جمعه، 26 تیر 1405
پایگاه خبری میار » فرهنگی » سینمای ایران » نقدی بر فیلم آستیگمات؛ ساخته مجیدرضا مصطفوی

نقدی بر فیلم آستیگمات؛ ساخته مجیدرضا مصطفوی

0
210
کد خبر: 24720

میار: چندی پیش فیلم آستیگمات را که در جشنواره جهانی فیلم فجر امسال اکران شده بود به تماشا نشستیم. تماشای این فیلم ما را با پرسش عجیبی رو به رو ساخت و آن اینکه اساساً معیار پذیرش فیلم ها در جشنواره فیلم فجر چیست و ملاحظاتی که منجر به حذف برخی از فیلمها می شود دقیقا چه چیزی است؟

آستیگمات نمونه موفقی از فیلم های اجتماعی است که تا به الان در سینمای ایران به اکران درآمده و معدود فیلم هایی هستند در این ژانر که بتوانند به این شکل مخاطب را همراه خود کرده و روایتی خوب از اوضاع و احوال بیرونی روایت کنند. سیاهی اوضاعی که فیلم به تصویر می کشد برای مخاطبان بیش از اندازه تلخ و گزنده است اما به هرحال از شرایط کنونی جامعه امروزمان که بعضی خانواده ها با آن دست و پنجه نرم می کنند دست کمی ندارد، زنی بیوه که حالا به مردی جدید دلبسته و می فهمد او باعث بدبختی زن دیگری، قبل از ازدواج با او شده است، پسری که بازگشت پدرش باعث شده تا زندگی وی در مرز فروپاشی کامل قرار بگیرد و صد البته پدر هم زندگی اش دست کمی از اوضاع کنونی خانواده سابق اش ندارد و در آخر عروسی که زندگی اش دستخوش یک انتخاب اشتباه است، عشق بی سرانجام و بی حاصل!

فیلم جدای از سابقه کارگردان که پیش از این فیلمی ناموفق در حوزه اجتماعی رقم زده است، محصولی رضایت بخش را به مخاطب ارائه می دهد و همین باعث می شود مخاطب تا لحظه آخر پای پرده سینما بنشیند و از جایش تکان نخورد تا بلکه کاراکترها کمی خوش شوند و از زندگی کام بگیرند اما فیلم در انتها، یک لحظه با چرخشی180 درجه ای که با کمی نقص اجرا می شود، کاملا مخاطب را غافلگیر می کند و نقص چنین غافلگیری آن است که مخاطب از قبل اطلاعاتی که باید به این نقطه برسد را دریافت نکرده است. اصل داستان فیلم نیز همین صحنه است که دیگر مخاطب را به نتیجه دلخواه کارگردان می رساند، مگر از این بدتر هم می شود. فیلم روایت اش را بر مبنای عشق های بی حاصل گذاشته است، عشق های دمدمی و بی مورد که می تواند زندگی خود فرد و اطرافیانش را نیز تحت الشعاع قرار بدهد!

البته آستیگمات تنها روایتی از عشق های بی حاصل نیست بلکه از هم گسیختگی اوضاعی را به تصویر می کشد که کم و بیش در بین خودمان و یا خانواده و آشنایانمان دیده ایم اما کمتر به آنها توجه کرده ایم و شاید هم نمونه هایی بهتر از سوژه های فیلم را هم دیده باشیم اما چینش کارگردان در رسیدن به نتیجه نهایی اثر، همان است که مخاطب انتظارش را می کشید و ای کاش فضای گزنده فیلم در آخر نتیجه هم می داد اما همان هم مثل عشق های یهویی کاراکترها بیش از حد بی حاصل می شود و همین بی حاصلی مخاطب را تا کمی از پرده سینما پس می زند.

همچنین در بخش بازیگری، فیلم اثری برجسته و قابل ستایش است. مصطفی کیایی که در چند سال اخیر در آثار کمدی بازی کرده و به نظر می رسید تبدیل به کلیشه شده باشد، در آستیگمات بازی خوب و کنترل شده ای را از خود به نمایش می گذارد و نشان می دهد که می توان به عنوان یک بازیگر همه فن حریف نیز روی او حساب باز کرد. مهتاب نصیر پور هم که پس از سالها به سینما بازگشته و مطابق انتظار بهترین بازی را از خود به نمایش گذاشته است.

نویسنده: زینب اصفهانی

دسته بندی: فرهنگی / سینمای ایران
تبلیغ

نظر شما

  • نظرات ارسال شده شما، پس از بررسی و تأیید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
نام شما : *
ایمیل شما :*
نظر شما :*
کد امنیتی : *
عکس خوانده نمی‌شود
برای کد جدید روی آن کلیک کنید