جمعه، 10 بهمن 1404
پایگاه خبری میار » فرهنگی » سینمای ایران » دوگانگی جشنواره جهانی فیلم فجر میان سینمای شاعرانه و صندلی های خالی شیراز؛ سیاست «اول جهان، بعد ایران» درست نیست!

معجزه یا نمایش پرهزینه؛

دوگانگی جشنواره جهانی فیلم فجر میان سینمای شاعرانه و صندلی های خالی شیراز؛ سیاست «اول جهان، بعد ایران» درست نیست!

0
25
کد خبر: 74795

چهل و سومین جشنواره جهانی فیلم فجر، پس از چهار سال جدایی از بخش ملی و ادغام‌های ناموفق، با تصمیمی تاریخی مبنی بر انتقال دبیرخانه دائمی به شیراز، از پنجم تا دوازدهم آذرماه ۱۴۰۴ برگزار شد. این رویداد بین‌المللی که توسط سازمان سینمایی و با دبیری روح‌الله حسینی برگزار شد، با هدف بازپس‌گیری استانداردهای جهانی گرید A و تقویت دیپلماسی فرهنگی در "شهر شعر و هنر" میزبانی شد. 

به گزارش میار، این دوره از جشنواره جهانی فیلم فجر، در تراز سیاسی با جذب نام‌های بزرگی چون نوری بیلگه جیلان، کارگردان صاحب‌نام ترک و برنده نخل طلا، به عنوان رئیس هیئت داوران، موفقیت‌های دیپلماتیک قابل توجهی کسب کرد. با این حال، سازماندهی شتاب‌زده، مهلت اجرایی کمتر از سه ماه و مشکلات عدیده فنی، مانند غیاب زیرنویس فارسی در نمایش فیلم‌های خارجی برای مخاطبان داخلی، انتقادات جدی را متوجه مدیران برگزاری کرد و نشان داد که تحقق آرمان‌های بزرگ فرهنگی در مواجهه با واقعیت‌های اجرایی و ساختاری نیازمند زمانی فراتر از یک دوره است. بررسی‌ها حاکی از آن است که حفظ اعتبار بین‌المللی جشنواره (نزد فیاپف) بر کیفیت تجربه مخاطبان داخلی و استانداردهای اجرایی مقدم شمرده شده است.

جزئیات و پیشینه

معجزه‌ای در سه ماه؛ انتقال به شیراز و دوگانگی زیرساخت و اقبال عمومی

تصمیم به جداسازی مجدد بخش جهانی فیلم فجر از بخش ملی که از سال ۱۳۹۴ آغاز و در مقطعی ادغام شده بود، ریشه در این نقد دیرینه داشت که جشنواره ملی با حجم گسترده فیلم‌ها و حواشی داخلی خود، بر بخش بین‌الملل سایه می‌افکند و توانایی جشنواره برای رعایت معیارهای جهانی را تضعیف می‌کند. مسئولان امر بر این باور بودند که برگزاری مستقل برای حفظ جایگاه بین‌المللی و کمک به استانداردسازی سینمای ایران ضروری است.

بحران مدیریت زمان و فشار سیاسی: دبیر جشنواره، روح‌الله حسینی، در واکنش به انتقادات مربوط به کاستی‌های اجرایی، صراحتاً اعلام کرد که تنها سه ماه برای آماده‌سازی یک رویداد بین‌المللی در این مقیاس فرصت داشته است. حکم دبیری وی در مرداد ماه صادر شد و او برگزاری این رویداد را در شرایط سخت سیاسی و مالی یک "معجزه" خواند. تأکید اصلی دبیرخانه بر این نکته بود که تاریخ برگزاری نباید تغییر می‌کرد تا جایگاه جشنواره در فدراسیون تهیه‌کنندگان جهانی (FIAPF) که فجر را به عنوان یک جشنواره درجه یک می‌شناسد، حفظ شود. این رویکرد بیانگر آن است که حفظ اعتبار ظاهری جشنواره در سطح جهانی بر اجرای بی‌نقص در سطح داخلی ارجحیت داشته است.

انتقال استراتژیک به شیراز و چالش‌های مردمی شدن: انتقال دبیرخانه دائمی جشنواره به شیراز، به عنوان "پایتخت تمدنی ایران" و شهر شعر و حکمت، یک اقدام استراتژیک مهم برای پیوند سینما با میراث فرهنگی غنی کشور و فرار از تمرکزگرایی پایتخت بود. این اقدام حقیقتاً اتفاقی مهم و خوشایند با توجه به نام جهانی شیراز بوده است. استاندار فارس نیز این میزبانی را آغاز فصل جدیدی در تاریخ فرهنگی استان خواند و بر پتانسیل شیراز برای تبدیل شدن به کانون تبادلات فرهنگی منطقه تأکید کرد.

