تفوق آیتالله رئیسی در پرتو کمپین 20 میلیونی
اشاره/ با تائید صلاحیت سید ابراهیم رئیسی، محسن رضایی، محسن مهرعلیزاده، سعید جلیلی، علیرضا زاکانی، عبدالناصر همتی و سید امیرحسین قاضیزاده هاشمی شورای نگهبان اسامی فوق را به ستاد انتخابات کشور اعلام و کارزار انتخاباتی نامزدها وارد مراحل حساسی شد. حسیاست از این جهت که رقابت نامزدها معطوف به برنامه و سوابقی است که باید حرفی برای گفتن داشته باشند. اما در پرتو این حساسیت باید واقعیت دیگری را در نظر گرفت. تجربه، تخصص، کارائی، مردمی و از همه مهمتر پاسخگویی. با ذکر سوابق انتخاباتی نامزدها و تجربه کشورداری و مردمی بودن نزدیک به 16 میلیون رای در سبد انتخاباتی سید ابراهیم رئیسی امتیاز مثبتی است که نیازمند تحلیل است.

پایگاه خبری تحلیلی «میار»، عطف به یادداشت نگارنده در 2/3/1396 تحت عنوان "کمپین 16 میلیونی و کابینه دوم روحانی" در خبرگزاری فارس https://www.farsnews.ir/news/13960301001786 فضای سیاسی امروز و خیز جریان اصولگرا برای کسب کرسی ریاست جمهوری مسائل و مباحثی قابل بررسی است که نیازمند توجه به پارامترهای جدیدی است که خواننده را به واکاوی در گذشته و نگاه به آینده مینماید. اینکه تجربه تلخ دولت روحانی، ناکامی در تحقق اهداف از پیش تعیین شده و اینکه چرا در اقناع عمومی ناتوان هستند؟ فضا را برای عوامفریبی و شعارهای بهدور از واقعیت تنگ نموده است در پرتو این مساله آیتالله رئیسی از چه مولفههایی برخوردار است که اردوگاه رقیب از نامزدی ایشان هراسان و متزلزل است. ذیل این مباحث پاسخ به سوالات فوق موید چشمانداز آینده انتخابات است.
در چهار سال پیش و در چنین روزهایی نوید تفوق آیتالله رئیسی در اجماع اصولگرایان را مورد کاوش قرار دادم و ضمن پذیرش شکست آبرومندانه جناح اصولگرایان از افقهای روشن آیتالله رئیسی در ایجاد موازنه بین اصولگرایان به خوبی آگاه بودم. آیتالله رئیسی در عین تجارب قضایی و ثبات مدیریتی، به خوبی از تحولات روز هم آگاه است. در پرتو این تفوق اردوگاه رقیب با عطف به ناتوانی در رقابت با آیتالله رئیسی قصد سناریویسازی و ناامیدی در بین را مردم را دارد. تئوریسینهای این جریان گرچه صراحتا اعلام کردهاند که آیتالله رئیسی پیروز قطعی است اما اردوگاه رقیب به سادگی تسلیم محض نخواهد بود. از ثبتنام تاجزاده و آخوندی و کواکبیان تا ثبتنام معاون روحانی یعنی اسحاق جهانگیری و مسعود پزشکیان تا علی لاریجانی در ثبتنام نامزدها مشهود بود. بر کسی پوشیده نیست اردوگاه اعتدال و اصلاحات تمام توانش را به کار بسته است. اما هر جریان سیاسی از تجارب گذشته و حال برای رسیدن به آینده مجموعه اقداماتی انجام میدهد که در داخل اجماعسازی را مقدمهای برای پیروزی میداند. اگر هم پیروز نشود آبرومندانه از دستاوردهای اجماعسازی استفاده خواهد نمود. مصداق بارز مدعای فوق دستاوردهای جبهه مردمی نیروهای انقلابی یا جمنا بود که در چهار سال گذشته اجماع داخلی را به وجود آورد. با عطف به این مدعا باید گفت جریان سیاسی که نمیتواند اجماعسازی در داخل به وجود آورد چگونه میتواند در بعد ملی اجماع داخلی را به وجود آورد؟ سوال فوق را باید نخبگان و تئوریسینهای اصلاحات و اعتدالیون پاسخ بدهند. قضاوت هم برای خوانندگان یادداشت بماند.
سبد رای آیتالله رئیسی 16 میلیون بوده است اما دو فاکتور عمده پتانسیل تبدیل به 20 میلیون رای را دارد. این دو فاکتور یکی اینکه رئیسی بعد از انتخابات سکان ریاست قوه قضائیه را داشته و خلاء مدیریتی نداشته است و با اتکا به اصل "ما میتوانیم" در چارچوب تحقق گام دوم انقلاب، گامهای اساسی برداشته است که نمونه بارز آن تحول اداری در دستگاه قضا و مبارزه با فساد از دل و بطن دستگاه قضا بود.
