جمعه، 10 بهمن 1404
پایگاه خبری میار » اجتماعی » جهان » وقتی رسانه‌ها قفل شدند؛ روایت مغرضانه اسرائیل و شکست اطلاع‌رسانی ایران!

پاشنه آشیل ایران در جنگ ۱۲ روزه؛

وقتی رسانه‌ها قفل شدند؛ روایت مغرضانه اسرائیل و شکست اطلاع‌رسانی ایران!

0
48
کد خبر: 74644

جنگ دوازده‌روزه ایران و اسرائیل در خرداد ۱۴۰۴ نشان داد که «خلأ رسانه‌ای» کشور به پاشنه‌آشیل امنیت ملی تبدیل شده است؛ در حالی که رسانه‌های رسمی ایران نتوانستند از کشور محافظت کنند و خسارات سنگینی به بار آوردند، رقبای خارجی با بهره‌گیری از فضای آزاد اطلاع‌رسانی توانستند روایت جنگ را در سطح جهانی به نفع خود شکل دهند و اسرائیل را برنده این جنگ معرفی کنند! اگرچه خودشان هم می دانند اسرائیل در برابر ایران پشه ای بیش نیست.

به گزارش میار، گزارش پیش‌رو با نگاهی تحلیلی به چگونگی تضعیف جایگاه رسانه‌ها در ایران و پیامدهای فاجعه‌بار آن در این نبرد می‌پردازد و راهکارهای کوتاه‌مدت و بلندمدت برای اصلاح وضعیت را بررسی می‌کند، امیدواریم برای مسئولان کشور مفید فایده واقع شود البته اگر گوش شنوایی هنوز وجود داشته باشد.

وضعیت کنونی رسانه‌های ایران

بازار رسانه‌ای ایران از نظر کمیت غنی است (با چند هزار رسانه مجاز داخلی) اما به دلیل مجوزدهی بی‌ضابطه و دخالت شدید دولت، از نظر کیفیت و اعتبار در وضعیت اسف‌باری به سر می‌برد. طبق گزارش سال ۲۰۲۵ سازمان گزارشگران بدون مرز، ایران در شاخص جهانی آزادی مطبوعات در جایگاه ۱۷۶ از ۱۸۰ کشور قرار گرفته است. بسیاری از رسانه‌های دارای مجوز در عمل به ابزار تبلیغاتی یک‌جانبه بدل شده‌اند و فاقد استقلال و تعهد حرفه‌ای‌اند.

نمونه‌ای از این محدودیت‌ها، پرونده شبکه بین‌المللی پرس‌تی‌وی است. در سال ۲۰۱۲ رگولاتور رسانه‌ای بریتانیا (Ofcom) مجوز پخش پرس‌تی‌وی در لندن را لغو کرد، زیرا روشن شد کنترل تحریریه این شبکه در تهران است. افزون بر این، در سال ۲۰۲۱ دولت آمریکا دامنه وب‌سایت پرس‌تی‌وی و ده‌ها رسانه نزدیک به جمهوری اسلامی را به‌دلیل مغایرت با تحریم‌ها توقیف کرد. این دست اقدامات باعث شد صدای ایران در عرصه جهانی ضعیف شود و نتواند روایت رسمی کشور را در بحران‌هایی مانند جنگ ۱۲ روزه به‌خوبی منتقل کند.

سانسور و خودسانسوری؛ نمودهای ضعف رسانه‌ای

دخالت مکرر و سانسور گسترده رسانه‌ها، روزنامه‌نگاران ایرانی را به خودسانسوری کشانده است. موضوعات حساس با هراس از پیگرد قضایی کمتر منعکس می‌شوند. داخل کشور، خبرنگاران برای انتقاد از سیاست‌ها با خطر حبس و محرومیت شغلی مواجه‌اند.

