پنج شنبه، 25 تیر 1405
پایگاه خبری میار » اجتماعی » جهان » چرا وقوع دوباره جنگ ایران و اسرائیل، بعید به نظر می رسد!

گزارش تفصیلی از وقوع دوباره جنگ 12 روزه؛

چرا وقوع دوباره جنگ ایران و اسرائیل، بعید به نظر می رسد!

0
250
کد خبر: 74707

 با توجه به عدم تمایل قدرت‌های جهانی، هزینه‌های اقتصادی سنگین برای هر دو طرف و احتمال درگیری فراتر از کنترل، وضعیت «نه جنگ، نه صلح» محتمل‌تر از یک جنگ تمام‌عیار بین ایران و اسرائیل است. در نتیجه، بر اساس شواهد موجود، احتمال وقوع جنگ فراگیر در ماه‌های آینده بسیار پایین است و دو طرف به جای ورود به جنگ تمام‌عیار، به مدیریت تنش ادامه خواهند داد.

به گزارش میار، طی نیم قرن اخیر، روابط ایران و اسرائیل فراز و نشیب‌های قابل‌توجهی را تجربه کرده است، نقطه عطف این روابط، حمله اسرائیل به کنسولگری ایران در دمشق در تاریخ ۱ آوریل ۲۰۲۴ بود که منجر به کشته شدن چندین فرمانده ارشد سپاه پاسداران، از جمله محمدرضا زاهدی، شد. این حمله، که نقض آشکار قوانین بین‌المللی تلقی شد، ایران را مجبور به واکنش مستقیم از خاک خود کرد. در پاسخ، ایران در ۱۳ آوریل ۲۰۲۴ حملاتی را با نام عملیات وعده صادق به پایگاه‌های نظامی اسرائیل انجام داد و اسرائیل نیز در ۱۹ آوریل همان سال به تأسیسات پدافند هوایی در اصفهان حمله متقابل کرد. این چرخه حملات مستقیم و تلافی‌جویانه، نشان‌دهنده یک تغییر در دکترین نظامی هر دو طرف است. اسرائیل دیگر از سیاست «ابهام استراتژیک» در قبال حملات خود خارج شده بود و مستقیماً اهداف ایران را در خارج از مرزهای خود هدف قرار می‌داد. از سوی دیگر، ایران نیز برای اولین بار از خاک خود به اسرائیل حمله کرد؛ این تحول از یک سو، نشان‌دهنده بالا رفتن ریسک‌پذیری در تل‌آویو و تهران بود و از سوی دیگر، این تغییر رویکرد، احتمال درگیری‌های بزرگ‌تر را افزایش می‌داد و قواعد بازی پیشین را به هم می‌زد و این وضعیت ارزیابی سنتی از قدرت و بازدارندگی را با چالش جدی مواجه می‌کرد و در آخر جنگ ایران و اسرائیل از درگیری های محدود به یک جنگ مستقیم تبدیل شد؛ یعنی جنگ 12 روزه!

حالا سوال این است،بعد از اتمام 12 روزه و آتش بس شفاهی با واسطه میانجی گران منطقه ای بین ایران و اسرائیل، آیا باز هم جنگ شروع خواهد شد، پاسخ به این پرسش از آنجایی اهمیت پیدا می کند که همچنان مردم ایران با بازی های رسانه ای اسرائیل، تصور می کنند دوباره به ایران حمله ای دیگر از سوی اسرائیل خواهد شد.

تحلیل مقایسه‌ای توانمندی‌ها و استراتژی‌ها

توان نظامی اسرائیل؛ برتری کیفی و دفاع چندلایه

توان نظامی اسرائیل بر پایه برتری کیفی، تکنولوژی پیشرفته و یک سیستم دفاعی چندلایه استوار است. بر اساس گزارش مؤسسه بین‌المللی مطالعات استراتژیک در سال ۲۰۲۳، ارتش اسرائیل دارای ۱۶۹,۵۰۰ سرباز فعال و ۴۶۵,۰۰۰ نیروی ذخیره است که اکثریت آن‌ها پس از هفتم اکتبر فراخوانده شده‌اند. بودجه نظامی این کشور در سال ۲۰۲۲ حدود ۲۳.۴ میلیارد دلار بود که شامل ۳.۱۸ میلیارد دلار کمک سالانه نظامی ایالات متحده است.

