قطع اینترنت؛
باز صورت مسئله پاک شد/ این همه هزینه برای قطع اینترنت در ایران میصرفد؟!
قطع اینترنت بینالملل در ایران، دیگر یک اقدام ضربتی مقطعی نیست، بلکه به الگویی تکراری تبدیل شده است که هزینههای آن به طور تصاعدی افزایش مییابد.
به گزارش میار، در پی وقایع دی 1404، قطع یا محدودیت دسترسی به اینترنت بینالملل در ایران بار دیگر به موضوعی بحثبرانگیز تبدیل شده است. کارشناسان هشدار میدهند که تداوم این رویه، علاوه بر خسارات میلیاردی به اقتصاد دیجیتال و انزوا در فضای جهانی، این پرسش بنیادی را به وجود آورده است که آیا امنیت ملی با انسداد اطلاعاتی و پیامدهای آن تضمین میشود یا اینکه این اقدام تنها پاک کردن صورت مسئله است. در این گزارش، ابعاد مختلف این سیاست و پیامدهای احتمالی آن بررسی میشود.
تکرار یک سناریوی آشنا
در دو دهه گذشته، محدودیت دسترسی به اینترنت جهانی طی دورهها و اتفاقات مختلف در ایران به یک راهبرد شناخته شده تبدیل شده است. به گفته مرکز بررسیهای دیجیتال، ایران در سالهای اخیر در رده کشورهای دارای بیشترین موارد قطع عمدی اینترنت قرار داشته است. آخرین نمونههای آن، کاهش شدید پهنای باند بینالملل یا فیلتر سکوهای ارتباطی مانند واتساپ و اینستاگرام است که بر اساس گفته مقامات، برای مقابله با آشوب و حفظ امنیت عمومی انجام میشود.
اینترنت ملی!
مقامات ایرانی بارها از اینترنت ملی به عنوان جایگزینی ایمن و پایدار برای اینترنت جهانی نام بردهاند. با این حال، کارشناسان فناوری اطلاعات تاکید میکنند که شبکه داخلی موجود، فاقد زیرساختهای مستقل حیاتی مانند سرورهای ریشه (Root Servers) و مراکز داده بینالمللی است. در واقع بیش از ۹۰٪ خدمات آنلاین مورد استفاده مردم ایران، از جمله سیستمهای پرداخت، پلتفرمهای تجاری، نرمافزارهای سازمانی و حتی بسیاری از سایتهای داخلی، به طور مستقیم یا غیرمستقیم وابسته به زیرساختهای جهانی هستند. قطع اینترنت بینالملل، عملاً اقتصاد دیجیتال را فلج میکند.
از اقتصاد تا اعتماد عمومی
آمارهای منتشر شده از سوی اتاق بازرگانی تهران و انجمن کسب و کارهای اینترنتی نشان میدهد هر روز قطعی گسترده اینترنت جهانی، خسارتی معادل ۵۰ تا ۱۰۰ میلیون دلار به بخش خصوصی وارد میکند. کسبوکارهای آنلاین، استارتآپها، صادرات دیجیتال و حتی خدمات بانکی متوقف یا مختل میشوند. یک فعال حوزه فناوری گفته است: «این اقدام نه تنها اعتماد سرمایهگذاران خارجی را از بین میبرد، بلکه باعث فرار مغزهای دیجیتال و از دست رفتن فرصتهای شغلی هزاران جوان میشود.» از سوی دیگر، محدودیت اطلاعاتی، شکاف بین مردم و حاکمیت را عمیقتر میکند و به گسترش شایعات دامن میزند.
امنیت ملی؛ تعریف دوگانه
مدافعان قطع اینترنت، آن را ضرورتی امنیتی و راهی برای مقابله با جنگ ترکیبی و مداخلات خارجی میدانند. آنها معتقد اند: «دشمن از فضای مجازی برای سازماندهی آشوب و انتشار اخبار جعلی استفاده میکند. حفظ نظم عمومی و امنیت کشور بر هر امری اولویت دارد.» با این حال، منتقدان استدلال میکنند که امنیت ملی تنها به معنای ثبات کوتاهمدت نیست، بلکه شامل امنیت اقتصادی، رفاه اجتماعی و حفظ کرامت شهروندان در عصر ارتباطات نیز میشود. یک فعال سیاسی معتقد است: «سیاست قطع اینترنت، نوعی پاک کردن صورت مسئله است. مسائل ساختاری با قطع ارتباط حل نمیشوند، بلکه تنها به تعویق میافتند و در آینده با هزینه بیشتری آشکار میشوند.»
مسیرهای پیش رو
به نظر میرسد دولت ایران در دوراهی سختی قرار دارد؛ از یک سو، کنترل فضای اطلاعاتی را برای امنیت خود حیاتی میداند و از سوی دیگر، فشارهای اقتصادی و اجتماعی ناشی از قطع اینترنت را احساس میکند. راهحلهای میانهای مانند اینترنت طبقاتی یا سرویسهای امن و داخلی مطرح شده اما عملیاتی شدن آنها به سرمایهگذاری کلان و زمان نیاز دارد. پیوستن دوباره به اینترنت جهانی، احتمالاً پس از فروکش کردن تنشهای داخلی اتفاق میافتد اما هر بار قطعی، آسیبپذیری اقتصاد ایران را بیشتر آشکار میکند.
در انتها باید یادآور شویم، قطع اینترنت بینالملل در ایران، دیگر یک اقدام ضربتی مقطعی نیست، بلکه به الگویی تکراری تبدیل شده است که هزینههای آن به طور تصاعدی افزایش مییابد. اگرچه مقامات امنیتی آن را ضامن ثبات میدانند اما واقعیتهای اقتصادی و اجتماعی نشان میدهد که این سیاست در بلندمدت، امنیت ملی را نه تقویت، بلکه با تهدیدهای جدیدی مواجه میکند. آینده فضای مجازی ایران احتمالاً در گرو یافتن توازنی ناممکن بین کنترل و ارتباط یا پذیرش یکی به بهای از دست دادن دیگری خواهد بود.