محدودیت‌های اینترنتی و فیلترینگ شبکه‌های اجتماعی نیز دسترسی عموم به اخبار آزاد را دچار مشکل کرده است. در نتیجه، رسانه‌های ایرانی در نبرد روایت‌ها با رقبای خارجی ناتوان مانده‌اند. هرچند اسرائیل تبلیغات متنوعی برای جلب افکار عمومی جهانی به راه انداخته است، رسانه‌های مستقل داخل ایران اغلب نادیده گرفته شده‌اند. این خلأ اطلاعاتی باعث شد افکار عمومی جهان عمدتاً روایت دشمن را باور کنند و رسانه‌های داخل نتوانند حقایق را بگویند.

پیامد خلأ رسانه‌ای در جنگ ۱۲ روزه

جنگ ۱۲ روزه در ژوئن ۲۰۲۵ که با حمله غافلگیرانه‌ اسرائیل به تأسیسات هسته‌ای و نظامی ایران آغاز شد، پیامدهای تلخ خلأ رسانه‌ای را آشکار کرد. اسرائیل با عملیات پیچیده اطلاعاتی (از جمله نفوذ گسترده موساد) موفق شد بسیاری از دانشمندان و فرماندهان بلندپایه ایران را در یک عملیات هدف قرار دهد. طبق گزارش‌ها، در حملات اولیه این جنگ حداقل چهار فرمانده عالی‌رتبه نظامی ایران از جمله سرتیپ‌محمد باقری (رئیس ستاد کل نیروهای مسلح) و سرتیپ حسین سلامی (فرمانده کل سپاه) شهید شدند. همچنین رسانه‌های ایرانی اعلام کردند که در این حملات چندین دانشمند هسته‌ای برجسته مانند محمدمهدی تهرانچی، فریدون عباسی و عبدالحمید مینوچهر هدف قرار گرفتند و به شهادت رسیدند.

از نظر تلفات انسانی نیز آمارها نشان‌دهنده برتری چشمگیر اسرائیل است. یکی از گزارش‌های معتبر اشاره می‌کند دست‌کم ۱۰۰۰ نفر در ایران ( بیشتر غیرنظامی) و تنها ۲۴ نفر در اسرائیل در این درگیری‌ها کشته شدند. در ایران، نهادهای حقوق بشری نیز تلفات سنگینی گزارش کردند؛ به‌عنوان نمونه، پس از حمله به زندان اوین در تهران در روزهای پایانی جنگ، سخنگوی قوه قضاییه ایران اعلام کرد ۷۱ نفر (شامل کارکنان، سربازان وظیفه، زندانیان و مراجعان) کشته شده‌اند. آن‌طور که مقامات بهداشتی ایران می‌گویند، بین جان‌باختگان اولیه جنگ یک نوزاد دوماهه نیز بوده است.

این تلفات گسترده در ایران تا حدی قابل‌پیشگیری بود اگر رسانه‌های مستقل و آزاد امکان هشدار به‌موقع در مورد نفوذ اطلاعاتی دشمن را داشتند. در عوض، اسرائیل با بهره‌گیری از فضای رسانه‌ای خود، ایران را عامل اصلی آغاز جنگ معرفی کرد. به عبارت دیگر، خلأ صدای مستقل ایرانی باعث شد افکار عمومی جهانی روایت رسمی دشمن (که ایران را مقصر و «دفاع از خود» را توجیه می‌کرد) را باور کند و تجاوز نظامی اسرائیل به حاشیه برود.

روایت‌سازی دشمن در جنگ اطلاعاتی

از سوی دیگر، خلأ رسانه‌ای ایران به رشد روایت‌های مغرضانه و شایعات جعلی دامن زد. در طول نبرد، ویدئوهای جعلی ساخته‌شده با هوش مصنوعی بسیاری از کاربران را فریب داد که در مجموع بیش از ۱۰۰ میلیون بازدید داشتند. چنین حجم انبوه اطلاعات نادرست، در کنار فیلترینگ داخلی، توانایی عموم را برای تشخیص واقعیت به شدت محدود کرد.

