکیلات خودگردان تمرکز دارد. یک منبع آگاه فلسطینی اعلام کرده است که این طرح «با طرح اسرائیل و آمریکا برای تسلط بر غزه و آواره کردن ساکنانش مقابله میکند» و نکته قابل توجه آن، پیشنهاد «حکومت مجدد جنبش حماس» در نوار غزه است.
این تضاد در طرحها یک واقعیت آشکار را نشان میدهد: در حالی که طرح آمریکا به صراحت به دنبال تضعیف حماس است، طرح عربی به صراحت به بازگشت این جنبش به قدرت اشاره دارد. این شکاف عمیق میان متحدان منطقهای و بینالمللی، هرگونه تلاش برای ایجاد یک راهحل دیپلماتیک منسجم را ناکام میگذارد.
جدول 2: سناریوهای حکمرانی رقابتی
طرح | طرف پیشنهاددهنده | ویژگیهای کلیدی | موانع و تضادهای اصلی |
طرح 5 مرحلهای نتانیاهو | اسرائیل (دولت) | کنترل امنیتی کامل، ایجاد حکومت جایگزین غیر وابسته به حماس/تشکیلات خودگردان، خلع سلاح حماس | فقدان یک شریک فلسطینی مشروع، مخالفت آمریکا با اشغال دائم، ابهامات در اجرای طرح |
طرح شهرکسازی مجدد | اسرائیل (راست افراطی) | الحاق بخشهایی از غزه و اسکان مجدد یهودیان | مغایرت با قوانین بینالملل، مخالفت جامعه جهانی، تشدید درگیریها |
طرح آمریکا | ایالات متحده | استقرار نیروی امنیتی مشترک بینالمللی/فلسطینی، تقویت تشکیلات خودگردان، بازسازی با هدف تضعیف حماس | مقاومت اسرائیل، اختلافات داخلی فلسطینی، آینده نامشخص دولت ترامپ |
شرایط تشکیلات خودگردان | تشکیلات خودگردان فلسطین | حکمرانی انحصاری و یکپارچه بر غزه، کرانه باختری و قدس شرقی، عدم بازگشت با حمایت نظامی اسرائیل | بحران مشروعیت داخلی، ضعف اجرایی، عدم توافق اسرائیل و آمریکا |
طرح کشورهای عربی | کشورهای عربی | بازسازی غزه، حل مسئله سلاح مقاومت، نقش جدید تشکیلات خودگردان، احتمال بازگشت حماس به قدرت | تضاد شدید با طرحهای اسرائیل و آمریکا، فقدان اجماع منطقهای |
تحلیل اهداف متضاد و چشمانداز نهایی
جمعبندی دادهها و سناریوهای مطرحشده، به یک نتیجهگیری نگرانکننده منجر میشود؛ آینده غزه در هالهای از ابهام و بیثباتی قرار دارد. تضادهای بنیادین میان بازیگران اصلی، مانع از شکلگیری یک راهبرد منسجم برای اداره این منطقه شده است.
تضادهای ذاتی:
- اهداف نظامی و واقعیت سیاسی: اسرائیل تلاش میکند یک جنبش سیاسی-هویتی را با ابزارهای نظامی از بین ببرد، در حالی که این اقدامات به دلیل بحران انسانی، به تقویت و بازسازی همان جنبش منجر شده است.
- سیاستهای یکجانبه و حقوق بینالملل: طرحهای اسرائیل برای ایجاد مناطق حائل و اسکان مجدد با قوانین بینالملل و مواضع متحدان اصلیاش مانند آمریکا در تضاد است و این امر همکاریهای لازم برای بازسازی را ناممکن میسازد.
- مشروعیت و قدرت: تشکیلات خودگردان خواهان حکمرانی است اما فاقد قدرت و مشروعیت کافی میان مردم غزه است، در حالی که حماس قدرت میدانی را از دست داده اما به عنوان یک نیروی سیاسی همچنان در حال مقاومت و بازسازی است.
خلأ امنیتی به عنوان عامل تعیینکننده
همانطور که پیشتر اشاره شد، خلأ امنیتی ناشی از فروپاشی ساختار حماس، اکنون به تهدیدی جدید و بزرگتر تبدیل شده است. این خلأ که با فعالیت باندهای جنایتکار و هرجومرج پر میشود، هرگونه طرح حکمرانی را در ابتدای راه با چالشهای غیرقابل حل مواجه خواهد کرد. بازسازی و حکمرانی پایدار در محیطی که نظم و قانون وجود ندارد، عملاً غیرممکن است.
در نتیجه و بر اساس شواهد موجود، دستیابی به یک غزه باثبات، متحد و تحت یک حکومت کارآمد در آینده نزدیک بسیار نامحتمل به نظر میرسد. فقدان یک نهاد حکمرانی مشروع و مورد توافق، مقیاس بیسابقه ویرانیها، طرحهای متضاد و انحصاری بازیگران و مقاومت فعال حماس در برابر نابودی، همگی به سوی یک نتیجه واحد اشاره دارند؛ آیندهای از درگیری طولانیمدت و خشونتهای چرخهای. به احتمال زیاد، غزه برای مدتی در یک وضعیت کنترل نظامی مقطعی توسط اسرائیل و درگیریهای مداوم و پراکنده باقی خواهد ماند، بدون اینکه هیچ مسیر مشخصی برای حل و فصل سیاسی بلندمدت در افق دیده شود. راهحل این بحران، نیازمند یک تصمیم سیاسی بنیادین و مصالحه از سوی تمامی طرفهاست که تا به امروز، هیچ نشانهای از آن وجود ندارد.

