۲۶۵ نقض توافق توسط اسرائیل؛
کشتار ۸۲۵ نوزاد زیر یک سال و ۲۷۴ کودک تازه متولدشده؛ رژیم صهیونیستی در غزه به دنبال صلح است!
غزه در آستانه فروپاشی کامل قرار دارد. آتشبسهای شکننده، قحطی گسترده و آوارگی میلیونی، نیاز به اقدام فوری جامعه جهانی را فریاد می زند. راه حل پایدار تنها با پایان اشغال، بازسازی غزه و تشکیل دولت فلسطین ممکن است. بدون عدالت و پاسخگویی، چرخه خشونت ادامه دارد...
به گزارش میار، توافقهای اخیر آتشبس میان اسرائیل و حماس، هرچند تلاشی مهم برای کاهش درگیریها است اما هنوز شکننده و پرچالش باقی مانده است. مثلاً توافق ۴۲روزه ۱۵ ژانویه ۲۰۲۵، شامل تبادل زندانیان و بازگشت آوارگان فلسطینی به خانههایشان بود. اسرائیل تعهد داد از بخشهایی از غزه عقبنشینی کند و کمکهای بشردوستانه را وارد کند، در حالی که حماس موافقت کرد گروگانها را بهتدریج آزاد کند.
اما اجرای این توافقها با مشکل مواجه شده و بیاعتمادی عمیق طرفین را آشکار کرده است. تا ۱۲ فوریهه ۲۰۲۵، اسرائیل ۲۶۵ بار توافق را زیر پا گذاشت و منجر به کشتهشدن ۱۱۸ فلسطینی شد. مثلاً حمله به غیرنظامیانی که قصد بازگشت به شمال غزه را داشتند یا حمله به ماهیگیران در مناطق تعیینشده. اسرائیل این اقدامات را با «تأخیر حماس در ارائه لیست گروگانها» توجیه میکند! در حالی که حماس اسرائیل را به ادامه عملیات نظامی و محدودیت در ارسال کمکها متهم میکند.
تحلیلگران تأکید دارند که آتشبسها بهخاطر بیثباتی در مذاکرات و بیاعتمادی تاریخی، مدام تضعیف میشوند. مثلاً در ۲۷ می ۲۰۲۵، اخباری از توافق حماس با پیشنهاد آتشبس ۶۰روزه آمریکا منتشر شد اما یک مقام آمریکایی بلافاصله این خبر را تکذیب کرد. این نشان میدهد چقدر مذاکرات آتشبس غیرقابلپیشبینی و پیچیدهاند.
اگر این توافقها شکست بخورند، عواقبش میتواند فاجعهبار باشد: افزایش آمار کشتهها، تشدید تنشهای منطقهای و فشار بیشتر بر غیرنظامیان. تا امروز، بیش از ۵۳٬۹۷۷ فلسطینی کشته و ۱۲۲٬۹۶۶ نفر زخمی شدهاند. سیستم بهداشتی غزه هم در آستانه فروپاشی است: داروها تمام شده و سوءتغذیه بیداد میکند. واکنش جامعه بینالمللی متناقض است؛ مثلاً شورای امنیت سازمان ملل قطعنامه ۲۷۳۵ را تصویب کرده است اما منتقدان معتقدند بدون حل ریشهای درگیری (مثل تشکیل دولت فلسطین در مرزهای ۱۹۶۷)، صلح پایدار ممکن نیست.
آتشبسها شاید فرصتی موقت برای آرامش دهند اما اثرگذاریشان وابسته به همکاری بلندمدت و اعتمادسازی است. نقض مکرر قوانین و بازیهای سیاسی، نیاز به راهکارهای دیپلماتیک نو و مکانیسمهای نظارتی قوی را برجستهتر میکند.
تا می ۲۰۲۵، بیش از ۵۲,۶۵۳ فلسطینی کشته شده اند (۱۵,۶۱۳ کودک و ۸,۳۰۴ زن). ۸۲۵ نوزاد زیر یک سال و ۲۷۴ کودک متولدشده در دوران درگیری هم در این آمار هستند. در مقابل، کشته های اسرائیلی خیلی کمتر است.
رسانه های غربی اما روایت یک طرفه دارند: مثلاً روزنامه های آمریکایی ۱۶ بار بیشتر به کشته های اسرائیلی اشاره می کنند! حتی واژه هایی مثل «قتل عام» بیشتر برای توصیف کشته های اسرائیلی استفاده می شود. این تحریف آمار، لزوم بررسی های مستقل را پررنگ می کند.
استراتژی نظامی اسرائیل در مناطق پرجمعیت هم فاجعه آفریده است: ۶۶ درصد ساختمان های غزه نابود شده اند و ۹۰ درصد مردم آواره شده اند. محاصره غزه هم مصداق «مجازات جمعی» است: جلوگیری از ورود غذا و دارو، قحطی و سوءتغذیه را دامن زده اند. حتی حمله به یک مدرسه UNRWA در بورئیج (۳۰ کشته) سوالات جدی درباره نقض قوانین بین المللی ایجاد کرده است.
توافقهای آتشبس میان اسرائیل و حماس، با وجود تلاشهای میانجیگرانه، هنوز نتوانستهاند از تشدید درگیریها و جلوگیری از فاجعه انسانی در غزه جلوگیری کنند. نقض مکرر توافقها، بیاعتمادی عمیق و شکست مذاکرات، راه حلهای بلندمدت را پیچیدهتر کرده است. در حالی که بیش از ۵۳ هزار فلسطینی کشته و سیستم بهداشتی غزه در آستانه فروپاشی است، جامعه بینالمللی نیز با انتقاداتی درباره عدم رسیدگی به ریشه درگیری مواجه شده است.
ادعاهای بشر دوستانه اسرائیل و آمریکا نیز در این میان فقط بلوف هایی هستند که با وجود آمارهایی که از غزه می شنویم و با تصاویری که از غزه می بینیم، فقط یک دروغ محض به نظر می رسند، آیا واقعاً اسرائیل با کشتار کودکان و زنان و غیر نظامیان به دنبال ایجاد صلح است!

