گفتگو با لیلا رعیت مترجم رمان «ناتوان»؛
نقد استبداد در مجموعه قدرتمند/ چگونه رابرتس، نابرابری را فانتزی میکند!
در جهانی خیالی که استعدادهای فوقطبیعی به ابزار سرکوب طبقاتی بدل شدهاند، رمان «ناتوان» لورن رابرتس، جلد نخست مجموعه پنججلدی «قدرتمند»، با ترجمه روان لیلا رعیت و انتشار توسط نشر آذرگون، مرزهای فانتزی و واقعیت اجتماعی را درهم میشکند. پایدن، دختری طردشده در زاغههای شهر و کای، وارث سلطنت ستمگر، در تلاقی انتقام و عشق ممنوعه، نه تنها هیجان میآفرینند، بلکه به نقد استبداد و نابرابری میپردازند، اثری که پیش از ورود رسمی به بازار کتاب ایران، با گفتگویی اختصاصی با مترجم، وعدهای از تحول در ادبیات فانتزی معاصر را میدهد.
به گزارش میار، در بازار اشباعشده امروزِ ادبیات، عرضه یک مجموعه پنججلدی تازه حکایت از جسارت ناشر و مترجم دارد. رمان ناتوان، جلد اول مجموعه بینالمللی قدرتمند اثر لورن رابرتس، با ترجمهای روان و دقیق از لیلا رعیت، به زودی توسط نشر آذرگون منتشر میشود. این داستان فانتزی-عاشقانه و سیاسی، خواننده را از همان سطرهای آغازین به جهانی میبرد که در آن تفاوتهای طبقاتی و عشق ممنوعه، دست در دست هم دهشت و هیجان را به تصویر میکشند. پیش از انتشار رسمی این کتاب، گفتگویی اختصاصی با مترجم جلد اول داشتیم تا جذابیتهای این اثر و نقش ناشر در عرضهی آن را بررسی کنیم.
جهان فانتزی ناتوان؛ روایت توانایی و طردشدگی
داستان ناتوان در سرزمینی خیالی جریان دارد که سی سال پیش، یک بیماری عجیب استعدادها را هدف قرار داد. بازماندگان این بیماری به قدرتهای فوقطبیعی نائل شدند و تواناییهایی چون سرعت برقآسا یا جابهجایی در فضا کسب کردند اما افرادی که نه به قدرت خاصی دست یافتند و جان سالم در بردند، معمولی نامیده شدند و از منظر حکومت خودکامه گناهی نابخشودنی به حساب آمدند. پادشاه ستمگر، معمولیها را محکوم به تبعید یا مرگ میکند و حکم اعدام هرکه پناهندهشان شود، صادر است.
قهرمان داستان، پایدن، دختری هجدهساله از طبقه طردشدگان است. پدرش، پزشک مهربانی که به درمان معمولیها کمک میکرد، توسط پادشاه به جرم یاری به فقرا اعدام شد. اکنون پایدن در زاغههای شهر در خفا زندگی میکند، برای بقا میجنگد و حتی گاهی برای زندهماندن دست به دزدی میزند. در سوی دیگر، کای، نوزدهساله و وارث جاهطلب سلطنت، بهعنوان سردار جنگی از کودکی تحت شکنجه و تربیت قرار گرفته است. مأموریت کای، ریشهکن کردن بازماندگان عادی است و مسیر تقدیرش با راه پایدن در نبرد طبقاتی و خونریزی پیوند میخورد.
تلاقی انتقام و عشق ممنوعه، خط اصلی رمان را شکل میدهد: پایدن از یک سو در پی انتقام خون پدر است و از سوی دیگر نمیتواند احساس درونی خود نسبت به کای، مرد قدرتمند جوان، را نادیده بگیرد. کای نیز که مأمور اجرای دستور ظالمانه پادشاه است، در جدالی درونی گرفتار میشود؛ مسیری که از او جنگجویی بیرحم ساخته اما وجدانی سرکش نیز در او بیدار شده است. این تنش دائمی میان وظیفه و احساس، عقل و قلب، شورش و اطاعت، از مخاطب لحظهای خستگی نمیگیرد. جهانسازی این رمان، با توصیفهای دقیق از بازارهای محقر و کاخهای مجلل، عمقی ملموس به داستان بخشیده است.
ویژگیهای برجسته رمان
- جهانسازی ملموس: خلاف بسیاری از آثار صرفاً فانتزی، ناتوان با استفاده از استعارههای قدرتهای ماورایی به سراغ تفاوتهای طبقاتی میرود. در این رمان انسانها همچنان انسانهای قرنها قبلاند اما استعداد شماری از آنها به ابزاری برای اعمال قدرت و سرکوب بدل شده است. شرح دقیق بازارهای زاغهنشین و کاخهای حکومتی، رنگوبوی قرونوسطایی به فانتزی میدهد و جهانپردازی را قابللمس میکند.
