چهارشنبه، 21 مرداد 1405
پایگاه خبری میار » اجتماعی » جهان » اندر چرایی غلبه استراتژی مقاومت حداکثری بر دیپلماسی نمایشی ترامپ

تهران و واشنگتن به ایستگاه پایانی نزدیک اند؛

اندر چرایی غلبه استراتژی مقاومت حداکثری بر دیپلماسی نمایشی ترامپ

0
0
کد خبر: 74944

سید خلیل موسوی نیا| تحلیل روندها گویای آن است که تمایل شدید ترامپ به خودنمایی و فقدان یک استراتژی منسجم مبتنی بر خرد جمعی، ممکن است میراث سیاسی او را به زباله‌دان تاریخ بسپارد؛ در مقابل، عبور موفقیت‌آمیز ایران از این پیچ تاریخی، به تهران اجازه می‌دهد تا پس از پایان دوران ترامپ، با قامتی برافراشته‌تر و وزن ژئوپلیتیک سنگین‌تر، جایگاه خود را تثبیت کند و طراحان سیاست فشار حداکثری را به صفحات بایگانی‌شده تاریخ بفرستد.

به گزارش میار، با رنگ باختن تدریجی لفاظی‌های دونالد ترامپ درباره پیروزی قاطع بر ایران، چشم‌انداز ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک خاورمیانه وارد مرحله معناداری شده است. تحلیل متغیرهای میدانی نشان می‌دهد که استراتژی «مقاومت» تهران نه‌تنها سایه جنگ را از سر این کشور دور کرده، بلکه سیاست‌های فردمحور و نمایشی رئیس‌جمهور آمریکا را در یک بن‌بست استراتژیک گرفتار ساخته و واشنگتن را به پذیرش ناممکن بودن پیروزی نظامی وادار کرده است.

توهم جنگ و واقعیت بازدارندگی نامتقارن

ارزیابی‌های نهادهای اطلاعاتی و نظامی بین‌المللی حاکی از آن است که واشنگتن به‌مرور دریافته است که گشودن جبهه نبرد مستقیم با ایران، به یک باتلاق فرسایشی ختم خواهد شد. تهران با اتکا به دکترین بازدارندگی نامتقارن، توسعه شبکه‌های نیابتی و تسلط بر شریان‌های حیاتی انتقال انرژی از جمله تنگه هرمز، معادله هزینه-فایده هرگونه اقدام نظامی را برای ایالات متحده تغییر داده است. در این میان، دونالد ترامپ که همواره با وعده پیروزی‌های سریع و کم‌هزینه به میدان آمده بود، اکنون به‌خوبی درک کرده است که تحمیل شکست به ایران از طریق جنگ کلاسیک، اگر نگوییم غیرممکن، دست‌کم با پیامدهای ویرانگری برای اقتصاد جهانی و زنجیره تامین همراه خواهد بود. عقب‌نشینی تدریجی او از ادعاهای عجیب و غریب گذشته مبنی بر نابودی ماشین نظامی ایران، ریشه در همین واقعیت‌های سرسخت میدانی دارد.

پاشنه آشیل واشنگتن

فارغ از توانمندی‌های دفاعی ایران، آنچه بیش از پیش به ناکامی ایالات متحده دامن زده، مؤلفه‌های روان‌شناختی و شخصیتی خود دونالد ترامپ است. قدرت سنتی آمریکا در دهه‌های گذشته همواره بر ائتلاف‌سازی، کار تیمی و اجماع‌سازی جهانی استوار بوده است اما رویکرد خودمحور، لجاجت‌های فردی و تک‌روی‌های ترامپ، این مزیت استراتژیک را خنثی کرده است.