با این حال، این موفقیت دیپلماتیک و نمادین در عرصه عمل اجتماعی با چالش‌های بزرگی روبه‌رو بود. تحقیقات میدانی نشان از این داشت که بخش بزرگی از مردم شیراز از برگزاری رویداد بی‌اطلاع بودند. گزارش‌ها حاکی از آن است که تبلیغات محیطی به چند بیلبورد محدود شده بود و سالن‌های نمایش فیلم‌های جشنواره، حتی در روزهای اوج، با صندلی‌های خالی مواجه شدند. این امر نشان می‌دهد که تمرکز مدیران بر جلب رضایت مهمانان خارجی و تیم مدیریت مرکزی (تا حدی که رئیس سازمان سینمایی در شیراز مستقر شد)، باعث شده است که هدف اصلی تمرکززدایی (ایجاد پیوند با مردم محلی) محقق نشود و جشنواره فضایی نخبه‌گرا متشکل از اهالی رسانه، هنرجویان دارالفنون و مهمانان بین‌المللی پیدا کند.

ضعف‌های فنی و اجرایی

علاوه بر مشکل استقبال مردمی، این دوره با نارسایی‌های فنی و لجستیکی مواجه بود که اعتبار حرفه‌ای جشنواره را زیر سؤال برد.

بحران زیرنویس و حقوق مخاطب: جدی‌ترین نقص اجرایی، عدم ارائه زیرنویس فارسی برای برخی فیلم‌های خارجی بود که مستقیماً مانع ارتباط مخاطبان داخلی با آثار می‌شد. در یک مورد برجسته، علی نوری اسکویی، تهیه‌کننده فیلم «او نمی‌خوابد» که در بخش رقابتی بین‌الملل حضور داشت، ضمن انتقاد شدید از مدیریت جشنواره، اظهار داشت که نسخه‌های زیرنویس انگلیسی و فارسی به متولیان تحویل داده شده بود اما تنها نسخه انگلیسی نمایش داده شد. این اشتباه مدیریتی نه تنها ارتباط مخاطبان داخلی با فیلم را قطع کرد، بلکه درخواست تهیه‌کننده برای اکران مجدد جبرانی نیز مورد موافقت قرار نگرفت. این نقص فنی نشان‌دهنده یک اشکال ساختاری در اولیت‌بندی مخاطب است که تمرکز بر حفظ ظاهر بین‌المللی، به قیمت نادیده گرفتن حقوق و نیازهای مخاطب داخلی تمام شده است.

تناقض در مدیریت مهمانان و دارالفنون: بخش دارالفنون (کارگاه‌های آموزشی) به مدیریت ایرج طهماسب، از نقاط قوت این دوره شمرده شد و با حضور منظم و دعوت از اساتید خارجی، تلاشی برای وجاهت دادن به بخش آموزشی جشنواره بود. با این حال، الزامی شدن گفتگو و تدریس به زبان انگلیسی و عدم استفاده از مترجم هم‌زمان، عملاً فرصت بهره‌برداری کامل را از بسیاری از هنرجویان ایرانی سلب کرد.

همچنین، گزارش‌هایی در مورد نحوه مدیریت مهمانان خارجی منتشر شد که حاکی از تلاش برای متظاهر شدن شلوغی جشنواره بود. منابع غیررسمی ادعا کردند که مهمانانی که تمایل داشتند اوقات خود را در هتل‌ها سپری کنند، مورد هشدار قرار گرفتند و مجبور شدند برای صرف ناهار به کاخ جشنواره بروند تا فضا را شلوغ‌تر نشان دهند. این شواهد نشان‌دهنده آن است که مدیران جشنواره تحت فشار شدید زمانی و اجرایی، دست به اقداماتی برای نمایش پرهیاهویی زدند تا ضعف‌های مربوط به عدم استقبال مردمی را پوشش دهند.

تلاشی برای تراز A در سایه محدودیت

این دوره از جشنواره تلاش کرد تا با اتخاذ یک هویت هنری مشخص و جذب یک نام بزرگ، اعتبار بین‌المللی خود را تثبیت کند.

دستاوردهای دیپلماتیک: حضور نوری بیلگه جیلان، کارگردان برجسته ترکیه‌ای، به عنوان رئیس هیئت داوران، یک دستاورد دیپلماتیک مهم برای سینمای ایران محسوب می‌شود. همچنین، حضور دیگر داوران معتبر بین‌المللی مانند آنگلوس فرانتزیس (کارگردان یونانی) و خوزه کابرا بتانکورت (برنامه‌ریز جشنواره‌های اسپانیایی) نشانگر تلاش‌های گسترده برای حفظ تراز جشنواره‌های سطح اول فیاپف بود. دبیر جشنواره ضمن اشاره به تلاش‌های جریان‌های خارجی و داخلی برای منصرف کردن جیلان از حضور، این دعوت موفق را نشانه‌ای از عزم ایران برای توسعه دیپلماسی فرهنگی دانست.

رویکرد سینمای شاعرانه و محدودیت‌های محتوایی: دبیر جشنواره، روح‌الله حسینی، رویکرد محتوایی سینمای شاعرانه را برای این دوره برگزید و آن را راهی بنیادین برای مقاومت در برابر سرعت، جنجال و مصرف‌گرایی توصیف کرد. این رویکرد، در فضای کارگاه‌های آموزشی و حتی در سخنرانی‌ها (مثل تأکید استاندار فارس بر پیوند سینما و شعر) نمود یافت.

اما منتقدان سینمایی معتقدند این رویکرد زیبایی‌شناختی، خود محصول محدودیت‌های ساختاری بزرگتری است. تحلیل‌ها نشان می‌دهد که سیاست جشنواره بیش از حد به الگوی سینمای استعلایی و مینیمالیستی اروپای شرقی (مانند آثار تارکوفسکی یا برسون) متمایل است. این تخصصی شدن می‌تواند به عنوان یک سازوکار دفاعی برای مقابله با خطوط قرمز محتوایی داخلی تلقی شود. سبک سینمای شاعرانه، با تأکید بر سکوت، تأمل و عمق روان‌شناختی، ذاتاً کمتر با موضوعات حساسیت‌زای سیاسی یا جنسی که معمولاً از سوی نهادهای ممیزی ایران محدود می‌شوند، درگیر می‌شود. در نتیجه، مدیران جشنواره می‌توانند بدون به چالش کشیدن قوانین ممیزی داخلی، آثار خارجی را جذب و به این ترتیب، جایگاه بین‌المللی خود را به طور ظاهری حفظ کنند.

پرویز جاهد، منتقد سینما، تأکید کرد که جشنواره جهانی فجر اگر بخواهد تأثیرگذار باشد، باید استانداردهایی چون نبود سانسور را رعایت کند. او هشدار داد که وجود خط قرمزها و محدودیت‌های دولتی، دست مدیران جشنواره را می‌بندد و بسیاری از فیلمسازان جهانی حاضر نیستند حتی یک فریم از فیلمشان حذف شود. در نهایت، این تضاد بین میل به حضور در تراز جهانی و پذیرش قوانین سختگیرانه محتوایی، باعث می‌شود که جشنواره از جذب فیلم‌های روز و جسور جهانی محروم بماند و عملاً دامنه انتخاب آن به آثاری از کمپانی‌ها و فیلمسازان درجه دو و سه یا آثاری که به لحاظ محتوایی کم‌ریسک هستند، محدود شود.

تمرکز بر منطقه‌ای شدن و فاصله با کن

بازار فیلم این دوره از هفتم تا یازدهم آذرماه ۱۴۰۴، همزمان با نمایش آثار، برگزار شد.

تغییر استراتژی جغرافیایی: بر اساس اعلام مدیر بازار فیلم، فاطمه جواهرساز، تمرکز اصلی خریداران و غرفه‌داران در این دوره بر کشورهای منطقه، قاره آفریقا، ناحیه قفقاز، آسیای میانه و جنوب شرق آسیا بود. این انتخاب جغرافیایی، نشان‌دهنده یک استراتژی عملیاتی برای دور زدن تحریم‌ها و مشکلات دیپلماتیک با بازارهای غربی است و به معنای پذیرش ضمنی کاهش مقیاس بازار از سطح واقعاً جهانی به یک پلتفرم منطقه‌ای و نوظهور است. در واقع، بازار فیلم فجر در دوره ۴۳، نه یک پلتفرم رقابتی جهانی با گردش مالی بالا، بلکه به مثابه یک نمایشگاه تخصصی منطقه‌ای برای تسهیل تولید مشترک و دیپلماسی منطقه‌ای عمل کرده است.