- شخصیتپردازی غیرکلیشهای: پایدن، قهرمان داستان، منتظر معجزه نیست و شاهزاده سوار بر اسب سفید شدن را آرزو نمیکند. او برای بقا میجنگد، حتی اگر گاهی دست به خلاف (دزدی) بزند و بیش از عشق، به عدالت فکر میکند. در مقابل، کای که از کودکی در کاخ پرورش یافته، میان فرمان اطاعت و شور درونش در نوسان است. این تقابل شخصیتها، فراتر از کلیشههای مرسوم، جذابیت و پیچیدگی خاصی به روایت میبخشد.
گفتگو با لیلا رعیت، مترجم «ناتوان»؛ «ناتوان» فانتزی را برای مخاطب ملموس میکند
خانم رعیت، نظر شما درباره جذابیت و تعلیق داستان «ناتوان» در نگاه اول چیست؟ چه چیزی شما را در این رمان شگفتزده کرد؟
لیلا رعیت: «ناتوان» از همان صفحات اول مرا شگفتزده کرد. آغاز رمان در محلههای زاغهنشین و صحنهپردازیهای پرجزئیات بازارهای محلی بسیار تأثیرگذار است. به نظرم این توانایی درگیر کردن تمامی حواس خواننده، نقطه قوت بزرگ رابرتس جوان (نویسنده) است که تعلیق و جذابیت بالایی به داستان میبخشد.
شما ژانر این کتاب را «فانتزی معتدل» توصیف کردهاید. منظور دقیق شما از این اصطلاح چیست و چرا معتقدید این نوع فانتزی برای مخاطب عام نیز جذاب است؟
لیلا رعیت: منظور من این است که این کتاب آنقدر فانتزی نیست که مخاطب عام را از خود دور کند. قابلیتهای خاص آدمها در داستان بیشتر شبیهسازی اغراقشده استعدادهای طبیعی ماست و فضای کلی داستان نزدیک به زندگی انسانهای چند قرن پیش است. این نزدیکی به واقعیت و تاریخ، فانتزی را برای خواننده ملموستر میکند و مخاطبان گستردهتری را جذب خواهد کرد.
توانایی نویسنده در به تصویر کشیدن احساسات و بهویژه درد و هیجان در این رمان چگونه است؟ آیا نمونهای وجود دارد که این قابلیت نویسنده را به خوبی نشان دهد؟
لیلا رعیت: بله، رابرتس توانایی فوقالعادهای در به تصویر کشیدن احساسات و درد دارد. صحنهای را مثال میزنم که شاه با نوک شمشیر حرف O (نشان معمولی) را بر بدن یکی از محکومان حک میکند. در آن صحنه، درد زخم با گوشت و پوست حس میشود. به عقیده من، همین توانایی در مجسم کردن صحنههای تکاندهنده و القای مستقیم احساس، دلیل موفقیت جهانی این نویسنده است.
در پایان، نظر شما درباره کیفیت نشر این اثر و همکاری با نشر آذرگون چیست؟ آیا این روند میتواند به ترویج فرهنگ کتابخوانی کمک کند؟
لیلا رعیت: من از همکاری با نشر آذرگون واقعاً خرسند هستم. ناشر توانسته با انتخاب دقیق آثار، ویرایش حرفهای و فروش مستقیم، مجموعه پنججلدی قدرتمند را به قیمتی رقابتی به دست مخاطب برساند. به نظرم، این رویکرد مبتنی بر کیفیت و انصاف، گامی مهم در ترویج فرهنگ کتابخوانی محسوب میشود.
اگر ممکن است، درباره جلدهای بعدی این مجموعه نیز توضیحی بفرمایید.
لیلا رعیت: بله، لازم به ذکر است که جلدهای دوم تا پنجم این مجموعه با عناوین «بیپروا»، «قدرتمند»، «بیباک» و «بیمناک» توسط پریسا رجوند ترجمه شدهاند و به زودی همگی از سوی نشر آذرگون منتشر خواهند شد.
به گزارش میار، رمان ناتوان و مجموعه قدرتمند، علاوه بر سرگرم کردن مخاطب با داستانی فانتزی و پرکشش، به شکلی زیرپوستی به نقد استبداد و نابرابری میپردازند. این اثر با طرح تضاد طبقات اجتماعی، احساسی بودن انسان و ضرورت مقاومت در برابر ظلم، مشکلات بنیادین جامعه را در قالبی جذاب بازتاب میدهد. مجموعه قدرتمند با داستانی ترکیبی از هیجان فانتزی و معناگرایی اجتماعی، اثری درخور مخاطبان فرهنگ دوست ماست؛ کتابی که نه تنها لحظاتی پرهیجان برای خواننده رقم میزند، بلکه او را به تأمل در ارزشهای انسانی دعوت میکند.


