پنج شنبه، 25 تیر 1405
پایگاه خبری میار » اجتماعی » قضایی و حقوقی » بلاي فجيعي كه بر سر زني در عبدل آباد آمد| مرا سوار ماشين كرد و با تهديد چاقو...

بلاي فجيعي كه بر سر زني در عبدل آباد آمد| مرا سوار ماشين كرد و با تهديد چاقو...

0
761
کد خبر: 18674

میار: شهریور ماه سال 95 پیکر نیمه جان زن جوانی به بیمارستانی در جنوب تهران انتقال یافت. براساس شواهد، او از سوی فردی ناشناس مورد حمله قرار گرفته بود و آن فرد که به احتمال زیاد قصد کشتن زن جوان را داشته است پس از ارتکاب به جنایت از محل گریخته بود. با این اوصاف زن جوان که بعد از بهبودی مشخص شد عاطفه نام دارد پس از بهبودی نسبی به اداره پلیس آگاهی تهران بزرگ رفت و در تشریح ماجرا نیز گفت: من مطلقه هستم و مدتی است که تنها با دخترم زندگی می کنم. از یک سال قبل بود که به عنوان مسافر سوار خودروی مرد مسافربری به نام  تقی شدم. این شروع آشنایی من با او بود. او چندین بار به دیدنم آمد و پس از مدتی نیز به من ابراز علاقه کرد و می گفت که قصد ازدواج دارد. ماجرای خواستگاری تقی را با خانواده ام در میان گذاشتم اما چون مطلقه و صاحب فرزند بودم برادرم  با این ازدواج مخالفت کرد. به همین دلیل از تقی مهلت خواستم تا بتوانم برادرم را راضی کنم اما تقی فکر می کرد با بدقولی هایم قصد اخاذی از او را دارم. آن روز می خواستم برای خرید به عبدل آباد بروم و قرار بود تقی مرا به آنجا ببرد. سوار ماشین او شدم اما او در بین راه بار دیگر حرف ازدواج را پیش کشید. من از حرف های تکراری اش عصبانی شدم و گفتم لازم است تا چند ماه دیگر صبر کنیم. او هم یکباره به سمت خیابانی خلوت رفت و داخل ماشین با چاقو به جانم افتاد و مرا زخمی کرد و مرا از ماشین بیرون انداخت.

با شکایت این زن، متهم که تقی نام داشت بازداشت شد و پس از تکمیل تحقیقات در شعبه یازدهم دادگاه کیفری یک استان تهران به اتهام ضرب و جرح عمدی، شروع به قتل و آدمربایی زن جوان در جایگاه محاکمه قرار گرفت.

وی منکر اتهام آدم‌ربایی و شروع به قتل شد و فقط ماجرای ضرب و جرح عمدی را قبول کرد و گفت: من با این زن قرار ازدواج گذاشته بودم که او هربار مرا به بهانه ای می پیچاند و در آخرین دیدارمان قبل از روز واقعه با هم قهر کردیم و من دیگر با او کار نداشتم تا اینکه دوباره تماس گرفت و با هم آشتی کردیم. دو بار صد هزار تومان از من گرفت و آخرین بار برای اینکه بتواند اجاق گاز خانه اش را عوض کند از من 500 هزار تومان خواست. حس کردم دوباره به بهانه ازدواج در حال اخاذی از من است و به همین دلیل این بار وقتی قرار بود به عبدل آباد برویم در ماشین دوباره بحث ازدواج را پیش کشیدم. او عصبانی شد و هرچه من می گفتم می گفت خفه شو. دائم به من می گفت خفه شو و هرچه من سوال می کردم یا بحثی را وسط می کشیدم او می گفت خفه شو. دیدم که دوباره او قصد اخاذی از من را دارد و به همین دلیل عصبانی شدم و با رفتن به یک کوچه خلوت به او چند ضربه چاقو زدم و درب ماشین را باز کردم و جسم نیمه جانش را از ماشین بیرون انداختم. قصدم کشتن یا ربودنش نبود و خودش هم می داند که چه شد آن روز آن اتفاق افتاد.

در پایان جلسه هیات قضایی وارد شور شد و تقی را به خاطر جراحات وارد شده به زن جوان به پرداخت یک چهارم دیه کامل و پنج سال حبس محکوم کردند اما دوباره او از بابت آدم ربایی تبرئه شد.

تبلیغ

نظر شما

  • نظرات ارسال شده شما، پس از بررسی و تأیید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
نام شما : *
ایمیل شما :*
نظر شما :*
کد امنیتی : *
عکس خوانده نمی‌شود
برای کد جدید روی آن کلیک کنید