با بیتا قبل از ازدواج رابطه داشتم| وقتی عکس هایش را به مرد غریبه بلوتوث می کردم...
ن️یک رو: رابطه دخترمشهدی با پسرخالهاش نتیجه ای شوم داشت!
حدود ۳سال قبل در رفت و آمدهای خانوادگی به دخترخاله ام علاقه مند شدم و طولی نکشید که ارتباط من و بیتا آغاز شد. از آن روز به بعد ما به بهانههای مختلف همدیگر را می دیدیم و در خارج از منزل با هم به تفریح می رفتیم.
ارتباط ما تا جایی کشیده شد که من به بهانه ازدواج عکسهای بسیار زنندهای از او تهیه و در گوشی تلفن همراهم ذخیره کرده بودم. به خاطر ارتباطات نزدیک خانوادگی هیچ کس به ما مشکوک نمی شد و ما خیلی راحت با یکدیگر خلوت میکردیم.
چند ماه از ابراز علاقه ما به یکدیگر میگذشت و من هیچ وقت فکر نمیکردم که بیتا با فرد دیگری ازدواج کند ولی روزی از مادرم شنیدم که جوان تحصیلکرده و پولداری به خواستگاری بیتا آمده است و خانوادهاش قصد دارند با ازدواج آنها موافقت کنند. وقتی ماجرا را از بیتا جویا شدم، او گفت علاقه ای به من ندارد و ارتباط ما تنها در حد فامیلی بوده است.
با شنیدن این جمله، خیلی احساس حقارت کردم، البته آن زمان من هم شرایط ازدواج نداشتم. به همین خاطر سکوت کردم و چند روز بعد بیتا و امید ازدواج کردند هر وقت که آن ها را با هم می دیدم خیلی رنج میبردم.
از بیتا خواستم تا پس از ازدواجش هم با من رابطه داشته باشد، اما او به شدت مخالفت و به من توهین کرد.
آن شب تا صبح خوابم نبرد تا این که تصمیم خطرناکی گرفتم و برای همسرش پیامکی فرستادم که بیتا با دیگران ارتباط عاشقانه داشته است. سپس از او خواستم برای دریافت فیلم و عکس ادعایم به محلی که نوشته ام بیاید.
اگرچه امید فرد دیگری را به محل قرار فرستاده بود، ولی من همه تصاویر مبتذل و زننده ای را که از بیتا گرفته بودم برایش بلوتوث کردم. از آن روز به بعد اختلافات شدید خانوادگی بین آن ها شروع شد و امید تقاضای طلاق را به دادگاه ارائه کرد. حالا هم بیتا به خاطر هتک حیثیت و انتشار عکسهایش از من شکایت کرده است.
آدرس کوتاه خبر:
