تحلیل صحنه انتخابات و راهبرد انتخاباتی عبدالناصر همتی
پایگاه خبری تحلیلی «میار»، گزارشی از وضعیت کنونی صحنه انتخابات و نیز راهبرد دو رقیب اصلی اهمیت زیادی دارد و میتواند تصویر نتیجه نهایی انتخابات را تا حدی روشن نماید. از سوی دیگر، عبدالناصر همتی (64 ساله) کاندیدای اقتصاددان انتخابات ریاست جمهوری 1400 و رئیس کل سابق بانک مرکزی بعد از عبور از مرحله تایید صلاحیت از سوی شورای نگهبان، راهبردی را برای جلب آراء در پیش گرفته که نوشتار حاضر در پی تحلیل صحنه انتخابات و راهبرد همتی در این راستاست.
واقعیات عرصه انتخابات بر پایه آمار
هر تحلیلی لزوما باید مبتنی بر واقعیات شکل بگیرد تا بتوان به آن اعتناء نمود. ارائه کدهای روشن و آشکار میتواند بر وزن هر تحلیل بیفزاید و از تبدیل تحلیل به بیان صرف آرزوها جلوگیری نماید.
از اینرو ابتدا به پارهای از واقعیات صحنه انتخابات اشاره میگردد:
• بر اساس آخرین نظرسنجیها تا این لحظه گزینه «نمیدانم» اصلیترین رقیب نامزدهای این دوره از انتخابات ریاستجمهوری است.
• آخرین نظرسنجیهای انتخاباتی حکایت از شمار بالای آرای سرگردان رایدهندگان احتمالی دارد.
• تاکنون هیچکدام از نامزدهای حاضر در صحنه نتوانستهاند در نظرسنجیها حدنصاب مورد نیاز برای تکیه بر صندلی ریاستجمهوری در دور نخست را بهدست بیاورند.
و در آخرین نظرسنجی مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران، میزان تمایل مردم به شرکت در انتخابات ریاستجمهوری ۱۴۰۰ با ۷ واحد درصد کاهش به زیر ۴۰ درصد رسیده و روی پله ۳۶ درصد ایستاده است.
• نتایج نظرسنجی مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران (ایسپا) نشان میدهد: از بین افرادی که قطعاً یا به احتمال زیاد در انتخابات شرکت میکنند، ۲۹.۸ درصد گفتهاند به هیچ وجه به عبدالناصر همتی رأی نمیدهند. این نسبت برای آقایان مهرعلیزاده ۲۴.۲ درصد، زاکانی ۲۱.۸ درصد، رضایی ۲۱.۱ درصد، قاضیزاده هاشمی ۲۰.۵ درصد، جلیلی ۱۹.۱ درصد و رئیسی ۴.۵ درصد است.
تحلیل عرصه رقابت
سید ابراهیم رئیسی:
رئیس کنونی قوه قضائیه را میتوان مهمترین و شناختهشدهترین اسم در میان کاندیداهای نهایی انتخابات ریاست جمهوری 1400 به شمار آورد. سید ابراهیم رئیسی اگرچه به طور رسمی اعلام کرده که به صورت مستقل وارد انتخابات ریاست جمهوری شده؛ اما از حمایت طیف وسیعی از اصولگرایان برخوردار است. بررسی میدانی انتخابات 1400 حکایت از آن دارد که رئیسی یکی از اصلیترین شانسهای پیروزی در انتخابات پیش رو است. ابراهیم رئیسی در انتخابات ریاست جمهوری 1396 رقیب حسن روحانی بود و توانست 16 میلیون رای کسب کند. نگاهی به آراء منفی یعنی کسانی که گفتهاند حتما به یک کاندیدا رای نمیدهند؛ نشان میدهد فقط 4.5 درصد از کسانی که تصمیم به رای دادن دارند؛ گفتهاند به رئیسی رای نخواهند داد. مقایسه این رقم با ارقام سایر کاندیداها که هر کدام بیش از 20 درصد است نشان از وضعیت خوب سید ابراهیم رئیسی دارد؛ اما نباید فراموش کرد که ورود ناگهانی و لحظه آخری حجم بالای کسانی که تصمیم به عدم شرکت در انتخابات داشته یا مردد هستند قادر است همه موازنهها را بر هم زند.
نگاهی به رای منفی عبدالناصر همتی با میزان قرب به سی درصد حاکی از آنست که او بالاترین رای منفی را در میان طیفی که تصمیم به مشارکت در انتخابات گرفته است؛ دارد. این نشان میدهد آنهایی که تاکنون تصمیم به مشارکت قطعی در انتخاب گرفتهاند؛ گرایش اصولگرایانه دارند. اگر تعداد 59 میلیون واجد شرایط رای دادن در انتخابات 1400 را با ارقام فعلی میزان رایدهندگان قطعی بر حسب آخرین نظرسنجی ایسپا یعنی 36 درصد محاسبه کنیم. رقم این افراد به بیش از 21 میلیون نفر میرسد. حتی اگر 4.5 درصد کسانی را که اظهار داشتهاند قطعا به آیتالله رییسی رای نخواهند داد (حدود 1 میلیون نفر) را از رای آیتالله رئیسی کسر گردد؛ ظرفیت بالقوه 20 میلیون رای تاکنون امکان تحقق دارد که در مقایسه با انتخابات پیشین یعنی 16 میلیون رای ایشان تاکنون رکورد خوبی است.
عبدالناصر همتی:
رئیس کل بانک مرکزی، یکی از اصلاحطلبانی است که صلاحیت وی برای انتخابات ریاست جمهوری سال 1400 توسط شورای نگهبان، احراز شد. همتی از سال 1397 و با حکم حسن روحانی به عنوان رئیس بانک مرکزی انتخاب شد. این فعال سیاسی امیدوار است بتواند به گزینه نهایی اصلاحطلبان در انتخابات پیش رو تبدیل شود. حجم بالای رای منفی همتی دال بر آنست که طیف رایدهندهای که تصمیم به رای دادن قطعی تا این لحظه گرفتهاند؛ موضع منفی نسبت به عملکرد دولت روحانی داشته و این موضع منفی را به همتی نیز انتقال دادهاند. رای منفی حدود 30 درصدی از آمار فوق به همتی معادل رای قاطع منفی حدود شش میلیون نفر به همتی است. اما این میزان شش برابری رای منفی همتی به رئیسی نباید تحلیلگر را فریب دهد. زیرا غلظت موضع منفی آراء خاکستری و نیز آرای مخالف مشارکت در انتخابات حتما اینگونه نخواهد بود. در بعضی نظرسنجیها رئیسی با 35 درصد از میزان رای مرددین در مشارکت (با 18 درصد) با فاصله عبور کرده است؛ در حالی که همتی با 18 درصد همشانه رای مرددین است. مقایسه آراء سایر کاندیداها نشان میدهد که فضای دوقطبی میان آیتالله رئیسی و عبدالناصر همتی شکل خواهد گرفت؛ هر چند در حال حاضر از رایدهندگان کنونی میزان رای رئیسی دو برابر همتی است. البته روشن است که این نسبت به مرور تغییر خواهد کرد. طبعا 13 درصد آرا کنونی سعید جلیلی که در صورت عدم حضور وی به سوی رئیسی خواهد رفت؛ فعلا به سود همتی کار کرده است. زیرا آراء جلیلی در صورت کنار رفتن وی، هیچگاه به سبد همتی نخواهد رفت؛ بلکه به سبد رای رئیسی خواهد پیوست. به عبارت روشن به جز مهرعلیزاده و همتی سایر کاندیداها سبد رای واحدی دارند. کسر از این سبد توسط هر یک از کاندیداها، ترمزی برای رئیسی و امتیازی برای همتی خواهد بود.
راهبرد همتی برای افزایش آراء در رقابت با رئیسی
با تجربیاتی که در انتخابات ریاست جمهوری در طی چهل سال گذشته داریم مشخص است. روشن است که همواره تعیین قطب اصلی انتخابات برای کاندیداها اهمیت داشته و میکوشند با شناسایی او و ایجاد تقابل گفتمانی، نوعی دوقطبی را شکل داده و خود را در رقابتها بالا بکشند.
در این دور از انتخابات ریاست جمهوری به وضوح آیتالله رئیسی قطب اصلی بوده ولی به جز همتی و مهرعلیزاده، سایر کاندیداها بهدلیل همپوشانی گفتمانی امکان ایفای نقش مقابل آیتالله رئیسی را ندارند. در میان مهرعلیزاده و همتی نیز مهرعلیزاده با میزان قدرت جذب رای پایین، عملا این پتانسیل را از دست داده و تلاشهایش برای جلب نظر اصلاحطلبان و حمایت آنها در پی شکست نامهنگاری با بهزاد نبوی رئیس جبهه اصلاحات در این انتخابات تقریبا توان تبدیل شدن به قطب مقابل آیتالله رئیسی را از او گرفت. اما همتی در این راستا شرایط بهتری نسبت به او دارد. او میکوشد با راهبردهای زیرکانه به پدیده انتخابات تبدیل شود؛ اما راهبردها و سناریوهای محتمل او عبارتند از:
1. تبدیل شدن به قطب مقابل آیتالله رئیسی از طریق تهاجم تبلیغاتی و مخاطب قرار دادن وی در مباحثات.
2. مرزبندی صوری با دولت روحانی تا از بار منفی دولت روحانی علیه رای خود بکاهد؛ بازی کنار گذاشته شدن از بانک مرکزی و امثالهم در این راستا طراحی و عملیاتی شد.
3. طرح خود به عنوان بانی تغییر در دولت روحانی و نه بانی وضعیت موجود. این استراتژی هم در راستای کاستن از بار منفی نگاههای مخالف علیه دولت روحانی صورت میگیرد.
4. جلب حدود یک میلیون رای نه به رئیسی به سوی خود با ایجاد فضای دوقطبی با وی.
5. استفاده از پتانسیل آرای خاکستری و رای اولیها (یک میلیون و سیصد هزار رای اولی در انتخابات 1400).
6. استفاده از توان و اطلاعات اقتصادی خود در مناظرهها با آیتالله رئیسی با توجه به اقتصادمحور بودن تبلیغات همه کاندیداها.
7. جلب حمایت اصلاحطلبان در آخرین لحظه برای مبدل شدن به پدیده انتخاباتی.
در نهایت به نظر میرسد بزرگترین مانع همتی در حال حاضر دو فاکتور تصمیم اصلاحطلبان بر عدم مشارکت و دیگری نگاه کاملا منفی مردم به دولت روحانی و کارگزاران آنست. چنانچه این دو مانع از پیش پای همتی برداشته شود (که البته دشوار مینماید به ویژه فاکتور دوم)؛ همتی ممکن است به کاندیدایی خطرساز تبدیل گردد.
واقعیات عرصه انتخابات بر پایه آمار
هر تحلیلی لزوما باید مبتنی بر واقعیات شکل بگیرد تا بتوان به آن اعتناء نمود. ارائه کدهای روشن و آشکار میتواند بر وزن هر تحلیل بیفزاید و از تبدیل تحلیل به بیان صرف آرزوها جلوگیری نماید.
از اینرو ابتدا به پارهای از واقعیات صحنه انتخابات اشاره میگردد:
• بر اساس آخرین نظرسنجیها تا این لحظه گزینه «نمیدانم» اصلیترین رقیب نامزدهای این دوره از انتخابات ریاستجمهوری است.
• آخرین نظرسنجیهای انتخاباتی حکایت از شمار بالای آرای سرگردان رایدهندگان احتمالی دارد.
• تاکنون هیچکدام از نامزدهای حاضر در صحنه نتوانستهاند در نظرسنجیها حدنصاب مورد نیاز برای تکیه بر صندلی ریاستجمهوری در دور نخست را بهدست بیاورند.
و در آخرین نظرسنجی مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران، میزان تمایل مردم به شرکت در انتخابات ریاستجمهوری ۱۴۰۰ با ۷ واحد درصد کاهش به زیر ۴۰ درصد رسیده و روی پله ۳۶ درصد ایستاده است.
• نتایج نظرسنجی مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران (ایسپا) نشان میدهد: از بین افرادی که قطعاً یا به احتمال زیاد در انتخابات شرکت میکنند، ۲۹.۸ درصد گفتهاند به هیچ وجه به عبدالناصر همتی رأی نمیدهند. این نسبت برای آقایان مهرعلیزاده ۲۴.۲ درصد، زاکانی ۲۱.۸ درصد، رضایی ۲۱.۱ درصد، قاضیزاده هاشمی ۲۰.۵ درصد، جلیلی ۱۹.۱ درصد و رئیسی ۴.۵ درصد است.
تحلیل عرصه رقابت
سید ابراهیم رئیسی:
رئیس کنونی قوه قضائیه را میتوان مهمترین و شناختهشدهترین اسم در میان کاندیداهای نهایی انتخابات ریاست جمهوری 1400 به شمار آورد. سید ابراهیم رئیسی اگرچه به طور رسمی اعلام کرده که به صورت مستقل وارد انتخابات ریاست جمهوری شده؛ اما از حمایت طیف وسیعی از اصولگرایان برخوردار است. بررسی میدانی انتخابات 1400 حکایت از آن دارد که رئیسی یکی از اصلیترین شانسهای پیروزی در انتخابات پیش رو است. ابراهیم رئیسی در انتخابات ریاست جمهوری 1396 رقیب حسن روحانی بود و توانست 16 میلیون رای کسب کند. نگاهی به آراء منفی یعنی کسانی که گفتهاند حتما به یک کاندیدا رای نمیدهند؛ نشان میدهد فقط 4.5 درصد از کسانی که تصمیم به رای دادن دارند؛ گفتهاند به رئیسی رای نخواهند داد. مقایسه این رقم با ارقام سایر کاندیداها که هر کدام بیش از 20 درصد است نشان از وضعیت خوب سید ابراهیم رئیسی دارد؛ اما نباید فراموش کرد که ورود ناگهانی و لحظه آخری حجم بالای کسانی که تصمیم به عدم شرکت در انتخابات داشته یا مردد هستند قادر است همه موازنهها را بر هم زند.
نگاهی به رای منفی عبدالناصر همتی با میزان قرب به سی درصد حاکی از آنست که او بالاترین رای منفی را در میان طیفی که تصمیم به مشارکت در انتخابات گرفته است؛ دارد. این نشان میدهد آنهایی که تاکنون تصمیم به مشارکت قطعی در انتخاب گرفتهاند؛ گرایش اصولگرایانه دارند. اگر تعداد 59 میلیون واجد شرایط رای دادن در انتخابات 1400 را با ارقام فعلی میزان رایدهندگان قطعی بر حسب آخرین نظرسنجی ایسپا یعنی 36 درصد محاسبه کنیم. رقم این افراد به بیش از 21 میلیون نفر میرسد. حتی اگر 4.5 درصد کسانی را که اظهار داشتهاند قطعا به آیتالله رییسی رای نخواهند داد (حدود 1 میلیون نفر) را از رای آیتالله رئیسی کسر گردد؛ ظرفیت بالقوه 20 میلیون رای تاکنون امکان تحقق دارد که در مقایسه با انتخابات پیشین یعنی 16 میلیون رای ایشان تاکنون رکورد خوبی است.
عبدالناصر همتی:
رئیس کل بانک مرکزی، یکی از اصلاحطلبانی است که صلاحیت وی برای انتخابات ریاست جمهوری سال 1400 توسط شورای نگهبان، احراز شد. همتی از سال 1397 و با حکم حسن روحانی به عنوان رئیس بانک مرکزی انتخاب شد. این فعال سیاسی امیدوار است بتواند به گزینه نهایی اصلاحطلبان در انتخابات پیش رو تبدیل شود. حجم بالای رای منفی همتی دال بر آنست که طیف رایدهندهای که تصمیم به رای دادن قطعی تا این لحظه گرفتهاند؛ موضع منفی نسبت به عملکرد دولت روحانی داشته و این موضع منفی را به همتی نیز انتقال دادهاند. رای منفی حدود 30 درصدی از آمار فوق به همتی معادل رای قاطع منفی حدود شش میلیون نفر به همتی است. اما این میزان شش برابری رای منفی همتی به رئیسی نباید تحلیلگر را فریب دهد. زیرا غلظت موضع منفی آراء خاکستری و نیز آرای مخالف مشارکت در انتخابات حتما اینگونه نخواهد بود. در بعضی نظرسنجیها رئیسی با 35 درصد از میزان رای مرددین در مشارکت (با 18 درصد) با فاصله عبور کرده است؛ در حالی که همتی با 18 درصد همشانه رای مرددین است. مقایسه آراء سایر کاندیداها نشان میدهد که فضای دوقطبی میان آیتالله رئیسی و عبدالناصر همتی شکل خواهد گرفت؛ هر چند در حال حاضر از رایدهندگان کنونی میزان رای رئیسی دو برابر همتی است. البته روشن است که این نسبت به مرور تغییر خواهد کرد. طبعا 13 درصد آرا کنونی سعید جلیلی که در صورت عدم حضور وی به سوی رئیسی خواهد رفت؛ فعلا به سود همتی کار کرده است. زیرا آراء جلیلی در صورت کنار رفتن وی، هیچگاه به سبد همتی نخواهد رفت؛ بلکه به سبد رای رئیسی خواهد پیوست. به عبارت روشن به جز مهرعلیزاده و همتی سایر کاندیداها سبد رای واحدی دارند. کسر از این سبد توسط هر یک از کاندیداها، ترمزی برای رئیسی و امتیازی برای همتی خواهد بود.
راهبرد همتی برای افزایش آراء در رقابت با رئیسی
با تجربیاتی که در انتخابات ریاست جمهوری در طی چهل سال گذشته داریم مشخص است. روشن است که همواره تعیین قطب اصلی انتخابات برای کاندیداها اهمیت داشته و میکوشند با شناسایی او و ایجاد تقابل گفتمانی، نوعی دوقطبی را شکل داده و خود را در رقابتها بالا بکشند.
در این دور از انتخابات ریاست جمهوری به وضوح آیتالله رئیسی قطب اصلی بوده ولی به جز همتی و مهرعلیزاده، سایر کاندیداها بهدلیل همپوشانی گفتمانی امکان ایفای نقش مقابل آیتالله رئیسی را ندارند. در میان مهرعلیزاده و همتی نیز مهرعلیزاده با میزان قدرت جذب رای پایین، عملا این پتانسیل را از دست داده و تلاشهایش برای جلب نظر اصلاحطلبان و حمایت آنها در پی شکست نامهنگاری با بهزاد نبوی رئیس جبهه اصلاحات در این انتخابات تقریبا توان تبدیل شدن به قطب مقابل آیتالله رئیسی را از او گرفت. اما همتی در این راستا شرایط بهتری نسبت به او دارد. او میکوشد با راهبردهای زیرکانه به پدیده انتخابات تبدیل شود؛ اما راهبردها و سناریوهای محتمل او عبارتند از:
1. تبدیل شدن به قطب مقابل آیتالله رئیسی از طریق تهاجم تبلیغاتی و مخاطب قرار دادن وی در مباحثات.
2. مرزبندی صوری با دولت روحانی تا از بار منفی دولت روحانی علیه رای خود بکاهد؛ بازی کنار گذاشته شدن از بانک مرکزی و امثالهم در این راستا طراحی و عملیاتی شد.
3. طرح خود به عنوان بانی تغییر در دولت روحانی و نه بانی وضعیت موجود. این استراتژی هم در راستای کاستن از بار منفی نگاههای مخالف علیه دولت روحانی صورت میگیرد.
4. جلب حدود یک میلیون رای نه به رئیسی به سوی خود با ایجاد فضای دوقطبی با وی.
5. استفاده از پتانسیل آرای خاکستری و رای اولیها (یک میلیون و سیصد هزار رای اولی در انتخابات 1400).
6. استفاده از توان و اطلاعات اقتصادی خود در مناظرهها با آیتالله رئیسی با توجه به اقتصادمحور بودن تبلیغات همه کاندیداها.
7. جلب حمایت اصلاحطلبان در آخرین لحظه برای مبدل شدن به پدیده انتخاباتی.
در نهایت به نظر میرسد بزرگترین مانع همتی در حال حاضر دو فاکتور تصمیم اصلاحطلبان بر عدم مشارکت و دیگری نگاه کاملا منفی مردم به دولت روحانی و کارگزاران آنست. چنانچه این دو مانع از پیش پای همتی برداشته شود (که البته دشوار مینماید به ویژه فاکتور دوم)؛ همتی ممکن است به کاندیدایی خطرساز تبدیل گردد.
امیر نورایی
آدرس کوتاه خبر:
