وقتی فقط سخنگوی شهردار بی خبر است؛
سرخوردگی از آزادی!/ کنسرت شجریان و ابهام در مسئولیتها!
به راستی چگونه است که راهپیمایی ۲۲ بهمن با آن همه عظمت و با حضور میلیونها نفر از مردم و مقامات سیاسی و نظامی که تأمین امنیت آنها به مراتب پیچیدهتر است، هر سال با موفقیت برگزار میشود اما برگزاری یک کنسرت در همان مکان، به دلیل «ناتوانی در مدیریت جمعیت» ناممکن میشود؟
به گزارش میار، وعده یک کنسرت رایگان در میدان آزادی، درست در آستانه تحقق، به شکلی ناگهانی لغو شد و انبوهی از پرسشها را در مورد ناتوانی، ناهماهنگی یا حتی «گروکشی سیاسی» در میان مسئولان برانگیخت؛ با اینکه همایون شجریان دلیل لغو را «ناتوانی در مدیریت جمعیت» عنوان کرد اما آنچه در پس پرده این ماجرا رخ داد، چیزی فراتر از یک مشکل ساده اجرایی بود.
از وعده تا تکذیب
ماجرا از جایی آغاز شد که خبر برگزاری کنسرت همایون شجریان در میدان آزادی به طور رسمی اعلام شد. یک هفته پیش از اجرا، نشست خبری برگزار شد و شجریان از آرزوی خود برای اجرای رایگان برای مردم سخن گفت اما درست دو روز مانده به اجرا، سخنگوی شهرداری تهران در توئیتی عجیب مدعی شد که شهرداری «دو روز مانده به برنامه مطلع شده» است. این ادعا در تضاد آشکار با تمام اطلاعرسانیها و هماهنگیهای قبلی بود و این پرسش را به ذهن متبادر میسازد که آیا این یک «دروغ بزرگ» برای فرار از مسئولیت بود؟
سپس، علیرضا زاکانی، شهردار تهران، ابتدا مسئولیت لغو را از خود سلب کرد و در ادامه، وعده برگزاری کنسرت در ورزشگاه آزادی را مطرح کرد. این چرخش ناگهانی، از موضع «بیخبری» به موضع «پیشنهاددهنده راهکار»، این شبهه را تقویت کرد که شهرداری قصد دارد با «فرار رو به جلو» و وعدههای «سر خرمن»، افکار عمومی را از اصل ماجرا منحرف سازد. به نظر میرسد این اقدام، بیشتر تلاشی برای «به نام زدن» کنسرت در صورت برگزاری مجدد باشد، تا ثابت شود که اگر کنسرتی برگزار شود، این شهردار است که آن را ممکن کرده است.
پازل ناتوانی یا اراده؟
در این میان، یک سوال اساسی در ذهن تحلیلگران و مردم شکل میگیرد: چگونه است که راهپیمایی ۲۲ بهمن با آن همه عظمت و با حضور میلیونها نفر از مردم و مقامات سیاسی و نظامی که تأمین امنیت آنها به مراتب پیچیدهتر است، هر سال با موفقیت برگزار میشود اما برگزاری یک کنسرت در همان مکان، به دلیل «ناتوانی در مدیریت جمعیت» ناممکن میشود؟
این تناقض، فرضیه «ناتوانی» را به شدت تضعیف و فرضیه «اراده» را تقویت میکند. آیا مسئله، مدیریت یک جمعیت میلیونی نبوده، بلکه مدیریت یک «اتفاق فرهنگی» بوده است؟ آیا این نهادها، به جای اینکه از برگزاری یک رویداد فرهنگی حمایت کنند، آن را به ابزاری برای نمایش قدرت یا حتی «گروکشی» تبدیل کردهاند؟
بنابراین گزارش؛ لغو کنسرت همایون شجریان در میدان آزادی، فراتر از یک رویداد فرهنگی شکستخورده است. این اتفاق، شکافها و تضادهای عمیقی را در مدیریت شهری و فرهنگی کشور نمایان کرد. با توجه به اظهارات متناقض و وعدههای مبهم، به نظر میرسد که لغو این کنسرت نه به دلیل ناتوانی در مدیریت جمعیت، بلکه نتیجه رقابتهای پنهان، ناهماهنگیها و تلاشی برای مصادره یک حرکت فرهنگی مردمی به نام یک نهاد خاص بوده است.

