از غزه تا اسرائیل؛
تل آویو زیر باران بمب های یک و نیم تنی؛ این است چهره واقعی جنگ!
پس از نخستین حمله موشکی ایران به عمق قلمروی اسرائیل، دیوار مصونیت فرو ریخت و شهروندان تلآویو و حومه با ترس و ابهام تازهای مواجه شدند؛ لحظهای که میفهمیم بار سقوط بمب چگونه بر سر غیرنظامیان فرود میآید و هشدار میدهد: بس است جنگ، از غزه تا تهران و تلآویو.
به گزارش میار و ترجمه از هاآرتص، در روزهایی که جنگ به یک تکرار خستهکننده بدل شده است، نبرد مستقیم ایران و اسرائیل کیفیت و ابعاد تازهای یافته است. دیگر خبری از تکرار حملات حزب الله و آژیرهای هشدار دهنده قبل از آتشبسهای موقتی نیست؛ این بار پای دولت ایران و بمبهای یکونیمتنیاش در میان است. شهری که دیگر در امنیت مطلق نیست و هر لحظه ممکن است زیر باران موشک قرار گیرد.
خیابانهای تلآویو خالی از مشتریان کافهها و ورزشکاران پیلاتس شده؛ مردم حتی برای لحظهای آسایش را فراموش کردهاند و پناهگاهها و اتاقهای امن به دغدغه اصلی گفتگوها بدل شده است. «آیا در خانه پناهگاه داری؟» حالا نخستین جمله در هر تماس دوستانه یا مکالمه تصادفی است. با اصابت اولین موشک به رمت گان و تلآویو، تنها سازهها نبودند که ویران شدند، بلکه حس تزلزلناپذیری جمعی نیز زیر سوال رفت.
در کمتر از ۱۰۰ کیلومتری جنوب، نوار غزه بیش از ۶۰۰ روز زیر بمباران مداوم بوده است. در آنجا، «گرفتار زیر آوار» و «تخریب گسترده» تنها تیتر رسانهها نیست، بلکه واقعیتی تلخ برای میلیونها انسان است. اکنون تصاویر ویرانی در شهرهای اسرائیلی، تلاقی درد مشترکِ ساکنان دو سوی مرز را به نمایش میگذارد. برای نخستین بار، از نگاه یک اسرائیلی عادی میتوان فهمید که تحمل یک بمب یکونیمتنی بر فراز سر چگونه تجربهای است.
شاهدِ مقاومت در ویرانی
برای درک عمق فاجعه، به گفتوگو نشستم با «مها»، ویراستاری از خانیونس که شش ماه زیر حملات اسرائیل بود. او در حمله نوامبر ۲۰۲۳ خانهاش را از دست داد و همچون هزاران غیرنظامی، نه هشدار رسمی داشت و نه پناهگاه مطمئن. تنها عزم و ارادهاش بود که به او و خانوادهاش – همسر و دو دختر – کمک کرد به سمت رفح حرکت کنند و سرانجام با دل کندن از تمام زندگی، خود را به مصر برسانند.
مها میگوید: «حتی یک لحظه هم به مرگ فکر نکردم، فقط دستم را به امید رهایی از نوار غزه گره زدم. این امید بود که هر صبح مرا بیدار نگه میداشت.»
بس است جنگ، همهجا
از غزه تا تهران، غیرنظامیان بیگناه بهای تصمیمات سیاسی را میپردازند. اگر برای یک لحظه از جنس کودکی که زیر بمب بیدفاع مانده یا مادری که نمیتواند فرزندانش را پناه دهد به موضوع بنگریم، شاید عمق ویرانی بیشتر برایمان قابل تحمل باشد. این بار جنگ نهتنها مرزها، که وجدانها را هدف گرفته است.
بمبها زبان نمیفهمند و در برابر هیچکس رحم ندارند. از ویرانی بیروت تا خانیونس، پیام واضح است: زمان آن رسیده که همهجا فریاد بزنیم «بس است جنگ». نه تنها میان ایران و اسرائیل، بلکه در هر نقطهای که شعلههای جنگ جان و امید مردم را میبلعند.


