گزارش تفصیلی؛
ارزیابی نشست رهبران ایران و اروپا/ مسیر درگیری ایران و اسرائیل به کجا ختم خواهد شد
فرصت دو هفتهای برای دیپلماسی، همانطور که توسط دیوید لامی، وزیر امور خارجه بریتانیا، بیان شد، در کنار لفاظی همزمان پرزیدنت ترامپ مبنی بر تسلیم بیقید و شرط، به یک استراتژی پرمخاطره دیپلماسی اجباری اشاره دارد. این رویکرد به نظر میرسد برای استفاده از فشار نظامی و تهدید ضمنی مداخله مستقیم ایالات متحده برای مجبور کردن ایران به امتیازدهی طراحی شده است، نه برای تسهیل مذاکره متقابل واقعی. چنین استراتژیای، در حالی که احتمالاً به دنبال دستاوردهای کوتاهمدت است، خطر بیگانگی بیشتر ایران را دارد و میتواند توسعه یک راهحل دیپلماتیک پایدار و مبتنی بر اعتماد را پیچیده کند، به ویژه که ایران قبلاً تأکید کرده است که "تحت فشار مذاکره نمیکند".
به گزارش میار، درگیری ایران و اسرائیل که با حملات هوایی اسرائیل در ۱۳ ژوئن ۲۰۲۵ آغاز شد، به یک جنگ محدود و با شدت بالا تبدیل شده و تلفات قابل توجهی را از هر دو طرف به دنبال داشته است. در این میان، رهبران اروپایی در ۲۰ ژوئن ۲۰۲۵ با وزیر امور خارجه ایران در ژنو دیدار کردند که اولین مذاکرات رو در رو بین غرب و تهران از زمان آغاز درگیری بود. اگرچه ایران تمایل مشروط خود را برای مذاکرات بیشتر ابراز کرد اما خواستار توقف تجاوزات اسرائیل و دخالت آمریکا است؛ این نکتهای محل اختلاف است، چرا که ایران طی حملات جاری از تعامل مستقیم با آمریکا خودداری میکند. این نشست به هیچ پیشرفت فوری منجر نشد و شکنندگی مسیرهای دیپلماتیک را برجسته کرد.
این درگیری به عنوان یک جنگ فرسایشی با شدت بالا و نسبتاً کوتاه توصیف میشود که با هدف اسرائیل برای تضعیف تواناییهای هستهای و موشکی بالستیک ایران و تلاشهای ایران برای تحمیل هزینه بدون به خطر انداختن پیامدهای گستردهتر منطقهای، هدایت میشود. اسرائیل برتری هوایی قابل توجهی به دست آورده و خسارات زیادی به زیرساختهای نظامی و هستهای ایران وارد کرده است. پرزیدنت ترامپ یک مهلت دو هفتهای برای تصمیمگیری در مورد دخالت مستقیم نظامی آمریکا، به ویژه هدف قرار دادن سایتهای هستهای عمیقاً دفنشده مانند فردو، تعیین کرده است؛ اقدامی که ایران هشدار داده است خطر "جنگ تمام عیار" را در پی خواهد داشت. این امر یک متغیر حیاتی را معرفی میکند که پتانسیل تشدید تنش منطقهای را در بر دارد. این درگیری فروپاشی هنجارهای بازدارندگی و چالشهای میانجیگری در یک محیط رقابتی بینالمللی را نشان میدهد. در حالی که جنگ تمام عیار منطقهای یک سناریوی پرخطر و با احتمال پایین باقی میماند، تشدید کنترلشده و بیثباتی طولانیمدت بسیار محتمل است. دیپلماسی، هرچند شکننده، برای جلوگیری از تشدید بیشتر، حیاتی است.
۱. ابتکار دیپلماتیک ژنو: گشایشی شکننده در میانه درگیری
بستر نشست ۲۰ ژوئن ۲۰۲۵: جنگ به عنوان پسزمینه
نشست دیپلماتیک در ژنو در روز جمعه ۲۰ ژوئن ۲۰۲۵، یک نقطه عطف حیاتی را نشان داد و اولین تعامل مستقیم بین مقامات غربی، به طور خاص E3 (آلمان، فرانسه و بریتانیا) و اتحادیه اروپا و تهران از زمان آغاز درگیری ایران و اسرائیل یک هفته پیشتر در ۱۳ ژوئن ۲۰۲۵ بود. این برخورد در پسزمینهای از خصومتهای نظامی شدید رخ داد، به طوری که بر اساس ادعاهای رژیم اشغالگر صهیونیستی، اسرائیل یک "کارزار تنبیهی از حملات هوایی" علیه زیرساختهای هستهای و نظامی ایران انجام میداد و ایران نیز با حملات موشکی خود پاسخ میداد.
وقوع این مذاکرات در طول جنگ فعال، به جای پس از توقف خصومتها، بر فوریت عمیق و ریسک بالای تشدید بیشتر تأکید میکند. این نشان میدهد که رهبران اروپایی تنها به دنبال حل و فصل پس از درگیری نیستند، بلکه فعالانه در تلاش برای ایجاد و حفظ یک کانال دیپلماتیک به عنوان یک اقدام پیشگیرانه هستند. بستر فوری حملات جاری نشان میدهد که هدف اصلی "یافتن راه حلی دیپلماتیک برای خروج از درگیری" و "جلوگیری از تشدید" بوده است، که بر ماهیت بحرانی وضعیت و نقش فعال اتحادیه اروپا در تلاشهای کاهش تنش تأکید میکند.
شرکتکنندگان اصلی و اهداف دیپلماتیک (E3/EU، ایران)
نشست ژنو با حضور عباس عراقچی وزیر امور خارجه ایران و همتایان وی از آلمان (یوهان وادپول)، فرانسه (ژان-نوئل بارو) و بریتانیا (دیوید لامی)، به همراه کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا برگزار شد. نکته قابل توجه این است که هیچ نمایندهای از ایالات متحده در این گفتگوهای خاص حضور نداشت.
کشورهای اروپایی، که مجموعاً به عنوان E3 شناخته میشوند و اتحادیه اروپا اهداف روشنی را برای این نشست اعلام کردند. اهداف اصلی آنها بر اساس ادعای خودشان "کاهش تنشها"، تلاش برای "یافتن راه حلی پایدار برای مسئله هستهای ایران از طریق یک توافق مذاکرهشده" و "حفظ فضای دیپلماسی" بود. آنها بر لزوم "اتخاذ اقدامات اعتمادساز و قابل راستیآزمایی" از سوی ایران در مورد برنامه هستهای خود و از سرگیری مذاکرات گستردهتر، از جمله با ایالات متحده، تأکید کردند. همچنین تأکید قابل توجهی بر جلوگیری از تشدید گستردهتر منطقهای درگیری شد.
عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، تمایل مشروط خود را برای ادامه مذاکرات اعلام کرد. او صریحاً بیان کرد که تهران تا زمانی که حملات اسرائیل ادامه دارد، از تعامل مستقیم با ایالات متحده خودداری خواهد کرد. عراقچی حمله اولیه اسرائیل را "خیانت" به تلاشهای دیپلماتیک توصیف کرد و اظهار داشت که قرار بود دیداری با ایالات متحده برای یک "توافق بسیار امیدوارکننده" در ۱۵ ژوئن برگزار شود اما به دلیل اقدامات نظامی اسرائیل متعاقباً لغو شد. موضع ایران روشن بود: "آماده است تا دیپلماسی را یک بار دیگر در نظر بگیرد – به محض توقف تجاوز و پاسخگو دانستن متجاوز برای جنایات مرتکب شده."
مشارکت اتحادیه اروپا در این گفتگوها نشاندهنده یک نقش واسطهای حیاتی است که شکاف ارتباطی مستقیم موجود بین واشنگتن و تهران را پر میکند. این امر نقش اتحادیه اروپا را به عنوان یک تسهیلکننده دیپلماتیک حیاتی برجسته میکند، به ویژه با توجه به مشارکت تاریخی آن در توافق هستهای اولیه ۲۰۱۵ (برجام). به نظر می رسد، در بحرانی که گفتگوی مستقیم ایالات متحده و ایران در حال حاضر به دلیل خصومتهای جاری و پیششرطهای ایران امکانپذیر نیست، اتحادیه اروپا در حال پر کردن یک خلا دیپلماتیک حیاتی است و تلاش میکند کانالی را برای کاهش تنش حفظ کند که در غیر این صورت وجود نخواهد داشت.
نتایج و نقاط اختلاف: درخواست دخالت آمریکا و توقف خصومتها
نشست چهار ساعته ژنو بدون هیچ پیشرفت فوری به پایان رسید. با این وجود، دیپلماتهای اروپایی این برداشت را منتقل کردند که ایران "اساساً آماده ادامه گفتگو در مورد تمام مسائل مهم" است اما آنها بر اهمیت حیاتی دخالت ایالات متحده برای هر گونه راهحل جامع تأکید کردند. عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در حالی که مذاکرات را "جدی و محترمانه" توصیف کرد، آمادگی خود را برای دیدارهای بیشتر با مقامات اروپایی ابراز داشت. او همچنین "نگرانی جدی" خود را از عدم محکومیت صریح حملات اسرائیل توسط کشورهای اروپایی ابراز کرد.
یک نقطه اختلاف اصلی، امتناع قاطع ایران از تعامل با ایالات متحده تا زمانی که عملیات نظامی اسرائیل ادامه دارد، باقی میماند. این موضع علیرغم اظهارات عمومی رئیسجمهور ترامپ مبنی بر "شانس قابل توجه" برای مذاکرات مجدد و "فرصت دو هفتهای" اعلام شده برای دیپلماسی، همچنان پابرجاست.
"فرصت دو هفتهای" برای دیپلماسی، همانطور که توسط دیوید لامی، وزیر امور خارجه بریتانیا، بیان شد، در کنار لفاظی همزمان پرزیدنت ترامپ مبنی بر "تسلیم بیقید و شرط"، به یک استراتژی پرمخاطره دیپلماسی اجباری اشاره دارد. این رویکرد به نظر میرسد برای استفاده از فشار نظامی و تهدید ضمنی مداخله مستقیم ایالات متحده برای مجبور کردن ایران به امتیازدهی طراحی شده است، نه برای تسهیل مذاکره متقابل واقعی. چنین استراتژیای، در حالی که احتمالاً به دنبال دستاوردهای کوتاهمدت است، خطر بیگانگی بیشتر ایران را دارد و میتواند توسعه یک راهحل دیپلماتیک پایدار و مبتنی بر اعتماد را پیچیده کند، به ویژه که ایران قبلاً تأکید کرده است که "تحت فشار مذاکره نمیکند".
