یکشنبه، 12 بهمن 1404
پایگاه خبری میار » اجتماعی » جهان » ترامپ را دوست دارم!

یادداشتی به مناسبت دهه فجر؛

ترامپ را دوست دارم!

0
11
کد خبر: 74846

من از او بیزار نبودم؛ من از خودمان ناامید بودم. بگذارید بی‌پرده بگویم؛ تا همین چند سال پیش، وقتی اخبار ساعت نه شب، نام ایران را می‌برد، دلم می‌لرزید. من، مانند بسیاری دیگر، تماشاگر لرزان نقشه‌ای بودم که گمان می‌کردم با یک تشر ابرقدرت‌ها، چون کاغذی در باد مچاله خواهد شد. من باورم را به ستون‌های این خانه از دست داده بودم. گمان می‌کردم اگر ناوهای هواپیمابر آمریکا در خلیج فارس لنگر بیندازند، تاریخ ما تمام است....

به گزارش میار، در ادامه این یادداشت آمده است: اما ناگهان، مردی با موهای زرد و چهره‌ای برافروخته در آن سوی اقیانوس‌ها ظاهر شد. دونالد ترامپ.

عجیب است اما باید اعتراف کنم؛ «من ترامپ را دوست دارم.» نه برای آنکه دوست ماست، که دشمن‌ترین است؛ بلکه برای آنکه او آینه‌گردان قدرت پنهان ما شد. او، ناخواسته، معلم سخت‌گیر کلاس تاریخ ما شد. او آمد تا با هر تهدیدش، گرد و غبار تردید را از روی باورهای من پاک کند. او آمد تا به من ناباور ثابت کند که این خاک، ریشه‌هایی دارد که تبر هیچ هیزم‌شکنی به عمق آن نمی‌رسد.

زوزه گرگ‌ها و ایستادگی کوه

حالا بیایید کمی عقب‌تر بایستیم و به این تابلوی نقاشی خاورمیانه نگاه کنیم. صدایشان را می‌شنوید؟

از ریاض تا تل‌آویو، از نشست‌های اتحادیه اروپا تا راهروهای کنگره؛ همه جا صحبت از ایران است. چرا؟ چرا نام سرزمین من، این‌چنین در صدر اخبار جهان می‌درخشد؟ پاسخ ساده و در عین حال غرورآفرین است؛ چون گرگ‌ها دور آتش جمع شده‌اند اما جرأت نزدیک شدن ندارند.

ترامپ به من نشان داد که اتحادیه اروپا، با آن‌همه کبکبه و دبدبه، عروسک خیمه‌شب‌بازی بی‌اختیاری بیش نیست که نخ‌هایش در واشینگتن کشیده می‌شود اما ایران... آه از این ایران تنها و سربلند. ایران تنها کشوری است که بدون تکیه به شرق و غرب، روی پاهای خودش، روی همین خاک پرگهر ایستاده است.

ترامپ به من ثابت کرد که همسایگان بدتر از دشمن، چگونه در روز روشن جلوی سناتورهایی مثل روبیو، زانو می‌زنند و التماس می‌کنند که «سر مار را بزنید». آنها می‌دانند. خوب هم می‌دانند. می‌دانند که اگر آن «دست محافظ» نباشد، چه خواب‌های شومی برای تکه‌تکه کردن این گربه نشسته بر نقشه دیده‌اند؛ ترکیه دندان تیز کرده برای سرزمین‌های ترک‌زبان؛ طالبان چشم دوخته به خراسان جان؛ پاکستان در کمین بلوچستان؛ اعراب در رویای سرزمین‌های جنوبی و عراق در سودای کردستان. و خائنان وطن‌فروش که تهران را می‌خواهند و راهی به آب‌های گرم جنوب.

در این میان، ترامپ با ترور ناجوانمردانه سردار سلیمانی، ناخواسته بزرگترین حقیقت را فریاد زد. او به من ثابت کرد که سلیمانی، نه فقط یک فرمانده، که خاری بزرگ در چشم جهان‌خواران بود. او به من فهماند سپاهی که آن را «تروریست» می‌خوانند، همان بازوی قدرتمندی است که اجازه نمی‌دهد چکمه‌های سربازان بیگانه، خاک مقدس ما را آلوده کند. ترامپ، با آن‌همه ناو و بمب‌افکن و تحریم، با تمام دنیایی که پشت سرش ایستاده بود، نتوانست کاری از پیش ببرد. نه در جنگ دوازده روزه، نه در محاصره‌های اقتصادی.

صدای طبل پیروزی

حالا من اینجا ایستاده‌ام. در میانه مشکلات اما با دلی قرص.

ترامپ به من ثابت کرد که اگر تمام دنیا جمع شوند تا اسرائیل را نگه دارند، باز هم اراده ایران است که می‌تواند خواب صهیونیسم را آشفته کند و آن را تا لبه پرتگاه نابودی ببرد. او به من یاد داد که «قدرت اول منطقه» بودن، شعار نیست؛ واقعیتی است که در لرزش صدای دشمنان‌مان پیداست.

ترامپ مرد است؛ چون دشمنی‌اش عریان است و من از اینکه او دوباره عربده‌کشی کند، خوشحالم. بگذارید بماند. بگذارید باز هم برایمان شاخ و شانه بکشد. هر تهدید او، پتکی است که فولاد عزم ما را آبدیده‌تر می‌کند. او به من، به ما و به تمام تاریخ ثابت کرد که یک ایرانی، وقتی اراده کند، می‌تواند جلوی تمام دنیا بایستد.

امروز، وقتی باد در پرچم سه رنگ ما می‌پیچد، صدای متفاوتی می‌شنوم. صدای تاریخی که تکرار می‌کند؛ «آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند.» این جمله دیگر یک شعار نیست؛ یک تجربه است. یک یقین است که از دل آتش و خون بیرون آمده.

دهه فجر، نه فقط بر تقویم‌ها، که بر این بیداری ملی، بر این غرور بازیافته و بر این ایستادگی باشکوه مبارک باد. ما ایستاده‌ایم، چون ریشه در سنگ داریم، نه در ماسه.

 

دسته بندی: جهان / اسلاید
تبلیغ

نظر شما

  • نظرات ارسال شده شما، پس از بررسی و تأیید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
نام شما : *
ایمیل شما :*
نظر شما :*
کد امنیتی : *
عکس خوانده نمی‌شود
برای کد جدید روی آن کلیک کنید