شنبه، 27 تیر 1405
پایگاه خبری میار » فرهنگی » دمی با حافظ / جان عاریتی

دمی با حافظ / جان عاریتی

0
149
کد خبر: 67354
پایگاه خبری تحلیلی «میار»، نوع نگاه انسان به خودش در این دنیا در چگونگی رفتار او مهم است. به طور کلی دو دیدگاه در باره رابطه ی انسان با دنیا وجود دارد. یک نگاه دل بستن به دنیا و زندگی کردن به گونه ای که همیشه در اینجا زیست خواهد کرد. هر چند مرگ را قبول دارد. ولی به گونه ای زندگی می کند که گویا تا همیشه در این دنیا زندگی خواهد کرد.
این پندار مانع و رهزن سیر و سلوک آدمی است. چنین انسانی خود را مالک و مَلِک می داند. کسی که خود را مالک دانست دلبستگی اش به دنیا نیز بیشتر خواهد شد.
در مقابل نگاه عاریتی به دنیاست. بدین معنا که هر چه در دست ماست عاریه ای است و ما چیزی از خود نداریم. در تعقیب نماز عصر می خوانیم: لايَمْلِكُ لِنَفْسِهِ نَفْعاً وَلَا ضَرَّاً وَلَا مَوْتاً وَلَا حَيَاةً وَلَا نُشُوراً

سود و زیان و مرگ و زندگی و رستاخیز خویش را در اختیار ندارد.
خداوند می فرماید:
قُلْ مَنْ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ أَمَّنْ يَمْلِكُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَمَنْ يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَيُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ وَمَنْ يُدَبِّرُ الْأَمْرَ ۚ فَسَيَقُولُونَ اللَّهُ ۚ فَقُلْ أَفَلَا تَتَّقُونَ
(یونس/۳۱)

بگو: کیست که شما را از آسمان و زمین روزی می دهد؟ یا کیست که بر گوش ها و چشم ها مالکیّت و حکومت دارد؟ و کیست که زنده را از مرده، و مرده را از زنده بیرون می آورد؟ و کیست که همواره امور [جهان هستی] را تدبیر می کند؟ به زودی خواهند گفت: خدا! پس بگو: آیا [از پرستش غیر او] نمی پرهیزید؟!

آیت الله جوادی آملی می فرماید:
[به چیزی که در دست کسی است و مال او نیست از این جهت عاریه گفته اند که آن شخص از آن عریان است. کسی که مالک چیزی نباشد و آن را از دیگری بگیرد، در حقیقت خود از آن عریان و برهنه است.همه ی عناوین حقیقی عاریه است. با قدری تأمل بیشتر می بینیم نه تنها اموال، اولاد و اعضای خانواده ما عاریه اند، بلکه اصل زندگی و بود ما نیز عاریه است.] (مراحل اخلاق در قرآن، آیت الله جوادی آملی، صفخه ۶۵، مرکز نشر اسرا  چاپ سیزدهم، ۱۳۹۱)
حافظ که عارفی ره پیموده و دل از عناوین ظاهری و تعلقات دنیوی کنده است نگاهش به رابطه ی خود با زندگی این دنیا همین نگاه عاریتی است:

این جان عاریت که به حافظ سپرده دوست
روزی رخش ببینم و تسلیم وی کنم

این نگاه عاریتی از دو جهت است: یکی اینکه همه ی تعلقات دنیوی را عاریه ای می داند و دل به این دنیا نمی بندد. دوم اینکه جایگاه واقعی و حقیقی خود را در جهانی دیگر می داند. در پرتو زیست آن جهانی است که احساس می کندبه مقصد رسیده است:

حجاب چهره جان می‌شود غبار تنم
خوشا دمی که از آن چهره پرده برفکنم

چنین قفس نه سزای چو من خوش الحانیست
روم به گلشن رضوان که مرغ آن چمنم

عیان نشد که چرا آمدم کجا رفتم
دریغ و درد که غافل ز کار خویشتنم

چگونه طوف کنم در فضای عالم قدس
که در سراچه ترکیب تخته بند تنم

اگر ز خون دلم بوی شوق می‌آید
عجب مدار که همدرد نافه ختنم

طراز پیرهن زرکشم مبین چون شمع
که سوزهاست نهانی درون پیرهنم

بیا و هستی حافظ ز پیش او بردار
که با وجود تو کس نشنود ز من که منم

در نگاه عارف این جهان، جهان عاریه است. نتیجه چنین نگاهی دل نبستن به این دنیا و عشق ورزیدن به دنیای دیگر است.

نصرالله شفیعی

دمی با حافظ
تبلیغ

نظر شما

  • نظرات ارسال شده شما، پس از بررسی و تأیید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
نام شما : *
ایمیل شما :*
نظر شما :*
کد امنیتی : *
عکس خوانده نمی‌شود
برای کد جدید روی آن کلیک کنید