پنج شنبه، 9 بهمن 1404
پایگاه خبری میار » فرهنگی » سینمای ایران » اختصاصی| «زیبا صدایم کن»؛ اقتباس ناکام از عمق روانی یک رمان به سطح تیپ های کلیشه ای!

نقدی بر هدایت ناتمام در فیلم جدید صدرعاملی؛

اختصاصی| «زیبا صدایم کن»؛ اقتباس ناکام از عمق روانی یک رمان به سطح تیپ های کلیشه ای!

0
169
کد خبر: 74740

حنیفه دهقانی| رسول صدرعاملی با «زیبا صدایم کن»، که اقتباسی از رمان فرهاد حسن‌زاده است، بار دیگر به دغدغه‌های دیرینه‌ خود یعنی جهان زخم‌خورده نوجوانان و بحران‌های خانوادگی در بستر اجتماعی متزلزل بازگشته است. 

به گزارش میار، ایده محوری فیلم، یعنی تقابل فاجعه‌بار بیماری روانی پدر و جستجوی هویت یک نوجوان رهاشده در سیستم حمایت اجتماعی، واجد پتانسیلی دراماتیک و مفهومی استثنایی بود که می‌توانست یکی از مهم‌ترین متون سینمای اجتماعی سال‌های اخیر ایران را شکل دهد اما متأسفانه، فیلم در اجرا و رویکرد فرمیک، در یک محافظه‌کاری زیان‌بار فرومی‌غلتد. «زیبا صدایم کن» بیش از آنکه یک کاوش هنری در عمق بحران باشد، به یک ملودرام فرمولی و احساساتی قابل مصرف تبدیل می‌شود که از تعمق و پیچیدگی لازم در روایت و فرم تهی است.

تقلیل بحران به یک نمایش احساسی

رمان حسن‌زاده فضایی برای نفوذ به لایه‌های مغفول جامعه و روانشناسی شخصیت‌های درگیر با تابوی بیماری روانی و رهاشدگی نهادی فراهم می‌کند اما فیلمنامه، به‌جای کاشت تدریجی علل و معلول‌های روانی و اجتماعی و پرداختن به مؤلفه‌های دقیق هویت‌جویی زیبا (نزدیک به هفده‌سالگی) در یک مرکز نگهداری، مسیر آسان و پرخطر راه‌حل‌های ملودراماتیک دم‌دستی را انتخاب می‌کند.

  • سطحی‌سازی بحران: بحران‌ها و گره‌های دراماتیک به‌سرعت و با تکیه بر دیالوگ‌های توضیحی حل می‌شوند یا از آن‌ها عبور می‌شود. این امر باعث می‌شود که مخاطب به جای درگیر شدن با فروپاشی درونی و تضادهای اخلاقی کاراکترها، تنها به یک ناظر دور از صحنه رنج‌های احساسی تبدیل شود.
  • دیالوگ‌نویسی ناکارآمد: دیالوگ‌ها اغلب به جای عملکرد شخصیت‌ساز و پیش‌برنده کنش دراماتیک، تنها نقش «اعلام وضعیت روحی و روانی» را ایفا می‌کنند. این نقص، از نفوذ به کنه شخصیت‌ها جلوگیری می‌کند و آنها را در سطح تیپ‌های کلیشه‌ای متوقف می‌سازد.

بازگشت به منطق فیلم تلویزیونی

صدرعاملی پیش‌تر نشان داده است که توانایی برقراری ارتباط عاطفی مؤثر با مخاطب عام را دارد اما این‌بار، این نگاه بیش از حد محافظه‌کار و ایمن به نظر می‌رسد.

  • غیبت جسارت فرمیک: فیلم به‌شدت از کاوش در تناقضات اخلاقی و چالش‌های اجتماعی پیرامون بیماری روانی به مثابه یک فاجعه هویتی پرهیز می‌کند. در عوض، بر صحنه‌های شناخته‌شده، قابل پیش‌بینی و متکی بر اثرگذاری سریع عاطفی تکیه می‌کند. اگر هدف کارگردانی، ساختن اثری چندلایه و درگیرکننده فکری و اجتماعی بود، فیلم در این مهم شکست جدی خورده است.
  • تصویرسازی ایستا و تلویزیونی: زبان بصری فیلم، از حیث فیلمبرداری و قاب‌بندی، اغلب به سمت قاب‌های ایستا و ساده‌انگارانه تلویزیونی گرایش دارد. این فقر خلاقیت فرمیک، تمنای روایت سینمایی و ساخت بافت بصری برای نمایش فروپاشی درونی را کاهش می‌دهد. در سینمایی که «نشان دادن» بر «گفتن» اولویت دارد، «زیبا صدایم کن» متکی به توضیح است.

تقلیل انسان به تیپ

  • امین حیایی در نقش خسرو: حیایی با استفاده از توانایی‌های فیزیکی و صوتی خود تلاش می‌کند تا پیچیدگی‌های کاراکتر را نمایش دهد اما فیلمنامه و کارگردانی اجازه نمی‌دهد که خسرو از یک تیپ کلیشه‌ای مریض روانی فراتر برود و به یک پدر آسیب‌دیده با تضادهای درونی انسانی تبدیل شود. او در تمام لحظات، قربانی صرف است و ابعاد دیگر شخصیت او نادیده گرفته می‌شود.
  • بازیگران نوجوان: بازیگران نوجوان، به‌ویژه در نقش زیبا، در برخی لحظات منفرد، از صداقت و حضور نابی برخوردارند اما این لحظات، به دلیل هدایت ناتمام بازی‌ها و ریتم غیرطبیعی برخی سکانس‌ها، اغلب در حد «نمایش‌های معدود» باقی می‌مانند و از تبدیل شدن به یک شخصیت‌پردازی منسجم و عمیق باز می‌مانند.

ضعف‌های فنی و آهنگ احساساتی

  • موسیقی زیاده‌رو: موسیقی فیلم، به‌جای نقش ظریف بافت‌دهنده یا کنترپوانت، اغلب وظیفه تشدید گل‌درشت احساسات از پیش موجود را برعهده می‌گیرد. این رویکرد، در نهایت به سانتی‌مانتالیسم می‌لغزد و به مخاطب اجازه نمی‌دهد که تأثیر عاطفی خود را از طریق کشف دراماتیک تجربه کند.
  • تدوین کند و پراکنده: تدوین در نیمه دوم، کندی و پراکندگی روایی را تشدید می‌کند. کمبود تعلیق دراماتیک و عدم ساخت ریتم مناسب برای عبور از گره‌ها، باعث می‌شود که کشش درونی قصه از دست برود.

در انتها باید توجه داشت، «زیبا صدایم کن» فیلمیست که دل تماشاگر را به‌آسانی و از طریق فرمول‌های از پیش‌آزموده‌شده می‌رباید اما مغز او را به هیچ‌وجه درگیر نمی‌کند. این اثر، با وجود ظاهر متعهد به مسائل اجتماعی و دغدغه‌های انسانی، به دلیل محافظه‌کاری روایی مفرط و ضعف در خلق زبان سینمایی نوآورانه، از صعود به متنی فراتر از یک ملودرام اشک‌آور ژورنالیستی بازمی‌ماند.

صدرعاملی در این تجربه، بیش از آنکه به خلق اثری نوآور بپردازد، یک نسخه ایمن و آشنا از دغدغه‌های پیشین خود را بازتولید کرده است. نتیجه، فیلمی است که شاید برای بازار داخلی همدلی و جشنواره‌های عاطفه‌محور کافی باشد اما به‌قطع فاقد تأثیر ماندگار عمیق در کارنامه سینمای اجتماعی جسور و تأثیرگذار ایران است.

 

دسته بندی: فرهنگی / سینمای ایران
تبلیغ

نظر شما

  • نظرات ارسال شده شما، پس از بررسی و تأیید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
نام شما : *
ایمیل شما :*
نظر شما :*
کد امنیتی : *
عکس خوانده نمی‌شود
برای کد جدید روی آن کلیک کنید