قدرت هوایی اسرائیل یکی از برترین‌ها در جهان است و با ۶۱۱ هواگرد جنگی، شامل جنگنده‌های نسل چهارم مانند F-15 ایگل (موسوم به "باز") و F-16 (موسوم به "سوفا") و به ویژه جنگنده نسل پنجم F-35I (موسوم به "ادیر")، قادر به اجرای عملیات‌های دوربرد و پنهان‌کارانه است. F-35I مزیت‌های پنهان‌کاری، توانایی حمل تسلیحات بومی و موتور قدرتمند F135-PW-100 را به اسرائیل می‌دهد که به عنوان ابزار اصلی تهاجم دوربرد عمل می‌کند.

در حوزه پدافند، اسرائیل یک شبکه دفاع موشکی چندلایه ایجاد کرده است:

  • سامانه دفاع موشکی گنبد آهنین (Iron Dome): این سامانه برای رهگیری راکت‌ها و گلوله‌های کوتاه‌برد طراحی شده و توانایی آن در سال ۲۰۱۴ رهگیری بیش از ۱,۲۰۰ راکت اعلام شد. با این حال، نقطه ضعف اصلی آن هزینه بسیار بالای هر شلیک (حدود ۶۰ هزار دلار) در مقایسه با راکت‌های ارزان‌قیمت دشمن (۸۰۰ دلار) است، که آن را در برابر حملات اشباعی آسیب‌پذیر می‌کند.
  • فلاخن داوود (David's Sling): این سامانه لایه میانی دفاعی اسرائیل است که برای مقابله با موشک‌های بالستیک کوتاه‌برد و موشک‌های کروز توسعه یافته و در سال ۲۰۱۶ عملیاتی شد.
  • آرو (Arrow): این سامانه برای رهگیری موشک‌های بالستیک میان‌برد در ارتفاعات بالا، به‌ویژه موشک‌های شهاب ایران، طراحی شده است.

قدرت نظامی ایران؛ بازدارندگی نامتقارن و توانمندی‌های بومی

قدرت نظامی ایران بر مبنای راهبردهای نامتقارن و اتکا به توانمندی‌های بومی شکل گرفته است. ایران با ۴۲۰,۰۰۰ نیروی فعال در ارتش و ۲۳۰,۰۰۰ نیروی زبده در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و حداقل ۳۵۰,۰۰۰ پرسنل ذخیره، دارای نیروی انسانی گسترده‌ای است. بودجه نظامی ایران در سال ۲۰۲۲ حدود ۶.۸ میلیارد دلار بود که این بودجه کمتر، تمرکز بر راهبردهای کم‌هزینه و نامتقارن را توجیه می‌کند.

زرادخانه موشکی و پهپادی، ابزار اصلی بازدارندگی ایران محسوب می‌شود. «بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها» در آمریکا اذعان کرده است که ایران بزرگترین و متنوع‌ترین زرادخانه موشکی غرب آسیا را در اختیار دارد. این زرادخانه شامل موشک‌های بالستیک دوربرد مانند شهاب ۳ (با برد ۲۰۰۰ تا ۳۰۰۰ کیلومتر) و موشک‌های سوخت جامد مانند سجیل است که قابلیت پرتاب از سکوهای متحرک را دارند. همچنین، نیروی پهپادی سپاه پاسداران نیز رشد چشمگیری دارند و پهپادهایی مانند شاهد ۱۳۶ و غزه (با قابلیت حمل ۸ تا ۱۲ بمب و مداومت پروازی ۳۵ ساعت) رونمایی شده‌اند. ایران با استفاده از این توانمندی‌ها، به یک بازیگر تأثیرگذار در موازنه‌های منطقه تبدیل شده است.

همچنین، دکترین «دفاع فرامرزی» و شبکه گسترده مقاومت شامل حزب‌الله، حوثی‌ها و دیگر گروه‌ها، یک ابزار حیاتی برای انتقال رویارویی به خارج از مرزها است. حزب‌الله، به‌عنوان یکی از زبده‌ترین گروه‌های نظامی همسو با ایران، دارای توانایی موشکی و اطلاعاتی قابل‌توجهی است. این شبکه به ایران اجازه می‌دهد تا بدون ورود به جنگ مستقیم، هزینه‌هایی را به اسرائیل تحمیل کند و از سوی دیگر، حوثی‌ها نیز با حملات پهپادی به اسرائیل و مختل کردن تجارت دریایی، به اهداف ایران کمک می‌کنند.

