پنج شنبه، 25 تیر 1405
پایگاه خبری میار » اجتماعی » قضایی و حقوقی » عارف ۳۲ ساله محارب است/ او به بچه دو ساله هم رحم نداشت+ فیلم گفت و گو با متهم

عارف ۳۲ ساله محارب است/ او به بچه دو ساله هم رحم نداشت+ فیلم گفت و گو با متهم

0
540
کد خبر: 27664
میار: عارف سی و دو ساله دی ماه سال گذشته برای اجرای نقشه سیاه خود به در خانه‌هایی در مناطق جنوبی تهران می‌رفت و زنگ خانه‌ها را می‌نواخت و وقتی متوجه می‌شد که کودک یا زنی در خانه تنها است به بهانه‌های مختلف از جمله دادن بدهی‌اش به پدر خانواده وارد خانه می‌شد و بعد با تهدید چاقو ابتدا اقدام به آزار و اذیت کودک یا زن تنها می‌کرد و در نهایت با سرقت اموال گرانقیمت خانه را ترک می‌کرد. متهم در مدت کوتاهی که به قول خودش حدود دو‌ماه از جنایت‌هایش می‌گذشت هزاران زنگ خانه را به صدا در آورده و بیش از ۲۰ کودک و زن را مورد آزار و اذیت قرار داده بود که اکثر آن‌ها کودکان بودند. او به زودی به جرم محارب در دادگاه انقلاب پای میز محاکمه خواهد ایستاد.




به گزارش پايگاه خبري نيک رو؛ هفتم دی‌سال‌۹۷ بود که نخستین شکایت از مرد شیطان‌صفت در اداره پلیس مطرح شد. آن روز مردی سراسیمه به کلانتری ۱۳۰‌نازی‌آباد رفت و در جریان ماجرا گفت: برای انجام کاری همراه همسرم از خانه‌مان بیرون رفته بودیم و دختر هشت ساله‌ام در خانه تنها بود. ساعتی طول کشید تا کارمان تمام شد و به خانه برگشتیم. وقتی در را باز کردم با بهم ریختگی وسایل خانه‌مان روبه‌رو شدم که حکایت از این داشت سارق یا سارقانی به خانه‌مان دستبرد زده‌اند. نگران دخترمان شدم که صدایی از او شنیده نمی‌شد که به سرعت به اتاق خواب رفتم و مشاهده کردم دست و پا و دهان دخترم بسته شده و روی زمین افتاده است. وقتی دست و پایش را باز کردم دخترم گریه می‌کرد که به مادرش گفته بود سارق شیطان صفتی او را آزار و اذیت کرده است.
دختر بچه هشت‌ساله‌ام به مأموران گفت: در خانه تنها بودم که زنگ خانه‌مان به صدا در آمد. آیفون را برداشتم که مردی گفت: با پدرم کار دارد و به او گفتم پدر و مادرم هر دو بیرون هستند. لحظاتی بعد دوباره این مرد زنگ خانه را زد و این بار گفت: به پدرم بدهکار است و برای او پول آورده است. او گفت: در را باز کنم تا پول را داخل آسانسور بگذارد و من هم پول را از آسانسور بردارم و وقتی پدرم به خانه آمد پول را به او بدهم. من در را باز کردم و کنار آسانسور منتظر پول بودم و وقتی در آسانسور باز شد مردی که چاقو در دست داشت مرا به زور به داخل خانه کشاند و بعد با تهدید چاقو مرا آزار داد و بعد هم طلا‌های من و مادرم را سرقت کرد.
با طرح این شکایت بلافاصله تیم زبده‌ای از کارآگاهان پلیس‌آگاهی به دستور قاضی دشتبان، بازپرس شعبه دهم دادسرای امور جنایی تهران برای شناسایی سارق شیطان صفت وارد عمل شدند.
همزمان با ادامه تحقیقات مأموران با شکایت‌های مشابه‌ای روبه‌رو شدند که حکایت از این داشت متهم در مناطق خانی‌آباد، نازی‌آباد، فلاح، مولوی، منیریه به در خانه‌هایی مراجعه کرده و به همین شیوه پس از ورود به خانه‌ها کودکان بین ۵ تا ۱۳‌سال را که در خانه تنها بوده‌اند مورد آزار و اذیت قرار داده است.
در حالی که هر روز به تعداد شاکیان افزوده می‌شد مأموران موفق شدند متهم را که مرد ۳۲‌ساله‌ای به نام عارف و از مجرمان سابقه دار بود شناسایی و وی را در مخفیگاهش حوالی جوادیه راه آهن دستگیر کنند.
متهم پس از دستگیری به بیش از ۲۰‌مورد آزار و اذیت و سرقت اعتراف کرد. وی گفت: پدرم از مجرمان سابقه‌دار بود که در درگیری با پلیس کشته شد. سال‌ها قبل وارد جرگه مجرمان شدم به طوریکه از ۱۷‌سال قبل بیش از ۱۵‌بار به خاطر ارتکاب جرائمی راهی زندان شدم. دو ماه قبل که از زندان آزاد شدم تصمیم گرفتم در مناطق جنوبی تهران به در خانه‌هایی بروم که کودکانشان در خانه تنها هستند و به بهانه اینکه قصد دارم بدهی پدرشان را پرداخت کنم وارد خانه آن‌ها شوم و پس از سرقت آن‌ها را آزار و اذیت کنم.
متهم پس از تحقیقات تکمیلی به خاطر تعدد جرائم و آزار و اذیت کودکان مفسد فی الارض شناخته شد و پرونده آن برای رسیدگی به دادگاه انقلاب فرستاده شد. رسیدگی به اتهامات آدم‌ربایی، سرقت و... سارق‌شیطان صفت در دادسرای امور جنایی تهران همچنان در جریان است.

گفت و گو با متهم

امیر تصور نمی‌كرد، راز جنایت‌های سیاهش فاش و دستگیر شود. اعتیاد شدیدی به شیشه دارد و به‌سختی روی پای خود می‌ایستد. مرد شرور سعی می‌كند خود را بی‌گناه نشان دهد، اما وقتی با قربانیانش رو‌به‌رو می‌شود، دیگر راهی برای فرار از حقیقت ندارد.
اسمت چیه؟
امیر. اما بچه محل ها «امیرو» صدام می‌کنند
چند سال داری؟
32 سال.
مجردی؟
بله. ده سال از عمرم را در زندان بودم. كار و خانه درست حسابی هم نداشتم. چطور می‌خواستم ازدواج كنم.
چند بار دستگیر شدی؟
زیاد است.  13 ساله بودم که برای اولین بار دستگیر شدم.
به چه جرمی؟
فكر كنم سرقت بود.
آخرین بار كی از زندان آزاد شدی؟
بعد از عید .
ده بار دستگیری باعث نشد از كارهای خلافت دست بكشی؟
اعتیاد داشتم و مجبور بودم برای تامین پول مواد سرقت كنم.
هر چند وقت یك بار سراغ طعمه‌هایت می‌رفتی؟
وقتی پول می‌خواستم.
از این سرقت‌ها چقدر گیرت آمد؟
حدود 30 میلیون تومان.
با پول‌ها چه كردی؟
شیشه خریدم و كشیدم.
درباره شگردت بگو؟
در خیابان‌ها می‌گشتم و در خانه‌ها را می‌زدم. اگر زن یا مردی جواب می‌داد یا از داخل خانه صدا می‌آمد، سراغ خانه دیگری می‌رفتم. شاید برای پیدا كردن طعمه، زنگ هزار تا خانه را می‌زدم. وقتی بچه جواب می‌داد، چند دقیقه بعد دوباره زنگ می‌زدم. اگر باز بچه جواب می‌داد، سراغ پدر و مادرش را می‌گرفتم. زمانی كه از تنها بودن او مطمئن می‌شدم، نقشه‌ام را اجرا می‌كردم. برای این‌كه آنها شك نكنند، می‌گفتم امانتی پدرت را داخل آسانسور گذاشته‌ام. بچه‌ها زمانی كه به سمت آسانسور می‌آمدند، با چاقو تهدیدشان كرده و نقشه خود را اجرا می‌كردم.بچه ها را به اتاقی می بردم و دست و پای آنها را می بستم و با جستجو در خانه، طلا و پول سرقت می کردم.
پیاده به محل های سرقت می رفتی؟
اغلب پیاده می رفتم اما یک بار قبل ورود به خانه ای ، دوچرخه ای سرقت کردم و با آن به مقابل خانه ها می رفتم و زنگ می زدم.
برای چه کلاه کاسکت روی سرت می گذاشتی؟
برای اینکه شناسایی نشوم.
طلاها را کجا مخفی می‌کردی؟
در لوله بخاری خانه‌ام.
چرا بچه ها را مورد آزار و اذیت قرار می‌داد؟
....
می‌دانی چه مجازاتی در انتظارت است؟
نه اما كار خاصی نكرده‌ام!



تبلیغ

نظر شما

  • نظرات ارسال شده شما، پس از بررسی و تأیید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
نام شما : *
ایمیل شما :*
نظر شما :*
کد امنیتی : *
عکس خوانده نمی‌شود
برای کد جدید روی آن کلیک کنید