شنبه، 27 تیر 1405
پایگاه خبری میار » اقتصادی » از دالیای سیاه تا انواع هیولاهای واقعی در عالم هستی| قسمت سوم از عجیب ترین رازها و معماهای عالم+ تصاویر

از دالیای سیاه تا انواع هیولاهای واقعی در عالم هستی| قسمت سوم از عجیب ترین رازها و معماهای عالم+ تصاویر

0
5 930
کد خبر: 18197

میار: در پنج گزارش متفاوت از 25 معمای عالم هستی صحبت خواهیم کرد که برای انسان ها همچنان یک راز مانده اند و هیچ کس تا به الان نتوانسته است راز این معماها را برملا کند. با ما همراه شوید تا شاید روزی خود شما بتوانید پرده از راز این معماهای حل ناشدنی بردارید.

11.کفن تورین

بسیاری معتقدند که این پارچه کفن عیسی مسیح بوده‌است. کاتولیک‌ها براین باورندکه کفن تورین اثر معتبری جهت اثبات مصلوب شدن مسیح است. این کفن پارچه‌ای مربعی در اندازه ۴٫۴ متر در ۱٫۱ متر است. در آن تصویر کم رنگ و زرد مرد برهنه‌ای از جلو و پشت مردی است که دستانش در کنار پاهایش قرار دارد. تصویر مرد کفن، دارای ریش و سبیل است. بدنی ماهیچه‌ای و قدی بلند دارد و البته برای مردی در زمان زندگی مسیح قدی متوسط محسوب می‌شود و بدنش دارای جراحت و زخم زیادی ناشی از مصلوب شدن است که مطابق گفته‌های کتاب مقدس درباره مرگ مسیح است. محققان واتیکان می‌گویند این کفن از زمان محاصره قسطنطنیه در ۱۲۰۴ توسط صلیبیون نگهداری می‌شده‌است و اینکار جزئی از آیین مذهبی بوده‌است و این احتمال هست که سرکوب صلیبیون در قرن ۱۴ به دلیل وجود مراسم پرستش «چهره ریش دار» مربوط به همین کفن باشد. با تمام این اوصاف کفن تورین هنوز جزو معماهای حل نشده بشریت است و تحقیقات همچنان درباره آن ادامه دارد.       

