شنبه، 11 بهمن 1404
پایگاه خبری میار » اجتماعی » جهان » رژیم صهیونیستی، در فکر غلط زیادی/ نتانیاهو! با دم شیر بازی مکن!

درباره حمله دوباره اسرائیل به ایران؛

رژیم صهیونیستی، در فکر غلط زیادی/ نتانیاهو! با دم شیر بازی مکن!

0
54
کد خبر: 74661

در بحبوحه‌ توجه جهان به بحران فاجعه‌آمیز غزه و همزمان که سه‌گانه اروپایی (Troika) در آستانه شناسایی دولت فلسطین قرار دارند، زمزمه‌های فزاینده‌ای مبنی بر قصد مشترک آمریکا و اسرائیل برای حمله به ایران به گوش می‌رسد؛ البته باید در نظر داشت که اگر چنین اتفاقی دوباره بیفتد، بعید است بعد از اتمام عملیات نظامی جنگنده های اسرائیلی علیه ایران و تا قبل از رسیدن آنها به سرزمین های اشغالی، چیزی از اسرائیل باقیمانده باشد که بتوانند آنها در نقطه ای از آن فرود بیایند.

به گزارش میار، نبرد ویرانگر غزه که بیش از ۲۰ ماه است ادامه یافته، تصویری فجیع از فاجعه انسانی ارائه کرده و انتقادات شدیدی را متوجه دولت اسرائیل و شرکای غربی آن ساخته است. سازمان ملل و نهادهای حقوق بشری از وقوع «جنایت جنگی» و «نسل‌کشی» در غزه سخن گفته‌اند؛ بیش از ۶۰ هزار کشته و میلیون‌ها آواره و بحران انسانی بی‌سابقه در قلب منطقه؛ در این میان، فشارها بر سه‌گانه اروپایی نیز افزوده شده تا شناسایی فلسطین را به مثابه ابزاری برای پیشبرد صلح و پایان بخشیدن به جنگ غزه در دستور کار قرار دهند. هم‌زمان، واشنگتن و تل‌آویو تلاش می‌کنند بحران دیگری را در راس اولویت‌های رسانه‌ها و جامعه بین‌الملل قرار دهند؛ خطر قریب‌الوقوع برنامه هسته‌ای ایران و ضرورت «حمله پیشدستانه» به این کشور. 


تحولات تروئیکای اروپایی در شناسایی دولت فلسطین

اعلامیه‌های فرانسه و بریتانیا
در هفته پایانی ژوئیه ۲۰۲۵، نخست فرانسه و سپس بریتانیا اعلام کردند که قصد دارند تا قبل از نشست مجمع عمومی سازمان ملل در سپتامبر، دولت فلسطین را به‌رسمیت بشناسند. امانوئل ماکرون، رئیس‌جمهوری فرانسه، در سخنانی «توقف فوری جنگ غزه» و «رفع بحران انسانی» را پیش‌شرط این اقدام خواند و آن را واجد «تعهد تاریخی برای صلحی عادلانه» دانست. کیر استارمر، نخست‌وزیر بریتانیا، نیز چهار شرط اصلی را برای به تاخیر نیفتادن شناسایی مطرح کرد:

  • پایان دادن به وضعیت «فاجعه‌بار» غزه
  • توافق بر سر آتش‌بس
  • تضمین عدم الحاق اراضی کرانه باختری
  • تعهد به راه‌حل دو‌ دولتی
    استارمر تأکید کرد که «اگر اسرائیل گام‌های اساسی در پایان جنگ و آغاز روند صلح برندارد، بریتانیا در سپتامبر به‌رسمیت شناختن فلسطین را کلید خواهد زد».

واکنش تروئیکا و کشورهای اروپایی
پیش از فرانسه و بریتانیا، کشورهای دیگر اروپایی نیز وارد میدان شده اند. اسپانیا، ایرلند، نروژ و اسلوانیا جزو اولین حکومت‌های غربی بودند که در سال گذشته دولت فلسطین را به‌رسمیت شناختند. ایالات متحده، آلمان و ایتالیا هنوز از این اقدام سرباز زده‌اند. در اجلاس سه‌گانه (فرانسه، بریتانیا، آلمان) نیز لحن «فشار حداکثری دیپلماتیک» بر تل‌آویو برای پایان جنگ و آغاز روند صلح تقویت شده است.

چالش‌های خرد و کلان
این شناسایی در سطوح کوچک و بزرگ با چالش‌های متعددی روبه‌رو است:

  • درون اتحادیه اروپا بحث‌های حقوقی درباره آثار عضویت فلسطین در سازمان ملل و عضویت کاملش ادامه دارد.
  • نگرانی از واکنش اسرائیل: موضع رسمی تل‌آویو این است که «شناسایی دولت فلسطین» صرفا «پاداشی به حماس» و مانعی برای مذاکرات آتی است.
  • تأثیر بر روابط با آمریکا: اختلاف مواضع جمعی اروپایی‌ها با واشنگتن (که همچنان حامی صریح اسرائیل محسوب می‌شود) می‌تواند به شکاف‌های راهبردی میان متحدان غربی دامن بزند.

هشدار بریتانیا به اسرائیل و چهار شرط پیش‌‌روی تل‌آویو

متن بیانیه و چهار شرط
روز ۳۱ ژوئیه ۲۰۲۵، دولت بریتانیا به‌ریاست کیر استارمر در نشست اضطراری کابینه اعلام کرد که شناسایی فلسطین منوط به تحقق چهار شرط زیر است:

  1. پایان وضعیت «فاجعه‌بار» در غزه
  2. پذیرش آتش‌بس
  3. تضمین عدم الحاق اراضی کرانه باختری
  4. تعهد به راه‌حل دو‌ دولتی
    این شروط نخستین بار در بیانیه مشترک سه‌گانه ۱۹ مه ۲۰۲۵ سه قدرت اروپایی (بریتانیا، فرانسه و کانادا) نیز مطرح شده بود.

واکنش رسمی اسرائیل
تل‌آویو این بیانیه را «پاداشی به تروریسم» خواند و آن را مضر برای سازوکار تبادل اسرا و آتش‌بس دانست. بنیامین نتانیاهو در واکنشی تند، از اینکه «هم‌پیمانان قدیمی» به شرایط پیش‌شرطی روی آورده‌اند اظهار تأسف کرد و گفت «اقدامات بریتانیا و فرانسه همگی در مسیر تضعیف امنیت اسرائیل قرار گرفته است».

کنار آمدن تروئیکا و مواضع متناقض
اگرچه تروئیکا موافق پایان جنگ غزه و حمایت محدود دیپلماتیک از تل‌آویو است اما همزمان از «حتی‌الامکان با شرط» شناسایی فلسطین سخن گفته‌اند؛ وضعیتی که کشمکش در روابط دوجانبه با اسرائیل و همچنین تردید در تداوم حمایت سیاسی-نظامی را فراهم کرده است.


راه‌حل تل‌آویو؛ استفاده از غنی‌سازی اورانیوم به‌عنوان بهانه

اظهارات مسئولان اسرائیلی
مسئولان عالی‌رتبه رژیم صهیونیستی آشکارا گفته‌اند که «ایران برای پیشبرد برنامه تسلیحات هسته‌ای خود نمی‌تواند از فرصت مذاکره با سه‌گانه اروپایی بهره‌برداری کند». ایسرائیل کاتز، وزیر دفاع اسرائیل، تأکید کرد: «اگر ایران غنی‌سازی خود را متوقف نکند، فرصت حمله نظامی بسیار بزرگ‌تر از جنگ غزه به وجود خواهد آمد». او چند روز پیش نیز گفته بود «ایران خطوط قرمز ما را رد کرده و باید بابت آن بهای سنگینی بپردازد».

گام‌های عملی تل‌آویو

  • افشای اسناد هسته‌ای ایران: عاموس یادلین، رئیس مرکز مطالعات امنیت ملی، اشاره کرده که موساد اسناد محرمانه ایران را منتشر خواهد کرد تا «جامعه جهانی را مجاب به اقدام کند».
  • پیش‌برد عملیات اطلاعاتی: یوسی کونِنگ، یکی از فرماندهان پیشین اطلاعات ارتش، گفته است «موساد در شناسایی تأسیسات زیرزمینی و محل نگهداری اورانیوم غنی‌شده نقش کلیدی ایفا می‌کند».
  • مهیا کردن شرایط فنی حمله: تمرینات نظامی و رزمایش‌های هوایی جدید، خلاف عملیات محدود گذشته، نشان‌دهنده آمادگی پیشدستانه برای حملات نقطه‌ای و عمیق بر تأسیسات هسته‌ای ایران است.

پیش‌نیاز حمله؛ توقف غنی‌سازی
سخنرانی‌های متعددی از مقامات اسرائیلی منتشر شده که در آنها «ادامه غنی‌سازی ایران تا درصد بالا» به‌عنوان بهانه‌ای رسمی برای حملات نظامی ذکر شده است. رسانه های غربی ادعا می کنند که بر اساس گزارش آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، ایران تنها کشور عضو ان پی تی و فاقد سلاح اتمی است که تا ۶۰ درصد اورانیوم را غنی‌سازی می‌کند؛ اقدامی که مسیر رسیدن به سلاح هسته‌ای را تسریع می‌کند. البته ایران بارها تاکید کرده است که در تعهدات بین‌المللی خود، به استفاده صلح‌آمیز از انرژی هسته ای پایبند است.


مواضع دونالد ترامپ؛ تهدیدهای نظامی مکرر

تهدیدهای پیش از حمله
در فاصله اندکی پس از پایان مذاکرات آوریل و مه ۲۰۲۵ بین نمایندگان آمریکا و ایران، ترامپ بار دیگر بر «خط قرمز» اصرار کرد و گفت «اگر ایران غنی‌سازی را از سر گیرد، آن را سریع‌تر از تصورتان نابود خواهیم کرد». در کنفرانسی که در اسکاتلند برگزار شد، او با لحنی تند گفت:

«آن‌ها سیگنال‌های خیلی بد و زشتی می‌فرستند. ما توانایی هسته‌ای‌شان را پاک کردیم. آن‌ها می‌توانند از نو شروع کنند و ما سریع‌تر آن را نابود می‌کنیم».

تهدیدهای پس از حمله
پس از حملات اولیه اسرائیل، ترامپ در مصاحبه‌ای مجدد اعلام کرد:

«ما توانستیم به سه تأسیسات مهم آن‌ها ضربه بزنیم و آن‌ها را از کار بیندازیم. اگر دوباره غنی‌سازی را از سر گیرند، بدون معطلی آن را ویران خواهیم کرد».
او افزوده بود «نیتی از صلح ندارم و نمی‌گذارم ایران سلاح هسته‌ای داشته باشد»؛ موضعی که می‌تواند نشان‌دهنده سه حالت باشد: ادامه مذاکرات، بی‌تصمیمی مطلق یا باز نگه‌داشتن راه حمله مجدد.

نقش ترامپ در هماهنگی نظامی
گزارش‌هایی از واشنگتن نشان می‌دهد که ترامپ پیش از حملات اسرائیل با نتانیاهو تماس گرفت و «توافق در سطح راهبردی» برقرار شد تا ضربات اسرائیل در صورت نیاز با پشتیبانی اطلاعاتی و فنی آمریکا همراه باشد. بنابر گزارش‌های دیگر، ترامپ مجوز بهره‌برداری از بمب‌های ۳۰ هزار پوندی «MOP» را نیز برای ضربه‌ به تأسیسات زیرزمینی ایران داده بود.


هماهنگی آمریکا و اسرائیل؛ شواهد و گمانه‌زنی‌ها

گزار‌ش‌های هماهنگی
چند منبع آگاه در تل‌آویو و واشنگتن به خبرگزاری‌ها گفته‌اند که «حمله با هماهنگی کامل میان ارتش اسرائیل و پنتاگون» صورت گرفته است.

  • استفاده از بمب‌افکن‌های B-2: آمریکا بمب‌افکن‌های خود را از جزیره دیه‌گو گارسیا به خلیج فارس گسیل کرد تا مأموریت «Midnight Hammer» عملیاتی شود.
  • محاصره عملیاتی تأسیسات: اسرائیل چند روز پیش از حمله نقاط دفاع ضد موشکی و راداری ایران را در جنوب این کشور منفصل کرد تا مسیر برای بمباران توسط آمریکا باز باشد.

عقب‌نشینی آمریکا از درگیری مستقیم؟
با وجود اعلام آمادگی ترامپ برای همراهی نظامی گسترده، پنتاگون رسماً اعلام کرد «نقشی در عملیات نفوذ به اعماق ایران نخواهد داشت» و تنها «همکاری لجستیکی و اطلاعاتی» محدود انجام می‌دهد. طرح‌هایی برای مقابله با موشک‌های بالستیک ایران و پدافند هوایی آمریکا در منطقه نیز اجرا شده است.

مخالفت‌های پنهان
مقام‌های مهم پنتاگون، از جمله «ال‌بریج کالبی» (معاون سیاست دفاعی) و «الیزابت هالند»، وزیر دفاع اتحادیه اروپا، از تبدیل عملیات به یک جنگ منطقه‌ای استقبال نکرده‌اند و آن را «خطرناک» خوانده‌اند. در کنگره آمریکا نیز استیضاح‌هایی در راه است که بر ضرورت بررسی صلاحیت اقدام نظامی تأکید دارند.


۶. پیامدهای یک حمله احتمالی؛ تغییر جهت توجه از غزه

فروکاستن فشارها بر جنگ غزه
حمله به ایران ظرف یک‌روز نه‌تنها خبرساز می‌شود بلکه باعث فراموش شدن موقت قتل‌عام کودکان و بمباران مدارس و بیمارستان‌ها در غزه خواهد شد. شاهدیم که رسانه‌های اصلی غربی لحظه‌ای عکس‌های غزه را کنار می‌گذارند و تحلیل‌ها و بولت‌پوینت‌های «توان دفاعی اسرائیل» و «نقش متحدان غربی» را برجسته می‌کنند.

رکود در فعالیت‌های تروئیکای اروپایی
در روزهای پس از حمله، کنفرانس میان‌دولتی تروئیکا (فرانسه، عربستان، سایر طرف‌های عربی) درباره شناسایی فلسطین به تعویق افتاد تا «اولویت‌ها مجدداً بررسی شود»؛ اقدامی که تل‌آویو از آن به‌عنوان «پیروزی دیپلماتیک» یاد می‌کند.

بهره‌برداری روان‌شناختی
چنین رخدادی به‌دنبال عملیات بین مرزها، القا می‌کند که «امنیت اسرائیل در خطر جدی است» و «ایران عامل اصلی تهدید است»؛ به این ترتیب موسسات رسانه‌ای و دولتی اسرائیل موفق می‌شوند «چهره مدافع» تل‌آویو را به نمایش گذارند و افکار عمومی جهانی را در جهت مشابهی سوق دهند.


منفعت سیاسی نتانیاهو و انتخابات پیش‌رو

نظرسنجی‌ها و بهبود موقعیت
نظرسنجی‌های اخیر نشان می‌دهد که حمایت از حزب «لیکود» به رهبری نتانیاهو ۴ درصد افزایش یافته و به ۲۷ کرسی رسیده است، در حالی که متحدان ایدئولوژیکش افت کرده‌اند یا حتی از آستانه ورود به کنست عبور نکرده‌اند. به‌ رغم اینکه جبهه حاکم او هنوز ۵۰ کرسی از ۱۲۰ را دارد، افکار عمومی تا حدود زیادی از حمله به ایران استقبال کرده است؛ ۸۳ درصد یهودیان اسرائیل موافق و تنها ۱۲ درصد جامعه عرب موافق این اقدام بوده‌اند.

همگرایی مخالفان
تا پیش از آن، ائتلاف‌های داخلی علیه نتانیاهو حول محور «اصلاحات قضائی» و جنگ غزه شکل گرفته بود اما در روزهای اخیر مخالفان سرسختی چون ایهود بَرنِی یا بنی گانتز نیز، به‌رغم انتقادات سابق، از «حق حاکمیت اسرائیل برای دفاع از خود» حمایت کرده‌اند و از ائتلاف «زلزله سیاسی» سخن می‌گویند که کشور را از فروپاشی حفظ کرده است.

انتخابات زودهنگام یا انتخابات ۲۰۲۶؟
به‌گفته تحلیل‌گران سیاسی، از جمله «متنی جیلادی» از موسسه مطالعات راهبردی اسرائیل، فشار‌ها برای انتخابات زودهنگام تقویت شده است. در صورتی که بحران غزه با شکست مذاکرات آتش‌بس تشدید شود، نتانیاهو ممکن است با بازی سیاست «امنیتی – هسته‌ای» رای‌دهندگان را به‌سوی خود جلب کند و پایگاه رای خود را تقویت کند.


چارچوب حقوق بین‌الملل؛ دفاع پیشدستانه و حمله پیشگیرانه

ماده ۵۱ منشور سازمان ملل
ماده ۵۱ منشور، حق دفاع فردی و جمعی را «در صورت وقوع حمله مسلحانه» به رسمیت می‌شناسد، تا زمانی که شورای امنیت اقدام کند. حمله به تاسیسات هسته‌ای ایران بدون آنکه «یک حمله مسلحانه» قبلی علیه آمریکا یا اسرائیل شکل گرفته باشد، از این منظر قابل توجیه نیست. علاوه بر این، کشورهای منتقد این مفهوم استدلال می‌کنند که «حمله پیشدستانه» باید بر اساس معیار‌هایی چون ضرورت مبرم و غیرقابل تاخیر بودن تهدید باشد که در مورد ایران تاکنون کاملاً آشکار نشده است.

آزمون کارولین
آزمون مشهور «کارولین» از دیباچه دیپلماتیک قرن نوزدهم استخراج شد و تعیین می‌کند که حمله پیشدستانه صرفاً در «لحظه‌ای خاص و غیرقابل تأخیر و ضرورت بی‌چون‌وچرای دفاع» قابل توجیه است. بسیاری حقوق‌دانان معتقدند که نمونه اسرائیل (۱۹۸۱) و نمونه‌ی عراق (۲۰۰۳) هرگز معیارهای آزمون کارولین را به‌طور کامل پاس نکرده‌‌اند و نمونه ۲۰۲۵ نیز از این قاعده مستثنی نیست.

قطعنامه‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی
آژانس در قطعنامه‌هایی بارها حمله به تأسیسات صلح‌آمیز هسته‌ای را به‌عنوان «نقض آشکار» اصول حقوق بین‌الملل محکوم کرده است. در تازه‌ترین اظهار نظر رافائل گروسی، رئیس آژانس، بر «عواقب خطرناک» چنین حمله‌هایی تأکید شد و اعلام شد که این اجتناب‌ناپذیر است که منطقه از لحاظ امنیت هسته‌ای و نظارت، آژانس را مجدداً دچار آشفتگی کند.


دیپلماسی یا منجلاب جنگ؟

در شرایطی که بحران غزه دنیا را به خود مشغول کرده و تروئیکای اروپایی به‌سمت شناسایی فلسطین شتاب می‌گیرد، ظاهراً آمریکا و اسرائیل با اقدامی بزرگ می‌کوشند «بحران ایران» را در صدر اولویت‌ها قرار دهند. این مانور دیپلماتیک-نظامی می‌تواند چند هدف را دنبال کند:

  • منحرف کردن توجه جهانی از «نسل‌کشی غزه»
  • ایجاد اجماع داخلی و خارجی بر «حق دفاع» اسرائیل
  • پیش‌برد منافع سیاسی نتانیاهو در سایه بحران امنیتی
  • پیشگیری از توافق هسته‌ای ایران با غرب

اما پیامدهای این اقدام بسیار خطرناک است:

  • احتمال درگیری زنجیره‌ای میان فرانسه، بریتانیا، عربستان، ایران و محور مقاومت
  • تضعیف نهادهای نظارتی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و شورای امنیت
  • تضعیف منشور سازمان ملل و ایجاد رویه‌هایی که جنگ پیشدستانه را موجه جلوه می‌دهد

در پایان، پرسش اساسی پیش رو این است: آیا جهان اجازه خواهد داد قانون و دیپلماسی به حاشیه رانده شوند و ایران قربانی یک دوگانه «قدرت دیپلماتیک – نمایش نظامی» شود؟ یا اینکه جامعه بین‌الملل با هوشیاری از حقوق بین‌الملل دفاع و از وقوع جنگ بزرگ‌تر خاورمیانه جلوگیری می‌کند؟

به نظر می رسد هر چه خواهد شد، در یک چیز نباید شک داشت و آن بازدارندگی توان نظامی ایران است؛ اسرائیل و آمریکا قبلا مزه موشک های ایران را چشیده اند و با وجود قدرت موشکی ایران، بعید است جنگنده های اسرائیلی دوباره هوس حمله به ایران را بکنند مگر اینکه نتانیاهو بخواهد این بار عملیات "با دم شیر بازی خواهیم کرد" را به اجرا بگذارد و به جای اسرائیل، در پساجنگ دوم با ایران؛ به ویرانه هایی خیره شود که دیگر آماده بازگشت ساکنان اصلی اش، یعنی فلسطینیان به آن است و نه صهیونیسم های غاصب.

دسته بندی: جهان / اسلاید
تبلیغ

نظر شما

  • نظرات ارسال شده شما، پس از بررسی و تأیید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
نام شما : *
ایمیل شما :*
نظر شما :*
کد امنیتی : *
عکس خوانده نمی‌شود
برای کد جدید روی آن کلیک کنید