شنبه، 11 بهمن 1404
پایگاه خبری میار » اجتماعی » قضایی و حقوقی » فرزندان اين مرد مرگ او را مي خواهند+ تصوير

فرزندان اين مرد مرگ او را مي خواهند+ تصوير

0
350
کد خبر: 27877

میار: مرد مسافركش وقتی فهمید همسرش دیگر حاضر به ادامه زندگی با او نیست و قصد طلاق دارد، در يك لحظه عصباني شد و او را كشت

به گزارش میار، در جلسه رسیدگی به پرونده مردي كه همسرش را با ضربات چاقو در شب نوروز 97 به قتل رسانده بود، هيات قضايي براي متهم راي به اعدام با چوبه دار دادند چرا كه فرزندانش براي او اين درخواست را داشتند.

نماينده دادستان در جريان محاكمه كه در شعبه دوم دادگاه كيفري يك استان تهران تشكيل شده بود، گفت: متهم ۴۵ ساله ۲۹ اسفند سال ۹۶، همسرش را در مقابل خانه مادرزنش در میدان امام حسین با ضربه چاقو کشته و مادر همسرش را نیز زخمی کرده است. من اکنون با توجه به مدارک موجود در پرونده برای وی تقاضای مجازات دارم.

سپس دختر و پسر قربانی در جایگاه محاكمه ایستادند و برای پدرشان حکم قصاص خواستند. آنها گفتند می‌خواهند هرچه زودتر این حکم اجرا شود و مادرزن قاتل نيز برايش درخواست قصاص كرد.

در ادامه متهم در جایگاه محاكمه ایستاد و گفت: قبول دارم همسرم را کشتم اما من عاشق او بودم و نمی‌خواستم او را بکشم و حتي نمي‌دانم در آن دعوا چطور مادر همسرم را هم زخمی کردم.

وی در تشریح ماجرا و در دفاع از خود گفت: از سال ۹۳ رابطه من و همسرم سرد شده بود. همسرم ۴ ماه خانه را ترک کرد و به خانه مادرش که در همان نزدیکی بود رفت. من بارها دنبال او رفتم و از او خواستم تا آشتی کند اما قبول نمی‌کرد. من نقاش ساختمان بودم و چندین ماه از سال را بیکار بودم و او به این موضوع اعتراض داشت. مقتول مهریه‌اش را اجرا گذاشته و تقاضای جهیزیه و نفقه کرده بود. به همین خاطر من طبق قانون به او نفقه می‌پرداختم. بعد از چندماه با تلاش بسیار توانستم همسرم را برای ادامه زندگی راضی کنم. او آشتی کرد و به خانه برگشت. یک روز از کار برگشتم تا برای خرید با همسرم بیرون برویم اما او گفت برای خرید دیر شده است و به من گفت چند روز قبل بار دیگر به دادگاه رفته و از من شکایت کرده‌ است. برایش شرایط کاری‌ام را توضیح دادم و به او گفتم در صورتی که پول داشته باشم برای خرید مایحتاج خانه از او و فرزندانم دریغ نمی‌کنم اما قبول نکرد و به خانه مادرش رفت. در مدتی که او در خانه مادرش بود هر شب مقابل در می‌رفتم و همسر و فرزندانم را می‌دیدم اما مادر زنم اجازه نمی‌داد داخل خانه بروم. اوضاع رواني‌ام به هم ریخته بود و قرص می‌خوردم. آخرین بار شب عید بود به همین خاطر با التماس از همسرم خواستم به خانه برگردد. او شرط گذاشت در صورتی که تعطیلات عید را به سفر برویم با من آشتی می‌کند. من هم پذیرفتم. پیکانی را که با آن مسافر‌کشی می‌کردم به تعمیرگاه بردم. حتی وسایل سفر را نیز مقابل در چیدم و مقابل خانه مادر زنم رفتم .من به برگشت همسرم خیلی امیدوار بودم اما وقتی در را باز کرد به من گفت حاضر به ادامه این زندگی نیست. عصبانی شدم و به خانه برگشتم. چاقويي از آشپزخانه برداشتم و با همان مقابل در خانه مادر زنم رفتم و وقتی همسرم جلوي در آمد سه ضربه به او زدم و در آن درگیری نمی‌دانم چطور چاقو به مادر زنم برخورد کرد. آنها هیچ وقت در این سال‌ها برای آشتی دادن من و همسرم اقدامی نکردند اما حالا از من شکایت دارند. من همسرم را حتی بیشتر از فرزندانم دوست داشتم و می‌خواستم با او زندگی کنم اما او حاضر به ادامه زندگی نبود. من بعد از قتل همسرم فرار کردم تا صبح در خیابان‌ها گشتم و فکر می‌کردم خواب دیده‌ام. نزدیک صبح بود که به کلانتری رفتم و خودم را معرفی کردم.

در پایان جلسه هیات قضایی وارد شور شدند و متهم را بنابردرخواست اولياي دم به قصاص نفس محكوم كردند.

تبلیغ

نظر شما

  • نظرات ارسال شده شما، پس از بررسی و تأیید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
نام شما : *
ایمیل شما :*
نظر شما :*
کد امنیتی : *
عکس خوانده نمی‌شود
برای کد جدید روی آن کلیک کنید