شنبه، 11 بهمن 1404
پایگاه خبری میار » اجتماعی » قضایی و حقوقی » ماجرای دو قتل پس از سرقت های مسلحانه باند خانوادگی در ورامین

ماجرای دو قتل پس از سرقت های مسلحانه باند خانوادگی در ورامین

0
285
کد خبر: 32462

میار: دو پسرعمو كه با تيز كردن يك سرنيزه و دولبه كردن آن اقدام به سرقت هاي سريالي توام با آزار از شهروندان پاكدشتي مي كردند روز گذشته در دادگاه كيفري يك استان تهران از بابت اتهام قتل شان محاكمه شدند.

به گزارش میار، روز بيست و دوم تير ماه سال 94 بود كه يك رهگذر در تماس با پليس پاكدشت خبر از كشف جسد پيرمردي 75 ساله در كنار اتوبان هاي اين محدوده خبر داد. با حضور سريع ماموران پليس در محل و مشخص شدن اين موضوع كه پيرمرد 75 ساله از دو ناحيه چاقو خورده است بازپرس كشيك قتل منطقه نيز باخبر شد و به اين ترتيب جسد براي تعيين علت اصلي فوت به پزشكي قانوني منتقل و مشخص شد او بر اثر شدت خونريزي به دليل وارد آمدن ضربات چاقو فوت كرده است.

تحقيقات براي شناسايي عاملان جنايت جريان داشت تااينكه با دستگيري دو پسرعمو به اتهام سرقت در اين محدوده، سارقان اعتراف كردند كه اين پيرمرد را با ضربات چاقو و به انگيزه سرقت به قتل رسانده اند. در ادامه ماجرا پليس دست به تجسس هاي تخصصي خود زد و مشخص شد كه چهار ماه قبل از اين اتفاق نيز مردي ديگر در همين محدوده حين سرقت كشته شده است و با توجه به روند تحقيقات، حضور داشتن اين متهمان در آن قتل نيز محرز شد و در جريان رسيدگي به پرونده مشخص شد متهمان 33 فقره سرقت از نوع زورگيري و تهديد با چاقو مرتكب شده اند كه دو فقره از آنها منجر به فوت مالباختگان شده بود.

در ادامه اين روند بالاخره براي متهمان به اتهام قتل عمدي كيفرخواست صادر شد و با رسيدگي به پرونده در قتل اول متهمان مجرم شناخته شدند و براي هر دو به اتهام مشاركت در قتل عمدي راي به قصاص صادر شد. با صدور اين راي در پرونده اول متهمان، آنها بار ديگر به اتهام قتل پيرمرد تنها در شعبه دهم دادگاه كيفري يك استان تهران به رياست قاضي قربانزاده و مستشاري قاضي رضايي محاكمه شدند.

زمانيكه اولياي دم مقتول در جايگاه قرار گرفتند براي اين مقتول نيز در حق متهمان درخواست قصاص را مطرح كردند و به اين ترتيب متهم رديف دوم پرونده كه برخلاف ادعاهاي اوليه اش اين بار مدعي بود قتل را خودش مرتكب شده است در جايگاه قرار گرفت و گفت: من كشاورزي مي كردم اما مايحتاج زندگي ام به دست نمي آمد و از آنجايي كه بايد خرج خانه را مي دادم با پسرعموي ام صحبت كردم. او قبل از اين اقدامات نيز زندان رفته بود و براي سرقت هاي ديگرش حبس كشيده بود اما باز هم زمانيكه با او صحبت كردم پيشنهاد تشكيل يك باند سرقت را به من داد و گفت دو نفره مي توانيم سرقت هاي خوبي انجام دهيم و سريع هم به پول مي رسيم و لازم نيست زحمت زيادي بكشيم. كمي فكر كردم و ديدم صحبت هايش منطقي است. يك سرنيزه داشتم كه يك زمان وقتي سركار سنگ فرز داشتيم با همان دو طرف اش را تيز كرده بودم. همان را برداشتم و با همكاري يكديگر به سراغ مردم رفتيم و چند نفر را نيز هدف سرقت قرار داديم تااينكه در ماجراي زورگيري از پيرمرد او مقاومت كرد و با اينكه به رويش سرنيزه را كشيدم از دادن اموالش امتناع كرد و با من درگير بود. اعصاب و روانم را به هم ريخته بود و همين شد كه او را با دو ضربه از پاي درآوردم. من هميشه سرنيزه را به پسرعموي ام مي دادم تا زمان سرقت كسي كه به سمت مان مي آيد به من اعتماد كند اما در ميانه دعوا وقتي مالباخته از دادن مال و اموالش امتناع مي كرد سرنيزه را از پسرعمويم پس مي گرفتم و مالباخته را مي ترساندم كه آنها نيز مجبور مي شدند مال شان را به ما بدهند.

در ادامه قضات از او درباره اظهارات اوليه اش پرسيدند و اينكه از اولين روز قتل پيرمرد 75 ساله را همدست ديگر متهم گردن گرفته است اما متهم منكر ماجرا شد و گفت پسرعموي اش مي خواست قصاص را گردن بگيرد و به همين دليل تصميم به اين كار گرفته بودند اما حالا مي خواهند واقعيت ماجرا را بگويند.

در ادامه متهم رديف اول كه حالا مدعي بود قتل را مرتكب نشده است و چون مي خواست پسرعموي اش قصاص نگيرد اظهارات اوليه خود را مطرح كرده است گفت: من و پسرعمويم در قتل اول كه اصلا مقصر نبوديم و دادگاه بدون هيچ دليلي به ما قصاص داد اما در اين پرونده مقصر هستيم البته با اين توضيح كه من قتل را نكرده ام و فقط راننده بودم تا پسرعمويم بتواند سرقت را مرتكب شود. ما سارق بوديم و قصدمان قتل نبود بلكه آن شب به طور اتفاقي پسرعمويم از سرنيزه استفاده كرد و چنين رخدادي پيش آمد.

در ادامه قاضي دادگاه از متهم در رابطه با اظهارات اوليه اش پرسيد و اينكه متهم خودش از روز اول مدعي بوده است با چاقو مرحوم را كشته و چاقو را نيز در چاه فاضلاب خانه اش انداخته است اما متهم منكر شد و گفت كه چنين موضوعاتي نبوده است و زمانيكه قاضي از متهم در رابطه با تيز كردن چاقو پرسيد و اينكه با توجه به تراشكار بودنش معقولانه است كه او دو لبه چاقو را تيز كرده باشد، متهم باز هم صحبت هاي گذشته اش را منكر شد و گفت من قاتل نيستم و وقتي قضات از او پرسيدند كه به نظر مي آيد پسرعموي ات با توجه به اينكه تو متاهل و بچه دار هستي، مي خواهد از قصاص رها شوي متهم باز هم ماجرا را منكر شد.

در انتها با توجه به اين موضوعات هيئت قضائي وارد شور شدند تا براي متهم تصميم گيري كنند.

کلید واژه ها:
سرقت, سارق, متهم, سارقان مسلح
تبلیغ

نظر شما

  • نظرات ارسال شده شما، پس از بررسی و تأیید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
نام شما : *
ایمیل شما :*
نظر شما :*
کد امنیتی : *
عکس خوانده نمی‌شود
برای کد جدید روی آن کلیک کنید