تحلیل تطبیقی و تعیین برتری نظامی

ارزیابی برتری نظامی صرفاً با مقایسه تعداد سربازان یا جنگنده‌ها کافی نیست. اسرائیل دارای برتری تکنولوژیک و کیفی، به ویژه در نیروی هوایی و سیستم‌های پدافندی است. در مقابل، ایران این برتری را با کمیت، دکترین نامتقارن و توانایی اشباع پدافندی دشمن جبران می‌کند. این به معنای جنگی است که در آن نقاط قوت دو طرف به گونه‌ای طراحی شده‌اند که نقاط ضعف یکدیگر را هدف قرار دهند. برتری هوایی اسرائیل می‌تواند به اهداف استراتژیک در عمق خاک ایران ضربه بزند اما این حملات مستعد پاسخ‌های گسترده و پرهزینه هستند. حملات عملیات وعده صادق با وجود رهگیری، به اهدافی اصابت کرد و نشان داد که هیچ سامانه پدافندی مطلقاً نفوذناپذیر نیست.

هزینه حملات نامتقارن ایران به مراتب کمتر از هزینه‌های دفاعی اسرائیل است. در حملات آوریل ۲۰۲۴، هزینه دفاعی اسرائیل و متحدان حدود ۱ میلیارد دلار تخمین زده شد، در حالی که هزینه عملیات ایران تنها ۸۰ تا ۱۰۰ میلیون دلار بود. این اختلاف هزینه یک «مزیت نامتقارن» را برای ایران ایجاد می‌کند. تحمیل هزینه‌های اقتصادی سنگین بر اسرائیل از طریق حملات مکرر موشکی و پهپادی، حتی اگر اکثر آن‌ها رهگیری شوند، در بلندمدت یک استراتژی فرسایشی اقتصادی به نفع ایران است.

شاخص

ایران

اسرائیل

بودجه نظامی سالانه

۶.۸ میلیارد دلار 

۲۳.۴ میلیارد دلار (شامل ۳.۱۸ میلیارد دلار کمک آمریکا) 

نیروی انسانی (فعال + ذخیره)

۴۲۰,۰۰۰ (ارتش) + ۲۳۰,۰۰۰ (سپاه) + حداقل ۳۵۰,۰۰۰ (ذخیره) 

۱۶۹,۵۰۰ (فعال) + ۴۶۵,۰۰۰ (ذخیره) 

ناوگان هوایی

-

۶۱۱ هواگرد شامل جنگنده‌های نسل چهارم و F-35I 

زرادخانه موشکی

بزرگترین و متنوع‌ترین در غرب آسیا 

-

نیروی پهپادی

رشد چشمگیر و رونمایی از پهپادهای انتحاری و شناسایی 

-

سامانه‌های پدافندی

سامانه‌های بومی و وارداتی (S-300

شبکه چندلایه (گنبد آهنین، فلاخن داوود، آرو) 

قدرت اقتصادی؛ چالش تحریم در برابر هزینه جنگ

اقتصاد ایران تحت فشار تحریم‌های بلندمدت

اقتصاد ایران سال‌هاست تحت تأثیر تحریم‌های شدید قرار دارد که به عنوان مهمترین عامل عدم تداوم رشد اقتصادی پس از دهه ۱۳۸۰ شناخته می‌شود. گزارش‌های صندوق بین‌المللی پول نیز کاهش پیش‌بینی رشد اقتصادی ایران و افزایش نرخ تورم را نشان می‌دهند. با این حال، سال‌ها انزوا و تحریم، اقتصاد ایران را در برابر شوک‌های ناگهانی جنگی تاب‌آورتر کرده است. این کشور به لطف اتکا به اقتصاد داخلی و راه‌های دور زدن تحریم، می‌تواند از واردات و صادرات زیرزمینی در شرایط بحرانی بهره ببرد.

اقتصاد جنگی اسرائیل؛ هزینه‌های سنگین و شوک‌های چندجانبه

اقتصاد اسرائیل، که اقتصادی مبتنی بر بازار و تکنولوژی پیشرفته است، در برابر جنگ تمام‌عیار و طولانی آسیب‌پذیر است.

اقتصاد جنگی اسرائیل از زمان جنگ غزه با هزینه‌های سنگینی روبرو بوده است که برآوردها آن را بین ۳۹.۵ تا ۴۲.۴ میلیارد دلار می‌دانند. این هزینه‌ها به کاهش رشد اقتصادی، افزایش کسری بودجه و بی‌اعتمادی سرمایه‌گذاران منجر شده است.

تنها جنگ ۱۲ روزه در خرداد ۱۴۰۴، شوک‌های چندجانبه‌ای به اقتصاد اسرائیل وارد کرد که شامل کاهش ارزش شِکِل و تنزل پیش‌بینی رشد اقتصادی برای سال ۲۰۲۵ از ۳.۶٪ به ۲٪ بود. فراخوان ۳۰۰,۰۰۰ نیروی ذخیره و کاهش نیروی کار ماهر، در کنار توقف گردشگری و سرمایه‌گذاری خارجی، به طور مستقیم به کاهش تولید ناخالص داخلی منجر شده است. این فشار اقتصادی، به هزینه‌های فزاینده اقتصاد جنگی اسرائیل اضافه می‌کند و آن را شکننده‌تر می‌کندد.

