یکشنبه، 12 بهمن 1404
پایگاه خبری میار » حوادث » پرونده های ویژه » سناريوي وحشتناك قتل تازه داماد به دست دو دوست/ زاييده مريم كه بود

سناريوي وحشتناك قتل تازه داماد به دست دو دوست/ زاييده مريم كه بود

0
342
کد خبر: 21063

میار: پرونده قتل داماد جواني كه با پرخاشگري هاي خود،‌ حتي به پدر زن و مادر زن خود نيز فحش داده بود در شعبه هفتم دادگاه كيفري يك استان تهران رسيدگي شد.

به گزارش میار، رسيدگي به اين پرونده از سال 94 آغاز شد. در يكي از روزهاي اين سال،‌ كشف جسد جوان سربريده اي در ورامين، پليس را در برابر جنايت فجيعي قرار داد. با اعلام اين خبر به بازپرس كشيك قتل، تحقيقات اوليه در اين زمينه آغاز و به زودي مشخص شد جسد متعلق به مردي به نام سروش حدودا 20 ساله مي باشد كه با وارد آمدن ضربات چاقو به بدن كشته شده است.

پس از اين،‌ جسد به پزشكي قانوني منتقل شد تا اينكه خانواده مقتول شناسايي و به دادسرا فراخوانده شدند. پدر مقتول از اختلاف قديمي بين پسر و خانواده عروس اش خبر داد. به زودي با اين اطلاعات برادرزن سروش به دادسرا فراخوانده شد.

محسن 23 ساله كه با وجود مدارك موجود در پرونده و علي الخصوص پيامك هاي رد و بدل شده با مقتول چاره اي جز اعتراف نداشت به كشتن مقتول با همكاري دوستش اعتراف كرد.

او مدعي بود روز واقعه به همراه دوستش كه كمتر از 18 سال سن داشت مقتول را به تهران كشانده و از آنجا او را به ورامين برده و با چاقو كشته اند. به اين ترتيب همدست او به نام ياسر نيز بازداشت شد.

با تكميل اين پرونده و ارسال آن به دادگاه،‌ امروز صبح جلسه رسيدگي به موضوع در شعبه هفتم دادگاه كيفري يك استان تهران به رياست قاضي كيخا انجام شد.

ابتداي امر اولياي دم در جايگاه قرار گرفتند و براي قاتلان فرزند خود درخواست قصاص كردند. پدر مقتول كه از زندان ملاير به دادگاه تهران منتقل شده بود گفت:‌ من به دليل شكايتي كه زن دوم جديدم از من كرده است در زندان به سر مي برم. آن موقع آزاد بودم و با چشمان خود يك بار ديدم كه خانواده همسر پسرم او را به طرز وحشتناكي كتكش زدند و حتي يكبار برادرزنش خطاب به او در حاليكه قمه در دست داشت گفت كه بالاخره يك روز تو را خواهم كشت. وقتي كه خبر رسيد فرزندم گمشده است من مطمئن بودم كه او را كشته اند تا اينكه با كشف جسدش همه چيز مشخص شد. حالا براي اين قاتلان بيرحم درخواست قصاص دارم. 

در ادامه متهم اصلي پرونده كه محسن بود به جايگاه فراخوانده شد و گفت: من هم قتل را قبول دارم. ما با همكاري يكديگر چنين كاري را كرديم اما اي كاش نمي كرديم. آن موقع خيلي از دستش عصباني بوديم. او به پدر و مادرم فحش داده بود و با همه رفتار بدي داشت. هروقت به خانه مي آمد شيشه ها را مي شكست و در حاليكه به دليل خوردن مشروب در حال خودش نبود به همه كس فحش مي داد. وقتي با ياسر صحبت كردم تصميم به اين كار گرفتيم. او را به تهران كشانديم و به ورامين برديم. ابتدا من با ضرباتي او را از پاي انداختم و بعد از من ياسر به سراغش رفت و با زدن ضربات ديگري كار را تمام كرد و مي خواست سرش را ببرد كه ديگر موفق نشديم.

در ادامه روند رسيدگي به پرونده، ياسر به جايگاه فراخوانده شد و گفت:‌ مقتول آدم پرخاشگري بود. من و مادرم به او خيلي محبت كرده بوديم اما او قدر ندانست و يك روز به خانه من در شهرستان رفته بود به مادر و پدرم فحاشي كرده بود در حاليكه پدرم فوت شده است. خيلي از اين موضوع ناراحت شدم و حتي شنيدم كه او از خانه مان سرقت نيز كرده است. با برادرزنش صحبت كردم كه او گفت من هم از او دلخورم و در ادامه يك چنين نقشه اي را ريختيم.

وي در زمينه كشتن مقتول در اظهاراتي متناقض و عجيب گفت: با هم او را سوار كرديم كه مقتول به ما سيگاري داد و ما با كشيدن آن سيگار حالمان خراب شد. فقط وقتي فهميدم چه كار كرده ايم كه او را كشته بوديم و در بيابان دست به چاقو ايستاده بوديم.

اين اظهارات در حالي مطرح مي شد كه براساس مدارك موجود در پرونده قضات مدعي بودند ماجراي قتل براساس سناريويي از سوي هر دو متهم مطرح شده است. در ادامه قضات از متهمين در مورد يادداشتي پرسيدند كه همراه مقتول پيدا شده است و روي آن نوشته شده بود زاييده مريم اما متهمان اظهار بي اطلاعي كردند و گفتند كه ما از آن دستنوشته خبري نداريم و فكر مي كنيم كه بايد يك دعايي باشد كه مقتول براي خودش گرفته بود.

در انتهاي رسيدگي به اين پرونده قضات وارد شور شدند تا براي تعيين سرنوشت متهم تصميم گيري كنند.

تبلیغ

نظر شما

  • نظرات ارسال شده شما، پس از بررسی و تأیید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
نام شما : *
ایمیل شما :*
نظر شما :*
کد امنیتی : *
عکس خوانده نمی‌شود
برای کد جدید روی آن کلیک کنید