جمعه، 26 تیر 1405

تجربه های جالب یک قاچاقچی برقکار

میار: همسرم مانده با رسوایی ام چگونه کنار بیاید و 4 بچه قد و نیم قد را چگونه اداره کند، نمی دانم آینده شان چه خواهد شد البته پشیمانی فایده ای ندارد.چنان برق طمع زندگی ام را آتش زد که غیر از دود چیزی از آن نماند. این ها بخشی از صحبت های یک سوداگر مرگ در ...

پدر و مادرم لانه فساد درست کرده بودند و مرا هم مجبور به...

میار: هر شب خواب مادرم را می بینم و تا می خواهم در آغوشش بگیرم از خواب می پرم. خیلی دلم گرفته است و تنها شده ام. نزدیک سالگرد فوت مادرم است. دلم برای اخم کردن هایش و حتی چروک پیشانی اش تنگ شده و هر بار که سر مزارش می روم با او حرف می زنم و از غصه هایم و ...