۶۷ هزار کشته، بدون هیچ پیروزی؛
آمار تلخ دو سال جنگ غزه و چرخه آوارگی که پایان نمییابد!
آتشبس موقتی که در اکتبر ۲۰۲۵ حاصل شد، پایان جنگ نیست، بلکه صرفاً «آغاز فاز جدیدی از بحران» است. ثباتسازی در غزه پس از جنگ به دلیل تخریب گسترده زیرساختها، وجود مهمات منفجر نشده و بیاعتمادی عمیق، نیازمند سازوکارهای بینالمللی است.
به گزارش میار، منازعه جاری در نوار غزه، که با حملات گسترده گروههای شبهنظامی فلسطینی به رهبری حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ آغاز شد و متعاقباً با عملیات نظامی گسترده اسرائیل مواجه شد، تا اکتبر ۲۰۲۵ وارد سومین سال خود شده است. این گزارش، پیامدهای دو سال جنگ تمامعیار را بررسی میکند که منجر به ویرانی گسترده غزه، وقوع یک فاجعه انسانی بیسابقه و آشفتگی استراتژیک برای تمام بازیگران درگیر شده است.
تحلیلگران بر این باورند که پس از دو سال، هیچیک از طرفین درگیر به «پیروزی قاطع» دست نیافتهاند؛ بلکه جنگ بیشتر به یک فرآیند فرسایشی طولانیمدت برای هر دو سو تبدیل شده است. در حالی که غزه به ویرانهای تبدیل شده، اسرائیل با انزوای سیاسی قابل توجه و تحمیل هزینههای اقتصادی سنگین (از جمله کاهش ۵ تا ۱۰ درصدی رشد اقتصادی) مواجه شده است. این جنگ نه تنها درگیری را حل نکرده، بلکه ریشههای اصلی بحران را عمیقتر ساخته است.
زمینههای تاریخی و چارچوب حقوقی ریشههای بحران
بحران کنونی غزه در خلأ تاریخی رخ نداده، بلکه ریشه در دههها سیاستهای تبعیض و نابرابری دارد. تحلیل سازمان ملل در سال ۲۰۲۴ تصریح کرد که «نکبه ۱۹۴۸ و نکبه امروز در غزه دو رویداد جدا نیستند، بلکه بخشی از یک فرآیند مداوم جابجایی فلسطینیان» است. این جابجایی با آوارگی بیش از ۷۰۰ هزار فلسطینی در سال ۱۹۴۸ آغاز شد و امروز با آوارگی داخلی ۱.۹ میلیون نفر، بیش از نود درصد جمعیت غزه، بازتولید شده است.
حصر غزه و چارچوب آپارتاید
پیش از آغاز جنگ در اکتبر ۲۰۲۳، ساکنان غزه سالها تحت محاصره اسرائیل زندگی میکردند؛ محاصرهای که حرکت تقریباً تمامی مردم و کالاها را محدود کرده بود. کارشناسان برجسته حقوق بشر این باریکه پرجمعیت را بهعنوان «بزرگترین زندان روباز جهان» توصیف کرده بودند.
این سیاستها زمینه را برای ادعاهای حقوقی جدی درباره ماهیت حکومت اسرائیل بر فلسطینیان فراهم کرده است. سازمانهای حقوق بشری بینالمللی و اسرائیلی نتیجه گرفتهاند که مقامات اسرائیلی سیستمی آپارتایدگونه را علیه فلسطینیان در قلمرو تحت کنترل خود اعمال میکنند.
- یافتههای نهادهای حقوقی: عفو بینالملل در گزارش سال ۲۰۲۲ خود اعلام کرد که اسرائیل یک «سیستم سرکوب و سلطهی ساختاری» (آپارتاید) را علیه فلسطینیان ساکن در اسرائیل، سرزمینهای اشغالی فلسطین و آوارگان (از طریق سلب حق بازگشت) اجرا میکند. دیدهبان حقوق بشر در سال ۲۰۲۱ به این نتیجه رسید که اقدامات اسرائیل مصداق «جنایت علیه بشریت آپارتاید و آزار و اذیت» علیه فلسطینیهاست. سازمانهای حقوق بشری اسرائیلی، از جمله بتسلیم و یش دین، نیز در تحلیلهای خود به این نتیجه رسیدهاند که اسرائیل در سرزمینهای اشغالی فلسطین (OPT) سیستم آپارتاید را حفظ میکند.
بنبست سیاسی و گسترش شهرکسازیها
بحران غزه همچنین بهطور مستقیم به شکست چشماندازهای سیاسی مرتبط است. ادامه شهرکسازیها در سرزمینهای اشغالی به بنبست سیاسی منجر شده است؛ امروز بیش از ۷۰۰ هزار شهرکنشین در کرانه باختری و بیتالمقدس شرقی ساکناند. مقامات اسرائیلی تمایل خود را برای «حفظ کنترل دائمی» بر این مناطق اعلام کردهاند و از طریق گسترش شهرکها، «واقعیت سلطه و ستم سیستماتیک» بر فلسطینیان را تثبیت میکنند. این اقدامات، عملاً امکان تحقق راهکار «دو کشور» را غیرممکن ساخته است و ریشه اصلی برای حمایت از مقاومت مسلحانه را حفظ میکند.
بهای انسانی منازعه؛ آمار و جدال بر سر نسبت تلفات
جنگ دو ساله غزه فاجعهای انسانی در مقیاس وسیع ایجاد کرده است. آمارها نشان میدهند که تا اکتبر ۲۰۲۵، بیش از ۶۷,۰۰۰ فلسطینی کشته و بیش از ۱۶۹,۰۰۰ نفر مجروح شدهاند. این تعداد معادل تقریباً ۳ درصد از جمعیت ۲.۲ میلیونی غزه در زمان پیش از جنگ است.
جدال بر سر نسبت غیرنظامی به مبارز
در حالی که وزارت بهداشت غزه گزارشی مبنی بر عدم تفکیک دقیق غیرنظامیان و مبارزان ارائه میکند، کارشناسان بهداشت و تحلیلگران داده تأیید میکنند که اکثریت تلفات را زنان و کودکان تشکیل دادهاند.
تضادهای آماری در مورد نسبت غیرنظامیان به مبارزان یکی از پیچیدهترین مسائل حقوقی و اخلاقی جنگ است. یک بررسی مشترک که بر اساس دادههای طبقهبندی شده اطلاعات نظامی اسرائیل انجام شد، نشان داد که تا می ۲۰۲۵، از ۵۳,۰۰۰ کشته کل، ۸,۹۰۰ نفر در فهرست جنگجویان «کشته شده یا احتمالاً کشته شده» از حماس یا جهاد اسلامی قرار داشتند. این آمار نشان میدهد که ۸۳ درصد از کشتهشدگان غیرنظامی بودهاند. این نسبت برای جنگهای شهری طولانیمدت، حتی در مقایسه با درگیریهای بدنام، «بهطور غیرعادی بالا» توصیف شده است.
در مقابل، مقامات ارتش اسرائیل (IDF) در اوایل سال ۲۰۲۵ ادعا کردند که ۱۷,۰۰۰ تا ۲۰,۰۰۰ مبارز کشته شدهاند. جالب توجه اینکه برای توجیه این آمار، IDF تخمین اولیه خود از کل نیروی حماس (۲۵,۰۰۰ نفر در اکتبر ۲۰۲۳) را به ۴۰,۰۰۰ نفر افزایش داد تا بتواند تناقض آماری را حل کند. ابهام مداوم در این آمار، نه تنها بر ابعاد فاجعه انسانی سایه میاندازد، بلکه ارزیابیهای نهادهای بینالمللی در مورد مشروعیت و تناسب عملیاتهای نظامی را تحت تأثیر قرار داده است.
تلفات و ویرانی
از سوی دیگر، در روز حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳، ۱,۱۹۵ اسرائیلی و تبعه خارجی، که بیشتر شهروندان غیرنظامی بودند، جان خود را از دست دادند و ۲۵۱ نفر نیز ربوده شدند. در مجموع، تخمینها حاکی از کشته شدن حدود ۱,۹۸۳ اسرائیلی (اعم از شهروند و نظامی) در دو طرف جنگ تا اکتبر ۲۰۲۵ است، که شامل دستکم ۴۶۶ نظامی کشته شده در عملیاتهای پس از ۷ اکتبر میشود. اگرچه تعدادی از گروگانها آزاد شدند یا کشته شدند، حدود ۲۰ گروگان همچنان در غزه باقی ماندهاند.
ابعاد فاجعه انسانی فراتر از تلفات مستقیم است. کارشناسان بهداشت عمومی تأکید میکنند که آمار تلفات رسمی احتمالاً یک کمشماری قابل توجه است، زیرا شامل اجساد زیر آوار و افرادی که به دلیل عواقب غیرمستقیم جنگ (مانند سوءتغذیه یا بیماریهایی که در شرایط عادی قابل درمان بودند) جان باختهاند، نمیشود.
پیامدهای ملموس ویرانی شامل موارد زیر است:
- آوارگی: حدود ۱.۹ میلیون نفر، بیش از نود درصد جمعیت غزه، بیخانمان شده و در اردوگاهها یا بناهای نیمهویران آوارهاند.
