گفتوگو با عوامل فیلم «آستیگمات» /منصفانه به اطرافمان نگاه کردیم
«آستیگمات»، تازهترین اثر سینمایی مجید مصطفوی، در جشنواره جهانی فیلم فجر روی پرده رفت و واکنشهای متفاوتی را بههمراه داشت، اما جملهای که بعد از نمایش فیلم بیشتر شنیده میشود، چرایی عدم حضور این فیلم در جشنواره ملی فیلم فجر بود. مجید مصطفوی، کارگردان و تهیهکننده، پیام کرمی، فیلمنامهنویس، مهتاب نصیرپور و باران کوثری، بازیگران این فیلم سینمایی، در روزهای شلوغ جشنواره فیلم فجر و نمایشهای متعدد فیلم در این رویداد هنری با ما از روزهای ساخت فیلم و نگاهشان به سینمای اجتماعی و در نهایت رویکرد «آستیگمات» صحبت کردند که شما را به خواندن آن دعوت میکنیم.
قطعا بعد از دیدن «آستیگمات» نخستین سؤالی که به ذهن تماشاگر میرسد این است که چرا فیلم در بخش ملی فیلم فجر نبود؟ تصور میکنم برای کارگردانی که دومین فیلم بلندش را بعد از مدتها آماده حضور در جشنوارهها میکند، دیدهشدنش موضوع مهمی است.
مجید مصطفوی (کارگردان): بله. بخشی از این اتفاق به ما ربط داشت و بخشی از آن به هیئت انتخاب. نمیدانم در جلسات هیئت انتخاب چه گذشت، اما برآورد صحبتهای هیئت انتخاب متناقض بود که حتی نمیتوانم به جمعبندی برسم؛ یعنی اینکه شما روایتها و صحبتهای عجیب میشنوید، دبیر جشنواره در صحبتهایش به صراحت از آستیگمات اسم میآورد که فیلم خوبی است، اما همه اتفاقات را گردن هیئت انتخاب میاندازد. شنیدهها بر این اساس بود که تا لحظه آخر فیلم در فهرست 22 فیلم نهایی جشنواره بود، اما نشد که در جشنواره فیلم فجر نمایش داده شود. خب از این «نشد» میتوان برداشتهای زیادی کرد. این همان فیلمنامهای است که پروانه ساخت گرفته. من یک کلمه هم به فیلم اضافه نکردم و به این دلیل که فیلم را با سرمایه شخصی ساختهام دوست ندارم وارد داستانهای ممیزی و عدم اکران شوم. هرچند که دریافت پروانه ساخت برای این فیلم هم آسان نبود، ولی دوست نداشتم وارد بازیهایی شوم که ندانم فیلم اکران میشود یا خیر. قطعا نکتهای که از ابتدای ساخت فیلم برایم اهمیت بیشتری داشت، نگاه تربیتی بود که در فیلمنامه به دنبالش بودیم و سعی کردیم نقد برنده و یکسویه به این اتفاقات نداشته باشیم و البته منصفانه به موضوع نگاه کنیم، اگر فیلم برای برخی تلخ و سنگین است، مقصر ما نیستیم.
ولی به نظر من فیلم تلخی نیست، خصوصا اینکه خیلی امیدوارانه فیلم را تمام میکنید.
بله. برخی از اعضای هیئت انتخاب هم همین نظر را داشتند، اما نتیجهگیری این بوده که فیلم در جشنواره نباشد، ولی من همچنان پیگیر و علاقهمندم، متوجه شوم مشکل فیلم برای عدم اکران در جشنواره فجر چه بوده. اکران فیلم در جشنواره جهانی اتفاق مهمی است که اگر این ترس از برخی دوستان دور شود که با نمایش این فیلم اتفاق عجیبی رخ نخواهد داد، دوست داشتم فیلم در جشنواره ملی نمایش داده شود و با حجم وسیعتری از تماشاگران فیلم را میدیدم.
ترکیب بازیگران را میتوان یکی از نکات مثبت فیلم دانست. قطعا اتفاق مهمی در کارنامه محسن کیایی است و همینطور بازیهای متفاوت مهتاب نصیرپور و باران کوثری. بد نیست که به فیلمنامه از منظری دیگر نگاه کنیم؛ تحلیل این متن از نگاه بازیگران به چه صورت بود؟
مهتاب نصیرپور (بازیگر): ترجیح میدهم ابتدا باران در مورد این موضوع صحبت کند، چراکه الان درگیر اکران «عصبانی نیستم» است که اکرانش چندینبار به تعویق افتاده و قرار است بهزودی اکران شود.
باران کوثری (بازیگر): فکر میکنم وقتی جشنوارهای سیاستش این است که هیئت انتخاب داشته باشد و همه فیلمهایی که ساخته میشوند نمیتوانند در جشنواره حضور پیدا کنند. باید سیاستی هم در نظر گرفته شود که این جشنواره آنقدر شاهراه مهمی برای تبلیغات فیلم و شناساندن آن به تماشاگر نباشد و ما فکر نکنیم اگر فیلم در جشنواره نیست، همه فرصتهای فیلم سوخت! درباره «آستیگمات» فکر میکنم ما هم مثل شما دقیقا نمیدانیم چه اتفاقی برایش افتاد، چراکه هرکس ما را میبیند و فیلم را دیده، از فیلم تعریف میکند. خودمان هم با هر نگاهی فیلم را میبینیم، از نتیجه راضی هستیم و وقتی با فیلمهای جشنواره مقایسه میکنیم میبینیم یک سروگردن از 99 درصد فیلمهای جشنواره بالاتر است.
اما درنهایت فکر میکنم انگار دیگر نقد را برنمیتابیم، مثلا در فضای مجازی متهم میشوی به اینکه به دولت رأی دادی، پس چرا آن را نقد میکنی؟ اتفاقا من که رأی دادم میتوانم نقد کنم. اصولا نقد به معنای این است كه چیزی را از ریشه میزنی یا سیاهنمایی میکنی! هیچکس فکر نمیکند این نقد میتواند نیت خوب و دلسوزی پشتش باشد. برگردیم به «آستیگمات» که به نظرم فیلمنامه بسیار خوبی داشت، ضمن اینکه بعد از صحبت با مجید مصطفوی، وسواسی که انتظارش را داشتی در حرفهایش میدیدی. پروسه تمرینهای ما خیلی سخت و البته لذتبخش بود. از آن پروسههای تمرینی که انگار در فیلمها کمتر میبینی و وقت زیادی برایش صرف میشود؛ بازیگران دور هم جمع میشوند و نهتنها درباره نقشهای خود بلکه درباره نقشهای همدیگر هم حرف میزنند. با کارگردان صحبت و دورخوانی میکنند. فکر میکنم یک فیلمنامه خوب به علاوه تسلط کارگردان به اضافه یک تیم بازیگری، همه اینها کنار هم قرار گرفت تا یک فیلم خوب آماده شود.
مهتاب نصیرپور: در پاسخ به پرسش شما باید بگویم این علامت سؤالها که چرا فیلم در جشنواره فجر نیست، برای ما هم بود. الان در این مرحله از زندگیام ترجیح میدهم خیلی به خود مشکل فکر نکنم؛ ترجیح میدهم به این فکر کنم که چطور میشود هر مشکلی را حل کرد. اگر مثل کاری که ما بعد از جشنواره انجام دادیم، قبل از معرفی فیلم به جشنواره یک اکران خصوصی برای فیلمهایی که از لحاظ فنی آمادهترند، گذاشته و از بعضی منتقدان و اهالی رسانه برای دیدن فیلم دعوت شود، یک مقدار افکار عمومی به اثری که قرار است دیده شود، آماده میشود، اینکه فیلم در چه فضایی است و به چه شکل قرار است عرضه شود و بعد ما مواجه نشویم با جشنوارهای که گروهی مسئول انتخاب هستند و در برابر هر سؤالی پاسخشان این است که سلیقه ما این بوده است یا ما اینطور فکر کردیم، اگر سطح سلیقه منتقدان و رسانه را در نظر بگیریم، راحتتر میشود در مورد سلیقه گروه انتخابی نظر داد و سؤال کرد. خوشبختانه «آستیگمات» در جشنواره جهانی فجر حضور دارد، اما باقی فیلمهایی که شاید هنوز کسی نتوانسته آنها را ببیند و فیلمهای خوبی هستند و ما از آنها خبر نداریم، تکلیفشان نامشخص است.
در مورد «آستیگمات» چیزی که برایم اهمیت داشت فیلمنامه خوب آن بود، به محض خواندن فیلمنامه به کار در این پروژه علاقهمند شدم، با آقای مصطفوی جلساتی داشتیم و حس کردم همکاری خوبی خواهیم داشت. هیچ آشنایی قبلی با آقای مصطفوی نداشتم و متأسفانه هنوز هم فیلم اولشان «انارهای نارس» را ندیدهام. گروه خوب بازیگران و عواملی که در آن قرار گرفتم و مهمتر از همه کارگردانی خوب مجید مصطفوی باعث شد فکر کنم فیلم در یک حد مطلوبی پیش میرود و عرضه میشود. من جزء اولین بازیگرانی بودم که قرارداد بستم و مشتاق بودم ببینیم چه کسانی به کار اضافه خواهند شد، ترکیب چنین بازیگراني برای من بسیار خوشحالکننده بود. همه ما زمینه مشترک در تئاتر و سینما داریم و این کمک زیادی برای من بود.