شاخص

ایران

اسرائیل

تولید ناخالص داخلی (اسمی)

۴۰۵ میلیارد دلار 

۵۲۰.۷ میلیارد دلار 

وضعیت اقتصادی

تحت فشار تحریم‌های بلندمدت 

مبتنی بر بازار و تکنولوژی 

رشد اقتصادی

پیش‌بینی رشد صفر در سال ۱۴۰۴ 

پیش‌بینی رشد ۲٪ برای سال ۲۰۲۵ 

هزینه‌های جنگ

هزینه عملیات وعده صادق: ۸۰-۱۰۰ میلیون دلار 

هزینه جنگ غزه: ۳۹.۵ تا ۴۲.۴ میلیارد دلار 

تاب‌آوری اقتصادی

مقاوم در برابر شوک‌های ناگهانی به دلیل سال‌ها تحریم 

آسیب‌پذیر در برابر جنگ طولانی به دلیل وابستگی به سرمایه‌گذاری خارجی 

قدرت رسانه‌ای و جنگ روایت‌ها در میدان نبرد

استراتژی رسانه‌ای ایران؛ روایت «مقتدر مظلوم»

قدرت رسانه‌ای ایران بر مبنای روایت «مقتدرِ مظلوم» شکل گرفته است. هدف این دکترین، ایجاد همبستگی ملی و مقابله با جنگ روانی دشمن است. رسانه‌های ایران تلاش می‌کنند تصویری از نظامی قدرتمند ارائه دهند که توانایی پاسخگویی دارد و در عین حال قربانی تجاوزات خارجی است. این استراتژی در مدیریت روایت داخلی نسبتاً موفق عمل کرده و در خنثی‌سازی شایعات و عملیات روانی دشمن در فضای مجازی داخلی مؤثر بوده است. با این حال، رسانه‌های ایران در عرصه بین‌المللی با چالش‌هایی روبرو هستند و در بازنمایی خلاقانه روایت خود ضعف دارند.

استراتژی رسانه‌ای اسرائیل؛ «حسبارا» و دیپلماسی عمومی

استراتژی رسانه‌ای اسرائیل که با نام «حسبارا» (Hasbara) شناخته می‌شود، یک رویکرد «توضیح‌دهنده» و «برندسازی» است که با هدف کسب حمایت عمومی و مقابله با تلاش‌ها برای سلب مشروعیت طراحی شده است. این استراتژی بر ابزارهایی مانند استفاده گسترده از شبکه‌های اجتماعی، انتشار ویدیوهای جنگی و همکاری با سازمان‌های خصوصی برای پیشبرد روایت خود در سطح جهانی متمرکز است. این دوگانگی رویکرد به این معنی است که نبرد رسانه‌ای در یک جنگ ایران و اسرائیل، یک نبرد دوگانه است: نبرد داخلی برای حفظ انسجام و نبرد خارجی برای کسب حمایت جهانی.

میدان نبرد فراتر از مرزها؛ نقش مقاومت اسلامی و قدرت‌های جهانی

مقاومت اسلامی؛ بازوی راهبردی نامتقارن

نیروهای مقاومت در منطقه شامل حزب‌الله، حوثی‌ها و دیگر گروه‌ها، یک بازوی راهبردی حیاتی برای ایران محسوب می‌شود. این شبکه به ایران اجازه می‌دهد تا بدون ورود به جنگ مستقیم، هزینه‌هایی را به اسرائیل تحمیل کند و جبهه جنگ را به خارج از مرزهای خود منتقل کند. حزب‌الله با زرادخانه موشکی و توان اطلاعاتی خود، تهدید قابل‌توجهی برای اسرائیل در جبهه شمالی است. در مقابل، اسرائیل ادعا می‌کند که ۸۰٪ از توان نظامی حزب‌الله را منهدم کرده است. حوثی‌ها نیز با حملات موشکی و پهپادی به اسرائیل و کشتیرانی در دریای سرخ، زنجیره تأمین جهانی را مختل کرده‌اند.

حمایت غرب و مواضع شرق

مناقشه ایران و اسرائیل در یک خلاء رخ نمی‌دهد، بلکه در چارچوب یک نظم جهانی چندقطبی در حال شکل‌گیری است. حمایت آمریکا از اسرائیل یک جنبه تاریخی دارد که از پایان جنگ جهانی دوم آغاز شده و این کشور را به بزرگترین تأمین‌کننده مالی و تسلیحاتی اسرائیل تبدیل کرده است. ایالات متحده اسرائیل را «متحد اصلی در بیرون از ناتو» می‌داند و دسترسی ممتازی به پیشرفته‌ترین فناوری‌های نظامی آمریکا به آن داده است.

مواضع اروپا نیز تغییر کرده و به موضعی خصمانه‌تر در قبال ایران روی آورده است. این موضع جدید، فشار دیپلماتیک بر ایران را افزایش می‌دهند و آن‌ها حملات نظامی اسرائیل را به‌عنوان «حق اسرائیل برای دفاع از خود» توجیه می‌کنند. در مقابل، مواضع روسیه و چین محتاطانه اما حمایتگرانه است. آن‌ها حملات اسرائیل را محکوم و بر لزوم خویشتن‌داری و حل دیپلماتیک بحران تأکید می‌کنند. این کشورها، به دنبال جلوگیری از یک جنگ فراگیر هستند که منافع اقتصادی آن‌ها را به خطر اندازد. عدم تمایل روسیه و چین به جنگ تمام‌عیار، به موازات فشار دیپلماتیک و نظامی آمریکا و اروپا، باعث می‌شود که هر دو طرف به جای ورود به جنگ فراگیر، به دنبال مدیریت تنش باشند.

پیش‌بینی آینده؛ آیا جنگ به زودی به وقوع خواهد پیوست؟

تحلیل وضعیت هسته‌ای؛ فلش پوینت اصلی

وضعیت هسته‌ای ایران به عنوان اصلی‌ترین نقطه درگیری باقی می‌ماند. گزارش‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی (IAEA) نشان می‌دهد که ایران ذخایر غنی‌سازی اورانیوم خود را به ۶۰ درصد رسانده که بسیار نزدیک به سطح تسلیحاتی ۹۰ درصد است. این موضوع از سوی اسرائیل و ایالات متحده به عنوان یک «تهدید حیاتی» مطرح شده است. در واکنش به حملات احتمالی، ایران پیش‌نویس قطعنامه‌ای را به آژانس ارائه کرد که خواستار ممنوعیت حمله به تأسیسات هسته‌ای است. در مقابل، غرب با استفاده از مکانیسم ماشه به عنوان یک اهرم فشار کلیدی، می‌تواند بدون نیاز به وتو، تحریم‌های سازمان ملل علیه ایران را بازگرداند.

سناریوهای محتمل از دیدگاه کارشناسان

در حالی که برخی منابع به وقوع یک جنگ دیگر در آینده نزدیک اشاره دارند، اکثر تحلیلگران و داده‌های موجود، وقوع یک جنگ تمام‌عیار را در کوتاه‌مدت بسیار بعید می‌دانند.

  • سناریوی اول (محتمل‌ترین): ادامه فشار دیپلماتیک و اقتصادی همراه با درگیری‌های محدود. چرا که هر دو طرف از هزینه‌های فاجعه‌بار یک جنگ تمام‌عیار آگاه هستند.
  • سناریوی دوم (احتمال متوسط): توافق موقت و محدود. میانجی‌گری برخی کشورها می‌تواند به توافقی برای کاهش غنی‌سازی اورانیوم در ازای لغو بخشی از تحریم‌ها منجر شود.
  • سناریوی سوم (اولویت بسیار پایین): جنگ فراگیر منطقه‌ای. این سناریو به دلیل پیامدهای فاجعه‌بار برای کل منطقه و جهان، از جمله اختلال در تجارت جهانی و افزایش قیمت انرژی، توسط اکثر کارشناسان «بسیار بعید» تلقی می‌شود.

بنابراین، با توجه به عدم تمایل قدرت‌های جهانی، هزینه‌های اقتصادی سنگین برای هر دو طرف و احتمال درگیری فراتر از کنترل، وضعیت «نه جنگ، نه صلح» محتمل‌تر از یک جنگ تمام‌عیار است. در نتیجه، بر اساس شواهد موجود، احتمال وقوع جنگ فراگیر در ماه‌های آینده بسیار پایین است و دو طرف به جای ورود به جنگ تمام‌عیار، به مدیریت تنش ادامه خواهند داد.

 

دسته بندی: جهان / اسلاید
تبلیغ

نظر شما

  • نظرات ارسال شده شما، پس از بررسی و تأیید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
نام شما : *
ایمیل شما :*
نظر شما :*
کد امنیتی : *
عکس خوانده نمی‌شود
برای کد جدید روی آن کلیک کنید