نگاهی به کتاب "اشراق درخت گوجه سبز" نوشته شکوفه آذر
اینکه دسترسی به یک کتاب زیرزمینی در ایران تا به این حد راحت باشد که یک پیج اینستاگرامی حداقل روزی 20 تا از آن را مثل نقل و نبات بفروشد به خودی خود جالب اما نکته مهمتر پر طرفدار بودن این کتاب است که برای مخاطبان نیز بررسی آن خالی از لطف نخواهد بود.
به گزارش میار، شکوفه آذر را پیش از این در ایران با کتاب روز گودال میشناسند که خودش هم در مصاحبهای با کیهان لندن عنوان کردهاست؛ به دلیل محدودیتهایی که برایش در نوشتن رمان وجود داشت آن چیزی که مد نظرش بود از دل رمان بیرون نیامدهاست.
بااینحال اینکه شکوفه آذر کیست و اینکه چرا "اشراق درخت گوجه سبز" او تا این حد برای رسانهها و کلا مردم مهم شدهاست در اینجا بررسی نمیشود بلکه هدف از نگارش این گزارش نشان دادن این است که این کتاب چطور به این معروفیت عجیب و غریب دست یافته است.
کتاب "اشراق درخت گوجه سبز" در استرالیا منتشر شده است و خود شکوفه آذر نیز دقیقا در این کشور ساکن است و کتابش نیز به دلیل انگلیسی زبان بودن در بوکر اخیر نامزد نهایی شدهبود اگرچه جایزه بوکر در نهایت همانطور که پیشبینی میشد به کتاب دیگری تعلق گرفت.
شکوفه آذر درباره این کتاب خود طی یک مصاحبه نیز گفتهاست: رمانم در مورد مصائب زندگی روزمره ایرانی است... تجسم نوسان و تقلای پیوسته آن که بین چهار قطب سرگردان است: مرگ و زندگی، سیاست و مذهب. زندگی ما در ناامیدی، جبر و مرگ رویاهایمان ریشه دارد».
کتاب فضای سیاهی را ترسیم میکند، روایت در روستای رازان که به احتمال زیاد باید از توابع خمین باشد، میگذرد، توضیح اینکه؛ در ایران بیش از یک روستا به نام رازان داریم و به دلیل محتوای رمان احتمالا باید داستان در خمین جریان داشته باشد.
روایت داستان نیز درباره خانواده دختری است که در اتفاقات سال 57 کشته میشود و از آنجایی که با رئالیسم جادویی در این کتاب روبرو هستیم داستان نیز روایت گذران زندگی خانواده این دختر در بطن اتفاقات آن سال و به زبان دختر است که حالا روحش در دنیای کتاب جریان دارد.
اینکه چرا کتاب تا این حد معروف و پرفروش شدهاست میتوان به پرفروش بودن آثار صادق هدایت و نویسندگانی از این دست در همین کشور اشاره کرد که همیشه با پدید آوردن فضایی سیاه و مملو از ناامیدی و جبر زمانه، مخاطب را به خود جذب میکنند و دنیای تباهی را به نمایش میکشند.
همانطور که مشخص است و از کتابهای زیرزمینی در حال فروش در بازار کتاب برایمان مشخص میشود، اکثریت مخاطب کتابخوان ایرانی، علاقه شدیدی به این نوع کتابها دارد اما اینکه دلیل آن چیست باید به چند نکته اشاره کرد.
نکته اول اینکه نویسندههای بعد از انقلاب و بیشتر نویسندههایی که برای نوشتن به خارج از کشور سفر کردهاند؛ به شدت آزادتر از نویسندگان داخلی مینویسند و همین موضوع باعث میشود ذهن مخاطب قلقلک دادهشود تا مخاطب خودش را به آب و آتش بزند بلکه بتواند کتابهایی اینچنینی را پیدا کند و بخواند.
نکته دوم اینکه کتابهایی که در آنها ناامیدی به شدت موج میزند با توجه به شرایط اقتصادی جامعه و فاصله طبقاتی موجود که باعث شدهاست برخیها در زمره چهار درصدیها قرار بگیرند و بقیه فکر کنند وجودشان اصلا مهم نیست، دلیل دیگری است که چنین کتابهایی تا این حد طرفدار پیدا میکنند.
نکته سوم هم به تبلیغات باز میگردد و از آنجایی که چنین کتابهایی نقد نظام جمهوری اسلامی ایران به حساب میآیند، در نتیجه توسط رسانههای آنور آبی به شدت تبلیغ میشوند و حتی بعضا نامزد دریافت جایزه بوکر میشوند چراکه دقیقا با سیاستهای غربی خوانش دارند و عجیب اینکه رسانههای داخلی نیز تحت تاثیر همان تبلیغات، به تبلیغ این کتاب روی میآورند.
در مجموع این دلایل و دلایل دیگری که مطمئنا از قلم نگارنده افتادهاند، باعث میشود در این روزهای کرونا زده و درحالیکه بیشتر کتابها به فروش آنچنانی دست پیدا نمیکنند، بازار فروش کتابهای زیرزمینی داغ باشد و طبق معمول نیز بیشتر مسئولان برایشان چنین مسائلی ارزش بررسی ندارد.
به گزارش میار، شکوفه آذر را پیش از این در ایران با کتاب روز گودال میشناسند که خودش هم در مصاحبهای با کیهان لندن عنوان کردهاست؛ به دلیل محدودیتهایی که برایش در نوشتن رمان وجود داشت آن چیزی که مد نظرش بود از دل رمان بیرون نیامدهاست.
بااینحال اینکه شکوفه آذر کیست و اینکه چرا "اشراق درخت گوجه سبز" او تا این حد برای رسانهها و کلا مردم مهم شدهاست در اینجا بررسی نمیشود بلکه هدف از نگارش این گزارش نشان دادن این است که این کتاب چطور به این معروفیت عجیب و غریب دست یافته است.
کتاب "اشراق درخت گوجه سبز" در استرالیا منتشر شده است و خود شکوفه آذر نیز دقیقا در این کشور ساکن است و کتابش نیز به دلیل انگلیسی زبان بودن در بوکر اخیر نامزد نهایی شدهبود اگرچه جایزه بوکر در نهایت همانطور که پیشبینی میشد به کتاب دیگری تعلق گرفت.
شکوفه آذر درباره این کتاب خود طی یک مصاحبه نیز گفتهاست: رمانم در مورد مصائب زندگی روزمره ایرانی است... تجسم نوسان و تقلای پیوسته آن که بین چهار قطب سرگردان است: مرگ و زندگی، سیاست و مذهب. زندگی ما در ناامیدی، جبر و مرگ رویاهایمان ریشه دارد».
کتاب فضای سیاهی را ترسیم میکند، روایت در روستای رازان که به احتمال زیاد باید از توابع خمین باشد، میگذرد، توضیح اینکه؛ در ایران بیش از یک روستا به نام رازان داریم و به دلیل محتوای رمان احتمالا باید داستان در خمین جریان داشته باشد.
روایت داستان نیز درباره خانواده دختری است که در اتفاقات سال 57 کشته میشود و از آنجایی که با رئالیسم جادویی در این کتاب روبرو هستیم داستان نیز روایت گذران زندگی خانواده این دختر در بطن اتفاقات آن سال و به زبان دختر است که حالا روحش در دنیای کتاب جریان دارد.
اینکه چرا کتاب تا این حد معروف و پرفروش شدهاست میتوان به پرفروش بودن آثار صادق هدایت و نویسندگانی از این دست در همین کشور اشاره کرد که همیشه با پدید آوردن فضایی سیاه و مملو از ناامیدی و جبر زمانه، مخاطب را به خود جذب میکنند و دنیای تباهی را به نمایش میکشند.
همانطور که مشخص است و از کتابهای زیرزمینی در حال فروش در بازار کتاب برایمان مشخص میشود، اکثریت مخاطب کتابخوان ایرانی، علاقه شدیدی به این نوع کتابها دارد اما اینکه دلیل آن چیست باید به چند نکته اشاره کرد.
نکته اول اینکه نویسندههای بعد از انقلاب و بیشتر نویسندههایی که برای نوشتن به خارج از کشور سفر کردهاند؛ به شدت آزادتر از نویسندگان داخلی مینویسند و همین موضوع باعث میشود ذهن مخاطب قلقلک دادهشود تا مخاطب خودش را به آب و آتش بزند بلکه بتواند کتابهایی اینچنینی را پیدا کند و بخواند.
نکته دوم اینکه کتابهایی که در آنها ناامیدی به شدت موج میزند با توجه به شرایط اقتصادی جامعه و فاصله طبقاتی موجود که باعث شدهاست برخیها در زمره چهار درصدیها قرار بگیرند و بقیه فکر کنند وجودشان اصلا مهم نیست، دلیل دیگری است که چنین کتابهایی تا این حد طرفدار پیدا میکنند.
نکته سوم هم به تبلیغات باز میگردد و از آنجایی که چنین کتابهایی نقد نظام جمهوری اسلامی ایران به حساب میآیند، در نتیجه توسط رسانههای آنور آبی به شدت تبلیغ میشوند و حتی بعضا نامزد دریافت جایزه بوکر میشوند چراکه دقیقا با سیاستهای غربی خوانش دارند و عجیب اینکه رسانههای داخلی نیز تحت تاثیر همان تبلیغات، به تبلیغ این کتاب روی میآورند.
در مجموع این دلایل و دلایل دیگری که مطمئنا از قلم نگارنده افتادهاند، باعث میشود در این روزهای کرونا زده و درحالیکه بیشتر کتابها به فروش آنچنانی دست پیدا نمیکنند، بازار فروش کتابهای زیرزمینی داغ باشد و طبق معمول نیز بیشتر مسئولان برایشان چنین مسائلی ارزش بررسی ندارد.
آدرس کوتاه خبر:
