گزارش ویژه جنگ؛
چشم انداز پیش روی ایرانیان/ جنگ با حمله آمریکا به تاسیسات هستهای وارد فاز جدیدی شد
جنگ ایران و اسرائیل، با ورود مستقیم ایالات متحده به فاز جدیدی از تقابل وارد شده است که پیامدهای گستردهای برای منطقه و جهان به همراه دارد. حمله آمریکا به تاسیسات هستهای ایران، با استفاده از بمبهای سنگرشکن و موشکهای کروز، نشاندهنده عزم واشنگتن و تلآویو برای عقبانداختن برنامه هستهای ایران است. اگرچه آمریکا و اسرائیل ادعای محو کامل این تاسیسات را دارند اما ایران و آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) عدم آلودگی رادیواکتیو و ادامه فعالیتها را تایید کردهاند. کارشناسان نیز در مورد میزان و مدت زمان واقعی عقبافتادگی برنامه هستهای ایران اختلاف نظر دارند و هشدار میدهند که این حملات ممکن است تنها تاخیری موقت ایجاد کرده باشد.
به گزارش میار، درگیریهای دیرینه میان ایران و اسرائیل، اکنون وارد فاز جدید و بیسابقهای شده است. این تحول با آغاز عملیات شیر در حال خیزش توسط اسرائیل در تاریخ ۱۳ ژوئن ۲۰۲۵ رقم خورد، که شامل حملات گسترده هوایی به اهداف هستهای و نظامی ایران، از جمله تاسیسات غنیسازی، مراکز تولید موشک، فرماندهان ارشد نظامی و مردم ایران اسلامی بود. اوج این تشدید، ورود مستقیم ایالات متحده به این درگیریها در ۲۱ ژوئن ۲۰۲۵ بود، که با حمله به سه سایت هستهای کلیدی ایران – فردو، نطنز و اصفهان – همراه شد. این اقدام نه تنها فاز جدیدی از تقابل را آغاز کرده، بلکه نگرانیهای جدی را در مورد گسترش جنگ در منطقه برانگیخته است.
حمله ایالات متحده به خاک ایران، اولین اقدام نظامی مستقیم از زمان انقلاب ۱۹۷۹، نشاندهنده یک تغییر محوری در سیاست منطقهای و معادله بازدارندگی است. در گذشته، قابلیتهای نظامی چندلایه ایران، از جمله زرادخانه موشکی، تا حدی برای بازدارندگی ایالات متحده از حمله مستقیم طراحی شده بود. این مداخله مستقیم آمریکا نشان میدهد که این بازدارندگی ممکن است شکست خورده یا تحتالشعاع محاسبات استراتژیک جدید قرار گرفته باشد. این تحولات نشان میدهد که قوانین بازی سنتی که بر جنگ در سایه حاکم بود، عملاً شکسته شده است. ایالات متحده که پیش از این عمدتاً از طریق تحریمها و فشار غیرمستقیم عمل میکرد، اکنون تمایل خود را برای اقدام نظامی مستقیم در خاک ایران نشان داده است. این میتواند منطقه را به سمت فاز غیرقابل پیشبینیتر و خطرناکتری سوق دهد، جایی که خطوط قرمز قبلی دیگر رعایت نمیشوند و خطر یک جنگ تمامعیار منطقهای به طور قابل توجهی افزایش مییابد.
ریشهها و سیر تحولات جنگ ایران و اسرائیل
تحولات کلیدی در سالهای اخیر به فاز جدیدی از درگیری منجر شده است. حمله حماس به اسرائیل در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، جرقهای برای جنگ کنونی در غزه بود که به شدت گروههای حماس و جهاد اسلامی را تضعیف کرد. علاوه بر این، اسرائیل حزبالله لبنان را در پاییز گذشته به شدت تضعیف کرده و بیشتر رهبران ارشد آن را از بین برده است. این تضعیف، به طور قابل توجهی مزیت نامتقارن سنتی ایران را فرسایش داده است. این امر میتواند ایران را به سمت اقدامات ناامیدکنندهتر یا مستقیمتر سوق دهد، زیرا ابزارهای سنتی بازدارندگی و تلافیجویی آن به خطر افتاده است.
در آوریل و اکتبر ۲۰۲۴، ایران حملات موشکی و پهپادی بیسابقهای را مستقیماً علیه اسرائیل انجام داد. در ۱۶ اکتبر ۲۰۲۴، اسرائیل برای اولین بار به طور آشکار به ایران حمله کرد و سامانههای پدافند هوایی و سایتهای مرتبط با برنامه موشکی آن را هدف قرار داد. این حملات پیشدرآمدی بر تشدید کنونی بود.
در ۱۳ ژوئن ۲۰۲۵، اسرائیل عملیات شیر در حال خیزش را در پاسخ به اطلاعاتی مبنی بر نزدیک شدن ایران به نقطه بیبازگشت در توسعه سلاح هستهای آغاز کرد. در این عملیات، حدود ۲۰۰ هواپیمای نیروی هوایی اسرائیل ۳۳۰ مهمات را بر روی حدوداً ۱۰۰ هدف در شش شهر ایران، از جمله تهران و تاسیسات هستهای نطنز، پرتاب کردند. این حملات شامل هدف قرار دادن تاسیسات هستهای، موشکی، فرماندهان ارشد نظامی و دانشمندان هستهای بود. اسرائیل همچنین مدعی شد که ژنرال علی شادمانی، ارشدترین فرمانده نظامی باقیمانده ایران را در تهران کشته است. ایران در پاسخ به حملات اسرائیل، بیش از ۴۵۰ موشک و ۱۰۰۰ پهپاد به سمت اسرائیل شلیک کرده است. در ۱۸ ژوئن ۲۰۲۵، اسرائیل به تاسیسات تولید موشک خجیر در نزدیکی تهران و سایتهای تولید سانتریفیوژ حمله کرد.
این حملات به تلفات و خسارات قابل توجهی در هر دو طرف منجر شده است. تا ۱۹ ژوئن ۲۰۲۵، حداقل ۶۵۷ نفر در ایران، از جمله ۲۶۳ غیرنظامی، کشته و بیش از ۲۰۰۰ نفر زخمی شدهاند. فرماندهان ارشد سپاه پاسداران و نیروی قدس، از جمله سردار محمد باقری، سردار حسین سلامی و سردار امیرعلی حاجیزاده، در ایران کشته شدهاند. همچنین، دانشمندان هستهای برجسته از جمله محمدمهدی تهرانی و فریدون عباسی نیز جان باختهاند. در اسرائیل، با وجود سیستمهای دفاع هوایی پیشرفته، برخی موشکها و پهپادهای ایرانی به مناطق مسکونی و تاسیسات مهم اصابت کرده و تلفات و خساراتی را به بار آوردهاند؛ ۲۴ نفر کشته و صدها نفر زخمی شدهاند.
اقدامات هماهنگ (یا حداقل زمانبندی شده) اسرائیل و ایالات متحده نشاندهنده یک استراتژی عمدی برای بهرهبرداری از یک پنجره رو به بسته شدن برای خنثی کردن برنامه هستهای و قابلیتهای نظامی ایران است. این بدان معناست که آنها معتقدند شرایط ژئوپلیتیکی فعلی، از جمله دولت ترامپ و تضعیف محورهای مقاومت، فرصتی منحصر به فرد برای یک ضربه قاطع فراهم میکند. این وضعیت میتواند منجر به کاهش سریع تنش شود اگر اهداف محقق شوند، یا به یک درگیری طولانیتر اگر ایران از تسلیم کامل که ترامپ درخواست کرده بود، امتناع کند. این فرصت برای یک طرف اغلب به معنای افزایش تهدید وجودی برای طرف دیگر است، که به طور بالقوه منجر به اقدامات ناامیدکننده میشود.
جزئیات حمله آمریکا به سایتهای هستهای ایران
ورود مستقیم ایالات متحده به درگیریهای ایران و اسرائیل، با حمله به سه سایت هستهای کلیدی ایران، یک نقطه عطف مهم در این تقابل محسوب میشود. این اقدام بر اساس ارزیابیها و انگیزههای خاصی از سوی واشنگتن و تلآویو صورت گرفت.
اهداف و انگیزههای آمریکا
اسرائیل و ایالات متحده برنامه هستهای ایران را یک تهدید وجودی میدانند. اگرچه آژانسهای اطلاعاتی آمریکا ارزیابی کردهاند که تهران به طور فعال در پی ساخت بمب نیست اما ترامپ و رهبران اسرائیل استدلال میکنند که ایران میتواند به سرعت یک سلاح هستهای بسازد و این یک تهدید قریبالوقوع است. تصمیم آمریکا برای دخالت مستقیم پس از بیش از یک هفته حملات اسرائیل صورت گرفت که پدافند هوایی و قابلیتهای موشکی تهاجمی ایران را تضعیف کرده و به تاسیسات غنیسازی هستهای آن آسیب زده بود.
مقامات آمریکایی و اسرائیلی معتقد بودند که بمبافکنهای پنهانکار B-2 آمریکا و بمبهای سنگرشکن ۳۰ هزار پوندی (GBU-57 Massive Ordnance Penetrator یا MOP) که تنها آنها قادر به حمل آن هستند، بهترین شانس را برای نابودی سایتهای بسیار مستحکم و عمیقاً زیرزمینی مرتبط با برنامه هستهای ایران ارائه میدهند. این بمبها به دلیل وزن و نیروی جنبشی خود میتوانند به اهداف عمیقاً دفن شده نفوذ کند و سپس منفجر شوند. پرزیدنت ترامپ با تشویق مقامات اسرائیلی و بسیاری از قانونگذاران جمهوریخواه، این عملیات را یک فرصت بینظیر برای عقبانداختن برنامه هستهای ایران، شاید به طور دائمی، ارزیابی کرد. هدف اعلام شده ترامپ، نابودی کامل و جامع ظرفیت غنیسازی هستهای ایران و توقف تهدید هستهای بود. این اقدام به عنوان یک قمار پرخطر برای تضعیف یک دشمن دیرینه و در عین حال حفاظت از اسرائیل، با وجود ترس از گسترش درگیری منطقهای، تلقی میشود.
چگونگی انجام عملیات
ایالات متحده در اوایل یکشنبه، سه سایت هستهای در ایران را هدف قرار داد: فردو، نطنز و اصفهان. این سایتها از اهمیت ویژهای در برنامه هستهای ایران برخوردارند.
برای حمله به فردو، که یک تاسیسات غنیسازی اورانیوم با درجه بالا است و تقریباً ۹۱ متر (۳۰۰ فوت) زیر کوه مدفون شده و توسط پدافند هوایی قابل توجهی محافظت میشود، سه بمبافکن پنهانکار B-2 آمریکا استفاده شدند. هر یک از این بمبافکنها دو بمب GBU-57 MOP را حمل میکردند. این بمبها میتوانند حدود ۶۱ متر (۲۰۰ فوت) زیر سطح نفوذ کرده و سپس منفجر شوند و میتوانند به صورت متوالی پرتاب شوند تا عمیقتر نفوذ کنند. این اولین بار بود که GBU-57 MOP در نبرد استفاده میشد.
نطنز و اصفهان نیز هدف حملات قرار گرفتند. حدود ۳۰ موشک کروز تاماهاک از زیردریاییهای آمریکایی پرتاب شدند و این دو سایت را هدف قرار دادند. پرزیدنت ترامپ اعلام کرد که تاسیسات هستهای کلیدی ایران کاملاً و به طور کامل منهدم شدهاند و محموله کاملی از بمبها بر سایت اصلی، فردو، پرتاب شده است. همچنین، وی تایید کرد که تمامی هواپیماهای آمریکایی با موفقیت از حریم هوایی ایران خارج شده و به پایگاههای خود بازگشتهاند.
میزان موفقیت و ارزیابی خسارات
پرزیدنت ترامپ این حملات را موفقیت نظامی چشمگیر و لحظهای تاریخی برای آمریکا، اسرائیل و جهان توصیف کرد و گفت که تاسیسات غنیسازی هستهای ایران کاملاً و به طور کامل منهدم شدهاند . نخستوزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، نیز این اقدام را جسورانه خواند و گفت که تاریخ ثبت خواهد کرد که ترامپ برای محروم کردن خطرناکترین رژیم جهان از خطرناکترین سلاحها اقدام کرد .
در مقابل، سازمان انرژی اتمی ایران تایید کرد که حملات به سایتهای فردو، اصفهان و نطنز صورت گرفته است اما تاکید کرد که کار آن متوقف نخواهد شد. ایران اعلام کرد که هیچ نشانهای از آلودگی رادیواکتیو در این سه مکان وجود ندارد و خطری برای ساکنان اطراف نیست. آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) نیز تایید کرد که افزایشی در سطوح تشعشعات خارج از سایت پس از حملات مشاهده نشده است. این ارزیابیها نشان میدهد که اگرچه حملات به تاسیسات هستهای صورت گرفته اما ادعاهای ایران و IAEA بر عدم آلودگی و ادامه فعالیتها، با ادعاهای آمریکا و اسرائیل مبنی بر محو کامل تاسیسات در تضاد است.
سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، اسماعیل بقایی، هرگونه مداخله آمریکا را دستوری برای جنگ تمامعیار در منطقه دانست. این اظهارات، همراه با عدم تایید مستقل میزان خسارات، ابهاماتی را در مورد اثربخشی کامل حملات ایجاد میکند.
کارشناسان مختلف نظرات متفاوتی در مورد میزان و مدت زمان عقبافتادگی برنامه هستهای ایران دارند. برخی معتقدند که این حملات مسیر ایران به سلاحهای هستهای را مسدود کرده است . با این حال، برخی دیگر هشدار میدهند که حتی حملات مشترک آمریکا و اسرائیل تنها برنامه هستهای ایران را به تاخیر میاندازد، نه اینکه توانایی آن را برای توسعه سلاح هستهای از بین ببرد . این به دلیل ماهیت پراکنده و مستحکم برنامه هستهای ایران است که شامل تاسیسات زیرزمینی و متعدد میشود. یک مقام اسرائیلی پیشتر اعتراف کرده بود که بمباران اسرائیل برنامه هستهای ایران را حداقل ۲ یا ۳ سال به عقب انداخته است. برخی کارشناسان معتقدند که ایران ممکن است تلاشهای خود را برای بازسازی برنامه هستهای خود دوچندان کند.
در ادامه، جزئیات حمله آمریکا به تاسیسات هستهای ایران در قالب یک جدول ارائه میشود تا درک بهتری از این عملیات فراهم آید:
هدف اصلی | تسلیحات استفاده شده | هواپیما/پلتفرم | ادعای آمریکا/اسرائیل | پاسخ ایران/IAEA |
فردو | ۲ بمب GBU-57 MOP (بمب سنگرشکن ۳۰ هزار پوندی) | ۳ بمبافکن B-2 Spirit | به طور کامل منهدم شد ، محموله کامل بمبها | حمله تایید شد، بدون آلودگی رادیواکتیو ، کار متوقف نخواهد شد |
نطنز | حدود ۳۰ موشک کروز تاماهاک | زیردریاییهای آمریکایی | به طور کامل منهدم شد | حمله تایید شد، بدون آلودگی رادیواکتیو ، کار متوقف نخواهد شد |
اصفهان | حدود ۳۰ موشک کروز تاماهاک | زیردریاییهای آمریکایی | به طور کامل منهدم شد | حمله تایید شد، بدون آلودگی رادیواکتیو ، کار متوقف نخواهد شد |
این جدول به مخاطب کمک میکند تا اطلاعات پراکنده در مورد حمله آمریکا را به صورت متمرکز و سازمانیافته درک کند. این امر شفافیت گزارش را افزایش داده و امکان مقایسه سریع اهداف، تسلیحات و نتایج اولیه را فراهم میآورد.
وضعیت نظامی ایران پس از حملات و مقایسه با اسرائیل
حملات اخیر اسرائیل و ایالات متحده به ایران، به طور قابل توجهی بر توانمندیهای نظامی ایران تأثیر گذاشته و موازنه قدرت نظامی در منطقه را دستخوش تغییر کرده است.
توانمندیهای نظامی ایران
ایران همچنان به تقویت قابلیتهای موشکی و پهپادی خود ادامه میدهد و بر اساس ارزیابی دفتر مدیر اطلاعات ملی در مارس ۲۰۲۵، بزرگترین ذخایر این سامانهها را در منطقه در اختیار دارد. این زرادخانه شامل موشکهای بالستیک کوتاهبرد مانند شهاب-۱، شهاب-۲ و قیام-۱ و همچنین موشکهای سوخت جامد خانواده فاتح (فاتح-۱۱۰ و فاتح-۳۱۳) میشود. موشکهای میانبرد ایران شامل خانواده شهاب-۳ و مشتقات آن مانند قدر-۱ و عماد-۱ هستند که بر اساس گزارشها، دقت و برد بهبود یافتهای دارند. ایران همچنین دارای پهپادهای تهاجمی یکطرفه مانند شاهد ۱۳۶ و آرش ۲ است.
با این حال، حملات اخیر اسرائیل به شدت بر این توانمندیها تأثیر گذاشته است. اسرائیل مدعی شده که توانایی ایران برای تولید موشکهای بالستیک را برای یک سال از بین برده است . نیروی هوایی اسرائیل حدود ۱۲۰ پرتابگر موشک زمین به زمین را منهدم کرده است که تقریباً یک سوم کل موجودی ایران قبل از جنگ را تشکیل میدهد. این حملات همچنین به تاسیسات تولید سانتریفیوژ و مراکز فرماندهی و کنترل سپاه پاسداران، از جمله مقر فرماندهی نیروی انتظامی و یگانهای ویژه، آسیب رسانده است. کشته شدن فرماندهان ارشد سپاه پاسداران و نیروی قدس، اگرچه بعید است توانایی ایران را برای ادامه عملیات به طور کامل مختل کند اما میتواند اختلال موقتی در فرماندهی و کنترل ایران ایجاد کند. این اقدامات نشاندهنده تلاش اسرائیل برای کاهش توانایی ایران در تلافیجویی است که میتوانند تهدید ایران را کاهش دهند.
توانمندیهای نظامی اسرائیل
اسرائیل دارای یکی از پیشرفتهترین سیستمهای دفاع هوایی چندلایه در جهان است که با کمک ایالات متحده توسعه یافته است. این سیستم شامل:
- پیکان (Arrow): برای رهگیری موشکهای دوربرد، از جمله موشکهای بالستیک ایران، در خارج از جو طراحی شده است.
- فلاخن داوود (David's Sling): برای رهگیری موشکهای میانبرد، مانند موشکهای حزبالله، استفاده میشود.
- گنبد آهنین (Iron Dome): متخصص در سرنگونی راکتهای کوتاهبرد است و نرخ موفقیت بیش از ۹۰ درصدی دارد.
- پاتریوت (Patriot): قدیمیترین جزء دفاع هوایی اسرائیل است که قابلیت سرنگونی هواپیماها و موشکهای بالستیک را دارد.
- آیرون بیم (Iron Beam): یک سیستم جدید مبتنی بر لیزر است که در حال توسعه است و انتظار میرود بسیار ارزانتر از سیستمهای موجود باشد اما هنوز عملیاتی نشده است.
با وجود این سیستمهای پیشرفته، حملات موشکی ایران نشان داده است که دفاع هوایی اسرائیل غیرقابل نفوذ نیست و برخی موشکها میتوانند نفوذ کنند. با این حال، اسرائیل مدعی شده است که ۹۹ درصد از ۴۷۰ پهپاد پرتاب شده توسط ایران از ابتدای جنگ اخیر را رهگیری کرده است. برتری هوایی اسرائیل، به ویژه با استفاده از جنگندههای پیشرفتهای مانند F-35، F-16 و F-15، به آن امکان میدهد تا اهداف را با تقریباً مصونیت در عمق خاک ایران هدف قرار دهد.
مقایسه کلی قدرت نظامی
مقایسه قدرت نظامی ایران و اسرائیل نشاندهنده یک توازن پویا است که در آن ایران اغلب از مزیت عددی برخوردار است، در حالی که اسرائیل برتری کیفی و فناوری قابل توجهی دارد، به ویژه در نیروی هوایی و سیستمهای دفاع موشکی خود.
شاخص | ایران | اسرائیل |
جمعیت (میلیون) | ۸۸.۳ | ۹.۴ |
نیروی فعال | ۶۱۰,۰۰۰ (۳۵۰,۰۰۰ ارتش، ۱۹۰,۰۰۰ سپاه، ۱۸,۰۰۰ نیروی دریایی، ۳۷,۰۰۰ نیروی هوایی، ۱۵,۰۰۰ پدافند هوایی) | ۱۶۹,۵۰۰ (۱۲۶,۰۰۰ ارتش، ۹,۵۰۰ نیروی دریایی، ۳۴,۰۰۰ نیروی هوایی) |
نیروی ذخیره | ۳۵۰,۰۰۰ | ۴۶۵,۰۰۰ |
بودجه دفاعی (میلیارد دلار) | ۷.۹ (۲۰۲۴) | ۴۶.۵ (۲۰۲۴) |
هواپیماهای رزمی | ۳۱۲ (نیروی هوایی)، ۲۳ (سپاه) | ۳۴۵ |
بالگردهای تهاجمی | ۲ (نیروی هوایی)، ۵۰ (ارتش)، ۵ (سپاه) | ۴۳ |
موشکهای بالستیک (تخمین موجودی) | ۲۰۰۰ تا ۳۰۰۰ | - |
تانکهای جنگی | ۱۰,۵۱۳ | ۴۰۰ |
سامانههای دفاع هوایی | آذرخش (کوتاهبرد) | گنبد آهنین، فلاخن داوود، آرو، پاتریوت، آیرون بیم (در حال توسعه) |
زیردریاییها | ۱۷ تاکتیکی | ۵ |
این جدول مقایسهای سریع از توانمندیهای نظامی دو کشور ارائه میدهد. ایران از نظر نیروی انسانی و برخی تجهیزات زمینی برتری عددی دارد اما اسرائیل در فناوری، به ویژه در نیروی هوایی و سیستمهای دفاع موشکی، برتری کیفی چشمگیری دارد. نیروی هوایی ایران عمدتاً از هواپیماهای قدیمی ساخت شوروی و آمریکا تشکیل شده است که فاقد نگهداری و بهروزرسانیهای لازم هستند.
آینده پیش رو: سناریوها و پیامدها
حملات اخیر به تاسیسات هستهای ایران و تشدید درگیریها، سوالات مهمی را در مورد آینده برنامه هستهای ایران، سرنوشت جنگ و پایداری رژیم در تهران مطرح میکند.
آیا برنامه هستهای ایران واقعاً سالها عقب افتاده است؟
ارزیابی میزان و مدت زمان عقبافتادگی برنامه هستهای ایران پس از حملات آمریکا و اسرائیل، موضوعی پیچیده و مورد بحث کارشناسان است. ترامپ و نتانیاهو ادعا کردهاند که تاسیسات هستهای ایران کاملاً و به طور کامل منهدم شدهاند و این حملات تاریخ را تغییر خواهد داد . یک مقام اسرائیلی پیشتر اذعان کرده بود که بمباران اسرائیل برنامه هستهای ایران را حداقل ۲ یا ۳ سال به عقب انداخته است.
با این حال، بسیاری از کارشناسان هشدار میدهند که حتی حملات مشترک آمریکا و اسرائیل تنها برنامه هستهای ایران را به تاخیر میاندازد، نه اینکه توانایی آن را برای توسعه انرژی هستهای از بین ببرد . این دیدگاه بر ماهیت پراکنده و مستحکم برنامه هستهای ایران، از جمله تاسیسات زیرزمینی و متعدد آن، تاکید دارد که تخریب کامل آنها را دشوار میسازد. سازمان انرژی اتمی ایران و آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) نیز تایید کردهاند که حملات به سایتها صورت گرفته اما هیچ نشانهای از آلودگی رادیواکتیو وجود ندارد و ایران تاکید کرده که کار آن متوقف نخواهد شد.
برای آمریکا و اروپا، این بدان معناست که حتی اگر این حملات تاخیری قابل توجه ایجاد کرده باشند، خطر تسریع ایران در دستیابی به سلاح هستهای همچنان پابرجاست. برخی کارشناسان معتقدند که این حملات میتواند ایران را ترغیب به دوچندان کردن تلاشهای خود برای بازسازی برنامه هستهای کند. ایران تا ۱۷ می ۲۰۲۵، ۹۲۴۷.۶ کیلوگرم اورانیوم غنیشده در سطوح مختلف داشته و قادر به تولید ۲۵ کیلوگرم اورانیوم با غنای تسلیحاتی در ۲ تا ۳ روز در فردو است. در نتیجه آمریکاییها و اروپاییها نباید از بابت این موضوع کاملاً راحت باشند.
سناریوهای تداوم جنگ و واکنش ایران
پس از حملات آمریکا، ایران با انتخابهای دشواری روبرو است. تهدیدات از سوی مقامات ایرانی مبنی بر عواقب جبرانناپذیر برای ایالات متحده و جنگ تمامعیار در منطقه، نشاندهنده پتانسیل بالای تشدید درگیری است. این سناریو برای واکنش ایران و تداوم جنگ متصور است:
- حمله به پایگاههای آمریکا و متحدان منطقهای: ایالات متحده دهها هزار نیرو در منطقه، از جمله در پایگاههای دائمی در کویت، بحرین، قطر و امارات متحده عربی، مستقر کرده است که بسیار نزدیکتر به ایران از اسرائیل هستند. ایران میتواند این پایگاهها را با موشکها و پهپادهای خود هدف قرار دهد. این اقدام میتواند هزینههای مشارکت آمریکا در جنگ را برای واشنگتن افزایش دهد و باعث فشار داخلی برای کاهش تنش شود.
آیا جنگ به پایان میرسد یا روزهای سختتری در پیش است؟
پایان جنگ ایران و اسرائیل در این مرحله بسیار نامشخص است و روزهای سختتری پیش رو خواهد بود. عوامل متعددی میتوانند به تشدید بیشتر درگیری منجر شوند:
- پاسخ ایران: اگر ایران پاسخ قاطعانهای به حملات آمریکا دهد، به ویژه اگر این پاسخ منجر به تلفات قابل توجه آمریکایی شود، میتواند به یک چرخه تشدید حملات و ضدحملات منجر شود که به طور بالقوه به یک جنگ منطقهای تمامعیار میانجامد.
- عدم موفقیت کامل حملات: اگر حملات به تاسیسات هستهای ایران به طور کامل موثر نباشد یا ایران بخشهایی از برنامه هستهای خود را منتقل کرده باشد، حملات بیشتر از سوی آمریکا و اسرائیل محتمل خواهد بود.
امکان تغییر رژیم در ایران
سوال در مورد امکان تغییر رژیم در ایران، به ویژه با توجه به پیامهای پیاپی محمدرضا پهلوی و تهدیدات نتانیاهو علیه رهبری ایران، یکی از ابعاد مهم این بحران است. محمدرضا پهلوی، پسر آخرین شاه ایران، در پیامهای خود خواستار قیام سراسری علیه رژیم شده و اعلام کرده که جمهوری اسلامی به پایان خود رسیده و در حال فروپاشی است . وی همچنین از نیروهای نظامی و امنیتی خواسته است که به مردم بپیوندند. نخستوزیر نتانیاهو نیز یکی از اهداف عملیات نظامی اسرائیل علیه ایران را اطمینان از تغییر رژیم توصیف کرده است.
با این حال، تحلیل کارشناسان در مورد ثبات داخلی رژیم و امکان تغییر آن متفاوت است:
- ثبات داخلی رژیم و نقش سپاه پاسداران: رژیم ایران در طول چهار دهه گذشته، یک اقتصاد سیاسی طراحی کرده است که هدف آن عایقبندی رژیم از شوکهای خارجی و نارضایتی داخلی است. این سیستم بر وفاداری نهادهای امنیتی و نظامی، به ویژه سپاه پاسداران تکیه دارد. سپاه پاسداران به عنوان نیروی غالب در ارتش و سیاست داخلی ایران، برنامه موشکی بالستیک را نظارت میکند. بودجه ۲۰۲۵ ایران، بیش از ۱۲ میلیارد دلار را مستقیماً به نهادهای نظامی اختصاص داده است که نشاندهنده افزایش ۲۰۰ درصدی نسبت به سالهای قبل است.
- نارضایتی عمومی: اگرچه نارضایتی عمومی در ایران به دلیل مشکلات اقتصادی و تحریمها تا حدودی وجود دارد اما رژیم توانسته است کنترل اجتماعی را حفظ کند در حالی که حملات اسرائیل به زیرساختهای امنیتی داخلی ایران، مانند مقر فرماندهی نیروی انتظامی، نشاندهنده عزم جدی اسرائیل و آمریکا برای تغییر رژیم است.
- پیشینههای تاریخی تغییر رژیم در ایران: کارشناسان معتقدند که سقوط رژیم تنها زمانی محتمل است که نهادهای کلیدی، به ویژه نیروهای امنیتی، حمایت خود را از مقامات حاکم قطع کنند، بیطرف بمانند یا در داخل خود دچار تفرقه شوند. در حال حاضر، با وجود تلفات اخیر در رهبری، شواهدی مبنی بر چنین انشقاق گستردهای در نهادهای امنیتی ایران وجود ندارد.
- حمایت از محمدرضا پهلوی: محمدرضا پهلوی، با وجود تلاشهایش برای قرار گرفتن به عنوان یک چهره اپوزیسیون، از حمایت جهانی در داخل ایران یا در میان تبعیدیان برخوردار نیست. بسیاری از ایرانیان خاطرات تلخی از سرکوب در دوران شاه دارند و برخی دیگر ممکن است پهلوی را به دلیل ارتباطش با اسرائیل رد کنند، به ویژه اگر او بخواهد با حمایت یک تهاجم خارجی به قدرت برسد.
در مجموع، در حالی که فشار خارجی بر رژیم ایران افزایش یافته است، شواهد موجود نشان میدهد که معماری نهادی ایران همچنان کارآمد است و تغییر رژیم در حال حاضر بعید به نظر می رسد.
چشمانداز مبهم و نیاز به هوشیاری
جنگ ایران و اسرائیل، با ورود مستقیم ایالات متحده به فاز جدیدی از تقابل وارد شده است که پیامدهای گستردهای برای منطقه و جهان به همراه دارد. حمله آمریکا به تاسیسات هستهای ایران، با استفاده از بمبهای سنگرشکن و موشکهای کروز، نشاندهنده عزم واشنگتن و تلآویو برای عقبانداختن برنامه هستهای ایران است. اگرچه آمریکا و اسرائیل ادعای محو کامل این تاسیسات را دارند اما ایران و آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) عدم آلودگی رادیواکتیو و ادامه فعالیتها را تایید کردهاند. کارشناسان نیز در مورد میزان و مدت زمان واقعی عقبافتادگی برنامه هستهای ایران اختلاف نظر دارند و هشدار میدهند که این حملات ممکن است تنها تاخیری موقت ایجاد کرده باشد.
وضعیت نظامی ایران، به ویژه در بخش موشکی و پهپادی، پس از حملات اسرائیل تضعیف شده است با این حال ایران همچنان توانایی تلافیجویی، از جمله هدف قرار دادن پایگاههای آمریکا و متحدانش در منطقه را دارد. این سناریوها میتوانند به تشدید بیشتر درگیری و پیامدهای اقتصادی جهانی منجر شوند.
آینده این جنگ مبهم است. در حالی که مسیرهایی برای کاهش تنش از طریق دیپلماسی و میانجیگری طرفهای ثالث وجود دارد، عوامل تشدیدکننده متعددی نیز در صحنه حضور دارند. امکان تغییر رژیم در ایران، با وجود پیامهای محمدرضا پهلوی و تهدیدات نتانیاهو، در حال حاضر بعید به نظر میرسد، زیرا رژیم ایران از ساختار نهادی قوی و کنترل بر نیروهای امنیتی برخوردار است.