یکی از نکاتی که در صحبتها به آن اشاره شد، این بود که جنبه تربیتی فیلم برای شما بیشتر اهمیت داشت و فکر میکنم همین موضوع باعث شد تا محتوای فیلم متفاوتتر شود، چند درصد از موضوعی که به دنبال بیانش بودید، در فیلم منتقل شد؟
پیام کرمی (فیلمنامهنویس): ما یک تکتصویر از بچهای که دلبسته معلم مدرسهاش میشود، داشتیم، تصویري قدیمی بود که برای خودم کلاس سوم ابتدایی اتفاق افتاده بود. شاید کل ماجرا برای من واکاوی این اتفاق بود، چه اتفاقی افتاد که پسربچه به اینجا رسید و البته تصاویر دیگری هم بود.
مجید مصطفوی: ما یک سال مینشستیم و در مورد موضوعات مختلف صحبت میکردیم. در مورد اتفاقهای روز بحث میکرديم، از دزدیدهشدن دکلهای نفتی تا مسائل دیگر... بعد به یک جمعبندی رسیدیم و ایده شکل گرفت و انگار همهچیز دور آن چیده شد. جنبه تربیتی که در مورد آن صحبت شد، قصد ما این بود که نقد اجتماعی کنیم. نمیدانم چرا یکعده به خودشان گرفتند. به آن انتقاد میکنند. این فیلم اگر در افغانستان هم ساخته میشد همین بود یا در هر جای دیگر از این دنیا.
حالا که به بحث محتوا رسیدیم، شاید بد نیست از موضوعی صحبت کنیم که امروز تعابیر مختلفی از آن میشود، سینمای اجتماعی در چند سال اخیر مسیرهای متفاوتی را طی میکند و تعاریف متعددی درباره آن وجود دارد، نگاه شما به این نوع سینما چیست؟
باران کوثری: به نظرم مثل هر چیز دیگری که در این جامعه قرار است بهنفع اکثریت باشد، وقتی با دلسوزی قرار باشد مسائلی حل شود، سریع به آن انگ میزنند و مسئله را سیاسی میکنند.
فکر میکنم وقتی هر حرکت اجتماعی یا مدنی بهعنوان حرکت سیاسی شناخته میشود، به سینما هم تسری پیدا میکند. طبعا فیلم اجتماعی- سیاسی شناخته میشود و هر نقد اجتماعی، موضوعگیری سیاسی تعبیر میشود. من بهعنوان کسی که علاقهمند به سینمای اجتماعی هستم و خودم را بازیگر فیلمهای اجتماعی میدانم، ابایی ندارم از اینکه بگویم کار سیاسی انجام میدهم. اگر این کار من بهعنوان کار سیاسی تعبیر میشود! کاری که به نظرم درست است را انجام میدهم. ولی فکر میکنم بههرحال تا وقتی این تعابیر اتفاق میافتد، کار ما سخت است، معنیاش این است که سینماگران اجتماعی عقب نمیکشند چون فکر میکنم در سینمای ما هروقت این سینماگران بیشتر تحت فشار قرار گرفتهاند، اتفاقا فیلمهای مهمتر ساخته شده است. این بحث را ارجاع میدهم به جمله فیلم قصهها که میگوید؛ هیچ فیلمی تا ابد در کمد نمیماند. بالاخره دیده میشوند. ضمن اینکه سینما بخشی از ضرورت زندگی مردم شده است. مردم الان دیدن عصبانی نیستم را مطالبه میکنند. این نیست که فیلم را چند سال نشان نمیدهیم، مردم یادشان میرود. مردم هنوز پیگیر دیدن فیلمهای توقیفشده هستند، هنوز پیگیر آشغالهای دوستداشتنی هستند، همچنان میخواهند خانه پدری را روی پرده ببینند.
بنابراین مردم همیشه پاسخ مثبتی به سینمای اجتماعی دادهاند و الان هیچ قدرتی نمیتواند جلوی آن بایستد، من هم تصور میکنم چنین فیلمسازانی اتفاقا فیلمهای بیشتری میسازند، اما طبعا مسیر سختی در پیش دارند.
مجید مصطفوی: به نظرم دو نگاه وجود دارد؛ اولی نگاه فیلمسازان به سینمای اجتماعی و دیگری نگاه مدیران و سیاستگذاران به این نوع سینماست. برخی مدیران دوست دارند یک نوع سینمای اجتماعی بیجان و بدون تأثیر داشته باشیم و گروهی از فیلمسازان تفاوت نگاه فاحشی با برخی از این مدیران دارند و معتقدند باید مشکلات مردم را به تصویر کشید و سینمای پویاتری داشت. متأسفانه تلویزیون هم یک تصویر عجیب از جامعه را نشان میدهد و مردمی را میبینیم که تقریبا مشکلی ندارند، وقتی هم مشکلی را نشان بدهد، سیاسی بیان میکند. بههرحال در 10، 15 سال گذشته این درگیری بین فیلمسازانی که فیلم اجتماعی میسازند و مدیران وجود داشته و بعید میدانم در آینده نزدیک این نگاهها به هم نزدیک شود. هر چقدر هم جلوتر میرویم این نگاهها از هم دورتر میشود. فیلمساز اجتماعی فکر میکند مسئوليتی بر عهده دارد و باید از واقعیتها بگوید، اما مدیران دوست ندارند این واقعیتها حتی اگر قبول داشته باشند که وجود دارد روی پرده به مخاطب منتقل شود.
پیام کرمی (فیلمنامهنویس): معتقدم در این فضا قطعا یکسری از فیلمسازان غرق میشوند و عدهای دیگر خیلی خلاقانهتر ماجرا را به لایههای زیرتر میبرند. کل تلاشی که در زندگیام کردم، یادگرفتن تراژدی است و دوست ندارم مشکلات و مسائل را با لحن کمدی بیان کنم و نمیتوانم خودم را تغییر دهم.
نصیرپور: من هم مثل دوستان فکر میکنم هر موضوعی که مربوط به جامعه میشود، در دایره فیلمهای اجتماعی میگنجد، کوچکترین نهاد هم که یک خانواده است، هر موضوعی که شامل زندگی خانوادگی در جامعه امروز ما شود، خود به خود یک فیلم اجتماعی است. منتها سؤال من این است؛ تقسيمبندی فیلمها به فیلم اجتماعی یا غیراجتماعی قرار است ما را به کجا برساند؟ فکر میکنم بهتر است به این بپردازیم؛ آیا فیلمی تأثیرگذار است یا خیر؟ و آیا فیلمی توانسته به اهدافش در فیلم برسد؟ ممکن است یک فیلم کمدی ببینیم و از دیدنش لذت ببریم و تأثیرگذار باشد. من اجارهنشینها یا دایره زنگی را بهعنوان فیلمهای کمدی خوب و تأثیرگذار به یاد دارم. منظورم این است که فیلم کمدی خوب یا فیلم کمدی بیتأثیر یا کمتأثیر داریم. خیلی به اینکه آیا فیلمی اجتماعی است یا خیر فکر نمیکنم ولی بهعنوان آدمی که در این محیط زندگی میکنم، وقتی فیلمنامه را میخوانم، میبینم که به همان موضوعاتی پرداخته که من هم درگیرش هستم و این آدمها را در اطرافم میبینم و چقدر خوب است در موردشان حرف بزنم یا حداقل کمی به آنها فکر کنیم.
به نظرم بد نیست اینجا در مورد موسیقی و فیلمبرداری کار هم صحبت کنیم.
مجید مصطفوی: بله. بهعنوان کارگردان میتوانم از حقم در جشنواره ملی بگذرم اما گاهی با خودم فکر میکنم چقدر حیف که حق بچهها نادیده گرفته شد، از تیم بازیگری تا پشت دوربین همه بهترین کارشان را ارائه دادند.
باران کوثری: خصوصا که این فیلم، فیلمبرداری بسیار سنگینی داشت.
مجید مصطفوی: یا طراحی صدا یا حضور سهراپپور ناظری بهعنوان سازنده موسیقی این فیلم که چهار، پنج ماه درگیر پروژه بود و این همکاری را مدیون باران هستم، سهراب به شدت فیلم را دوست دارد و به بحث درام فيلم و موسیقی کمک زیادی کرد.
کرمی: البته این را اضافه کنم که به جز زحمت تمام بچههای پشت دوربین، چیزهایی در فیلمبرداری از پیشتولید به متن اضافه شد، مثل لحن خانم نصیرپور که به پرداخت بهتر شخصیت کمک کرد و من را بهعنوان فیلمنامهنویس غافلگیر کرد. بازی باران کوثری و لحن و صداهایی که به نقش اضافه کرد، از چیزهایی است که بسیار دوستش دارم، بازی محسن کیایی که با تمام وجود کار کرد و باقی دوستان که از همه آنها ممنونم.
دسته بندی: فرهنگی / سینمای ایران
آدرس کوتاه خبر:
