جمعه، 10 بهمن 1404
پایگاه خبری میار » اجتماعی » جهان » نقاط ضعف سیاست فشار حداکثری آمریکا و فرصت‌های استراتژیک ایران

چطور از تنگناهای اخیر گذر کنیم؛

نقاط ضعف سیاست فشار حداکثری آمریکا و فرصت‌های استراتژیک ایران

0
49
کد خبر: 74483

ایران در مواجهه با بحران‌های داخلی و بین‌المللی، از جمله تحریم‌های گسترده و انزوای دیپلماتیک، تحت فشارهای شدید اقتصادی و سیاسی قرار دارد، بازگشت دونالد ترامپ به عرصه قدرت و احیای سیاست «فشار حداکثری» او بار دیگر بحث‌ها درباره اثربخشی این رویکرد را مطرح کرده است، این گزارش نقاط ضعف سیاست فشار حداکثری آمریکا را بررسی می کند و نشان می‌دهد که چگونه ایران می‌تواند از این ضعف‌ها برای بهبود جایگاه خود بهره‌برداری کند.

به گزارش میار، ایران سال‌های اخیر با چالش‌های چندوجهی مواجه بوده است: از یک سو تحریم‌های اقتصادی گسترده و از سوی دیگر مشکلات ساختاری داخلی نظیر تورم، بیکاری و ناکارآمدی‌های مدیریتی. سیاست فشار حداکثری دونالد ترامپ در دوره نخست ریاست‌جمهوری‌اش (2017-2021) با هدف وادار کردن ایران به توافقی جامع‌تر از برجام طراحی شد که نه‌تنها برنامه هسته‌ای، بلکه فعالیت‌های موشکی و نفوذ منطقه‌ای ایران را نیز در بر گیرد.

با این حال، این سیاست به دلیل ضعف‌های ساختاری و عدم همراهی جامعه جهانی، نتوانست به اهداف خود دست یابد و حتی در مواردی به تقویت مقاومت ایران منجر شد. این گزارش با تکیه بر منابع معتبر و تحلیل داده‌های موجود، به بررسی این موضوع می‌پردازد که چگونه ایران می‌تواند از نقاط ضعف این سیاست برای بهبود شرایط خود استفاده کند.

تحلیل سیاست فشار حداکثری و نقاط ضعف آن

سیاست فشار حداکثری آمریکا در دوره نخست ترامپ شامل سه محور اصلی بود:

1. تحریم‌های اقتصادی: اعمال تحریم‌های شدید بر بخش‌های نفت، بانکداری و صنایع ایران با هدف به صفر رساندن صادرات نفت.

2. انزوای دیپلماتیک: تلاش برای قطع روابط اقتصادی و سیاسی ایران با جهان از طریق فشار بر متحدان و سازمان‌های بین‌المللی.

3. اقدامات نظامی هدفمند: ترور سردار قاسم سلیمانی در ژانویه 2020 و تقویت حضور نظامی آمریکا در منطقه خلیج فارس.

نقاط ضعف کلیدی:

- یک‌جانبه‌گرایی و انزوای آمریکا: خروج آمریکا از برجام در سال 2018 بدون اجماع بین‌المللی، روابط این کشور با متحدان اروپایی، چین و روسیه را تضعیف کرد. این کشورها که به حفظ برجام متعهد بودند، سازوکارهایی مانند اینستکس (INSTEX) را برای دور زدن تحریم‌ها توسعه دادند، که نشان‌دهنده شکست دیپلماتیک آمریکا بود.

- فقدان استراتژی مذاکره: تمرکز بیش‌ازحد بر فشار اقتصادی بدون ارائه راهکار دیپلماتیک مشخص، ایران را به جای تسلیم، به مقاومت بیشتر سوق داد. رهبر ایران، آیت‌الله خامنه‌ای، بارها مذاکره با آمریکا را در شرایط فشار حداکثری رد کرده است.

- شکاف‌های داخلی آمریکا: اختلافات میان کنگره، کاخ سفید و مشاوران ترامپ در دوره اول، سیاست خارجی آمریکا را ناپایدار نشان داد. این بی‌ثباتی به ایران اجازه داد تا با اتخاذ رویکرد «صبر استراتژیک» منتظر تغییر شرایط بماند.

مقاومت ایران و بهره‌برداری از ضعف‌های آمریکا

ایران در برابر فشار حداکثری، استراتژی‌های متعددی را به کار گرفته است:

- انعطاف اقتصادی: ایران با توسعه تجارت با چین (به‌عنوان بزرگ‌ترین خریدار نفت خود) و استفاده از سیستم‌های مالی جایگزین، تأثیر تحریم‌ها را کاهش داده است. بر اساس گزارش‌های آژانس بین‌المللی انرژی، صادرات نفت ایران در سال 2023 به بیش از 1.5 میلیون بشکه در روز رسید که نشان‌دهنده ناکامی هدف «صفر کردن صادرات» است.

- صبر استراتژیک: ایران با درک شکاف‌های سیاسی در آمریکا و مخالفت جهانی با تحریم‌ها، رویکردی محتاطانه در پیش گرفته و منتظر تغییر سیاست‌های آمریکا یا کاهش فشارها مانده است.

احتمال درگیری نظامی و سناریوهای محتمل

یکی از پرسش‌های کلیدی این است که آیا فشار حداکثری می‌تواند به درگیری نظامی منجر شود؟ سناریوهای زیر قابل بررسی است:

- حملات محدود: تجربه‌هایی مانند ترور سردار سلیمانی یا حملات سایبری نشان می‌دهد که آمریکا تمایل به اقدامات هدفمند دارد تا از درگیری گسترده اجتناب کند.

- جنگ تمام‌عیار: هزینه‌های بالای نظامی و اقتصادی یک جنگ مستقیم با ایران (به دلیل توان موشکی و ...) و همچنین مخالفت افکار عمومی آمریکا، این گزینه را غیرمحتمل می‌کند.

- نقش متحدانی چون اسرائیل: حملات غیرمستقیم از سوی اسرائیل به ایران، محتمل است اما بعید است به جنگی فراگیر منجر شود.

تحلیل‌ها نشان می‌دهد که هرگونه اقدام نظامی با ریسک بی‌ثباتی منطقه‌ای و اختلال در بازارهای انرژی همراه است که این امر تمایل به گزینه‌های غیرمستقیم را افزایش می‌دهد.

دیدگاه اقتصادی ترامپ و محدودیت‌های آن

سیاست «America First» ترامپ بر قدرت اقتصادی آمریکا تأکید داشت اما از پیچیدگی‌های سیاسی و نظامی غافل ماند:

- اتکای بیش‌ازحد به تحریم‌ها: اگرچه تحریم‌ها تولید ناخالص داخلی ایران را بین سال‌های 2018 تا 2020 حدود 10 درصد کاهش داد (بر اساس داده‌های بانک جهانی) اما این فشار به تغییر رفتار سیاسی ایران منجر نشد.

- غفلت از دیپلماسی: فقدان یک استراتژی جامع برای مذاکره، ایران را به سمت اتحاد با قدرت‌هایی مانند چین و روسیه سوق داد که از نظر اقتصادی و سیاسی به نفع تهران بود.

- پویایی‌های جهانی: تلاش‌های اتحادیه اروپا برای حفظ برجام و نقش فزاینده چین در خاورمیانه، اهرم‌های اقتصادی ایران را تقویت و از انزوای کامل آن جلوگیری کرده است.

بنابراین سیاست فشار حداکثری آمریکا در دوره ترامپ، اگرچه فشار اقتصادی قابل‌توجهی بر ایران وارد کرد، اما به دلیل یک‌جانبه‌گرایی، فقدان اجماع جهانی و ناپایداری داخلی آمریکا، نتوانست به اهداف خود دست یابد. ایران با استفاده از نقاط ضعف این سیاست، از جمله:

- تقویت اتحادهای منطقه‌ای،

- انعطاف در برابر تحریم‌ها،

- و بهره‌گیری از شکاف‌های دیپلماتیک آمریکا،

موفق شده مقاومت خود را حفظ کند.

مسیر پیش روی ایران

1. دیپلماسی هوشمندانه: ایران می‌تواند با تعامل با اروپا و قدرت‌های شرقی مانند چین و روسیه، انزوای خود را کاهش دهد.

2. بهره‌برداری از ناپایداری آمریکا: شکاف‌های سیاسی در واشنگتن فرصتی برای ایران فراهم می‌کند تا منتظر تغییر رویکرد یا کاهش فشار بماند.

در نهایت، این گزارش نشان می‌دهد که فشار حداکثری به‌تنهایی قادر به تغییر رفتار ایران نیست و موفقیت در این عرصه نیازمند استراتژی جامع‌تری است که دیپلماسی، اجماع جهانی و فشارهای هدفمند را ترکیب کند. ایران نیز با درک این ضعف‌ها، می‌تواند از فرصت‌های موجود برای بهبود جایگاه خود در معادلات بین‌المللی بهره‌برداری کند.

دسته بندی: جهان / اسلاید
تبلیغ

نظر شما

  • نظرات ارسال شده شما، پس از بررسی و تأیید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
نام شما : *
ایمیل شما :*
نظر شما :*
کد امنیتی : *
عکس خوانده نمی‌شود
برای کد جدید روی آن کلیک کنید