اين شش مرد طلبه اي را ربودند و آنقدر كتك زدند كه فلج شد!+ تصوير
میار: طلبه بنگلادشی که توسط آدمرباها دزدیده و به تهران آورده شده بود، با کمک ماموران آگاهي تهران بزرگ آزاد شد و بعد از شکایت از آدمربایان، از ايران رفت و ديگر بازنگشت
این حادثه یک سال پیش اتفاق افتاد و دوستان جوان بنگلادشی به پلیس خبر دادند كه او چند روزی است خوابگاه را ترک کرده و بازنگشته است. بلافاصله تحقیقات در این باره آغاز شد و ماموران آگاهي تهران بزرگ با ردیابیهایی که انجام دادند، موفق به شناسایی عاملان آدمربایی شدند و آنها را بازداشت کردند.
در تحقیقات ۲۰ نفر بهعنوان متهم شناسایی و بازداشت شدند اما تحقیقات بعدی نشان داد از این تعداد تنها هفت نفر متهم اصلی هستند كه به اين ترتيب مابقی متهمان آزاد شدند. بنابراين گزارش هفت متهم اصلي پرونده نيز پنج نفر بنگلادشي و بقيه متهمان ايراني بودند.
طلبه بنگلادشی وقتی آزاد شد، در شکایتش به پلیس گفت: من در قم درس میخواندم. یکی از متهمان كه همشهري من است، من را میشناخت و با بهانهای خواست که به تهران بیایم و با هم دورهمی داشته باشیم که همین آمدن منجر به ربودن من شد. آنها میدانستند پدرم مرد ثروتمندی است و میخواستند با این کار از پدرم پول بگیرند. سه نفر از کسانی که من را ربودند، همشهريان خود من بودند كه اين سناريو را عليه من طراحي و اطلاعاتی نيز درباره خانوادهام جمعآوری کرده بودند تا به اين طريق بتوانند خانواده مرا سركيسه كنند.
بعد از پایان بازجوییها و انجام تحقيقات از متهمان و همچنین دریافت شکایت از شاکی، کیفرخواست علیه متهمان صادر و پرونده برای رسیدگی به شعبه ۱۲ دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد. این در حالی بود که بنابر گفته وكيل شاكي پرونده، مشخص شد دانشجوي بنگلادشي، بعد از آزادی از دست گروگانگیران با توجه به اینکه وضعیت روحی خوبی نداشته است، تحصیل در ایران را رها کرده و به کشور خودش بازگشته است. او با نوشتن لایحهای خطاب به دادگاه اعلام کرده بود که بر شکایت خودش باقی است و وکیلی را برای اینکه کارهای او را پیگیری کند، به دادگاه معرفی کرد.
بر اساس اين گزارش، بالاخره متهمان در شعبه پنجم دادگاه كيفري يك استان تهران پاي ميز محاكمه رفتند و اين در حالي بود كه شاكي وكيل خود را براي طرح دعوي به دادگاه فرستاده بود.
ابتداي اين جلسه وكيل شاكي به جايگاه دعوت شد و درخواست خود را مبني بر اشد مجازات براي تمامي متهمان خواستار شد. در اين جلسه كه به رياست قاضي توليت و مستشاري قاضي ملكي تشكيل شده بود، يكي از متهمان كه ايراني بود ماجرا را به اين شكل تعريف كرد: ما هيچ وقت قصد آدمربايي نداشتيم وگرنه چنين كاري را در روز روشن و جلوي چشمان راننده تاكسيهاي دور ميدان افسريه انجام نميداديم. شاكي قاچاقبر آدم بود و با آوردن بنگلادشيها به صورت غير قانوني به ايران، كسب و كاري براي خودش درست كرده بود. يكي از متهمان پرونده كه او در كارخانهاي در نزديكي بنگاه پدر من كار ميكرد سراغم آمد و گفت من ميخواهم پولم را از اين دانشجوي بنگلادشي بگيرم. از او ماجرا را پرسيدم و متوجه شدم كه شاكي بابت آوردن برادر اين متهم از او مقدار زيادي پول دريافت كرده است. آنطور كه من فهميدم، دانشجوي بنگلادشي كه از همه ما شكايت كرده است در ايران از هر بنگلادشي كه ميخواست به ايران بيايد 20 ميليون تومان پول دريافت ميكرد و او را به كارخانهاي در حوالي محل بنگاه پدرم ميآورد، چراكه كارخانههاي نزديك محل كار پدرم هميشه از كارگرهاي غير قانوني و ارزان خارجي استفاده ميكردند. مردي كه به من اين ماجراها را تعريف كرده بود و خودش هم در اين پرونده متهم است به من گفت بيا تو كه ايراني هستي و زور و قدرت داري برو از او پول ما را بگير. از او پرسيدم چرا مگر پول ندادي كه برادرت را وارد ايران كند گفت كه داده بودم اما منصرف شدم و حالا كه به سراغ دانشجوي بنگلادشي رفتهام ميگويد به من پولم را پس نخواهد داد. من هم براي رضاي خدا تصميم گرفتم به اين بينواها كمك كنم. در محل ميدان افسريه قرار گذاشتيم و وقتي او آمد به او گفتم كه بايد پول اين بينواها را بدهي اما او قصد فرار كرد كه سوار ماشيناش كرديم و با هم به خانهاي در خاوران رفتيم و از او در كمال صحت نگهداري كرديم. نه او را كتك زديم و نه شكنجه كرديم و در اين مدت نيز او به ما تنها 500 هزار تومان پول داد. من وقتي ديدم پول نميدهد ديگر بيخيال ماجرا شده بودم كه پليس ما را بازداشت كرد. شاكي اين پرونده مدعي شده است كه به من آسيبهاي جسمي زيادي وارد شده است. اگر او راست ميگويد پس بيايد و خودش اينجا شكايت كند تا ما هم ببينيم دست او چگونه فلج شده است.
در ادامه وكيل شاكي به جايگاه رفت و گفت: اين آقايان دروغ ميگويند و آنها بعد از دزديدن موكل من از پدرش طلب 200 ميليون تومان پول كرده بودند. هيچ كدام از حرفهاي آنها صحت ندارد و اگر موكل من از بازگشت به ايران نميترسيد حتما در اين دادگاه حضور مييافت و خودش همه ماجرا را تعريف ميكرد اما حالا كه به جلسه نيامده است اين آقايان عليه او دروغ ميبافند و مدارك موجود در پرونده نيز مويد صحبتهاي موكل من است.
در انتها قضات وارد شور شدند تا براي تعيين سرنوشت هفت متهم پرونده تصميم گيري كنند.