12.استون هنج

استون‌هنج یادمانی پیشاتاریخی است در دشت سالزبری ویلتشر در جنوب انگلستان؛ این اثرِ بازمانده از دوران نوسنگی و عصر برنز، حلقه‌ای از سنگ‌افراشت‌های سارسِنی را شامل می‌شود که به دور مجموعه‌ای نعل‌اسبی، مرکب از پنج سه‌سنگ سارسِنی برش‌خورده، قد کشیده‌اند. روی سنگ‌افراشت‌ها، سنگ‌هایی افقی جای داشته که با اتصال کام و زبانه به یکدیگر محکم شده و در ارتفاع شش متری تشکیل حلقه‌ای پیوسته داده بوده‌اند. بین سنگ‌های سارسِن، مجموعه‌هایی از سنگ کبود قرار دارد که تنها منبعش در جزیرهٔ بریتانیا تپه‌های پرسلی ولز (۲۵۰ کیلومتری غرب استون‌هنج) است. سنگ‌های استون‌هنج داخل ساختاری خاکی جای دارند که دربرگیرندهٔ شیاری دایره‌ای به قطر حدوداً صد متر و حلقه گودال‌هایی نسبتاً هم‌مرکز است. بنابر شواهد باستان‌شناختی، دشت سالزبری پیش از برپایی استون‌هنج هم منطقه‌ای با اهمیت آیینی بوده‌است. بااین‌حال پژوهشگران دربارهٔ کاربرد استون‌هنج اجماعی ندارند و هنوز دربارهٔ آن نظریاتی نو عرضه می‌کنند. در قرون وسطی، افسانه‌هایی بود که استون‌هنج را با مرلین و اسطورهٔ شاه آرتور مرتبط می‌ساخت و تا برآمدن رنسانس محبوب ماند. در قرون جدید، عتیقه‌شناسان استون‌هنج را معبدی مربوط به دروئیدها می‌دانستند که پیشه‌ورانی والاتبار در میان بومی‌های بریتانیایی بودند. امروزه باستان‌شناسان عمر استون‌هنج را دستکم دو هزار سال قدیمی‌تر از دروئیدها می‌دانند و هر گونه مناسبت بین دروئیدها و استون‌هنج را رد می‌کنند. بااین‌همه نام استون‌هنج قرن‌ها به اشتباه با دروئیدها گره خورده و امروزه دروئیدگرایان (پیروان معنویتی منسوب به پگانیسم مدرن که در سال ۱۷۸۱ بنیان شده) استون‌هنج را پرستشگاه خود می‌دانند. برخی ستاره‌شناسان هم بر آنند که استون‌هنج یک رصدخانه و تقویم پیچیده است و سازندگان استون‌هنج دانسته‌های ریاضیاتی لازم را برای پیش‌بینی رویدادهای آسمانی کسب کرده بودند. تفسیرهای ستاره‌شناسانه استون‌هنج با وجود بی‌دقتی‌هایی که دارند هنوز هم محبوب مانده‌اند. به باور باستان‌شناسان، استون‌هنج طی چهارده الی پانزده قرن برپا شده و هفتاد نسل در ساختن آن کوشیده‌اند. آن‌ها این روند طولانی و پیچیده را به سه مرحله تقسیم می‌کنند: «استون‌هنج یک»، یا ایجاد شیاری مدور به قطر حدوداً صد متر و استقرار سنگ هیل و سنگ‌های جلوس (حدود ۳۱۰۰ پ.م.)؛ «استون‌هنج دو»، یا سرشتن دو حلقه از سنگ‌های کبود، ساخت دو شیار کشیده موسوم به کورسوس، و احتمالاً برپایی سازه‌هایی چوبی درون شیار مدور (حدود ۲۶۴۰ تا ۲۴۸۰ پ.م.)؛ و «استون‌هنج سه»، یا ایجاد سه‌سنگ‌های سارسِنی (۲۴۷۰ تا ۲۲۸۰ پ.م.). این مراحل در دورهٔ پیشاتاریخی موسوم به نوسنگی مربوط است. بعدها، در حدود سال ۱۵۰۰ پ.م (در عصر برنز)، دو حلقه گودال به دور سه‌سنگ‌های سارسنی حفر شد که امروزه به گودال‌های ایگرگ و زد معروف است و هدف از حفر آنان معلوم نیست. با ظهور عصر آهن در جزیرهٔ بریتانیا و فروپاشی آیین‌های اجتماعی پیشین، استون‌هنج به دست فراموشی سپرده شد و رو به ویرانی نهاد. بسیاری از سنگ‌های کبود و سارسِن استون‌هنج را هم، عمدتاً در دوره‌های رومی و قرون وسطایی انگلستان، سرنگون کرده، شکسته، یا برده‌اند. استون‌هنج امروزی تا حد زیادی محصول بازسازی آن در قرن بیستم است. بااین‌حال در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم تلاش‌ها برای محافظت از استون‌هنج و مطالعهٔ آن با مقاومت مالکان حریم استون‌هنج روبرو شده بود. این تلاش‌ها در نهایت در سال ۱۹۱۸ به ثمر نشست و دولت بریتانیا استون‌هنج را تصاحب کرد. همچنین در سال ۱۹۸۶ یونسکو استون‌هنج و محوطهٔ اطرافش را به فهرست میراث جهانی اش افزود. امروزه استون‌هنج یکی از شناخته‌شده‌ترین سازه‌های پیشاتاریخی جهان و پذیرای سالانه بیش از یک میلیون گردشگر است.

13.قاتل دالیای سیاه

شرت معروف به دالیای سیاه، سومین فرزند از پنج دختر کلئو و فوئبو مائه سایر شرت زاده شد. او در مدفورد، ماساچوست و در حومه بوستون بزرگ شد. پدر او تا سقوط بازار سهام در سال ۱۹۲۹، درست زمانی که بیشترین پول خود را از دست داده بود، یک روز از روزهای سال ۱۹۳۰، ماشین خود را بر روی یک پل پارک کرد و برای سال‌ها ناپدید شد. این موجب شد بسیاری فرض را بر این بگذارند که او خودکشی کرده‌است. فوئبو مائه شرت همراه با خانواده اش به یک آپارتمان کوچک در مدفورد نقل مکان کرد و به عنوان یک حسابدار برای حمایت از خانواده اش کار می‌کرد. این روند ادامه داشت تا اینکه نامه عذرخواهی از طرف کلئو شرت دریافت می‌کند که وی هنوز زنده است و در کالیفرنیا زندگی نمی‌کند.

در نوزده سالگی، او به والهوی کالیفرنیا برای زندگی با پدرش، که در کشتی‌سازی نزدیک جزیره ماره در نیروی دریایی در خلیج سانفرانسیسکو مشغول به کار بود سفر کرد. در اوایل سال ۱۹۴۳، شرت و پدرش به لس آنجلس نقل مکان کردند اما مدتی بعد به کالیفرنیا بازگشت و مشغول به یک کار در رابطه با پستی در کمپ کوک در نزدیکی لامپوک کالیفرنیا شد. او به سنتا باربارا، جایی که او در ۲۳ سپتامبر ۱۹۴۳ به دلیل نوشیدن نوشیدنی الکی زیر سن قانونی دستگیر شد، نقل مکان کرد. مقامات او را به مدفورد می‌فرستند اما او به فلوریدا بر می‌گردد.

زمانی که در فلوریدا به سر می‌برد، سرگرد متی مایکل گوردون، یک افسر نیروی هوایی ارتش ایالات متحده را در گروه ۲ تکاوران هوایی، جایی که این افسر برای اعزام به برمه هند تعلیم می‌دید،  او را ملاقات می‌کند. شرت به دوستانش می‌گوید که به او پیشنهاد ازدواجی از طرف گوردون داده شد و او این پیشنهاد را پذیرفته اما گوردون در ۱۰ آگوست سال ۱۹۴۵ در یک حادثه، کمتر از یک هفته قبل از تسلیم ژاپن و پایان جنگ جهانی دوم فوت می شود. شرت در ژوئیه ۱۹۴۶ برای دیدن ستوان نیروی هوایی جوزف گوردون فیکلینگ، که او را از فلوریدا می‌شناخت به لس آنجلس بازگشت. شرت شش ماه آخر عمر خود را در جنوب کالیفرنیا و بیشتر در منطقه لس آنجلس به سر برد.

در صبح روز ۱۵ ژانویه ۱۹۴۷، جسد برهنه الیزابت شرت که دو قطعه شده بود، در سمت جنوب غرب خیابان نورتون، در نیمه راهی بین خیابان کالسیوم و خیابان ۳۹ غربی، واقع در پارک لیمرت لس آنجلس یافت شد. بتی برسینگر از ساکنان محل در حالی که همراه با دختر سه ساله اش درحال قدم زدن بود، جسد را حدودا ساعت 10 پیدا کرد. بتی برسینگر در ابتدا فکر می‌کرد که با یک مانکن مستعمل روبرو شده است اما هنگامی که پی برد که آن مانکن در واقع یک جسد است، به یکی از خانه‌ها در آن نزدیکی رفت و با عجله با پلیس تماس گرفت. جسد به‌طور کامل از ناحیه کمر دو قطعه شده و به‌طور کامل خونش خشک شده بود. جسد به وضوح توسط قاتل شسته شده بود. همچنین صورت شرت در هر دو طرف از ناحیه دهان تا گوش‌ها بریده شده بودند و یک اثر به نام لبخند جوکر را ایجاد کرده بود. شرت چند برش بر روی ران و سینه اش داشت که در آن کل یا بخشی از گوشت قطعه قطعه شده بودند. نیم تنهٔ پایین بدن او به دور از نیم تنهٔ بالا قرار داشت و روده او به صورت منظم در زیر باسنش جمع شده بود. کارآگاهان یک کیسه سیمان حاوی خون آبه در نزدیکی صحنه جرم پیدا کردند.

