قهرمان بی عیب یا روایت تبلیغاتی؟
اختصاصی| نقدی بر سیمرغ دار جشنواره فجر/ "پیشمرگ" هم در دام کلیشه های دفاع مقدس افتاده است!
فیلم «پیشمرگ» با سرمایهگذاری کلان و تبلیغات گسترده در جشنواره فیلم فجر رکورد تماشاگران را شکست و سیمرغ بلورین بهترین فیلم از نگاه تماشاگران را از آن خود کرد؛ این فیلم، علیرغم نقاط قوتی نظیر فضاسازی دقیق، موسیقی تأثیرگذار و فیلمبرداری در لوکیشنهای گوناگون، از ضعفهای اساسی در روایت، درام و شخصیتپردازی رنج میبرد.
به گزارش میار، روایت «پیشمرگ» بسیار خطی و پیشبینیپذیر است. فیلم تا حد زیادی درگیر کلیشههای رایج ژانر دفاع مقدس و روایتهای قهرمانمحور میشود و نوآوری خاصی ارائه نمیدهد، بهطوری که برای مخاطب بسیاری از تحولات داستان از پیش قابل حدس است. از سوی دیگر، ریتم فیلم ناپایدار است؛ شروع مقتدرانه در دقایق اول، با ریتمی کند و سردرگم ادامه مییابد و کشدار میشود. این مسئله باعث میشود بخشهایی از جذابیت آغازین از دست برود، گرچه در دو سوم پایانی تا حدودی ترمیم میشود. فقدان پیچش روایی یا گرهافکنی جدی، تماشاگر را در سراسر فیلم در حالت تعلیق واقعی قرار نمیدهد. به همین دلیل، بسیاری از لحظات کلیدی فیلم تأثیرگذاری لازم را ندارند و ماجرا بیش از حد به جلو میرود. از این رو، به جای یک درام پرتنش، فیلم بیش از آنکه مخاطب را درگیر کند، بیشتر به یک گزارش تصویری یکنواخت شبیه است.
شخصیتپردازی و بازیگری
سعید قهاری در این فیلم یک قهرمان بیتردید و تکبعدی نشان داده شده است. تردیدها، ضعفهای انسانی و کشمکشهای درونی این شخصیت یا بیان نمیشوند و یا بسیار سطحیاند. «شخصیتپردازی خوب» و بازی قابل قبول مهدی نصرتی در نقش قهاری واقعیتی انکار ناپذیر است اما ضعف فیلم در ساخت صحنههای اکشن نشانهای از فقدان واقعگرایی است که در واقع تصویر قهرمان را بیش از حد ستایش میکند. از سوی دیگر، شخصیتهای مکمل مانند دکتر روژان صرفاً نقشهای سرویسدهنده احساسی دارند و عمق داستانی و انگیزههای مستقلی به آنها داده نشده است. فیلم در پرداخت به اقوام مختلف و فضای محلی (کردستان) تلاش کرده است که پهنه ملی را نشان دهد اما در کل شخصیتها عمدتاً کلیشهای و تیپیکال باقی ماندهاند. باید گفت حتی انتخاب بازیگر اصلی نیز میتوانست با دقت بیشتری انجام شود چرا که هرچند مهدی نصرتی به لحاظ ظاهری شباهت زیادی به شخصیت اصلی دارد، اما در حد و اندازه ایفای نقش یک قهرمان ملی و ماندگار ظاهر نشده است. به بیان دیگر، فیلم نه یک شخصیت دراماتیک چندوجهی که یک ایدئال قهرمان بیعیب را به نمایش میگذارد.
زبان سینمایی
استفاده از زبان بصری و صوتی در «پیشمرگ» اغلب از جنس جلوههای کلیشهای است. با این حال تنوع لوکیشنها و تجربه فیلمبردار، پتانسیل تصویری فیلم را بالا برده و آن را «اثری متمایز» کرده است. در برخی نماها واقعاً طراحی قاب چشمنواز است اما متأسفانه بیشتر صحنهها با فرمهای آشنا و محافظهکارانه روایت میشوند. میزانسن و کارگردانی علی غفاری در چند صحنه دچار بیثباتی است و تمرکز در روایت ضعیف میشود. بهعنوان مثال، صحنههای اکشن ( مانند فرار با هلیکوپتر در پایان ) به نظر بیش از حد نمایشی و «بالیوودی» میآیند و منطق دراماتیک لحظه را قربانی سرعت روند فیلم میکنند. موسیقی بهزاد عبدی علیرغم تلاش برای فضاسازی حماسی، گاهی با تمپوی قوی و بمباران احساسات، حس مصنوعی به همراه دارد. در مجموع زبان سینمایی اثر، از حرکات دوربین تا تدوین، توان لازم برای تقویت بار عاطفی داستان را به طور کامل ندارد.
بسیاری از آثار موفق امنیتی-جنگی در جهان، حتی اگر موضوعات ملی داشته باشند، تلاش میکنند ابهام اخلاقی و تضاد درونی شخصیتها را برجسته کنند. برای نمونه، منتقدان Zero Dark Thirty را میستایند که «جنبه تاریک آن جنگ را به تصویر میکشد و اجازه میدهد تماشاگر درباره بهایی که برای مرگ بنلادن پرداخت شده قضاوت کند». یا در Munich فیلمبرداری مایه جنگ پسزنی و خشم است اما مضمون اصلی «کشمکشهای اخلاقی شدید» انتقامجویان است. در مقابل، «پیشمرگ» تقریباً همه چیز را سیاه و سفید روایت میکند؛ فاجعههای اداری و مشکلات اجتماعیاش به حاشیه رفته است و صرفاً یک قهرمان بیعیب را به نمایش میگذارد. ایرنا که فیلم را در قالب «سینمای ارزشمدار» ستوده، به طور ضمنی از قطعیت روایت حکایت دارد. در سینمای دفاع مقدس ایران نیز آثاری مانند «به امید دیدار» یا «پرواز در ابریا» نمونههایی داشتند که تلاش کردند لایههای انسانی و خطاهای شخصیتها را نشان دهند اما «پیشمرگ» عمدتاً بازتابی از گفتمان رسمی است و آنچنان سراغ سوالات اخلاقی یا پیچیدگیهای درونی نمیرود.
سخن آخر
در انتها باید گفت، «پیشمرگ» فیلمی است با جاهطلبیهای ملی و حمایت گسترده اما در نهایت همچون یک بیانیه تصویری دولتی باقی میماند. نقاط قوتی چون موسیقی قوی و تدوین دقیق دارد اما «ضعفهایی چون ریتم نامتوازن، انتخاب بازیگر نقش اصلی و کلیشهگرایی» مانع از تبدیل آن به یک اثر هنری بینقص شدهاند. به عبارت دیگر، نقدهای سینمایی غالباً تاکید میکنند که فیلم به نفع پیام رسمی، از عمق و ظرافت هنریاش کاسته و بیشتر شبیه یک اثر تبلیغاتی واقع شده است. فیلمساز ممکن است دغدغه بازنمایی خدمات قهرمانانه و ایثار رزمندگان کرد را داشته باشد اما مخاطب امروز سینمای ایران، حتی اگر با موضوع همدل باشد، انتظار روایت پیچیدهتر و پراتیکتر را دارد تا صرفاً تصویر یک قهرمان بینقص. در واقع «پیشمرگ» اگرچه نمایندهای ارزشمند از ژانر دفاع مقدس به حساب میآید اما هنوز جای کار دارد تا وارد حوزه آثار ماندگار سینمای کشور شود؛ در غیر این صورت بیشتر در خاطر مخاطبان بهعنوان یک تلاش تبلیغاتی ثبت میشود تا یک اثر سینمایی تأثیرگذار و ماندگار.

