جمعه، 26 تیر 1405
پایگاه خبری میار » حوادث » حوادث میار » گفت و گو با یک راننده تاکسی متهم به سلاخی کردن همکارش/ عمدا انگشتم را قطع کردم+فیلم

گفت و گو با یک راننده تاکسی متهم به سلاخی کردن همکارش/ عمدا انگشتم را قطع کردم+فیلم

0
603
کد خبر: 26565
میار: مردي که 13 سال پیش موفق به دریافت عفو از حکم حبس ابد خود در پرونده ای مربوط به حمل و نگهداری موادمخدر شده بود در اقدامی تازه و طي يك نزاع مرگبار، راننده تاکسی 49 ساله ای را با هشت ضربه چاقو در برابر چشمان وحشت زده رهگذران در محدوده سه راه آذری تهران به قتل رساند؛ او هفته گذشته در حالیکه قصد فرار از دست کارآگاهان جنایی اداره دهم آگاهی پایتخت را داشت، در محدوده فردیس کرج شناسایی و بازداشت شد.



به گزارش پايگاه خبري نيک رو؛ سرهنگ علی ولیپور گودرزی، معاون جرائم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ با اعلام این خبر در ادامه توضیح داد: عقربه های ساعت 30 دقیقه از ساعت چهار عصر هجدهم فروردین ماه جاری گذشته بود که گزارش قتل یک راننده تاکسی در پایانه مسافربری سه راه آذری به بازپرس کشیک قتل پایتخت اعلام شد. در پی اعلام این خبر، بازپرس كامران رضوانی و تیم بررسی صحنه جرم راهی محل حادثه شدند.
آنها با حضور در این محل، ابتدا با جسد مرد 49 ساله‌ای مواجه شدند که با هشت ضربه مهلک چاقو به قتل رسیده بود. در بررسی های صورت گرفته مشخص شد که عامل این جنایت راننده تاكسي ديگري بوده که بر سر سوار کردن مسافر با مقتول درگیر شده و او را به قتل رسانده است.
یکی از راننده‌ها که شاهد درگیری بود گفت: مقتول به نام محسن، فرد بسیار آرامی بود و 15 سالی می‌شد که در خط سه راه آذری به سمت شهر قدس (قلعه حسن خان) کار می‌کرد. روز حادثه نوبت مسافر سوار کردن او بود اما راننده دیگری به نام محمد در بیرون پایانه مسافربری شروع به سوار کردن مسافر در خط سه راه آذری به شهر قدس کرد. همین موضوع شروع درگیری را به وجود آورد و به این ترتیب بین مقتول و محمد درگیری لفظی پیش آمد. محمد هم به سمت محسن آمد و با چاقو ضرباتی به او زد و بعد از آن با عجله به طرف خودرویش رفت تا فرار کند اما محسن که مجروح شده بود تعقیبش کرد و کمی آن طرف‌تر دوباره با هم درگیر شدند و این بار قاتل دو ضربه چاقوي دیگر به او زد. بعد از آن قاتل سوار ماشین اش شد و فرار کرد.
در ادامه رسیدگی به این پرونده کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ، ابتدا با مراجعه به محل سکونت محمد اطلاع پیدا کردند که وی به واسطه اختلافات شدید خانوادگی مدتی است در محل سکونتش حضور ندارد و در ادامه اقدامات پلیسی، کارآگاهان مطلع شدند که محمد قصد دارد تا در منطقه فردیس شهرستان کرج خودروي شخصی‌اش را به شخصی بفروشد.
در این جریان با شناسایی دقیق زمان و محل تردد محمد در منطقه فردیس، کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ، عصر روز 19 فروردین ماه با اخذ نیابت قضایی به شهرستان کرج رفته و موفق به دستگیری وی شدند. محمد پس از انتقال به اداره آگاهی تهران بزرگ، صراحتا به جنایت خود اعتراف کرد و گفت: حین درگیری با محسن، ناگهان متوجه چاقوی موجود در خودروی محسن شدم؛ در یک لحظه آن چاقو را برداشته و چند ضربه به او زدم و با خودرویم از محل متواری شدم.
گفت و گو با متهم
متهم به قتل که مردی 55 ساله و سابقه دار است دیروز برای تحقیق به شعبه هشتم دادسرای جنایی تهران منتقل شد و پس از شرح جزییات درگیری مرگبار با دستور قاضی کامران رضوانی بازپرس پرونده برای انجام تحقیقات بیشتر در اختیارکارآگاهان جنایی قرار گرفت. او مدعی شد که در هنگام جنایت خمار بوده و چون تصور می‌کرده مقتول قصد داشته مسافران او را ببرد، با وی درگیر شده و حالا نیز مطمئن نیست که تصورش درست بوده یا نه. این مرد 55ساله در گفت‌وگویی از زندگی‌اش می‌گوید و جزئیات روزی که دست به قتل راننده تاکسی زد.

چه موادی مصرف می‌کنی؟
هروئین و شیشه.

چاقو را از کجا آوردی؟
چاقو برای مقتول بود که درست همان روز از خانه آورده بود تا آن را تیز کند و از بخت بدم همان لحظه که با او درگیر شدم چشمم به همان چاقو افتاد و دست به جنایت زدم.

پس او را می‌شناختی؟
بله. همکار بودیم و من گاهی اوقات در همان خطی که او کار می‌کرد، کار می‌کردم.

از جزییات حادثه بگو؟
من از شب قبل داخل ماشینم خوابیده بودم. راستش از 3 ماه قبل خانواده ام دیگر مرا به خانه راه نمی دادند و من مجبور بودم داخل ماشینم بخوابم. ساعت 11 صبح روز حادثه بیدار شدم و فهمیدم که مقتول چند سرویس مسافر به شهر قدس برده است. من هم در همان خط کار می کردم. البته قبل از این سرپرست خط بودم اما به دلیل اعتیادم نتوانستم در آن سمت باشم. آن روز دو نفر از راننده تاکسی ها از من خواستند تا مسافرسوار کنم و راه بیفتم اما باز احساس خواب آلودگی داشتم چون خمار بودم. باز یک چرت زدم تا اینکه سرحال شدم و تصمیم گرفتم مسافر سوار کنم تا حالم کمی سرجایش بیاید. اما همان لحظه مقتول وارد جایگاه شد و 3 مسافر زن را که قصد رفتن به شهر قدس را داشتند سوار کرد. به او اعتراض کردم و گفتم نوبت من است. از مسافرها خواستم پیاده شوند و گفتم آماده حرکت هستم چون مقتول منتظر بود تا 4 مسافر تکمیل شود و بعد حرکت کند. مسافرها هم پیاده و سوار ماشین من شدند. اما مقتول اعتراض کرد و گفت نوبت اوست. از مسافرها خواست پیاده شوند و خودش پشت فرمان ماشینش رفت. درحالیکه به شدت عصبانی بودم از ماشین پیاده شدم و به سمت مقتول رفتم و با او درگیر شدم. آنجا بود که چشمم به چاقوی او افتاد که داخل ماشین بود. آن را برداشتم و با مقتول درگیر شدیم. او پیاده شده و من با چاقو ضرباتی به او زدم . خمار بودم و اصلا حال خوبی نداشتم، درست به خاطر ندارم که چه اتفاقی رخ داد اما می دانم او فرار کرد و من چند ضربه دیگر به او زدم. بعد پشت فرمان نشستم و فرار کردم. در بین راه هم با یک موتور سیکلت تصادف کردم و او به زمین پرتاب شد اما اصلا در حال خودم نبودم.


بعد کجا رفتی؟
به سمت کرج رفتم. خانه دوستم آنجا بود. می خواستم ماشینم را بفروشم و به شمال کشور بروم.چون دوستم به راننده ها زنگ زد و وقتی شنید راننده تاکسی فوت شده گفت بدبخت شدی . من هم تصمیم گرفتم یک مدت جایی آفتابی نشوم اما خب خیلی زود پلیس ردم را زد و گیر افتادم حالا هم دلم می خواهد زودتر قصاص شوم چون از این وضعیت بی خانمان بودن خسته شده ام.

چرا خانواده ات تو را به خانه راه نمی دادند؟
گفتم که. معتاد به هروئین و شیشه بودم و همسر و 3 فرزندم به خاطر اعتیادم قبولم نداشتند.

سابقه داری؟
سال 60 به اتهام قاچاق 150 گرم هروئین دستگیر و به حبس ابد محکوم شدم. 25 سال در زندان بودم تا اینکه عفو شامل حالم شد و سال 85 آزاد شدم. بعد از آن هم با ماشین مسافرکشی می کردم اما اعتیاد زندگیم را تباه کرد و حالا هم که تبدیل شدم به یک قاتل.

انگشت دست ات برای چه قطع شده است؟
برای اینکه بتوانم از سربازی معاف شوم خودم انگشتم را میان دستگاه دستمال کاغذی جیبی گذاشتم و قطع اش کردم. خیلی درد داشت. دستگاه هم آنقدر تیز بود که حتی اگر یک آچار فلزی هم میانش می رفت آن را می برید چه برسد به انگشت من.

از این کارت پشیمانی؟
من که دیگر همه چیز را از دست داده ام و آخر خط ام. پس بگذار مرا اعدام کنند تا راحت شوم. دیگر پشیمانی سودی ندارد.
تبلیغ

نظر شما

  • نظرات ارسال شده شما، پس از بررسی و تأیید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
نام شما : *
ایمیل شما :*
نظر شما :*
کد امنیتی : *
عکس خوانده نمی‌شود
برای کد جدید روی آن کلیک کنید