کالبد شکافی مشخص کرد که شرت ۵ فوت و ۵ اینچ (۱٫۶۵ متر) قد، ۱۱۵ پوند (۵۲ کیلوگرم) جرم، و چشمانی آبی روشن، موهای قهوه‌ای، و دندان‌هایی در حال فرسایش داشته‌است. همچنین علائم شریان بند در مچ پای او، مچ دست و گردن او وجود دارد. جمجمه شکسته شده بود و کبودی‌هایی در جلو و سمت راست پوست سر او همراه با مقدار کمی خون‌ریزی در سمت راست سرش وجود داشت. علت مرگ پارگی صورت و شوک او از خون‌ریزی ناشی از ضربات بر روی سر و صورت او اعلام شد. به دنبال تعیین هویت شرت، خبرنگاران لس آنجلس هرالد با مادرش، فوئبو شرت تماس گرفته و به او می‌گویند که دخترش در یک مسابقه زیبایی جایزه‌ای را برنده شده است و اگر او اطلاعاتی درمورد خود، دختر و پدر خانواده در اختیار آنان قرار دهد، جایزه‌ای معادل هزار دلار به او تعلق خواهد گرفت.

در ۲۳ ژانویه سال ۱۹۴۷، یک فرد ادعا می‌کند که قاتل است و با سردبیر لس آنجلس تماس گرفته  و ابراز نگرانی خود را از اینکه اخبار قتل دروغی بیش نیست اعلام می‌کند. روز بعد، یک بسته شامل گواهینامه، کارت‌های کسب و کار، عکس، شرت را همراه با نام نوشته شده بر روی تکه‌های کاغذ و کتاب آدرس با نام مارک هانسن به روزنامه لس آنجلس فرستاده می‌شود. هانسن، که یکی از آشنایان شرت بود، بلافاصله مظنون شد و بلافاصله دستگیر ولی به دلیل نبود شواهد و مدارک کافی آزاد شد. با وجود گذشت سال ها از ماجرای قتل دالیای سیاه، 50 زن و مرد به قتل شرت اعتراف کردند اما هیچ‌کدام از آن‌ها ثابت نشد که قاتل او بوده‌اند و فقط قصد جلب توجه را داشته‌اند. گروهبان جان پی سنت جان، کارآگاهی که تا زمان بازنشستگی اش روی این کیس کار می‌کرد، اظهار داشت: «این تعجب‌آور است که چگونه بسیاری از مردم خود را قاتل وی معرفی می‌کنند.» و با وجود گذشت این همه سال همچنان این پرونده عجیب از رمز و رموز عالم است که هیچگاه حل نشد.

14.پاگنده

پاگنده یکی از موجوداتی است که بعضی ادعا می کنند او را دیده اند و مکانش در شمال آمریکا است. پاگنده شکلی گوریل‌وار دارد و در جنگل‌های دورافتاده شمال آمریکا، منطقه دریاچه‌های بزرگ و کوه‌های راکی زندگی می‌کند. قد پاگنده میان ۲٫۱ تا ۲٫۷ متر گفته شده، چشم‌های او ریز، ابروان درشت و سرش کوچک و نوک‌تیز گزارش شده است. پاگنده را دارای بویی بسیار بد و زننده می‌دانند. پا گنده موجودی توصیف شده شبیه به انسانیان و کپی‌ها. کپی‌ها شامل؛ گوریل، شامپانزه، بونوبو، اورانگوتان، انسان و گیبون هستند که با میمون متفاوتند. این موجود را همچنین به نام ساسکواچ نیز می شناسند.

15.هیولای لخ نس

این هیولا که در بین مردم بریتانیا بیشتر با نام نِسی معروف است، موجودی عظیم‌الجثه و ماقبل‌تاریخی می‌باشد که گفته می‌شود در آب‌های عمیق دریاچهٔ نس واقع در اسکاتلند زندگی می‌کند. علی‌رغم اظهارات شاهدانی مبنی بر دیدن این موجود در آب‌های دریاچه هنوز وجود آن از نظر علمی به اثبات نرسیده‌است. در سال ۲۰۰۵ به وسیله George Eberhart در مقاله ای که برای journal of scientific exploration نوشته بود ۱۰ نوع کریپتید را با شش مورد استثنا مشخص کرد که این جانور در طبقه ۷ قرار می‌گیرد یعنی جاندارانی که نه فسیلی از آنها وجود دارد و نه می‌توان آنها را به گونه‌های شناخته شده دیگر ارتباط داد.

دسته بندی: اقتصادی / جالب
تبلیغ

نظر شما

  • نظرات ارسال شده شما، پس از بررسی و تأیید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
نام شما : *
ایمیل شما :*
نظر شما :*
کد امنیتی : *
عکس خوانده نمی‌شود
برای کد جدید روی آن کلیک کنید