شنبه، 27 تیر 1405
پایگاه خبری میار » فرهنگی » رمان عاشقانه هدرا در یک ماه به چاپ دومش رسید+گفتگو با نویسنده

رمان عاشقانه هدرا در یک ماه به چاپ دومش رسید+گفتگو با نویسنده

0
1 345
کد خبر: 59864
رمان «هدرا» اثر تازه معصومه راهپیما، در واپسین روزهای زندگی ادبیات ایران که دیگر باید با وجود این شرایط و بحران کرونا، انتظار مرگ آن را داشته‌باشیم، به چاپ دوم رسیده‌است؛ همین موضوع ما را برآن داشت تا هم کتاب را بخوانیم و هم اینکه با نویسنده آن صحبت کوتاهی داشته باشیم.
رمان عاشقانه هدرابه گزارش پایگاه خبری تحلیلی میار، «هدرا» اثر جدیدی از کهربا، نویسنده معاصر و نوپا در جرگه رمان نویسان معاصر بوده که در ژانر عاشقانه اجتماعی نوشته شده‌است؛ نویسنده خوش ذوق این رمان دانش آموخته مهندسی امور مالی است و بیشتر مخاطبان آثارش، او را با نام کهربا می‌شناسند.

معصومه راهپیما، درباره شروع به فعالیت نویسندگی‌اش به میار اینطور می‌گوید: فعالیتم را از محیط مجازی شروع کردم و بعدتر، پس از تایید اولین رمانم به اسم «نامی» توسط نشر سخن وارد عرصه نویسندگی یا بهتر است بگویم رمان نویسی، شدم.

کهربا، بعد از رمان نامی که در ژانر اجتماعی-عاشقانه نوشته شده؛ رمان دوم خود به اسم «مهر مهرویان» را نیز توسط نشر سخن به چاپ رسانده‌است. رمان سوم او نیز «پریشانی ماه» نام دارد که در ژانر حماسی-اجتماعی و با نگاه دقیق بر معضل تجاوز و راه‌های درمان فرد آسیب دیده توسط نشر شقایق به چاپ رسیده‌است.

براساس این گزارش، جدیدترین اثر او «هدرا» نام دارد که توسط نشر صدای معاصر به چاپ رسیده و با استقبال خوبی مواجه شده و عجیب تر اینکه با وجود بحران کرونا، در عرض یک‌ماه به چاپ دوم نیز رسیده‌است.

داستان کتاب طوری طراحی شده که کهن الگوهای داستانی، برای مثال درگیری دو برادر بر سر یک زن یا همان روایت هابیل و قابیل، در داستان جای گرفته‌اند و همین موضوع رمان را جذاب و خواندنی‌تر کرده؛ درواقع همین کهن الگوی درگیری دو برادر خیر و شر بر سر یک زن، روایت اصلی را نیز تشکیل داده‌است.

«هدرا» روایت عشق است و از همان ابتدا با خواندن نام کتاب نیز متوجه این ماجرا می‎شویم که قرار است میوه ممنوعه بهشتی در بطن داستانی تازه با سر و شکلی نو اما همچنان به همان بو و با اصالت قدیم خود، در روایتی تازه جان بگیرد و اگرچه داستان در قسمت کوتاهی سورئال نیز می‌شود بااینحال با صراحت می‌توان گفت در واقع رئال بودن داستان به جذابیت آن می‌افزاید.

خرده داستان‌هایی که در بطن قصه اصلی روایت می‌شوند نیز با هنرمندی مخاطب را با خود همراه می‌کنند تا جاییکه خواننده کتاب در نقاطی از داستان احساس می‌کند به زودی قرار است دوباره اتفاق عجیب‌تری بیفتد و با توجه به روایت اول شخص داستان، درجه بالای همزادپنداری مخاطب با راوی داستان، باعث می‌شود هیچ قضاوتی درباره این زن، که دائما در حال احساس کردن واقعیت اما انکار کردن آن است، صورت نگیرد.

همین نکات «هدرا» را از هم قطاران خود جدا می‌کند و باعث می‌شود خواننده غیر عامه‌پسند نیز به این رمان که دغدغه اجتماعی آن نیز پررنگ است، جذب شود و باید به این نکته نیز اشاره کرد که داستان اصلی از نظر روانشناختی شخصیت‌های کتاب را یکی به یکی برای مخاطب واکاوی و در لحظه مناسب شوک اصلی داستان را به مخاطبش وارد می‌کند.

در خلاصه این کتاب به قلم خود نویسنده آمده‌است: «روشنا دختری است آزاد و امروزی که درگیر عشق مردی به نام شاهان می‌شود. شاهان مردی است متعصب با لایه‌های شخصیتی پنهان که وجودش برای روشنا وقایع عجیبی را رقم می‌زند. لوکیشن داستان بیشتر در خانه‌ای قدیمی در یکی از محلات نوفل لوشاتوی تهران می‌گذرد. جایی که روشنا با شاهان و مادرشوهرش زندگی می‌کند. رازهای سر به مهر و گذشته شاهان زندگی روشنا را تحت تاثیر قرار می‌دهد و در ادامه دگرگون می‌کند.»


در ادامه گفتگوی میار با نویسنده «هدرا» را خواهید خواند.

