رازهای پشت پرده جنگ غزه؛
وعده های توخالی ترامپ/ چرا آتش بس بین حماس و اسرائیل، به سرانجام نرسید؟
در حالی که غزه همچنان قربانی ظلم های عدیده رژیم غاصب صهیونیستی در کشورگشایی و شهرک سازی های سیاستمداران اسرائیلی شده است، وعدههای دونالد ترامپ برای برقراری آتشبس یکی پس از دیگری نقش بر آب می شوند، این گزارش نگاهی دقیق به دلایل این ناکامیها ارائه و پیچیدگیهای پشت پرده این بحران را روشن میکند.
به گزارش میار، تحلیلها نشان میدهد که تعهدات تحققنیافته ناشی از تعامل پیچیدهای از جاهطلبیهای سیاسی داخلی ترامپ، اهداف جنگی سرسختانه بنیامین نتانیاهو و پویایی گستردهتر سیاست خارجی ایالات متحده است که بهطور تاریخی اسرائیل را از فشارهای بینالمللی محافظت کرده است؛ اظهارات عمومی ترامپ اغلب به نظر میرسد که اولویت را به تولید عناوین خبری و تصویر یک "معاملهگر" میدهند تا تعهد واقعی! و نتانیاهو بهطور استراتژیک از تمرکز ترامپ بر دستاوردهای موقت استفاده میکند و در عین حال موضع سختگیرانه خود را در مورد نابودی حماس حفظ میکند و بهطور مؤثر سرعت و دامنه هرگونه آتشبس را کنترل میکند.
وعدههای مکرر آتشبس ترامپ و نتایج آنها
درگیری دونالد ترامپ با درگیری غزه با چندین اعلام عمومی در مورد آتشبس و طرحهای بلندمدت برای این قلمرو مشخص شده است، که بسیاری از آنها به ثمر نرسیدهاند.
گاهشمار اعلامیههای آتشبس غزه ترامپ
درگیری ترامپ در تلاشهای آتشبس در اوایل سال ۲۰۲۵ آغاز شد. او در ژانویه ۲۰۲۵ آتشبسی را میانجیگری کرد که، مانند سایر آتشبسهای قبلی توافقشده بین اسرائیل و حماس، در نهایت فروپاشید. این شکست اولیه، سابقهای برای چالشهای ترجمه اظهارات او به صلح پایدار ایجاد کرد.
در فوریه ۲۰۲۵، در طول دوره آتشبس، ترامپ اعلام کرد که ایالات متحده قصد دارد کنترل اداری نوار غزه را بر عهده بگیرد. در ۴ فوریه ۲۰۲۵، او چشماندازی را برای توسعه مجدد این قلمرو به "ریویرا خاورمیانه" ابراز کرد. با این حال، این پیشنهاد بسیار بحثبرانگیز بود، زیرا خواستار جابجایی اجباری حدود ۲ میلیون فلسطینی به "مناطق زیبا" یا "جوامع امن" نامشخص واقع در "کمی دورتر" از غزه بود. منتقدان، از جمله مقامات سازمان ملل و کارشناسان حقوقی، این طرح را بهطور گسترده بهعنوان نقض حقوق بینالملل و شکلی از پاکسازی قومی محکوم کردند. دولت ترامپ در ابتدا بر عناصری از این طرح پافشاری کرد اما بعداً پیامهای متفاوتی ارسال کرد و ترامپ در ۲۱ فوریه ۲۰۲۵ اظهار داشت که او "توصیه" میکند اما آن را اجرا نمیکند و در ۱۲ مارس ۲۰۲۵ ادعا کرد که "هیچکس فلسطینیها را اخراج نمیکند". علیرغم این تغییرات، او در جریان سفر ریاستجمهوری به قطر در ۱۵ مه ۲۰۲۵، تمایل خود را برای اینکه ایالات متحده غزه را تصاحب کند و آن را به "منطقه آزادی" تبدیل کند، تکرار کرد.
اخیراً، در ۲ ژوئیه ۲۰۲۵، ترامپ در Truth Social اعلام کرد که اسرائیل با شرایط آتشبس ۶۰ روزه در غزه موافقت کرده است. این پیشنهاد قرار بود توسط قطر و مصر به حماس تحویل داده شود، کشورهایی که ترامپ اذعان کرد "بسیار سخت برای کمک به برقراری صلح کار کردهاند". او از حماس خواست تا این توافق را بپذیرد و هشدار داد که "اگر این کار را نکنند، فقط بدتر خواهد شد". شرایط پیشنهادی شامل آزاد کردن ۱۰ گروگان دیگر توسط حماس در طول دوره دو ماهه، رهبری عملیات امدادی توسط سازمان ملل و هلال احمر فلسطین و ادامه کار صندوق بشردوستانه غزه با حمایت اسرائیل و ایالات متحده بود. با این حال، نه مقامات اسرائیلی و نه حماس بلافاصله در مورد این پیشنهاد اظهارنظر یا آن را نپذیرفتند و شرایط کامل آن نامشخص باقی ماند.
تحلیل پیادهسازیهای شکستخورده و توافقهای فروپاشیده
علیرغم اظهارات ترامپ، الگوی وعدههای تحققنیافته مداوم بوده است. آتشبس ژانویه ۲۰۲۵ بهسرعت فروپاشید. پیشنهاد بعدی ژوئیه ۲۰۲۵ نیز با شک و تردید فوری و عدم پذیرش از سوی هر دو طرف مواجه شد.
گزارشها نشان میدهد که اسرائیل مکرراً آتشبس ژانویه را نقض کرد، با شلیک روزانه به فلسطینیها و محاصره ورود خانههای سیار و کمکهای بشردوستانه، که منجر به محاصره کامل در ۲ مارس ۲۰۲۵ شد. توافق آتشبس در سه مرحله ساختاربندی شده بود: مرحله اول شامل آزاد کردن اسیران اسرائیلی و زندانیان فلسطینی همراه با توقف موقت خصومتها بود. با این حال، اسرائیل با پیشروی به مرحله دوم، که مستلزم پایان دائمی جنگ بود، یا مرحله سوم، که بر بازسازی متمرکز بود، موافقت نکرد. در عوض، نخستوزیر نتانیاهو و دولت ترامپ بر تمدید صرف مرحله اول اصرار داشتند. خصومتها در ۱۸ مارس ۲۰۲۵، زمانی که اسرائیل با حملات هوایی جدید آتشبس را شکست، از سر گرفته شد.
جدول زیر مرور زمانی از وعدههای مهم آتشبس غزه ترامپ و نتایج بعدی آنها را ارائه میدهد، که الگوی مکرر اعلامیهها و سپس عدم دستیابی به صلح پایدار را نشان میدهد.
تاریخ اعلامیه | ماهیت وعده/اعلامیه | جزئیات/شرایط کلیدی | نتیجه/وضعیت فوری |
|---|---|---|---|
ژانویه ۲۰۲۵ | میانجیگری آتشبس | آزاد کردن گروگان/زندانی، توقف موقت جنگ | فروپاشید، خصومتها از سر گرفته شد |
۴ فوریه ۲۰۲۵ | ایالات متحده "غزه را تصاحب میکند" | توسعه به "ریویرا خاورمیانه"، جابجایی اجباری ۲ میلیون فلسطینی | با رد قاطع بینالمللی مواجه شد |
۲ ژوئیه ۲۰۲۵ | اسرائیل با آتشبس ۶۰ روزه موافقت کرد | حماس ۱۰ گروگان دیگر را آزاد کند، سازمان ملل رهبری کند | نه اسرائیل و نه حماس بلافاصله نپذیرفتند |
الگوی مداوم اعلامیههای آتشبس ترامپ و سپس فروپاشی سریع یا عدم اجرای آنها، یک رویکرد خاص به دیپلماسی را نشان میدهد. اظهارات عمومی در مورد "معاملات" یا "توافقها" اغلب به نظر میرسد که عمدتاً با هدف تولید عناوین خبری و ارائه تصویر یک معاملهگر موفق، بهویژه به مخاطبان داخلی، هستند. این تأکید بر ظاهر بیرونی و دستاورد سیاسی فوری، به جای تعامل دیپلماتیک پایدار برای صلح پایدار، بهویژه هنگام در نظر گرفتن ترویج همزمان طرح "ریویرا خاورمیانه"، آشکار میشود. پیشنهادی که خواستار جابجایی اجباری کل جمعیت است، اساساً با هر تلاش صلح واقعی متمرکز بر رفاه ساکنان موجود در تضاد است.
یک مانع اصلی برای هر آتشبس پایدار، اختلاف اساسی در اهداف نهایی جنگ بین طرفهای درگیر است. در حالی که ترامپ گاه تمایل خود را برای پایان سریع جنگ ابراز میکرد، نتانیاهو بهطور مداوم قول داد که تا "نابودی کامل" حماس به جنگ ادامه دهد و بر حفظ حضور نیروهای دفاعی اسرائیل در غزه اصرار داشت. خواستههای حماس برای پایان دائمی جنگ و عقبنشینی نیروهای اسرائیلی توسط نتانیاهو "غیرقابل قبول" تلقی شد. این اختلاف عمیق در اهداف، هر آتشبس واقعاً پایداری را ذاتاً دشوار میکند.
طرح "تخلیه غزه"، که شامل چشمانداز ترامپ برای "ریویرا خاورمیانه" است، بهطور مداوم با جابجایی اجباری یا پاکسازی قومی فلسطینیها مرتبط است و بهطور مستقیم تلاشهای آتشبس را خراب میکند. این چشمانداز، که نتانیاهو آن را پذیرفت، بهطور مستقیم مقاومت حماس در برابر توافقها را تقویت میکند و موضع مذاکره آنها را سختتر میکند. سوءظن گسترده در میان فلسطینیها مبنی بر اینکه هدف نهایی، تخلیه غزه برای توسعه املاک لوکس است، هرگونه اعتماد ضروری برای مذاکرات موفق آتشبس را تضعیف میکند.
تحلیل بنبست؛ چرا وعدهها تحقق نمییابند
عدم موفقیت مداوم وعدههای آتشبس غزه ترامپ بهدلیل ترکیبی از عوامل مرتبط با انگیزههای سیاسی خود او، اهداف استراتژیک نتانیاهو و پویایی گستردهتر سیاست خارجی ایالات متحده در منطقه است.
نیات ترامپ: نمایشگری در برابر سرمایهگذاری واقعی در صلح
تحلیلگران اغلب رویکرد ترامپ به درگیری غزه را بهعنوان انگیزهای برای تولید عناوین خبری مثبت و تقویت تصویر سیاسیاش توصیف میکنند. او بهعنوان یک "نمایشگر" توصیف میشود که بهدنبال یک "چیز بزرگ" برای فخرفروشی است، با علاقه اصلیاش در ایجاد تصور تضمین آتشبس بهجای پایان واقعی جنگ. این دیدگاه با مواضع سیاستی متناقض او تقویت میشود. در حالی که او برای آتشبس تبلیغ میکرد، همزمان طرحهایی را برای جابجایی اجباری و پاکسازی قومی فلسطینیها از غزه ترویج میداد، موضعی که اساساً با فرآیند صلحی که به زندگی غیرنظامیان و حقوق بینالملل احترام میگذارد، در تضاد است.
هدف پشت تلاشهای آتشبس ترامپ اغلب به نظر میرسید که تضمین دستاوردهای موقت، مانند آزاد کردن اسیران اسرائیلی، بدون اعمال فشار قابل توجه بر اسرائیل برای تعهد به پایان دائمی جنگ است. پس از اینکه پیشنهاد بحثبرانگیز او برای "مالکیت" ایالات متحده بر غزه با رد گسترده بینالمللی مواجه شد، گزارشها حاکی از آن است که او "به اسرائیل اجازه داد تا این مقیاس ترسناک خشونت" را علیه فلسطینیها از سر بگیرد.
موضع نتانیاهو و موانع آتشبس دائمی
اقدامات و اهداف اعلامشده بنیامین نتانیاهو مانع بزرگی برای آتشبس پایدار بوده است. گزارشها نشان میدهد که نتانیاهو هرگز قصد کامل برای پایبندی به توافقات آتشبس نداشت و "هیچ علاقهای به توافق برای" توقف دائمی خصومتها نشان نداد. تعهد عمومی مداوم او به ادامه جنگ تا "نابودی کامل" حماس این موضع تزلزلناپذیر را تأکید میکند. او بهطور مداوم خواستههای حماس برای پایان دائمی جنگ و عقبنشینی نیروهای اسرائیلی را "غیرقابل قبول" توصیف و مذاکرات را متوقف کرده است.
موضع سختگیرانه نتانیاهو همچنین تحت تأثیر الزامات سیاسی داخلی قرار دارد، بهویژه نیاز به حفظ حمایت شرکای ائتلافی تندروی خود. پذیرش طرح بحثبرانگیز ترامپ برای تخلیه غزه برای توسعه املاک بیشتر تلاشهای صلح را پیچیده کرد. طرحهای فاششده برای "مناطق ترانزیت بشردوستانه" و پیشنهاد جابجایی ۶۰۰,۰۰۰ فلسطینی به یک "شهر بشردوستانه" در رفح بهعنوان تلاشهایی برای پیچیده کردن گفتگوها و تقویت سوءظنها در مورد پاکسازی قومی تلقی شد.
سیاست گستردهتر ایالات متحده و پویاییهای بینالمللی
فراتر از اقدامات فردی ترامپ و نتانیاهو، زمینه گستردهتر سیاست خارجی ایالات متحده در بنبست نقش داشته است. ایالات متحده بهطور مداوم از اسرائیل حمایت دیپلماتیک کرده و قطعنامههای آتشبس سازمان ملل را وتو کرده و اسرائیل را از بررسی قانونی بینالمللی محافظت کرده است، حتی در حالی که تلفات غیرنظامی و شرایط انسانی در غزه بدتر شده است. این سیاست دیرینه ایالات متحده، صرفنظر از دولت، محیطی را ایجاد میکند که در آن اسرائیل با فشار بینالمللی کمتری برای رعایت شرایط آتشبس یا سازش در اهداف خود مواجه است.
کشورهای عربی بهطور مداوم به دولتهای ایالات متحده اعلام کردهاند که در طرح پساغزه که فاقد رهبری جایگزین فلسطینی مرتبط با یک مقام فلسطینی اصلاحشده و گامهای مشخص به سوی دولت نهایی فلسطین باشد، شرکت نخواهند کرد. این خواسته منطقهای دامنه هرگونه معامله تحت میانجیگری ایالات متحده را که به آرمانهای سیاسی اساسی فلسطینیها توجه نکند، محدود میکند.
بنابراین گزارش، وعدههای مکرر دونالد ترامپ برای آتشبس در غزه بهطور مداوم تحقق نیافتهاند، الگویی که به تعامل پیچیدهای از عوامل نسبت داده میشود. رویکرد او به دیپلماسی در منطقه اغلب به نظر میرسد که توسط ملاحظات سیاسی داخلی هدایت میشود. نتانیاهو، که متعهد به نابودی کامل حماس است، علاقه کمی به آتشبس دائمی نشان داده است؛ در نتیجه، آینده درگیری غزه احتمالاً همچنان توسط تعامل ملاحظات سیاسی داخلی، استراتژیهای دیپلماتیک در حال تغییر و بحران انسانی مداوم شکل خواهد گرفت.