چشمانداز کاهش تنش و دیپلماسی آینده
کشورهای اروپایی تمایل شدید خود را برای ادامه گفتگوها با ایران و "بازگرداندن آمریکا و ایران از لب پرتگاه" ابراز کردهاند. سابقه تاریخی مذاکرات موفق در ژنو، که منجر به توافق اولیه در سال ۲۰۱۳ و برجام جامع در سال ۲۰۱۵ شد، کور سوی امیدی برای راهحلهای مذاکره شده در آینده میدهد، علیرغم خروج یکجانبه پرزیدنت ترامپ از توافق در سال ۲۰۱۸.
با این حال، چشماندازهای فوری برای کاهش تنش قابل توجه به دلیل پیششرط قاطع ایران برای توقف تجاوز اسرائیل و امتناع آن از تعامل با ایالات متحده در شرایط کنونی درگیری، به شدت مختل شده است.
تداوم رویکرد دیپلماتیک اتحادیه اروپا، علیرغم عدم دستیابی به پیشرفت فوری و پیششرطهای ایران، بر اساس ادعای رسانه های غربی، نشاندهنده یک تعهد استراتژیک برای جلوگیری از یک درگیری منطقهای گستردهتر است. این تلاش مداوم نشان میدهد که قدرتهای اروپایی دیپلماسی را نه نشانه ضعف، بلکه ابزاری ضروری برای مدیریت بحرانی میدانند که مستقیماً بر امنیت انرژی آنها و ثبات کلی منطقه تأثیر میگذارد. مشارکت فعال آنها یک اقتضای استراتژیک برای حفاظت از منافع خود و تعادل ژئوپلیتیکی گستردهتر است، حتی در حالی که آنها پویاییهای پیچیده و اغلب خصمانه بین ایالات متحده و ایران را مدیریت میکنند.
۲. درگیری ایران و اسرائیل: پویاییهای کنونی و مسیر آن
مروری بر پیدایش درگیری (از ۱۳ ژوئن ۲۰۲۵)
جنگ کنونی ایران و اسرائیل در ۱۳ ژوئن ۲۰۲۵ آغاز شد، که با حمله غافلگیرانه اسرائیل با هدف قرار دادن تأسیسات حیاتی نظامی و هستهای در ایران آغاز شد. این اقدامات اسرائیل بر اساس رسانه های صهیونیستی و مقامات آنها، به عنوان یک "کارزار تنبیهی از حملات هوایی" و یک "اقدام پیشگیرانه" با هدف خنثی کردن برنامه هستهای ایران توصیف شد. در پاسخ، ایران حملات موشکی و پهپادی خود را علیه اهداف مختلف اسرائیلی آغاز کرد.
این درگیری منجر به تلفات انسانی قابل توجهی شده است. در ایران، حداقل ۶۵۷ نفر، از جمله ۲۶۳ غیرنظامی، شهید و بیش از ۲۰۰۰ نفر زخمی شدهاند (باید توجه داشت بیشتر نظامیان نیز حین خدمت به شهادت نرسیده اند که این نهایت رذالت اقدام اسرائیل را می رساند). در طرف اسرائیل، حداقل ۲۴ نفر کشته و صدها نفر زخمی گزارش شده است.
تشدید فوری و شدید خصومتها، که با هدف قرار دادن مستقیم زیرساختهای هستهای و نظامی حساس توسط اسرائیل و تلافی متعاقب آن توسط ایران مشخص میشود، نشاندهنده شکست قابل توجهی در مکانیسمهای بازدارندگی سنتی است. به نظر میرسد هر دو کشور از "خطوط قرمز" از پیش تعیینشده عبور کردهاند که نشاندهنده فاز جدید و تهاجمیتری در جنگ سایه طولانیمدت آنها است. این تحول نشان میدهد که محاسبات استراتژیک هر دو کشور تغییر کرده و منجر به تحمل بالاتر برای رویارویی مستقیم و افزایش خطر اشتباه محاسباتی شده است.
تحلیل مفهوم "جنگ فرسایشی" در بستر کنونی
رویارویی جاری بین اسرائیل و ایران به طور فزایندهای به عنوان "جنگ فرسایشی با شدت بالا اما نسبتاً کوتاه" توصیف میشود. این توصیف خاص به "محدودیتهای ذخایر موشکی ایران و ظرفیت دفاعی اسرائیل" نسبت داده میشود که به معنای مصرف سریع داراییهای نظامی با ارزش بالا توسط هر دو طرف است.
در این چارچوب، هدف استراتژیک اسرائیل "کاهش تواناییهای موشکی بالستیک و برنامه هستهای ایران" است، در حالی که همزمان "هزینههای اقتصادی و روانی سنگینی" را بر ایران تحمیل میکند. برعکس، پاسخ ایران برای "افزایش هزینههای نظامی و سیاسی کارزار اسرائیل بدون به خطر انداختن پیامدهای گستردهتر منطقهای" طراحی شده است.
توصیف این درگیری به عنوان یک "جنگ فرسایشی با شدت بالا اما نسبتاً کوتاه" نشاندهنده یک رقابت استراتژیک با زمان است. اسرائیل قصد دارد قبل از اینکه فشار بینالمللی یا کاهش منابع دفاعی خود غیرقابل تحمل شود، تخریب قاطع تواناییهای نظامی و هستهای ایران را محقق کند. در عین حال، ایران به دنبال آن است که کارزار اسرائیل را از طریق ضدحملات پایدار، هرچند کمتر مؤثر، از نظر سیاسی غیرقابل تحمل کند. این پویایی نشان میدهد که هر دو طرف به شدت از ماهیت محدود مهمات پیشرفته خود و ساعت سیاسی آگاه هستند، که منجر به دورههای شدید اما بالقوه کوتاهی از درگیری مستقیم با تمرکز بر دستیابی به اهداف خاص و محدود به جای پیروزی کامل میشود.
اقدامات موفق ثبتشده: حمله اسرائیل (عملیات شیر خیزان)
کارزار اولیه (۱۳ ژوئن ۲۰۲۵)
اسرائیل حمله خود را، که "عملیات شیر خیزان" نامیده شد، در ۱۳ ژوئن ۲۰۲۵ با پنج موج حملات هوایی شامل بیش از ۲۰۰ هواپیمای جنگنده آغاز کرد. این هواپیماها بیش از ۳۳۰ مهمات را علیه تقریباً ۱۰۰ هدف در سراسر ایران پرتاب کردند. اهداف شامل دهها تأسیسات هستهای ایران، پایگاههای نظامی، تأسیسات زیرساختی حیاتی و فرماندهان کلیدی نظامی بود. گزارش شده است که نیروی هوایی اسرائیل (IAF) از جنگندههای F-35I آدییر، که با مخازن سوخت همشکل کمدید اصلاح شده بودند، برای دستیابی به برد و استقامت بیشتر بدون به خطر انداختن قابلیتهای پنهانکاری استفاده کرده است.
هدف قرار دادن تأسیسات هستهای
حملات اسرائیل به طور سیستماتیک بخشهای مختلف برنامه هستهای ایران را هدف قرار داده است. این شامل حملات مستقیم به تأسیسات هستهای نطنز، تأسیسات تبدیل اورانیوم اصفهان و سایر زیرساختهای حیاتی هستهای است. آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) تأیید کرده است که تأسیسات غنیسازی زیرزمینی در نطنز مورد اصابت مستقیم قرار گرفتهاند، که نشاندهنده آسیب یا تخریب احتمالی هزاران سانتریفیوژ است. تأسیسات تولید سانتریفیوژ، به طور خاص کارگاه تسا کرج و مرکز تحقیقات تهران نیز مورد اصابت قرار گرفتند. علاوه بر این، راکتور آب سنگین اراک آسیب به واحد تقطیر و سایر "ساختمانهای کلیدی" خود را متحمل شده است و ساختمان مهار آن گزارش شده است که تخریب شده است. اسرائیل ادعا کرد که این حملات با هدف جلوگیری از تولید پلوتونیوم در این سایت انجام شده است. یک مقام اسرائیلی نیز اشاره کرد که تأسیسات زیرزمینی نطنز ممکن است "منفجر شده باشد".
هدف قرار دادن سیستماتیک عناصر مختلف برنامه هستهای ایران - از جمله غنیسازی، تولید آب سنگین، ساخت سانتریفیوژ و تأسیسات تحقیقاتی - نشاندهنده استراتژی جامع اسرائیل برای عقب انداختن قابل توجه تواناییهای هستهای ایران، فراتر از صرفاً حملات نمادین است. آسیبهای تأیید شده توسط IAEA، اثربخشی این حملات را در تضعیف برنامه تأیید میکند.
تضعیف سیستمهای موشکی و پدافند هوایی ایران
اسرائیل "برتری هوایی کامل بر آسمان تهران" را تأیید کرده است. نیروهای دفاعی اسرائیل (IDF) گزارش دادهاند که از شروع جنگ بیش از ۷۰ سامانه پدافند هوایی ایران را منهدم کردهاند که بیش از ۴۰ مورد از اینها در ۲۴ ساعت اول درگیری از کار افتادهاند. این خنثیسازی سریع پدافند هوایی به اسرائیل امکان داد تا برتری هوایی خود را بر غرب ایران و تهران برقرار کند. گزارشها نشان میدهد که بیش از ۱۲۰ پرتابگر موشک سطح به سطح، که یک سوم کل پرتابگرهای ایران را تشکیل میدهد، به همراه دو هواپیمای F-14 که ایران برای هدف قرار دادن هواپیماهای اسرائیلی استفاده کرده بود، منهدم شدند. تا ۱۷ ژوئن، IDF ادعا کرد که "حدود نیمی" از پرتابگرهای موشکی بالستیک ایران (بیشتر از ۲۰۰ مورد) و بین ۳۵ تا ۴۵ درصد از ذخیره موشکهای بالستیک آن را منهدم کرده است. حملات به طور مداوم تأسیسات ذخیرهسازی موشک، زیرساختهای پرتاب و سیستمهای راداری در استانهای کلیدی مانند تبریز، کرمانشاه، اصفهان و تهران را هدف قرار دادهاند.
تخریب سریع و گسترده سیستمهای پدافند هوایی ایران، که منجر به برتری هوایی اسرائیل شده است، به عنوان توانمند ساز حیاتی برای عملیات تهاجمی پایدار اسرائیل عمل میکند. این نشاندهنده یک شکاف کیفی قابل توجه در فناوری نظامی و آموزش عملیاتی است که به اسرائیل اجازه میدهد عملیات را با مصونیت تقریبی انجام دهد و به طور مؤثر شرایط درگیری هوایی را عملیاتی کند. این برتری هوایی صرفاً یک مزیت تاکتیکی نیست بلکه یک مزیت استراتژیک است که به IAF امکان میدهد حملات عمیق به زیرساختهای حیاتی، از جمله تأسیسات هستهای، را با درجه بالایی از اطمینان از موفقیت و حداقل خطر برای داراییهای خود انجام دهد.
حملات به فرماندهی و کنترل، پایگاههای نظامی و رهبری
حمله اسرائیل شامل ترورهای هدفمند رهبران نظامی و دانشمندان هستهای ایران بود. تلفات تأیید شده شامل چهرههای برجستهای مانند سرلشکر محمد باقری، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح ایران، حسین سلامی، فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، غلامعلی رشید، فرمانده ارشد سپاه پاسداران، رهبران کلیدی نیروی هوافضای سپاه (از جمله امیرعلی حاجیزاده) و محمد کاظمی، رئیس اطلاعات سپاه و معاون وی، حسن محقق، میشود.
IDF همچنین گزارش داد که ۱۰ مرکز فرماندهی متعلق به نیروی قدس ایران، شاخه نخبه سپاه پاسداران مسئول عملیات نظامی و اطلاعاتی خارجی، را مورد اصابت قرار داده است. پایگاههای نظامی مهمی نیز مورد حمله قرار گرفتهاند، از جمله پایگاه موشکی شهید تهرانی مقدم، جایی که تصاویر ماهوارهای آسیبهای قابل توجهی را تأیید کرد، پایگاه موشکی آماند، پایگاه هوایی همدان، پایگاه هوایی تبریز و پایگاه هوایی تاکتیکی ۸ ارتش در اصفهان. همچنین گزارش شده است که مقر سپاه پاسداران در تهران دچار آتشسوزی شده است.
هدف قرار دادن عمدی رهبری نظامی و اطلاعاتی عالیرتبه، همراه با تأسیسات حیاتی فرماندهی و کنترل، نشاندهنده قصد اسرائیل برای از کار انداختن تواناییهای تصمیمگیری و عملیاتی نظامی ایران است. این استراتژی با هدف اختلال شدید در توانایی ایران برای هماهنگی و پایداری پاسخ خود، که به طور بالقوه منجر به بینظمی داخلی در ارتش و دستگاه امنیتی آن میشود.
تأثیر بر دستگاه امنیت داخلی ایران
فراتر از اهداف صرفاً نظامی، اسرائیل همچنین به زیرساختهای انرژی ایران، به ویژه پالایشگاههای نفت در تهران و اصفهان و مراکز مهم دیگر رژیم، مانند یک مقر بسیج و گروه شهید میثمی، حمله کرده است.
با این حال، مشاهدات اولیه نشان میدهد که حمله اسرائیل، به طور متناقض،"اثر انسجام ملی را در ایران ایجاد کرده است، به طوری که صداهای مخالف به طور موقتی همبستگی ملی را در برابر یک تهدید خارجی در اولویت قرار دادهاند. این نتیجه متناقض بر ماهیت پیچیده و اغلب غیرقابل پیشبینی ثبات رژیم در زمان جنگ تأکید میکند، جایی که تجاوز خارجی میتواند، حداقل در کوتاهمدت، حمایت از حکومت را تقویت کند.
اقدامات موفق ثبتشده: تلافی ایران (عملیات وعده صادق ۳)
حملات موشکی و پهپادی گسترده علیه اهداف اسرائیلی
در تلافی حملات اسرائیل، ایران حجم قابل توجهی از پرتابهها را شلیک کرد، که طبق برآوردهای ارتش اسرائیل، حدود ۴۵۰ موشک و ۱۰۰۰ پهپاد به سمت اسرائیل پرتاب شد. این شامل دهها موشک بالستیک بود که به سمت مرکز و شمال اسرائیل هدایت شدند و حملات موشکی در روزهای پس از حمله اولیه اسرائیل نیز ادامه یافت. علاوه بر این، گزارش شده است حوثیها یک موشک بالستیک از یمن به سمت اورشلیم شلیک کردهاند. ایران همچنین به پرتاب امواج کوچکی از پهپادهای انتحاری ادامه داده است؛ با این حال، این پهپادها موفقیت آنچنانی نداشتهاند، زیرا زمان پرواز طولانی آنها (تقریباً ۹ ساعت) زمان کافی برای رهگیری توسط پدافند هوایی اسرائیل را فراهم میکند.
اگرچه ایران حجم قابل توجهی از موشکها و پهپادها را پرتاب کرده است اما تأثیر کلی آنها در مقایسه با حملات اسرائیل "بسیار کمتر" توصیف شده است. این امر به نابرابری حیاتی در دقت، هدایت و اثربخشی کلاهکهای جنگی ایران اشاره دارد. این نشان میدهد که مزیت کمی ایران در ذخایر موشکی به قابلیت تخریب معادل در برابر یک دشمن از نظر فناوری پیشرفته مانند اسرائیل تبدیل نمیشود.
تأثیرات بر زیرساختهای غیرنظامی و سایتهای نظامی اسرائیل
علیرغم سیستمهای دفاع هوایی چندلایه و قوی اسرائیل که اکثریت پرتابههای ایرانی را با موفقیت سرنگون کردهاند، برخی از موشکها موفق به نفوذ شده و تلفات و خساراتی را به بار آوردهاند. از جمله مکانهای ثبتشده که مورد اصابت قرار گرفتهاند میتوان به حیفا، بئرشبا، تلآویو، پتخ تیکوا، رمت گن و حولون اشاره کرد.
ساختمانهای مسکونی در پتح تیکوا، بت یام، رهووت و طمره نیز مورد اصابت قرار گرفتهاند. پالایشگاه نفت حیفا نیز مورد حمله قرار گرفت و خسارت قابل توجهی وارد شد. سایر اهداف خانههایی در بنی براک، حیفا و پتح تیکوا بود. شعبه سفارت ایالات متحده در تلآویو نیز از قطعات موشک متحمل دچار خسارت جزئی شد.
ایران ادعا کرده است که به سایتهای اطلاعات نظامی اسرائیل، از جمله مدرسه اطلاعات نظامی اسرائیل در کمپ موشه دایان در تلآویو و یک مرکز برنامهریزی عملیات موساد، حملات موفقی انجام داده است. گزارشها، از جمله از واشنگتن پست، اصابتهایی را در نزدیکی ستاد اداره اطلاعات نظامی تأیید کردهاند.
علیرغم قابلیتهای دفاع هوایی قدرتمند اسرائیل، توانایی ایران برای نفوذ گاه به گاه به این دفاعها و وارد آوردن تلفات غیرنظامی و خسارت به زیرساختها، به عنوان یک عامل بازدارنده حیاتی، هرچند محدود، عمل میکند. این نشان میدهد که حتی یک سیستم دفاعی با برتری فناوری نمیتواند حفاظت مطلق را تضمین کند.
۳. قدرتها و آسیبپذیریهای نظامی تطبیقی
قابلیتهای پدافند هوایی ایران در مقابل نیروی هوایی اسرائیل (IAF)
ایران تلاشهایی برای تقویت قابلیتهای پدافند هوایی خود انجام داده است، از جمله استقرار سامانه برد کوتاه و ارتفاع پایین آذرخش در فوریه ۲۰۲۴. این سامانه به عنوان یک سیستم تشخیص فروسرخ مجهز به رادار و قابلیتهای الکترواپتیک برای تشخیص و رهگیری هدف توصیف شده است.
علیرغم این استقرارها، اسرائیل "برتری هوایی کامل بر آسمان تهران" را تأیید کرده است. نیروهای دفاعی اسرائیل (IDF) گزارش دادهاند که از ۱۲ ژوئن بیش از ۷۰ سامانه پدافند هوایی ایران را منهدم کردهاند، که بیش از ۴۰ مورد از اینها در ۲۴ ساعت اول درگیری از کار افتادهاند. این خنثیسازی سریع و گسترده پدافند هوایی ایران به اسرائیل امکان داد تا برتری هوایی خود را بر غرب ایران و تهران برقرار کند. علاوه بر این، تحلیلها نشان میدهد که هواپیماهای ایران، از جمله MiG-29 و F-14A تامکت، بین ۳۵ و ۵۰ سال قدمت دارند. هواپیماهای F-4 فانتوم ۲ و F-5 تایگر آن از جمله آخرین هواپیماهای نسل سوم هستند که هنوز در خدمت جهانی هستند. این باعث شد فوربس گزارش دهد که اسرائیل حملاتی را علیه ایران با مصونیت تقریبی انجام داد. علاوه بر این، پهپادهای ایرانی معمولاً برای رسیدن به اسرائیل تقریباً ۹ ساعت زمان نیاز دارند، که زمان کافی برای رهگیری توسط پدافند هوایی اسرائیل را فراهم میکند.
اثربخشی مستند حملات اسرائیل علیه پدافند هوایی ایران، علیرغم استقرار اخیر ایران، بر عدم تقارن فناوری و عملیاتی عمیق تأکید میکند. این نشان میدهد که شبکه پدافند هوایی کنونی ایران تا حد زیادی قادر به تأمین حفاظت کافی برای داراییهای استراتژیک خود در برابر کارزارهای هوایی پایدار اسرائیل نیست و ایران را در برابر حملات دقیق بسیار آسیبپذیر میکند.
قدرت نظامی اسرائیل مقابل نیروهای نظامی و سپاه پاسداران ایران
مقایسه کلی قابلیتهای نظامی نشان میدهد که در حالی که ایران اغلب در برخی زمینهها مزیت عددی دارد، اسرائیل مزیت کیفی و فناوری قابل توجهی را حفظ میکند، به ویژه در نیروی هوایی و سیستمهای دفاع موشکی خود.
معیارهای کلیدی این تفاوت را نشان میدهد:
- پرسنل فعال: ایران دارای نیروی فعال بیشتری شامل ۶۱۰۰۰۰ پرسنل است که از این تعداد ۳۵۰۰۰۰ نفر در ارتش، ۱۹۰۰۰۰ نفر در سپاه پاسداران، ۳۷۰۰۰ نفر در نیروی هوایی، ۱۵۰۰۰ نفر در پدافند هوایی و ۱۸۰۰۰ نفر در نیروی دریایی هستند. همچنین دارای ارتش ذخیره ۳۵۰۰۰۰ نفری است. در مقابل، اسرائیل ۱۶۹۵۰۰ پرسنل فعال دارد، شامل ۱۲۶۰۰۰ نفر در ارتش، ۳۴۰۰۰ نفر در نیروی هوایی و ۹۵۰۰ نفر در نیروی دریایی، که توسط ارتش ذخیره ۴۶۵۰۰۰ نفری پشتیبانی میشود.
- هزینه دفاعی (۲۰۲۴): هزینههای نظامی اسرائیل در سال ۲۰۲۴ با ۶۵ درصد افزایش به ۴۶.۵ میلیارد دلار رسید که عمدتاً به دلیل درگیری جاری در غزه است. هزینههای دفاعی ایران، تحت تأثیر تحریمها، در همین دوره با ۱۰ درصد کاهش به ۷.۹ میلیارد دلار رسید.
- نیروی هوایی: اسرائیل دارای ۳۴۵ هواپیمای رزمی و ۴۳ بالگرد تهاجمی است. نیروی هوایی ایران دارای ۳۱۲ هواپیمای رزمی و ۲۳ هواپیمای اضافی برای سپاه پاسداران است اما تعداد بالگردهای تهاجمی آن به طور قابل توجهی کمتر است.
- نیروهای زمینی: ایران در تانکهای جنگی (حداقل ۱۰۵۱۳ در مقابل تقریباً ۴۰۰ تانک اسرائیل) و توپخانه (۶۷۹۸ در مقابل ۵۳۰ توپ اسرائیل) برتری عددی دارد. با این حال، اسرائیل دارای نفربرهای زرهی بیشتری (بیش از ۱۱۹۰ در مقابل ۶۴۰ نفربر ایران) است.
- نیروی دریایی: نیروی دریایی ایران از نظر عددی بزرگتر است و دارای ۱۷ زیردریایی تاکتیکی، ۶۸ کشتی گشتزنی و رزمی ساحلی، ۷ ناوچه، ۱۲ کشتی تهاجمی آبی-خاکی، ۱۱ قایق تهاجمی آبی-خاکی و ۱۸ خودروی لجستیک و پشتیبانی است. نیروی دریایی اسرائیل شامل ۵ زیردریایی و ۴۹ کشتی گشتزنی و رزمی ساحلی است.
- موشکهای بالستیک: ایران دارای حداقل ۱۲ نوع مختلف موشک بالستیک میانبرد و کوتاهبرد با برد ۱۵۰ کیلومتر تا ۲۰۰۰ کیلومتر است. اسرائیل دارای حداقل چهار نوع موشک بالستیک کوچک و میانبرد، از جمله اریحا-۳ است که بردی تا ۶۵۰۰ کیلومتر دارد. همچنین تخمین زده میشود که اسرائیل تقریباً ۹۰ کلاهک هستهای در اختیار دارد.
در حالی که ایران در برخی داراییهای متعارف و نیروی ذخیره بزرگ، برتری عددی دارد، هزینههای دفاعی به طور قابل توجه بالاتر اسرائیل، همراه با برتری کیفی آن در قدرت هوایی و سیستمهای دفاع موشکی پیشرفته مانند گنبد آهنین، یک مزیت نامتقارن را فراهم میکند.
جدول: قابلیتهای نظامی تطبیقی (ایران در مقابل اسرائیل)
جدول زیر یک مقایسه اجمالی و مختصر از معیارهای کلیدی نظامی ارائه میدهد که امکان درک سریع از تفاوتهای عددی و کیفی بین دو نیرو را فراهم میکند. این جدول مستقیماً به قدرت تطبیقی اسرائیل در برابر نیروهای نظامی و سپاه پاسداران ایران میپردازد.
معیار | ایران (نیروهای نظامی) | اسرائیل |
پرسنل فعال | ۶۱۰,۰۰۰ | ۱۶۹,۵۰۰ |
پرسنل ذخیره | ۳۵۰,۰۰۰ | ۴۶۵,۰۰۰ |
هزینه دفاعی | ۷.۹ میلیارد دلار (۱۰٪ کاهش) | ۴۶.۵ میلیارد دلار (۶۵٪ افزایش) |
هواپیمای جنگی | ۳۱۲ (نیروی هوایی) + ۲۳ (سپاه پاسداران) | ۳۴۵ |
بالگرد تهاجمی | ۵۷ (۲ نیروی هوایی، ۵۰ ارتش، ۵ سپاه پاسداران) | ۴۳ |
تانک جنگی | ۱۰,۵۱۳+ | ~۴۰۰ |
توپخانه | ۶,۷۹۸+ | ۵۳۰+ |
نفربر زرهی (APC) | ۶۴۰+ | ۱,۱۹۰+ |
زیردریایی تاکتیکی | ۱۷ | ۵ |
انواع موشک بالستیک | ۱۲+ (برد: ۱۵۰-۲,۰۰۰ کیلومتر) | ۴+ (برد: ۲۸۰-۶,۵۰۰ کیلومتر) |
کلاهک هستهای | ندارد | ~۹۰ |
۴. سناریوها و چشماندازهای صلح
چشمانداز صلح از نشست ژنو
نشست اخیر ژنو بین رهبران اروپایی و وزیر امور خارجه ایران، در حالی که به عنوان اولین مذاکرات رو در رو از زمان آغاز درگیری مهم بود، پیشرفت فوری به سوی صلح را به ارمغان نیاورد. دیپلماتهای اروپایی ابراز امیدواری برای ادامه گفتگو کردند اما تفاوت اساسی در پیششرطها، چشماندازهای فوری برای یک توافق صلح جامع را محدود میکند. این نشست عمدتاً برای "حفظ فضای دیپلماسی" و آزمایش برای تعاملات آتی بود. بنابراین، در حالی که درِ دیپلماسی باز است، مسیر قطعی صلح از طریق این نشست به تنهایی هنوز مشخص نیست.
سناریوهای جنگ ایران و اسرائیل
درگیری کنونی چندین مسیر محتمل را ارائه میدهد که هر یک پیامدهای متفاوتی دارند:
سناریوی ۱: تشدید کنترلشده (محتملترین)
این سناریو ادامه حملات پنهان و حملات هدفمند، عمدتاً در سوریه، عراق و احتمالاً دریای سرخ را پیشبینی میکند. این به یک جنگ متعارف تمامعیار منجر نخواهد شد، بلکه بیثباتی طولانیمدت با مشارکت نیروهای مقاومت، در کنار عملیات ویژه اسرائیل را در پی خواهد داشت. حملات سایبری و اختلال در کشتیرانی همچنان افزایش خواهد یافت. پیامدهای آن شامل تضعیف اعتماد تجاری در خطوط کشتیرانی خلیج و شرق مدیترانه است که منجر به افزایش هزینههای بیمه و انرژی میشود، به ویژه اگر تانکرهای نفتی هدف قرار گیرند.
سناریوی ۲: جنگ منطقهای (پرخطر، احتمال پایین)
این سناریوی پرخطر نشان میدهد که یک اشتباه محاسباتی یا یک حادثه پرچم دروغین میتواند یک رویارویی تمامعیار را آغاز کند، که به طور بالقوه لبنان، سوریه و عراق را نیز درگیر میکند. در این سناریو، اسرائیل ممکن است حملات گستردهای را علیه تأسیسات کلیدی سپاه پاسداران آغاز کند و ایران نیز با موشکها و پهپادهای گسترده پاسخ دهد. پیامدهای آن جدی خواهد بود: اختلال در جریان جهانی نفت از تنگه هرمز، که به طور بالقوه قیمت نفت را به ۱۵۰ دلار و بالاتر در هر بشکه افزایش میدهد و جریان عظیم پناهجویان در لبنان و سوریه که یک بحران انسانی ایجاد میکند.
سناریوی ۳: کاهش تنش استراتژیک از طریق طرفهای سوم
در این سناریو، تلاشهای میانجیگری توسط طرفهای سوم مانند ترکیه، قطر، عمان یا روسیه میتواند منجر به یک عقبنشینی جزئی شود. در حالی که این امر کاهش تنش موقتی را فراهم میکند، تنشهای زیربنایی ادامه خواهد یافت. پیامدهای آن یک آرامش کوتاهمدت خواهد بود اما با تجدید تسلیحات طولانیمدت توسط همه طرفها و تنها یک گشایش محدود برای دیپلماسی، به ویژه در مورد مسائل هستهای.
احتمال یک جنگ فرسایشی
رویارویی کنونی در واقع به سمت "جنگ فرسایشی با شدت بالا اما نسبتاً کوتاه" پیش میرود. این ویژگی ناشی از مصرف سریع داراییهای نظامی با ارزش بالا، مانند موشکهای بالستیک و سیستمهای پدافند هوایی، توسط هر دو طرف است. هدف اسرائیل، تضعیف قاطع قابلیتهای موشکی بالستیک و برنامه هستهای ایران است، در حالی که هزینههای اقتصادی و روانی قابل توجهی را تحمیل میکند. ایران نیز به نوبه خود، قصد دارد هزینههای نظامی و سیاسی کافی را بر اسرائیل وارد کند تا کارزار آن را غیرقابل تحمل سازد، بدون اینکه یک درگیری منطقهای گستردهتر را آغاز کند.
شواهد نشان میدهد که اسرائیل در تضعیف قابلیتهای پدافند هوایی و موشکی ایران تا حد زیادی موفق بوده و بخش قابل توجهی از پرتابگرهای موشکی ایران را منهدم کرده است. حملات تلافیجویانه ایران، اگرچه متعدد بوده اما به دلیل تفاوتهای فناوری و پدافند هوایی قوی اسرائیل، تأثیر کمی داشته است. این پویایی، ماهیت فرسایشی درگیری را تقویت میکند، زیرا هر دو طرف در تلاشند تا توان نظامی و اراده سیاسی طرف مقابل را در یک بازه زمانی محدود تضعیف کنند. بنابراین، یک جنگ فرسایشی، همانطور که با شدت بالا و تمرکز بر تضعیف سریع داراییهای خاص تعریف میشود، یک انتظار واقعبینانه برای آینده نزدیک است.
مداخله احتمالی ترامپ و پیامدهای آن
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، اعلام کرده است که ظرف دو هفته تصمیم خواهد گرفت که آیا ارتش ایالات متحده مستقیماً در کنار اسرائیل در درگیری مداخله خواهد کرد یا خیر. این پتانسیل مداخله به احتمال زیاد شامل حملاتی به تأسیسات غنیسازی اورانیوم فردو ایران خواهد بود که اعتقاد بر این است که برای هدفگیری مؤثر به بمبهای تخصصی "سنگرشکن" آمریکا نیاز دارد.
ایران هشدارهای شدیدی صادر کرده است که هرگونه مداخله ایالات متحده خطر "جنگ تمامعیار" را در پی خواهد داشت. مقامات ایرانی اعلام کردهاند که موشکها و تجهیزات را برای حمله آماده کردهاند.

