جمعه، 26 تیر 1405
پایگاه خبری میار » فرهنگی » آذرخش لیلا رعیت به چاپ دوم رسید

آذرخش لیلا رعیت به چاپ دوم رسید

0
213
کد خبر: 56773
دراین روزها که شرایط اقتصادی و مشکلات حاصل از کرونا گرمی را از بازار نشر و کتاب گرفته، شنیدن این خبر که یک رمان ایرانی ظرف مدتی کوتاه طرفداران خاص خود را پیداکرده و به چاپ‏های بعدی رسیده جالب توجه و کنجکاوی برانگیز است.

به گزارش میار، رمان آذرخش به نویسندگی لیلا رعیت در سال 98 توسط انتشارات نسل نواندیش به چاپ رسید. این کتاب پس از چندی طرفداران خاص خود را پیداکرد و در پیج‏های اینستاگرام، خبرگزاری‌ها و دنیای مطبوعات کاغذی به کرات معرفی و مطرح شد. عده‏ زیادی طرفدار آن بودند و موضوعش را متفاوت از بسیاری رمان‏های دیگر ایرانی می‏دانستند.

داستان راجع به زندگی دختری به نام سارا آذرخش بوده که در دوران کودکی والدین خود را از دست داده‌است. ابتدا خانواده مادری مسئولیت رشد او را برعهده گرفتند و پس از چندی، دایی مجردش خانه‏ای مستقل گرفت و در آنجا درمقام پدری مجرد، زندگی جدید را به همراه سارا آغازکرد. سارا تحت حمایت‌ها و جدیت‌های دایی بزرگ شد و این زندگی متفاوت، پیامدهای متفاوتی هم در برداشت.

در آذرخش دو ماجرای عاشقانه مطرح می‏شود؛ یکی داستان سارا که در آموزشگاه زبان رخ می‏دهد و دیگری داستان دایی که عمری به جز زجر، عذاب و فراری دادن خود از ازدواج، بارقه دیگری برای او و سارا نداشته‌است. همچنین در بطن این قصه، غصه‌ها ریشه‌یابی می‏شود تا حل بشوند.

با اینحال درکنار این دو داستان عاشقانه و حتی توهم عشق که در بخشی از آذرخش مطرح می‏شود، حس دیگری وجود دارد و آن، وابستگی عاطفی شدیدی بوده که بین دو کاراکتر اصلی داستان یعنی سارا و دایی‌اش، جاری است. این همان نکته روانشناسانه رمان است که به کمک روانشناس داستان کندوکاو می‏شود.

از نویسنده رمان آذرخش، بیش از 20 اثر ترجمه منتشر شده و به تازگی نیز از او رمانی دیگر به نام پاندورا و با همان موضوع عاشقانه روانشناسانه، توسط انتشارات نسل نواندیش به چاپ رسیده است.

در قسمتی از این کتاب به قلم لیلا رعیت خواهید خواند: "حرف بزن عزیزم، حرف بزن. تا ابد حرف بزن. دوست دارم تو بگویی و من گوش کنم، تو بخندی و من لذت ببرم، تو راه بروی و من تماشا کنم. دوستت دارم، بیش از آنکه فکرش را بکنی، به مراتب بیشتر از آنکه در ذهنت بگنجد در قلب من فضا داری.

همه عشقم، روحم، جانم، وجودم متعلق به توست. تو نیمه گمشده منی، گمشده‌ای که پیدا شده است و من خیال ندارم از دستش بدهم. بگو از دنیا چه می‌خواهی؟ همه را برایت می‌آورم، حتی اگر لازم باشد برای به دست آوردنش به آن سوی قله کوه قاف بروم."
دسته بندی: فرهنگی / سردبیر
تبلیغ

نظر شما

  • نظرات ارسال شده شما، پس از بررسی و تأیید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
نام شما : *
ایمیل شما :*
نظر شما :*
کد امنیتی : *
عکس خوانده نمی‌شود
برای کد جدید روی آن کلیک کنید