اقتصاد و مقایسه مقیاس: مدیران بازار با اشاره به رکود اقتصاد جهانی (که بر بازارهای بزرگ مانند برلین و میپ‌تی‌وی نیز سایه افکنده)، ادعا کردند که حضور ۴۳ تا ۴۸ خریدار در فجر اتفاقی مثبت تلقی می‌شود و ممکن است معاملات پس از پایان جشنواره و در زمان دیگری منعقد شوند. با این حال، منتقدان تأکید دارند که بازار فیلم فجر در ابعاد گردش اقتصادی، غرفه‌ها و تعداد شرکت‌کنندگان، قابل مقایسه با بازارهای تراز اول مانند کن و برلین نیست که در آنها هزاران نفر رفت و آمد دارند. این فاصله مقیاسی، نشان می‌دهد که بازار فیلم ایران هنوز در حوزه بین‌الملل، به‌ویژه در جذب خریداران بزرگ و فعال در بازارهای کلیدی، ضعف جدی دارد.

ضعف در بازاریابی بین‌المللی و عدم وجود لابی‌گری حرفه‌ای، مجموعه عواملی هستند که این بازار را از ظرفیت‌های بالقوه خود دور نگه داشته است.

ویترینی با هزینه‌های گزاف یا تقویت زیرساخت؟

مسائل مالی جشنواره جهانی فجر همواره یکی از حاشیه‌های ثابت این رویداد بوده است، به‌ویژه پس از جدایی از بخش ملی.

انتقاد به هزینه‌های گزاف: جشنواره جهانی فیلم فجر عملاً یک مراسم پر زرق و برق و پر از هزینه‌های گزاف از جیب بیت‌المال است که هدف مشخصی جز تبدیل شدن به ویترینی برای گزارش نویسی مدیران ندارد. در شرایطی که مشکلات اقتصادی بدنه سینما همچنان پابرجاست، مصرف منابع عمومی برای جذب مهمانان خارجی و تشریفات، سؤال‌برانگیز است.

ابهام در آمار مالی دوره ۴۳: هرچند دبیر جشنواره به مشکلات مالی اشاره کرد و برگزاری رویداد را در سایه این محدودیت‌ها یک معجزه دانست اما هیچ رقم مشخصی از بودجه صرف شده برای دوره ۴۳ اعلام نشد. در ادوار گذشته که آمار بودجه حدوداً ۲۰ میلیارد تومان در دوره ۳۵ برای دو بخش ملی و جهانی، از طریق سامانه دسترسی آزاد به اطلاعات اعلام شد، حواشی زیادی پیرامون عدم شفافیت و هدررفت منابع به وجود آمد.

تا زمانی که شفافیت مالی در مورد بودجه صرف شده برای جذب مهمانان (جیلان و حدود ۲۰۰ نفر مهمان دیگر)، زیرساخت‌های شیراز و هزینه‌های لجستیکی اعلام نشود، جشنواره جهانی در ذهنیت عمومی و رسانه‌ای صرفاً به عنوان یک بار مالی برای منافع دیپلماتیک مدیران باقی خواهد ماند و نه یک سرمایه‌گذاری مولد در اقتصاد فرهنگ و سینما. هزینه‌های بالای ذاتی یک جشنواره بین‌المللی (شامل پرواز، اقامت و جوایز دلاری، مانند سیمرغ بلورین بهترین فیلم که ۳۰۰۰ دلار تعیین شده است) در غیاب شفافیت، روایت ولخرجی را در فضای رسانه‌ای تقویت می‌کند.

مقایسه شاخص‌های کلیدی چهل و سومین جشنواره جهانی فیلم فجر با ادوار گذشته

شاخص کلیدی

دوره ۴۳ (۱۴۰۴) 

میانگین دوره‌های ۹۴ تا ۹۷ (آخرین دوره‌های مستقل)

تحلیل وضعیت

تعداد مهمانان بین‌المللی

بیش از ۲۰۰ مهمان از ۴۰ کشور 

حدود ۳۵۰ نفر

کاهش در کمیت، افزایش وزن کیفی (نوری بیلگه جیلان)