فاکتور دوم اینکه ناامیدی از ناکارآمدی جناح رقیب به خوبی مشهود است. اعتراف جریان رقیب به طور ضمنی و گاهی صریح بیانگر این موضوع بود که اردوگاه اصلاحات به بنبست رسیده است. طبیعی است در بازنگری هر سیاست اشتباه اگر هر حزب و جریان دیگری بود به کادرسازی و تحول از درون مینگریست. اگر این نگاه به درون در اردوگاه رقیب وجود داشت شکی نیست که بدنه مردمی پاسخ مثبتی به آنان میداد. توجه به همین عدم کادرسازی بود که برای برونرفت از بحران به مذاکرات وین دل بستهاند. این در حالی است که رئیسی صراحتا اعلام کرده است که با اتکا به اصل "ما میتوانیم" نسخه داخلی برای رفع تحریمها بسازیم. تفوق رئیسی در مبارزه علیه فساد و تجربه قضایی ایشان به عنوان یک متغیر مثبت بسیار مهم و در افزایش آرا ایشان موثر است.

اردوگاه رقیب با اتکا به رفع تحریم در صدد است نیمنگاهی به بهبود وضع موجود داشته باشد اما اردوگاه رئیسی و نیروهای انقلابی صراحتا با اتکا به توان داخلی و مهمتر از همه مبارزه با فساد درصددند که مشکلات را حل کنند. این فاکتور تقابل تحریم و مبارزه با فساد از درون در انتخابات آینده تعیینکننده است. فاکتوری که معادله قدرت را در قالب حاصل جمع جبری برد یکی باخت دیگری، به اثبات میرساند. در این حاصل جمع کاهش آرای اردوگاه رقیب و افزایش آرای نیروهای انقلابی و مشخصا آیتالله رئیسی مشهود است.
با وجود این باید به واقعیتی دیگر توجه نمود و آن مناظرات انتخاباتی است. این فاکتور نیازمند گذر زمان و ابتکار نامزدان در تعیین مشاوران و برنامهریزان و مدیران ستادی است. تجربه رئیسی از مناظرات گذشته در این فاکتور هم مهم است. اما آنچه که تعیینکننده است توانایی، خلاقیت و ابتکار نامزدها در ارائه مدلی از اصل "ما میتوانیم" میباشد. هر نامزدی که بتواند با استناد به اصل ما میتوانیم برنامهها و اهدافش را در قالب گام دوم انقلاب تعریف نماید، اقبال بیشتری از همسویی مردم را در 28 خرداد 1400 خواهد دید.

پایگاه خبری تحلیلی «میار»، عطف به یادداشت نگارنده در 2/3/1396 تحت عنوان "کمپین 16 میلیونی و کابینه دوم روحانی" در خبرگزاری فارس https://www.farsnews.ir/news/13960301001786 فضای سیاسی امروز و خیز جریان اصولگرا برای کسب کرسی ریاست جمهوری مسائل و مباحثی قابل بررسی است که نیازمند توجه به پارامترهای جدیدی است که خواننده را به واکاوی در گذشته و نگاه به آینده مینماید. اینکه تجربه تلخ دولت روحانی، ناکامی در تحقق اهداف از پیش تعیین شده و اینکه چرا در اقناع عمومی ناتوان هستند؟ فضا را برای عوامفریبی و شعارهای بهدور از واقعیت تنگ نموده است در پرتو این مساله آیتالله رئیسی از چه مولفههایی برخوردار است که اردوگاه رقیب از نامزدی ایشان هراسان و متزلزل است. ذیل این مباحث پاسخ به سوالات فوق موید چشمانداز آینده انتخابات است.