در مقابل، اسرائیل در غیاب گزارش‌دهی ایران از حملات خود، به‌سادگی نقش «مدافع صلح» را ایفا کرد. رسانه‌های غربی معمولاً گزارش کردند که ایران تأسیسات نظامی مهم اسرائیل را هدف گرفته و اتفاقاً اتفاقات جزیی در بیمارستان‌ها (مانند استقرار قبلی افراد یا آسیب‌های جزئی) منجر به جراحات اندک شده است. در حالی که روایت رسمی ایران می‌گفت این حمله‌ها عمدتاً به تأسیسات نظامی حساس (مانند یک مرکز فرماندهی سایبری اطراف بیمارستان) انجام شده و خود بیمارستان بی‌صدمه مانده است، بررسی‌های مستقل خلاف آن را نشان می‌دهند؛ گزارش «یورو نیوز» و کارشناسان نظامی تأیید کرده‌اند که ساختمان‌های بیمارستان «سوروکا» در بئرشبع واقعاً هدف قرار گرفت و تخریب‌های قابل‌توجهی به بار آورد، آن هم در حالی که پیش از حمله برای تخلیه آماده شده بود. نکته جالب این بود که اسرائیل با شکل دادن به این روایت متناقض، تلاش کرد هم پرچمدار دفاع از بیمارستان‌ها باشد و هم ایران را در سطح بین‌المللی متهم جلوه دهد. در عمل اما شواهد نشان می‌دهد هر دو طرف ادعا می‌کنند به بیمارستان ما حمله کرده‌اند، در حالی که خسارت اصلی متوجه اماکن درمانی و غیرنظامیان ایرانی بوده است.

پیامدهای اقتصادی، علمی و اجتماعی خلأ رسانه‌ای

ضعف رسانه‌ای ایران علاوه بر هزینه‌های امنیتی، تبعات منفی در توسعه کشور نیز داشته است. از منظر اقتصادی، شفافیت کمتر در رسانه‌ها و تبلیغات دولتی باعث کاهش اعتماد سرمایه‌گذاران خارجی شده است. عدم پوشش مؤثر اخبار اقتصادی به‌صورت صادقانه و مستقل، همکاری با شرکت‌های بین‌المللی را دشوار می‌سازد و ایران را در جذب سرمایه خارجی ناتوان می‌کند. در عرصه علمی نیز نبود رسانه‌های مستقل پرچم‌دار هشدار آسیب‌پذیری‌هاست؛ به‌عنوان مثال، گزارش‌ها حاکی از آن است که نادیده گرفتن هشدارها درباره نفوذ جاسوس‌ها در پروژه‌های حساس سبب شد دانشمندان هسته‌ای کشور در حمله‌ها جان خود را از دست بدهند. در بعد اجتماعی نیز، فقدان صدای آلترناتیو داخلی به سلطه روایت‌های یک‌سویه و اطلاعات نادرست در سطح جهانی دامن زده است. همان‌طور که BBC تأکید کرده، جنگ اطلاعاتی پیچیده این درگیری به تولید حجم عظیمی از محتوای گمراه‌کننده انجامید که جامعه جهانی را دچار سردرگمی کرد.

راهکارهای کوتاه‌مدت برای تقویت رسانه‌های مستقل

برای کاهش آسیب‌های فوری ناشی از خلأ رسانه‌ای، دولت و نهادهای مرتبط باید اقداماتی شفاف و عملی انجام دهند:

  • شفافیت در صدور مجوزها: تعریف معیارهای حرفه‌ای و شفاف برای صدور یا تجدید مجوز رسانه‌ها، به‌گونه‌ای که رسانه‌های واقعی با مأموریت اطلاع‌رسانی بتوانند وارد عرصه شوند و سوءاستفاده‌ها کنترل شود.

  • حمایت قانونی از روزنامه‌نگاران: تصویب قوانین حمایتی برای تضمین مصونیت روزنامه‌نگاران حرفه‌ای و محدود کردن پیگرد قضایی آنها، به ویژه در گزارش موضوعات امنیتی.

  • گسترش پلتفرم‌های خبری مستقل دیجیتال: تشویق توسعه وب‌سایت‌ها، اپلیکیشن‌ها و پادکست‌های خبری مستقل با میزبانی آزاد و زیرساخت دیجیتال امن، تا صداهای متنوع بتوانند بدون سانسور منتشر شوند.

  • کاهش محدودیت‌های دسترسی به اینترنت: کاستن از فیلترینگ و محدودیت‌های شبکه‌ای برای تقویت رقابت اطلاعاتی و افزایش دسترسی مردم به منابع خبری خارجی معتبر.

راهکارهای بلندمدت برای ایجاد برند رسانه‌ای جهانی

در افق بلندمدت، ایران نیازمند ایجاد یک ساختار رسانه‌ای قوی، با برند معتبر جهانی است:

  • استقلال مالی و مالکیت مردمی: راه‌اندازی صندوق‌های سرمایه‌گذاری عمومی یا تشویق مدل‌های کسب‌وکاری مردمی برای رسانه‌ها، تا وابستگی مالی به دولت کاهش یابد و استقلال تحریریه تضمین شود.

  • آموزش و حرفه‌ای‌سازی رسانه‌ای: تأسیس مؤسسات آموزشی و پژوهشی پیشرفته برای روزنامه‌نگاری تحقیقی، داده‌محور و رسانه‌های دیجیتال، تا نسل جدید خبرنگاران و سردبیران توانمند با استانداردهای بین‌المللی پرورش یابند.

  • همکاری بین‌المللی: انعقاد تفاهم‌نامه و مشارکت با رسانه‌های معتبر خارجی (مانند برنامه‌های تبادل محتوا یا پروژه‌های مشترک خبری) تا برندسازی مشترک و تولید محتوای چندزبانه امکان‌پذیر شود.

  • دیپلماسی عمومی رسانه‌ای: راه‌اندازی نمایندگی یا دفتر رسانه‌ای در پایتخت‌های کلیدی جهان و حضور فعال در کنفرانس‌ها و جشنواره‌های بین‌المللی مطبوعات برای معرفی صدای ایران در سطح جهانی.

  • خلق برند رسانه‌ای معتبر: تمرکز بر ایجاد یک یا چند رسانه‌ فارسی‌زبان قوی با اعتبار بین‌المللی (قابل قیاس با شبکه‌هایی مانند الجزیره یا RT)، که بتواند قدرت نرم ایران را در مناطق استراتژیک تقویت و روایت کشور را جهانی کند.

در انتها تاکید می کنیم، تجربه جنگ ۱۲ روزه بار دیگر ثابت کرد که رسانه‌های مستقل نه‌تنها ابزار اطلاع‌رسانی، بلکه سپر غیررسمی امنیت ملی هستند. تا زمانی که صدای مستقل و معتبر ایران از رسانه‌های خود، داخل و خارج کشور شنیده نشود، فاصله ایران تا کشف به‌موقع تهدیدات و کسب حمایت افکار عمومی جهانی ادامه خواهد داشت. اصلاح ساختاری و فرهنگی نظام رسانه‌ای، از شفافیت مجوزها تا آموزش نیروهای حرفه‌ای، ضروری است تا دیگر در بزنگاه‌های حساس تکرار فجایعی که از جنگ اخیر درس گرفتیم امکان‌پذیر نباشد. در غیر این صورت، «پاشنه‌آشیل رسانه‌ای» همچنان، ضامن حضور ایران در میدان نبرد روایت‌ها نخواهد بود.

دسته بندی: جهان / اسلاید
تبلیغ

نظر شما

  • نظرات ارسال شده شما، پس از بررسی و تأیید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
نام شما : *
ایمیل شما :*
نظر شما :*
کد امنیتی : *
عکس خوانده نمی‌شود
برای کد جدید روی آن کلیک کنید