تاب آوری محاسبه شده رهبری جمهوری اسلامی ایران؛
فرماندهی در اوج بحران ها و تنش ها/ چگونه آیت الله خامنه ای، کنترل را حفظ میکند
تنش بین ایدئولوژی بنیادی ضد غربی و ضد اسرائیلی آیت الله خامنهای و تصمیمات عملگرایانهای که او اتخاذ میکند، یک ویژگی تعیینکننده رهبری اوست. این تنش نشانهای از ضعف یا بیتصمیمی نیست، بلکه تلاشی مداوم برای حفظ اصول اصلی و اهداف نهایی انقلاب اسلامی در عین حرکت در محیط بینالمللی خصمانه و چالشهای داخلی شدید است. "انعطافپذیری" ستونهای اصلی ایدئولوژیک به او اجازه میدهد تا حرکات به ظاهر متناقض را بدون رها کردن اهداف انقلابی نهایی انجام دهد. این نشان میدهد که سیاست آینده ایران تحت رهبری ایشان، همچنان یک تعامل پویا بین این دو نیروی قدرتمند خواهد بود که آن را غیرقابل پیشبینی اما همواره با هدف کلی بقای نظام، ثبات و نفوذ منطقهای، پیش میبرد.
به گزارش میار، آیتالله سید علی خامنهای بیش از سه دهه است که رهبری جمهوری اسلامی ایران را بر عهده دارد و نقشی کلیدی در شکلدهی سیاستهای داخلی و خارجی این کشور ایفا کرده است. او با تقویت نهادهایی مانند سپاه پاسداران و گسترش نفوذ منطقهای ایران، تصویری از یک رهبر استراتژیک و قدرتمند ارائه داده است. با این حال، رویدادهای اخیر، از جمله مذاکرات با دولت دونالد ترامپ، جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل و اظهارات درباره سرمایهگذاری خارجی، پرسشهایی درباره وضعیت کنونی رهبری او مطرح کرده است. آیا این اقدامات نشانه ضعف هستند یا انعطاف استراتژیک برای حفظ نظام؟
مذاکرات با دولت ترامپ
در فوریه ۲۰۲۵، دونالد ترامپ کمپین "فشار حداکثری" خود را علیه ایران از سر گرفت، با هدف وادار کردن ایران به توافق هستهای جدید و محدود کردن نفوذ منطقهای آن. مذاکرات در مسقط با حضور عباس عراقچی و استیو ویتکوف آغاز شد و ایران پیشنهاداتی سهمرحلهای شامل کاهش غنیسازی اورانیوم به ۳.۶۷ درصد در ازای دسترسی به داراییهای مسدود شده و مجوز صادرات نفت ارائه کرد. این مذاکرات در ابتدا "سازنده" توصیف شدند اما تغییر لحن ترامپ به تهدیدات صریح و درخواست "تسلیم بیقید و شرط"، به شکست مذاکرات منجر شد.
ورود ایران به این مذاکرات، با وجود تهدیدات، میتواند بهعنوان تلاشی برای کاهش فشارهای اقتصادی و جلوگیری از درگیری نظامی تفسیر شود. این اقدام، اگرچه نتیجهای نداشت، نشاندهنده انعطافپذیری عملگرایانه در مواجهه با فشارهای بینالمللی است، نه نشانه ضعف.
جنگ ایران و اسرائیل؛ آزمون قدرت نظامی
در ۱۲ ژوئن ۲۰۲۵، آژانس بینالمللی انرژی اتمی اعلام کرد که ایران تعهدات عدم اشاعه خود را نقض کرده است و روز بعد اسرائیل حملات غافلگیرانهای را علیه تأسیسات نظامی و هستهای ایران و جمعیت زیادی از غیر نظامیان ایران آغاز کرد که با پیوستن ایالات متحده به حملات علیه سایتهای هستهای فردو، نطنز و اصفهان تشدید شد. این جنگ ۱۲ روزه با آتشبس در ۲۵ ژوئن پایان یافت.
گزارشها درباره میزان خسارت به برنامه هستهای ایران متفاوت است. برخی منابع، مانند نیویورک تایمز، ادعا میکنند که حملات تنها چند ماه برنامه هستهای ایران را به عقب انداختهاند، در حالی که مقامات آمریکایی و اسرائیلی مدعی "نابودی کامل" این برنامه شده اند؛ طی این جنگ ۱۲ روزه، ایران با حملات موشکی و پهپادی تلافی کرد.
پذیرش آتشبس توسط آیت الله خامنهای، که برخی آن را نشانه ضعف میدانند، در واقع بهعنوان تصمیمی منطقی برای جلوگیری از جنگ تمامعیار با ایالات متحده تفسیر شدنی است. این اقدام، همراه با جایگزینی سریع فرماندهان نظامی به شهادت رسیده، نشاندهنده توانایی او در حفظ کنترل داخلی است.
دکترین هستهای
فتوای آیتالله خامنهای در سال ۲۰۰۳ تولید و استفاده از سلاحهای هستهای را حرام اعلام کرد. با این حال، ابهاماتی درباره این فتوا وجود دارد، بهویژه پس از فشارهای داخلی از سوی برخی فرماندهان سپاه برای بازنگری آن در فوریه ۲۰۲۵. گزارشها نشان میدهند که ایران تا مه ۲۰۲۵، ۴۰۸.۶ کیلوگرم اورانیوم ۶۰ درصد غنیشده ذخیره کرده است.
این "وضعیت آستانهای" به ایران امکان میدهد تا اهرم فشار در مذاکرات داشته باشد، بدون نقض آشکار فتوا. با این حال، حملات اخیر به تأسیسات هستهای ایران، خسارات قابل توجهی وارد کرده و برنامه را به عقب رانده است، هرچند شواهدی از نابودی کامل آن وجود ندارد.
گشایش به سوی سرمایهگذاری آمریکایی
اظهارات رئیسجمهور مسعود پزشکیان در ژوئیه ۲۰۲۵ مبنی بر اینکه آیتالله خامنهای با سرمایهگذاری آمریکایی در ایران مخالفتی ندارد، نشانهای از تغییر تاکتیکی در سیاست خارجی ایران است. این موضعگیری، که در تضاد با سیاستهای پیشین ضدآمریکایی است، احتمالاً پاسخی به فشارهای اقتصادی ناشی از تحریمها و خسارات جنگ است. این اقدام میتواند بهعنوان تلاشی برای تقویت اقتصاد و کاهش انزوای بینالمللی دیده شود، بدون آنکه اصول ایدئولوژیک اصلی کنار گذاشته شوند.
ارزیابی قدرت یا ضعف؛ انعطاف در برابر فشار
انتقادات داخلی و خارجی از آیت الله خامنهای پس از جنگ افزایش یافته است. برخی منابع، مانند نتانیاهو، ادعا میکنند که او در "ضعیفترین موقعیت خود" قرار دارد با این حال، اقدامات او، از جمله مدیریت سریع بحرانهای نظامی و حفظ وحدت ملی، نشاندهنده انعطافپذیری است.
بنابراین، رهبری آیتالله خامنهای در سال ۲۰۲۵ با چالشهای بیسابقهای مواجه شده است اما او با ترکیبی از تعهد ایدئولوژیک و انعطاف تاکتیکی به این چالشها پاسخ داده است. مذاکرات با آمریکا، پذیرش آتشبس، حفظ برنامه هستهای و گشایش به سرمایهگذاری خارجی، همگی نشاندهنده تلاش برای تضمین بقای نظام در برابر فشارهای داخلی و خارجی هستند. در حالی که برخی این اقدامات را نشانه ضعف میدانند، تحلیل دقیقتر حاکی از یک استراتژی عملگرایانه است که هدف آن حفظ ثبات و نفوذ بلندمدت ایران است. آینده سیاست ایران تحت رهبری آیت الله خامنهای احتمالاً همچنان ترکیبی پویا از مقاومت و سازگاری خواهد بود.