مهلت برنامه‌ریزی اجرایی

کمتر از ۳ ماه 

بیش از ۶ ماه

بحران زمان و معضلات اجرایی متعاقب آن

زیرنویس فارسی در نمایش‌ها

مشکلات متعدد و غیاب در نمایش‌های کلیدی 

معمولاً استاندارد

افت فاحش در استانداردهای فنی اکران

رویکرد هنری اصلی

سینمای شاعرانه 

تمرکز بر سینمای بدنه و هنری روز جهان

تخصصی شدن اما محدود شدن دایره انتخاب

بنابراین، چهل و سومین جشنواره جهانی فیلم فجر، با میزبانی شیراز، یک رویداد دوگانه بود که همزمان نشان‌دهنده اراده جدی نظام برای حفظ جایگاه بین‌المللی سینمای ایران در برابر انزوای ادعایی و همچنین نمایش‌دهنده ضعف‌های عمیق ساختاری و اجرایی در بدنه مدیریتی بود. در بُعد دیپلماسی فرهنگی، حضور چهره‌هایی مانند نوری بیلگه جیلان و حدود ۲۰۰ مهمان از ۴۰ کشور، یک موفقیت غیرقابل انکار محسوب شد اما در بُعد اجرایی و اجتماعی، فرصت اندک و تمرکز بیش از حد بر حفظ ظاهر بین‌المللی، باعث شد تا این دوره با مشکلات جدی در اجرای فنی و عدم موفقیت در جلب توجه عمومی در شهر میزبان مواجه شود.

انتقال دبیرخانه به شیراز یک موفقیت نمادین برای تمرکززدایی فرهنگی است اما این انتقال اگر همراه با برنامه‌ریزی یک ساله و زیرساخت‌های تبلیغاتی قوی نباشد، به جای تبدیل شدن به یک رویداد مردمی، صرفاً به محفلی نخبه‌گرا برای مهمانان خارجی و اهالی رسانه در حاشیه پایتخت فرهنگی تبدیل خواهد شد.

راهکارها برای تداوم و ارتقاء جایگاه جهانی

برای اینکه جشنواره جهانی فیلم فجر از یک معجزه مدیریتی موقت به یک رویداد مستمر و تأثیرگذار در سطح جهانی تبدیل شود، باید بر سه محور اصلی تمرکز کند؛

۱. پایداری ساختاری و مالی: تثبیت نهایی مکان و زمان برگزاری و آغاز برنامه‌ریزی یک ساله برای حذف کامل ضعف‌های لجستیکی و اجرایی. این امر نیازمند رفع بحران زمان و پرهیز از تصمیمات دقیقه نودی است. مهم‌تر از آن، مدیران باید با شفافیت کامل مالی، بودجه صرف شده را توجیه کنند تا از تبدیل شدن جشنواره به ویترین مدیریتی پرهزینه جلوگیری شود.

۲. تجدید نظر در تضاد محتوایی: تا زمانی که تضاد بین استانداردهای جهانی و خطوط قرمز ممیزی داخلی حل نشود، جشنواره قادر به جذب فیلم‌های تراز اول و جسور جهان نخواهد بود. اتخاذ رویکرد «سینمای شاعرانه» اگرچه یک راه حل هوشمندانه در برابر محدودیت‌ها است اما در درازمدت توان رقابت با تنوع ژانر و محتوایی جشنواره‌های تراز اول جهانی را نخواهد داشت. مدیریت آینده باید به دنبال یافتن راهکارهایی برای افزایش تنوع محتوایی فیلم‌های ارسالی یا تعریف مرزهای تعامل‌پذیرتری با فیلمسازان جهانی باشد.

۳. پیوند با مخاطب داخلی: جشنواره باید تلاش کند از حالت نخبه‌گرا خارج شود و با برنامه‌ریزی رسانه‌ای و تبلیغاتی هدفمند، بخش بزرگی از جامعه شیراز و سینمادوستان داخلی را به خود جذب کند. بازگشت به اهمیت دادن به نیازهای مخاطب داخلی، مانند تأمین زیرنویس فارسی برای همه آثار خارجی، امری حیاتی است تا تمرکززدایی فرهنگی به یک واقعیت مردمی تبدیل شود. در غیر این صورت، این رویداد مهم از پایگاه اجتماعی خود دور خواهد ماند و صرف هزینه‌های گزاف برای دیپلماسی فرهنگی فاقد پشتوانه مردمی خواهد بود.

 

دسته بندی: سینمای ایران / اسلاید
تبلیغ

نظر شما

  • نظرات ارسال شده شما، پس از بررسی و تأیید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
نام شما : *
ایمیل شما :*
نظر شما :*
کد امنیتی : *
عکس خوانده نمی‌شود
برای کد جدید روی آن کلیک کنید