قتل مهندس ايراني با ميلگرد/ كارگر افغانستاني محاكمه شد
میار: رسیدگی به این پرونده از حدودا یک سال پیش و به دنبال بالاگرفتن دعوا میان دو برادر افغان از کارگران ساختمانی در منطقه پرديس آغاز شد. دعوا میان عظیم و محمد به کتک کاری کشیده شد و عظیم که با سنگ شیشه تلویزیون اتاق را شکسته بود با میانجیگری صاحب ملک و پسرش که مهندس ساختمان بود کمی آرام گرفت اما در ادامه كه حالا از شکستن شیشه تلویزیون اتاقش عصبانی بود درگیری را از سر گرفت.
وقتی میانجیگری صاحب ملک و پسرش برای خاتمه دادن به این دعوا بینتیجه ماند، آنها با پیمانکار ساختمانی تماس گرفتند. مرد پیمانکار که خودش این دو کارگر را به آنجا آورده بود و مسئوليت آنها را نيز بر عهده داشت، سریعا به محل آمد و از ماجرای درگیری باخبر شد. او قصد داشت تا دعوا و تنش را کمتر کند اما عصبانیت و غیظ تمام وجود عظیم را فرا گرفته بود تا اینکه او تصمیم گرفت میلگردی را به سمت برادرش پرتاب کند.
در همان لحظه میلگرد به گردن پسر صاحب ملک که مهندس ساختمان نیز بود برخورد کرد. پسر جوان که به شدت دچار خونریزی شده بود به بیمارستان منتقل شد اما ساعتی بعد به خاطر شدت جراحات جان سپرد. به این ترتیب پرونده جنایت تشکیل و عظیم با راهنماییهای برادرش بالاخره در اطراف تهران مورد شناسایی قرار گرفت و بازداشت شد.
عظيم به پرتاب میلگرد اعتراف کرد و گفت: دعوای من و محمد بر سر کار بود. محمد تنبل بود و همیشه کارهای سخت را گردن من میانداخت. آن روز من خیلی عصبانی بودم ومیخواستم هر طور شده محمد را ادب کنم اما وقتی پیمانکار ساختمانی سر رسید به حرفهایم گوش نداد. او فقط میخواست به دعوا پایان دهد. من که کنترل اعصابم را از دست داده بودم میلگرد را به سمت برادرم و پیمانکار پرتاب کردم اما آنها به موقع جاخالی دادند و میلگرد به گردن پسر صاحب ملک برخورد کرد. من هیچ خصومتی با صاحب ملک و پسرش نداشتم. پدر و پسر را از قبل نمیشناختم و به تازگي سر آن ساختمان رفته بودم و آنها اولین شاهدان دعوا میان من و محمد بودند. آنها سعی کردند به دعوا پایان دهند اما وقتی نتوانستند با پیمانکار تماس گرفتند تا خودش را به محل ساختمان برساند. حرفهای پیمانکار موجب شد عصبیتر شوم و به چنین کاری دست بزنم که آخر و عاقبتش نیز مرگ ناخواسته یک مرد مسلمان بود.
بنبراین گزارش، این متهم به بازسازی صحنه جرم پرداخت و پروندهاش به شعبه هشتم دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد تااینکه بالاخره او هفته گذشته در جلسهای به ریاست قاضی حشمتالله توکلی و مستشاری قاضی حسن محمدی در جایگاه محاکمه قرار گرفت.
در ابتدای این جلسه، اولیای دم که پدر مقتول بود از سمت خود و دو نوهاش که ولی آنها میباشد برای متهم به قتل درخواست قصاص کرد. در ادامه قضات متهم را به جایگاه فراخواندند که وی در دفاع از خود گفت: من و برادرم با یکدیگر دعوایمان شده بود و من اصلا مهندس را نمیشناختم که حالا بخواهم با او خصومتی هم داشته باشم. من تنها یک بار او را دیده بودم و در همان دیدار اول او به نظرم آدم شریفی میآمد. درگیری بین من و برادرم بود و آن روز در اتاقک در حال دعوا بودیم که برادرم از اتاقک بیرون رفت. خیلی از دست او عصبانی بودم. او جلوی همه به من فحاشی میکرد و تمام اعصاب و روان مرا به هم ریخته بود. همین مسئله باعث شد یک تکه میلگرد نمره 10 که روی زمین افتاده بود را بردارم چراکه چیز دیگری دم دستم نبود و قصدم از پرتاب کردن آن میلگرد نیز این نبود که بخواهم برادرم را بکشم بلکه من چیز دیگری در آن لحظه روی زمین پیدا نکردم و به همین دلیل میلگرد را که باورم نمیشد با آن بتوان آدم کشت از روی زمین برداشتم و در یک لحظه به سمت برادرم پرتاب کردم که میلگرد مستقیم به سمت او رفت و مهندس نیز عقب تر از برادرم ایستاده بود. وقتی برادرم جاخالی داد، میلگرد به یک ستون خورد و از آنجا کمانه کرد و به سمت مهندس رفت و داخل گردن مهندس شد. وقتی به مهندس رسیدم متوجه شدم که 15 سانتی متر از میلگرد داخل گردنش رفته است. واقعا هدف من از اینکار قتل مهندس نبود. من اصلا اهل آدم کشتن نیستم و اکنون از اولیای دم نیز تقاضای عفو و بخشش دارم.
در انتهای این جلسه هیات قضايي وارد شور شدند تا برای سرنوشت متهم پرونده تصمیم گیری کنند.
