در 23 فروردین 1404 (12 آوریل 2025)، بازار ارز ایران شاهد رویدادی چشمگیر بود: ارزش دلار آمریکا در یک روز از 100,000 تومان (تقریباً 10,000,000 ریال) به 84,000 تومان (تقریباً 8,400,000 ریال) سقوط کرد.
به گزارش میار، این کاهش 16 درصدی که برخی آن را "سقوط تاریخی" ارزش دلار توصیف کردند، ناشی از یک اصلاحات عمده اقتصادی یا یک توافقنامه بینالمللی امضا شده نبود. بلکه، این اتفاق پس از یک تحول سیاسی نسبتاً کوچک رخ داد: یک جلسه 2.5 ساعته مذاکرات غیرمستقیم بین ایران و ایالات متحده، که تنها نتیجه آن توافق بر سر ادامه گفتگوها بود. سالهاست که برخی صداها در ایران اصرار داشتهاند که اقتصاد کشور مستقل از سیاست عمل میکند. با این حال، این افزایش ناگهانی ارزش ریال - که ناشی از صرفاً چشمانداز گفتگو بود - حقیقت انکارناپذیر را آشکار میکند: سرنوشت اقتصادی ایران عمیقاً تحت تأثیر رویدادهای سیاسی، حتی آنهایی که به طور کامل محقق نمیشوند، قرار دارد. این گزارش به بررسی نوسانات اخیر ارز، ریشههای سیاسی آن و پیامدهای گستردهتر آن برای اقتصاد ایران میپردازد و از منابع معتبر و شاخصهای اقتصادی برای نشان دادن این پیوند حیاتی استفاده میکند.
سابقه: ارزی در گروگان سیاست
اقتصاد ایران مدتهاست که میدان نبرد سوءمدیریت داخلی و فشارهای بینالمللی بوده است. ریال، به ویژه، به عنوان یک دماسنج برای این نیروها عمل کرده است. در سال 1394 (2015)، در زمان امضای برنامه جامع اقدام مشترک (برجام)، ریال با نرخ 32,000 در برابر دلار معامله میشد. با این حال، خروج ایالات متحده از توافق هستهای در سال 1397 (2018) تحت کمپین "فشار حداکثری" رئیس جمهور دونالد ترامپ، ارز را به سقوط آزاد فرستاد و تا تیرماه 1403 (ژوئیه 2024) که رئیس جمهور مسعود پزشکیان زمام امور را به دست گرفت، به 584,000 در برابر دلار رسید. این فروپاشی یک ناهنجاری نبود. در مهرماه 1403 (اکتبر 2024)، پس از حمله موشکی ایران به اسرائیل، با افزایش اضطراب بازار، ریال بیش از 11 درصد در برابر دلار سقوط کرد. در اسفند 1403 (مارس 2025)، در بحبوحه تشدید تنشها با ایالات متحده و اروپا، به طور خلاصه به 1,000,000 در برابر دلار رسید. این رویدادها یک الگوی مکرر را برجسته میکنند: ارزش ریال به شدت به تحولات سیاسی، از تحریمها گرفته تا درگیریهای نظامی، حساس است.
عامل محرک: مذاکرات غیرمستقیم و خوشبینی بازار
آخرین فصل این ماجرا دیروز، 23 فروردین 1404 (12 آوریل 2025)، زمانی رقم خورد که خبر مذاکرات غیرمستقیم بین مقامات ایرانی و آمریکایی منتشر شد. این گفتگوهای 2.5 ساعته که از طریق واسطهها انجام شد، هیچ تعهد الزامآوری به همراه نداشت - فقط توافقی برای باز نگه داشتن خطوط ارتباطی. با این حال، واکنش بازار فوری و چشمگیر بود. ارزش دلار در بازار غیررسمی ارز تهران از 100,000 تومان به 84,000 تومان کاهش یافت، کاهشی 16 درصدی در عرض چند ساعت. بورس اوراق بهادار تهران سبزپوش شد و نشان از افزایش اعتماد سرمایهگذاران داشت.
این افزایش سریع ارزش ریال ناشی از دستاوردهای ملموس اقتصادی نبود - هیچ تحریمی لغو نشد، هیچ قرارداد نفتی تضمین نشد. در عوض، این امر بازتابدهنده خوشبینی بازار نسبت به آنچه ممکن است در پی داشته باشد بود: کاهش احتمالی تنشها با غرب. همانطور که یک تحلیلگر اظهار داشت: "صرف خبر مذاکرات با ایالات متحده برای بهبود اقتصاد ایران کافی بود." این حساسیت به سیگنالهای سیاسی - هرچند مقدماتی - مستقیماً ادعای جدایی اقتصاد ایران از سیاست آن را رد میکند.
برچیدن افسانه خودمختاری اقتصادی
سالهاست که برخی در ایران استدلال کردهاند که چالشهای اقتصادی کشور صرفاً ناشی از عوامل داخلی است و از هوسهای ژئوپلیتیک مصون است. رویدادهای 23 فروردین 1404 (12 آوریل 2025) این روایت را درهم میشکند. اگر اقتصاد واقعاً جدا از سیاست بود، چرا ریال در پی مذاکراتی که هیچ نتیجه ملموسی نداشت، افزایش یافت؟ پاسخ در درک بازار از ریسک سیاسی نهفته است. حتی کمترین نشانه تنشزدایی با ایالات متحده - دشمن دیرینهای که تحریمهایش اقتصاد ایران را فلج کرده است - موجی از خوشبینی را برانگیخت و معاملهگران ارز و سرمایهگذاران را به اقدام واداشت.
این یک پدیده جدید نیست. نمونههای تاریخی فراوان است. زمانی که ترامپ در سال 1397 (2018) تحریمها را مجدداً اعمال کرد، ریال تا سال 1404 (2025) بیش از 90 درصد از ارزش خود را از دست داد، زیرا صادرات نفت از 2.5 میلیون بشکه در روز به تنها 100,000 تا 150,000 بشکه کاهش یافت. در مقابل، برجام در سال 1394 (2015) به طور موقت ارز را تثبیت و رشد اقتصادی را تسریع کرد. اخیراً، اجرای سهلگیرانهتر تحریمها توسط دولت بایدن به صادرات نفت ایران اجازه داد تا به 2 میلیون بشکه در روز برسد و یک خط حیاتی فراهم کند. این تغییرات صرفاً ناشی از سیاست داخلی نبود، بلکه ناشی از تصمیمات سیاسی در واشنگتن، تهران و فراتر از آن بود. حتی اقدامات داخلی - مانند پیشنهاد اخیر پزشکیان برای کاهش یارانههای بنزین و در عین حال افزایش هزینههای دفاعی - منعکسکننده محاسبات سیاسی در مورد درگیری احتمالی است و بیشتر مرز بین این دو حوزه را محو میکند.
شاخصهای اقتصادی: نبض سیاسی
برای درک کامل این پیوستگی، شاخصهای اقتصادی زیر را در نظر بگیرید که هر کدام اثر رویدادهای سیاسی را بر خود دارند:
ارزش ارز: از 32,000 ریال در برابر دلار در سال 1394 (2015) به بیش از 1,000,000 در اسفند 1403 (مارس 2025)، مسیر ریال منعکسکننده نقاط عطف سیاسی - تحریمها، درگیریها و اکنون مذاکرات - است. کاهش دیروز از 100,000 تومان به 84,000 تومان آخرین مدرک است.
تورم: تورم مزمن، که اغلب از 40 درصد فراتر میرود، ناشی از کاهش ارزش پول مرتبط با تحریمها و بیثباتی ژئوپلیتیکی بوده است.
صادرات نفت: صادرات نفت، رکن اصلی اقتصاد ایران، با جزر و مدهای سیاسی به شدت نوسان داشته است - از نزدیک به صفر در زمان ترامپ تا 2 میلیون بشکه در روز تحت سیاستهای بایدن.
بازار سهام: چرخش سبز بورس اوراق بهادار تهران در 23 فروردین (12 آوریل) نشان میدهد که چگونه اخبار سیاسی میتواند یک شبه احساسات بازار را بهبود بخشد.
این معیارها داستان روشنی را بیان میکنند: اقتصاد ایران در خلاء وجود ندارد. رویدادهای سیاسی - چه حمله موشکی و چه مذاکره - شوکهایی را به سیستم مالی آن وارد میکنند.
در نتیجه، کاهش ناگهانی ارزش دلار در 23 فروردین 1404 (12 آوریل 2025) چیزی فراتر از یک ناهنجاری بازار است. این یک رد قاطع برای کسانی است که ادعا میکنند اقتصاد ایران از سیاست جداست. افزایش ارزش ریال، که صرفاً ناشی از یک مذاکره مقدماتی بود، نشان میدهد که چگونه تحولات سیاسی عمیقاً بر نتایج اقتصادی تأثیر میگذارند. دهههاست که ارز ایران به آهنگ تحریمها، دیپلماسی و درگیری رقصیده است. رویدادهای دیروز صرفاً آخرین بیت این آهنگ است - یادآوری اینکه حتی کوچکترین موج سیاسی میتواند آبهای اقتصادی ایران را متلاطم کند. در حالی که کشور برای آیندهای نامشخص آماده میشود، یک حقیقت پابرجاست: در ایران، سیاست و اقتصاد دو رشته جداگانه نیستند، بلکه یک پارچه محکم بافته شدهاند.