بیشتر به نوشتن در چه ژانری علاقمند هستید؟
معمولا برای داستان‌هایم ژانر اجتماعی-عاشقانه را انتخاب می‌کنم و در هر کدام از آثارم به یک معضل اجتماعی نیز می‌پردازم و همراه با یک روایت عاشقانه، آن معضل را به مرور ساخته و پرداخته، می‌کنم تا جایی که در انتهای داستان مخاطب بتواند اطلاعات مفید و کارآمدی به همراه خواندن داستان به دست بیاورد.

نام رمان هدرا را چطور انتخاب کردید؟
اول اینکه هدرا نام علمی گیاه عشقه هست. عشقه گیاهی است که پیچک وار به دور میزبان‌خود می‌پیچد. گاه به شکل آفت و علف هرز عمل می‌کند و میزبان‌را می‌خشکاند و نابود می‌کند و گاهی هم از گیاه میزبان‌مواظبت می‌کند و به رشد گیاه کمک می‌کند. داستان درباره عشق دو مرد به یک زن است. یکی مخرب و دیگری سازنده. یعنی عشق هم می‌تواند یک انسان را به تعالی برساند و هم او را نابود کند. درست شبیه به گیاه هدرا. بر روی جلد رمان هم از تصویر همین گیاه استفاده شده که به دور تندیس زنی پیچیده و آقای محسن سعیدی به خوبی و خیلی مرتبط جلد را طراحی کرده اند که از ایشان تشکر می‌کنم.

سبک رمان کاملا رئال نبود. از چه سبکی استفاده کردید و چرا؟
حق با شماست، سبک کاملا رئال نبود به این دلیل که شخصیت فروزان‌خانم داری چشم برزخی است و یک نقطه نورانی و سورئال در داستان است. یک شخصیت شگفت انگیز و با موهبتی خاص و فراواقعی! صد البته باقی داستان کاملا رئال نوشته شده، البته بخش زن شناسی داستان نیز در واقع یک نوع سبک است و آن را نیز نمی‌توان نادیده گرفت.

چرا در طول داستان حس می‌کردیم که شما به عشق‌های قدیمی بهای بیشتری می‌دهید و عشق قدیمی برتر از عشق امروزی است؟
خب این دیدگاه من بر می‌گردد به شرایط حال حاضر جامعه و تقلیل ثبات قدم و صداقت در نسل امروز. در گذشته آدم‌ها؛ فرقی نمی‌کند زن یا مرد، خلوص نیت و ثبات قدم بیشتری داشتند. در هر شرایطی پای انتخاب و عشقشان می‌ماندند و طبق گفته‌ها، روایت‌ها و داستان‌های گذشته درصد خیانت، ابتذال و بی وفایی خیلی کمتر از دنیای امروز بود. همه عشق‌های اسطوره‌ای در گذشته اتفاق افتاده اند. یعنی وقتی که بشر تحت تاثیر صنعت و آلودگی افکار امروزی قرار نگرفته بود.

سوژه را چطور انتخاب کردید؟
اصل جرقه انتخاب این سوژه در یک روز عادی و در سالن انتظار دندان پزشکی اتفاق افتاد. وقتی دو تا خانم با هم از زنی می‌گفتند که دو برادر عاشقش بودند. یکی بد طینت و دیگری موجه و خوش قلب. ذهن متخیل یک نویسنده حتی از یک اخبار کوتاه هم می‌تواند کتاب حجیمی بسازد. طرح داستان را همان روز زدم و مطمئنا برای من نور بر تاریکی و خوب بر بد پیروز است. پس نتیجه داستان و پایانش را هم از همان اول می‌دانستم.

در مورد نویسنده و نویسندگی بگویید؟

رسالت یک نویسنده قدم برداشتن در راه تعالی روح و افزودن اطلاعات مخاطب است. کسی شبیه به من این مهم را از طریق روایت داستانی بیان می کند و دیگری از طریق کتاب روانشناسی، اجتماعی و آموزشی. فرقی نمی‌کند که داستان کوتاه را انتخاب کنیم و یا یک داستان بلند و رمان. در هرصورت یک نویسنده تمام تلاشش را در راه آموختن به مخاطب به کار می‌گیرد. پس طبقه بندی‌های حال حاضر جامعه ادبی ایران برای نویسندگان ادبیات داستانی از نظر من کاملا مردود است. این طبقه بندی‌ها باعث شده که مخاطب رمان و داستان بلند به صرف صفت عامه پسند به نویسندگان خوش قلم و توانای ایرانی اعتماد نکند و تمایلش به خواندن آثار ترجمه بیشتر باشد.

تحت تاثیر چه نویسنده‌ای هستید؟
من آثار داستانی کلاسیک ایران و جهان را تا حدی مطالعه کرده ام و نمی‌توان گفت که فقط تحت تاثیر یک نویسنده شهیر بوده ام. شاید از صادق هدایت چیزی آموخته ام و نکته‌ای را از محمود دولت آبادی و تجربه‌ای را از داستان‌های سیمین دانشور کسب کرده‌ام اما از جهت بعد زن شناسی در داستان هایم و ساده نویسی و به کار بردن کلمات و روایت‌های قابل درک؛ شاید بتوان گفت که سبک نوشتنم در رمان به زویا پیرزاد نزدیک است.
سیدخلیل موسوی نیا
تبلیغ

نظر شما

  • نظرات ارسال شده شما، پس از بررسی و تأیید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
نام شما : *
ایمیل شما :*
نظر شما :*
کد امنیتی : *
عکس خوانده نمی‌شود
برای کد جدید روی آن کلیک کنید