- تخریب زیرساختها: بیش از ۹۰ درصد منازل مسکونی آسیب دیده یا تخریب شدهاند و زیرساختهای حیاتی، از جمله ۱۲۵ مرکز بهداشتی (که ۳۴ بیمارستان را در بر میگیرد)، هدف حمله قرار گرفتهاند.
- بحران روانی: این جنگ و تخریب زیرساختهای اجتماعی دارای پیامدهای روانشناختی فاجعهبار با اثرات بلندمدت و بیننسلی خواهد بود.
خلاصه آمار تلفات و جراحات تا اکتبر ۲۰۲۵ در جدول زیر آمده است:
خلاصهای از آمار تلفات و جراحات (اکتبر ۲۰۲۳ – اکتبر ۲۰۲۵)
طرفین درگیری | تلفات جانی (تخمین تا اکتبر ۲۰۲۵) | جراحات (تخمین تا اکتبر ۲۰۲۵) | تخمین نسبت غیرنظامی به کشتهشدگان فلسطینی | وضعیت گروگانها/اسرا |
فلسطینیان (غزه و کرانه باختری) | ۶۸,۰۰۰+ نفر | ۱۶۹,۰۰۰+ نفر | مورد مناقشه؛ تا ۸۳٪ غیرنظامی (بر اساس دادههای لو رفته اسرائیل در می ۲۰۲۵) | هزاران اسیر فلسطینی نزد اسرائیل |
اسرائیلیها (شهروند و نظامی) | ۱,۹۸۳ نفر (تخمین کلی) | هزاران نفر | -- | حدود ۲۰ گروگان همچنان در غزه |
ارزیابی استراتژیک و پیامدهای نظامی-اقتصادی
پس از دو سال جنگ، ارزیابی موفقیت اسرائیل نشان میدهد که نه تنها به اهداف استراتژیک اولیه خود دست نیافته است، بلکه بیشتر درگیر جنگ فرسایشی شده است که هزینههای عظیمی را به بار آورده است.
ارزیابی حماس و استراتژی نظامی اسرائیل
هدف رسمی کابینه جنگ اسرائیل، نابودی کامل تواناییهای نظامی و حکمرانی حماس بود. با وجود ویرانی همهجانبه غزه و فشار نظامی شدید، کارشناسان ارزیابی میکنند که این هدف محقق نشده است. قدرت حماس پابرجاست و شمار قابلتوجهی از رهبران آن همچنان سرنوشت مقاومت را تعیین میکنند، که نشان میدهد ایدئولوژی و ساختار نظامی این گروه عملاً دستنخورده باقی مانده است.
هزینههای استراتژیک برای اسرائیل
از سوی دیگر، هزینههای جنگ برای اسرائیل قابل توجه است:
- اقتصاد و انزوا: این کشور با کاهش ۵ تا ۱۰ درصدی رشد اقتصادی روبهرو شده و انزوای سیاسی قابل توجهی را در سطح بینالمللی تجربه کرده است.
- وابستگی نظامی به آمریکا: در دو سال گذشته (اکتبر ۲۰۲۳ تا سپتامبر ۲۰۲۵)، دولت ایالات متحده ۲۱.۷ میلیارد دلار کمک نظامی مستقیم به اسرائیل اختصاص داده است. این تسلیحات (شامل هواپیماهای جنگی متفاوت پیشرفته و هلیکوپترهای آپاچی) که تماماً آمریکایی هستند، محور عملیاتهای نظامی در غزه بودهاند و طبق گزارشها «تلفات انسانی ویرانگری» بر مردم غزه وارد کردهاند. این وابستگی مالی و تسلیحاتی، آمریکا را در معرض انتقادات حقوق بشری و قضایی شدید در رابطه با اتهامات جنایات جنگی قرار داده است.
در سطح منطقهای، عملیاتهای گروههایی مانند حوثیهای یمن که در حمایت از فلسطین انجام شد و منجر به اختلال در مسیرهای کشتیرانی دریای سرخ شد، هزینههای اضافی بالغ بر ۹.۶۵ تا ۱۲.۰۷ میلیارد دلار را به ایالات متحده برای عملیاتهای نظامی در منطقه تحمیل کرده است.
دیپلماسی شکستخورده و الگوی نقض آتشبسها
تلاشها برای دستیابی به آتشبس پایدار طی دو سال گذشته با شکستهای مکرر مواجه شده است. طرح صلحی که با حمایت آمریکا تدوین شده است، شامل سه فاز ۴۲ روزه بوده و اهداف اصلی آن شامل آزادی همه گروگانهای اسرائیلی، آزادی تعداد مشخصی از زندانیان فلسطینی، بازگشت به «آرامش پایدار» و پایان دادن به اشغال و محاصره غزه است.
با این حال، الگوی نقض آتشبسها تکرار شده است. به عنوان مثال، آتشبس شش هفتهای ژانویه ۲۰۲۵ در همان روز نخست با حملات سنگین اسرائیل شکست خورد. همچنین، حمله غافلگیرانه بزرگ مارس ۲۰۲۵ که به کشته شدن بیش از ۴۰۰ فلسطینی منجر شد، عملاً پایان آن دوره آرامش موقت بود. گزارشها از صدها مورد نقض آتشبس توسط طرف اسرائیلی حکایت دارند.
پویاییهای منطقهای و فشار دیپلماتیک
کشورهایی نظیر مصر، قطر و ترکیه نقش حیاتی را بهعنوان میانجیهای اصلی در این مذاکرات غیرمستقیم ایفا کردهاند. جالب توجه است که روند مذاکرات، پس از ماهها بنبست، بهدنبال عملیاتهای نظامی اسرائیل احیا شد. برای مثال، حمله هوایی اسرائیل به رهبران سیاسی حماس در دوحه، اگرچه منجر به آسیب جانی به آنها نشد اما خشم قطر و همسایگان خلیج فارس را برانگیخت. این واکنش منطقهای، فشار آنها را بر دولت آمریکا برای پیشبرد سریعتر یک توافق صلح قابل قبول برای کشورهای عربی افزایش داد. این نشان میدهد که در این بحران، دیپلماسی اغلب تحت تأثیر مستقیم پویاییهای نظامی و فشارهای ژئوپلیتیکی قرار دارد.
نقضهای مداوم آتشبس، پتانسیل گسترش دامنه درگیری را افزایش میدهد. گزارشهای غیررسمی حاکی از انتقاد و تهدید گروههایی مانند حوثیهای یمن است که نشان میدهد هرگونه نقض جدید میتواند ثبات منطقهای را بهطور جدی تهدید کند.
مسئولیتپذیری بینالمللی و مسیرهای پیشرو
پیامدهای این جنگ، فرآیندهای قضایی بینالمللی را در دادگاههای لاهه فعال کرده است و مسئله مسئولیتپذیری طرفین را در کانون توجه قرار داده است.
دادگاههای لاهه؛ تقسیم مسئولیتها
- دیوان بینالمللی دادگستری (ICJ): آفریقای جنوبی پروندهای را علیه اسرائیل مطرح کرده که بر اتهامات «نسلکشی» تمرکز دارد. این فرآیند حقوقی، که بر اقدامات دولت اسرائیل تمرکز دارد، در حال رسیدگی به احکام موقت صادر شده است.
- دادگاه کیفری بینالمللی (ICC): دادستان ICC از مارس ۲۰۲۱ در حال تحقیق درباره جنایات احتمالی انجام شده در سرزمین فلسطین است.
حمایت نظامی گسترده آمریکا از اسرائیل نه تنها عملیاتهای نظامی را تسهیل کرده، بلکه واشینگتن را در معرض انتقادات حقوق بشری و قضایی قرار داده است، از جمله بحث اتهام معاونت در جنایات جنگی. رسیدگی به این مسائل حقوقی ریشهای، برای شکستن چرخه خشونت ضروری است.
راهکارهای ثباتسازی و آینده غزه
آتشبس موقتی که در اکتبر ۲۰۲۵ حاصل شد، پایان جنگ نیست، بلکه صرفاً «آغاز فاز جدیدی از بحران» است. ثباتسازی در غزه پس از جنگ به دلیل تخریب گسترده زیرساختها، وجود مهمات منفجر نشده و بیاعتمادی عمیق، نیازمند سازوکارهای بینالمللی است.
برای مدیریت مرزهای غزه با مصر و اسرائیل و نظارت بر جریان حیاتی کالاها، حضور ژاندارمری خارجی و نیروهای شبهنظامی بینالمللی در دوره موقت پیشنهاد شده است. این راهکار، شرط ضمنی برای هرگونه پایان واقعی محاصره غزه است، چرا که اسرائیل بهاحتمال زیاد بر حفظ مناطق حائل یا حضور نظامی در مرزها اصرار خواهد کرد.
در نهایت، تا زمانی که مسائل ریشهای حل نشود، چرخه خشونت پابرجا خواهد ماند. این مسائل شامل اشغال، سیاست جداسازی نژادی (آپارتاید) و شهرکسازیهاست. تنها راه شکستن این چرخه، اعمال فشار بینالمللی برای توقف فوری شهرکسازیها، پایان دادن به اشغال، پیگیری قضایی عاملان جنایات جنگی و ایجاد یک کشور مستقل فلسطینی به پایتختی قدس شرقی است. در غیر این صورت، بحران غزه همچنان بهعنوان یک تراژدی تلخ انسانیت باقی خواهد ماند.