شخصیت به‌شدت نمایشی او، حتی با وجود برخی غرایز سیاسی و هوش اقتصادی‌اش، اکنون به عاملی برای تحقیر فزاینده واشنگتن در تقابل با تهران تبدیل شده است. این میل بیمارگونه به قرار گرفتن در کانون توجهات، در رفتارهای خرد و کلان او مشهود است؛ همان‌گونه که در حواشی رویدادهای غیرسیاسی نظیر جام جهانی نیز دیده شد که او به هر قیمتی تقلا می‌کرد تا در قاب تصویر با بازیکنان تیم ملی اسپانیا قرار گیرد، در حالی که زبان بدن برخی از آن بازیکنان نشان‌دهنده انزجار از وی بود و حتی از دست دادن با او امتناع کردند. این عطش سیری‌ناپذیر برای «دیده شدن»، سیاست خارجی آمریکا را از یک نهاد محاسبه‌گر به یک صحنه نمایش شخصی تنزل داده است؛ رئیس‌جمهوری که بیش از دستاوردهای استراتژیک، دغدغه تیتر رسانه‌ها و نورافکن‌ها را دارد، توانایی ایستادگی سیستماتیک و بلندمدت در برابر کشوری با انسجام راهبردی مانند ایران را نخواهد داشت.

تاب‌آوری اقتصادی و عبور از نقطه جوش تحریم‌ها

در عرصه ژئواکونومیک، کارزار فشار حداکثری ترامپ که با هدف فروپاشی اقتصاد کلان ایران طراحی شده بود، به سد تاب‌آوری اقتصادی تهران برخورد کرده است. اگرچه شاخص‌های اقتصاد کلان ایران تحت فشارهای بی‌سابقه‌ای قرار گرفته‌اند اما تهران با بازتعریف شرکای تجاری، دور زدن هوشمندانه تحریم‌ها و تکیه بر اقتصاد بدون نفت، توانست از نقطه بحران عبور کند. این مقاومت نشان داد که فشار تحریم‌ها دارای یک «آستانه اثرگذاری» است که پس از عبور از آن، ابزار تحریم کارکرد فلج‌کننده خود را از دست می‌دهد. در نتیجه، ایران با مهار تهدید فوری جنگ و مدیریت نسبی شوک‌های اقتصادی، فضا را برای تداوم مقاومت در برابر زیاده‌خواهی‌های دولت ترامپ تا پایان دوره ریاست‌جمهوری وی فراهم کرده است.

قضاوت نهایی در خط پایان

در معادلات پیچیده بین‌المللی، این نتیجه نهایی است که قضاوت تاریخ را رقم می‌زند. اگرچه هنوز مشخص نیست این تقابل فرسایشی تا چه زمانی ادامه خواهد یافت اما داده‌های فعلی نشان می‌دهند که جنگی به رهبری فردی با مختصات شخصیتی ترامپ، هرگز با پیروزی آمریکا به پایان نخواهد رسید. محتمل‌ترین سناریوی نظامی برای واشنگتن، عقب‌نشینی ناگزیر و پشیمانی تاریخی از ورود به چنین کارزاری خواهد بود.

در نهایت، تحلیل روندها گویای آن است که تمایل شدید ترامپ به خودنمایی و فقدان یک استراتژی منسجم مبتنی بر خرد جمعی، ممکن است میراث سیاسی او را به زباله‌دان تاریخ بسپارد. در مقابل، عبور موفقیت‌آمیز ایران از این پیچ تاریخی، به تهران اجازه می‌دهد تا پس از پایان دوران ترامپ، با قامتی برافراشته‌تر و وزن ژئوپلیتیک سنگین‌تر، جایگاه خود را تثبیت کند و طراحان سیاست فشار حداکثری را به صفحات بایگانی‌شده تاریخ بفرستد.

دسته بندی: جهان / اسلاید
تبلیغ

نظر شما

  • نظرات ارسال شده شما، پس از بررسی و تأیید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
نام شما : *
ایمیل شما :*
نظر شما :*
کد امنیتی : *
عکس خوانده نمی‌شود
برای کد جدید روی آن کلیک کنید