در چهار سال پیش و در چنین روزهایی نوید تفوق آیتالله رئیسی در اجماع اصولگرایان را مورد کاوش قرار دادم و ضمن پذیرش شکست آبرومندانه جناح اصولگرایان از افقهای روشن آیتالله رئیسی در ایجاد موازنه بین اصولگرایان به خوبی آگاه بودم. آیتالله رئیسی در عین تجارب قضایی و ثبات مدیریتی، به خوبی از تحولات روز هم آگاه است. در پرتو این تفوق اردوگاه رقیب با عطف به ناتوانی در رقابت با آیتالله رئیسی قصد سناریویسازی و ناامیدی در بین را مردم را دارد. تئوریسینهای این جریان گرچه صراحتا اعلام کردهاند که آیتالله رئیسی پیروز قطعی است اما اردوگاه رقیب به سادگی تسلیم محض نخواهد بود. از ثبتنام تاجزاده و آخوندی و کواکبیان تا ثبتنام معاون روحانی یعنی اسحاق جهانگیری و مسعود پزشکیان تا علی لاریجانی در ثبتنام نامزدها مشهود بود. بر کسی پوشیده نیست اردوگاه اعتدال و اصلاحات تمام توانش را به کار بسته است. اما هر جریان سیاسی از تجارب گذشته و حال برای رسیدن به آینده مجموعه اقداماتی انجام میدهد که در داخل اجماعسازی را مقدمهای برای پیروزی میداند. اگر هم پیروز نشود آبرومندانه از دستاوردهای اجماعسازی استفاده خواهد نمود. مصداق بارز مدعای فوق دستاوردهای جبهه مردمی نیروهای انقلابی یا جمنا بود که در چهار سال گذشته اجماع داخلی را به وجود آورد. با عطف به این مدعا باید گفت جریان سیاسی که نمیتواند اجماعسازی در داخل به وجود آورد چگونه میتواند در بعد ملی اجماع داخلی را به وجود آورد؟ سوال فوق را باید نخبگان و تئوریسینهای اصلاحات و اعتدالیون پاسخ بدهند. قضاوت هم برای خوانندگان یادداشت بماند.
سبد رای آیتالله رئیسی 16 میلیون بوده است اما دو فاکتور عمده پتانسیل تبدیل به 20 میلیون رای را دارد. این دو فاکتور یکی اینکه رئیسی بعد از انتخابات سکان ریاست قوه قضائیه را داشته و خلاء مدیریتی نداشته است و با اتکا به اصل "ما میتوانیم" در چارچوب تحقق گام دوم انقلاب، گامهای اساسی برداشته است که نمونه بارز آن تحول اداری در دستگاه قضا و مبارزه با فساد از دل و بطن دستگاه قضا بود.
فاکتور دوم اینکه ناامیدی از ناکارآمدی جناح رقیب به خوبی مشهود است. اعتراف جریان رقیب به طور ضمنی و گاهی صریح بیانگر این موضوع بود که اردوگاه اصلاحات به بنبست رسیده است. طبیعی است در بازنگری هر سیاست اشتباه اگر هر حزب و جریان دیگری بود به کادرسازی و تحول از درون مینگریست. اگر این نگاه به درون در اردوگاه رقیب وجود داشت شکی نیست که بدنه مردمی پاسخ مثبتی به آنان میداد. توجه به همین عدم کادرسازی بود که برای برونرفت از بحران به مذاکرات وین دل بستهاند. این در حالی است که رئیسی صراحتا اعلام کرده است که با اتکا به اصل "ما میتوانیم" نسخه داخلی برای رفع تحریمها بسازیم. تفوق رئیسی در مبارزه علیه فساد و تجربه قضایی ایشان به عنوان یک متغیر مثبت بسیار مهم و در افزایش آرا ایشان موثر است.

اردوگاه رقیب با اتکا به رفع تحریم در صدد است نیمنگاهی به بهبود وضع موجود داشته باشد اما اردوگاه رئیسی و نیروهای انقلابی صراحتا با اتکا به توان داخلی و مهمتر از همه مبارزه با فساد درصددند که مشکلات را حل کنند. این فاکتور تقابل تحریم و مبارزه با فساد از درون در انتخابات آینده تعیینکننده است. فاکتوری که معادله قدرت را در قالب حاصل جمع جبری برد یکی باخت دیگری، به اثبات میرساند. در این حاصل جمع کاهش آرای اردوگاه رقیب و افزایش آرای نیروهای انقلابی و مشخصا آیتالله رئیسی مشهود است.
با وجود این باید به واقعیتی دیگر توجه نمود و آن مناظرات انتخاباتی است. این فاکتور نیازمند گذر زمان و ابتکار نامزدان در تعیین مشاوران و برنامهریزان و مدیران ستادی است. تجربه رئیسی از مناظرات گذشته در این فاکتور هم مهم است. اما آنچه که تعیینکننده است توانایی، خلاقیت و ابتکار نامزدها در ارائه مدلی از اصل "ما میتوانیم" میباشد. هر نامزدی که بتواند با استناد به اصل ما میتوانیم برنامهها و اهدافش را در قالب گام دوم انقلاب تعریف نماید، اقبال بیشتری از همسویی مردم را در 28 خرداد 1400 خواهد دید.
هادی محمدیفر
آدرس کوتاه خبر:
