ایران طرح سهمرحلهای ارائه کرده که شامل کاهش موقت فعالیتهای غنیسازی در ازای لغو تدریجی تحریمها و دسترسی به داراییهای مسدودشده مالی است. این پیشنهاد کاهش پلکانی سطح غنیسازی را دربرمیگیرد و در عین حال خواستار تضمینهایی علیه خروج احتمالی آینده آمریکا میشود...
به گزارش میار، مذاکرات جاری بین ایران و ایالات متحده بر اساس ادعاهای آمریکا نمایانگر تلاشهای جهانی برای عدم گسترش سلاحهای هستهای است در حالیکه ایران ادعای دیگری دارد و می گوید از انرژی هسته ای برای فعالیت های صلح آمیز استفاده می کند. این گفتگوها که از ۱۲ آوریل ۲۰۲۵ (۲۳ فروردین ۱۴۰۴) در مسقط عمان آغاز شده، توسط «استیو ویتکوف» فرستاده ویژه آمریکا و «عباس عراقچی» معاون وزیر خارجه ایران رهبری میشود. نامهای از دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا به آیت الله سید علی خامنهای رهبر ایران، بر فوریت دستیابی به توافق تأکید کرده که نشاندهنده اهمیت بالای این مذاکرات است. دو مسئله بحثبرانگیز محوری در این گفتگوها عبارتند از: اصرار ایران بر حفظ حق غنیسازی اورانیوم تحت معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) و درخواست آمریکا برای انتقال ذخایر اورانیوم غنیشده ایران به خارج از کشور. این مواضع منافع ملی عمیقاً ریشهداری را منعکس میکنند که راه رسیدن به اجماع را پیچیده میسازند.
ایران طرح سهمرحلهای ارائه کرده که شامل کاهش موقت فعالیتهای غنیسازی در ازای لغو تدریجی تحریمها و دسترسی به داراییهای مسدودشده مالی است. این پیشنهاد کاهش پلکانی سطح غنیسازی را دربرمیگیرد و در عین حال خواستار تضمینهایی علیه خروج احتمالی آینده آمریکا میشود—نگرانی کلیدی که پس از خروج یکجانبه واشنگتن از برجام در سال ۲۰۱۸ شکل گرفته است. با این حال، بیاعتمادی همچنان فراگیر است، بهویژه آنکه آمریکا اصرار بر اقدامات سختگیرانه نظارتی از جمله انتقال اورانیوم غنیشده ایران به کشور ثالث دارد. این شرط با این ادعا که برای کاهش خطرات گسترش سلاحهای هستهای خواهد شد طراحی شده اما با برداشت تهران از حاکمیت ملی و خودکفایی انرژی در تعارض است. مجید تختروانچی، معاون وزیر خارجه، بر موضع تغییرناپذیر ایران در حفظ تواناییهای غنیسازی تأکید کرده و آن را نهتنها برای انرژی هستهای غیرنظامی، بلکه بهعنوان مسئلهای از غرور ملی ضروری میداند.
نقش منطقهای اسرائیل و پیچیدگیهای ژئوپلیتیک
موضعگیری اسرائیل بهعنوان بازیگری منطقهای که بر هر دو طرف فشار وارد میکند، مذاکرات را پیچیدهتر میسازد. در مه ۲۰۲۵، رئیسجمهور ترامپ از اسرائیل خواست تا هرگونه اقدام نظامی علیه تاسیسات هستهای ایران را به تأخیر اندازد و ادعا کرد در صورت تعهد دو طرف، توافق در عرض هفتهها قابل دستیابی است. با وجود این تلاش دیپلماتیک، بنیامین نتانیاهو نخستوزیر اسرائیل طرح اقدام نظامی پیشدستانه علیه سایتهای هستهای ایران را—مشروط به حمایت آمریکا—پیشنهاد کرده است. این تهدیدها تنشها را تشدید کرده و مقامات ایرانی در صورت استفاده از زور، هشدار تلافی شدید دادهاند. این پویایی، موازنه شکننده بین دیپلماسی و ژستگیری نظامی و همچنین پیامدهای ژئوپلیتیک گستردهتر شکست در دستیابی به توافق را برجسته میسازد.
چالشهای فنی و نقاط اختلاف
از منظر فنی، هسته اختلاف در محدوده مجاز برنامه غنیسازی اورانیوم ایران نهفته است. تا ژوئن ۲۰۲۵، ذخایر اورانیوم غنیشده ایران به خلوص ۶۰% بهطور قابل توجهی افزایش یافته و هشدار ناظران بینالمللی را برانگیخته است. آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) نگرانیهای جدی درباره این توسعه ابراز کرده است و تأکید میکند که هیچ کشور غیر دارای سلاح هستهای دیگری اورانیوم با چنین خلوص بالایی تولید نمیکند. درحالیکه ایران استدلال میکند فعالیتهای غنیسازی آن با نیازهای انرژی غیرنظامی مطابقت دارد، منتقدان خاطرنشان میکنند که سطوح فعلی فراتر از نیازهای عملی است. افزون بر این، فرا رسیدن زمان انقضای قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل در اکتبر ۲۰۲۵، بر فوریت مذاکرات میافزاید چرا که مفاد این قطعنامه—از جمله مکانیسم «بازگشت سریع» تحریمها (ماشه)—بدون تمدید یا جایگزینی منقضی خواهد شد.
پیامدهای منطقهای توافق ایران و آمریکا بر ژئوپلیتیک خاورمیانه
پیامدهای منطقهای توافق بالقوه ایران و آمریکا فراتر از روابط دوجانبه است و کشورهای همسایه و چشم انداز ژئوپلیتیک خاورمیانه را تحت تأثیر قرار میدهد. محور فهم این پویاییها، بررسی رفتار راهبردی گستردهتر ایران بهویژه برنامه موشکهای بالستیک و حمایت از گروههایی مانند حزبالله و حوثیها است. این عناصر، تلاشهای ایران برای اعمال قدرت در منطقه را نشان میدهد و مذاکرات با قدرتهای جهانی را پیچیده میکند. بهعنوان مثال، زرادخانه تقریباً ۳,۲۰۰ موشک بالستیک ایران، تهدیدی مستقیم برای اسرائیل و پایگاههای نظامی آمریکا در خلیج فارس محسوب میشود.
مواضع بازیگران منطقهای
مواضع بازیگران منطقهای در قبال توافق احتمالی بهطور چشمگیری متفاوت است. اسرائیل بهشدت با هر توافقی که به ایران اجازه حفظ تواناییهای غنیسازی را بدهد مخالف است و آن را تهدیدی وجودی میداند. مقامات اسرائیلی علناً از اقدامات نظامی هدفمند علیه تأسیسات هستهای ایران در صورت شکست تلاشهای دیپلماتیک حمایت کردهاند. در مقابل، کشورهای حاشیه خلیج فارس خوشبینی محتاطانهای نشان میدهند که ناشی از تمایل به ثبات در خاورمیانه است. عربستان سعودی و امارات متحده عربی از طریق کانالهای دیپلماتیک به دنبال آشتی با ایران بودهاند.
نقش ترکیه و رقابت منطقهای
ظهور ترکیه بهعنوان بازیگری کلیدی، بر پیچیدگیهای ژئوپلیتیک میافزاید. آنکارا با ایفای نقشی محوری در سرنگونی بشار اسد در سوریه، خود را بهعنوان بازیگر مسلط منطقهای تثبیت کرده و با حمایت از جناحهای اسلامگرای سنی به گسترش نفوذ خود پرداخته است. پروژههای زیرساختی ترکیه برای تقویت اتصال اروپا و آسیا از طریق خاک ترکیه و سوریه، با ابتکاراتی مانند کریدور هند، خاورمیانه و اروپا (IMEC) که خلیج فارس و اسرائیل را به هم متصل میکند، در رقابت است.
خطرات شکست مذاکرات
شکست در دستیابی به توافق جامع، خطرات قابل توجهی از جمله تشدید تنشها را به همراه دارد. این موضوع میتواند محرکی برای کشورهای همسایه مانند عربستان، مصر و ترکیه جهت کسب توانمندیهای هسته ای مشابه باشد. چنین سناریویی تلاشهای عدم گسترش را تضعیف و راهبردهای بازدارندگی آمریکا را پیچیده میکند. پیشرفتهای فناورانه در پهپادها، مهمات هدایت شونده و جنگ سایبری نیز بر موازنه نظامی متعارف تأثیر گذاشته است.
منافع چین و نقش قدرتهای فرامنطقهای
منافع اقتصادی چین در تأمین نفت ارزانقیمت ایران و راهبرد ژئوپلیتیک گستردهتر آن، بستری اضافی برای تحلیل پیامدهای منطقهای توافق ایران و آمریکا فراهم میکند. چین بهعنوان بزرگترین خریدار نفت خام ایران که ۹۲٪ از صادرات کنونی ایران را تشکیل میدهد، بهطور قابل توجهی از لغو تحریمها منتفع خواهد شد. پالایشگاههای دولتی مانند ساینوپک آماده بهرهبرداری از نفت ارزانتر ایران هستند. افزون بر اقتصاد، پکن ثبات منطقهای را برای محافظت از سرمایهگذاریهای ابتکار کمربند و جاده (BRI) ضروری میداند.
چه خواهد شد؟
توافق بالقوه ایران و آمریکا نمایشگر تقابلی پیچیده از ملاحظات ژئوپلیتیک، اقتصادی و امنیتی است. مواضع عمیقاً ریشهدار دو کشور در مورد غنیسازی اورانیوم، لغو تحریمها و چارچوبهای امنیتی منطقهای، چالشهای بزرگی در مسیر دستیابی به توافق متقابل ایجاد میکند. افکار عمومی در ایران که بهشدت تحت تأثیر فعالسازی دیجیتال و روایتهای رسانهای خارجپایه است، شکاف در جامعه و تردید نسبت به روایتهای دولتی را نشان میدهد. پیامدهای راهبردی توافق فراتر از روابط دوجانبه است و میتواند باعث تشدید رقابتهای منطقهای شود.
دستیابی به راهحلی پایدار مستلزم مشارکت فعال تمامی طرفها با بهرهگیری از درسهای توافقهای گذشته و انطباق با واقعیتهای نوظهور است. با نزدیکشدن به مهلت اکتبر ۲۰۲۵، مهرههای دیپلماسی هرگز تا این حد بالا نبودهاند. نتیجه این مذاکرات نهتنها آینده برنامه هستهای ایران، بلکه چشمانداز ژئوپلیتیک خاورمیانه و فراتر از آن را بازتعریف خواهد کرد. شفافیت، اعتماد متقابل و راهحلهای میانی خلاقانه، کلید پیمودن پیچیدگیهای این لحظه تعیینکننده در دیپلماسی بینالمللی است.
امیدواریم این توافق با در نظر گرفتن مصالح ملت ایران هر چه سریعتر انجام شود.

