قصاص براي قتل داماد خشمگين
میار: قاتلان داماد جواني كه با پرخاشگريهاي خود، حتي به پدر زن و مادر زن خود نيز فحش داده بود با حكم قضات به قصاص محكوم شدند
به گزارش میار، رسيدگي به اين پرونده از سال 94 آغاز شد. در يكي از روزهاي اين سال، كشف جسد جوان سربريدهاي در ورامين، پليس را در برابر جنايت فجيعي قرار داد. با اعلام اين خبر به بازپرس كشيك قتل، تحقيقات اوليه در اين زمينه آغاز و به زودي مشخص شد جسد متعلق به مردي به نام فرشيد حدودا 20 ساله است كه با وارد آمدن ضربات چاقو به بدن كشته شده است.
پس از اين، جسد به پزشكي قانوني منتقل شد تا اينكه خانواده مقتول شناسايي و به دادسرا فراخوانده شدند. پدر مقتول از اختلاف قديمي بين پسر و خانواده عروساش خبر داد. به زودي با اين اطلاعات برادرزن فرشيد به دادسرا فراخوانده شد.
محمد 23 ساله كه با وجود مدارك موجود در پرونده و عليالخصوص پيامكهاي رد و بدل شده با مقتول چارهاي جز اعتراف نداشت به كشتن مقتول با همكاري دوستش اعتراف كرد.
او مدعي بود روز واقعه به همراه دوستش كه كمتر از 18 سال سن داشت مقتول را به تهران كشانده و از آنجا او را به ورامين برده و با چاقو كشتهاند. به اين ترتيب همدست او به نام وحيد نيز بازداشت شد.
با تكميل اين پرونده و ارسال آن به دادگاه، چندي پيش جلسه رسيدگي به موضوع در شعبه هفتم دادگاه كيفري يك استان تهران به رياست قاضي محمود كيخا و مستشاري قاضي حسيني صورت گرفت.
ابتدا اولياي دم در جايگاه قرار گرفتند و براي قاتلان فرزند خود درخواست قصاص كردند. پدر مقتول كه از زندان ملاير به دادگاه تهران منتقل شده بود گفت: من به دليل شكايتي كه زن دوم جديدم از من كرده است در زندان به سر ميبرم. آن موقع آزاد بودم و با چشمان خود يك بار ديدم كه خانواده همسر پسرم، او را به طرز وحشتناكي كتكش زدند و حتي يكبار برادرزنش خطاب به او در حاليكه قمه در دست داشت گفت كه بالاخره يك روز تو را خواهم كشت. وقتي كه خبر رسيد فرزندم گمشده است من مطمئن بودم كه او را كشتهاند تا اينكه با كشف جسدش همه چيز مشخص شد. حالا براي اين قاتلان بيرحم درخواست قصاص دارم.
در ادامه متهم اصلي پرونده كه محمد بود به جايگاه فراخوانده شد و گفت: من قتل را قبول دارم. ما با همكاري يكديگر چنين كاري را كرديم اما اي كاش نميكرديم. آن موقع خيلي از دستش عصباني بوديم. او به پدر و مادرم فحش داده بود و با همه رفتار بدي داشت. هروقت به خانه ميآمد شيشهها را ميشكست و در حاليكه به دليل خوردن مشروب در حال خودش نبود به همه فحش ميداد. وقتي با وحيد صحبت كردم تصميم به اين كار گرفتيم. او را به تهران كشانديم و به ورامين برديم. ابتدا من با ضرباتي او را از پاي انداختم و بعد از من وحيد به سراغش رفت و با زدن ضربات ديگري كار را تمام كرد و ميخواست سرش را ببرد كه ديگر موفق نشديم.
در ادامه روند رسيدگي به پرونده، وحيد به جايگاه فراخوانده شد و گفت: مقتول آدم پرخاشگري بود. من و مادرم به او خيلي محبت كرده بوديم اما او قدر ندانست و يك روز به خانه من در شهرستان رفته بود و به مادر و پدرم فحاشي كرده بود در حاليكه پدرم فوت شده است. خيلي از اين موضوع ناراحت شدم و حتي شنيدم كه او از خانهمان سرقت نيز كرده است. با برادرزنش صحبت كردم كه او گفت من هم از او دلخورم و در ادامه يك چنين نقشهاي را ريختيم. بعد از اينكه او را سوار كرديم مقتول به ما سيگاري داد و ما با كشيدن آن سيگار حالمان خراب شد. فقط وقتي فهميدم چه كار كردهايم كه او را كشته بوديم و در بيابان دست به چاقو ايستاده بوديم.
اين اظهارات در حالي مطرح ميشد كه براساس مدارك موجود در پرونده قضات مدعي بودند ماجراي قتل براساس سناريويي از پيش طراحي شده از سوي هر دو متهم انجام شده است.
در انتهاي رسيدگي به اين پرونده قضات وارد شور شدند و هر دو متهم را به قصاص محكوم كردند.
