چرا خواننده قاتل پدرخوانده، توانست از قصاص فرار کند| قوانین نانوشته به کمک سلبریتی ها می آیند؟
میار: هنرمندان، ورزشکاران و افرادی که در جامعه جایگاه منحصر به فردی دارند و بهطور معمول با عنوان سلبریتی یا ستاره از آنها یاد میشود همواره رفتار و گفتار و حتی عقایدشان بیشتر از سایرین زیر ذره بین قرار دارد. به عبارتی همان قدر که این ستاره بودن برایشان شهرت و درخشش به همراه دارد میتواند باعث دردسر هم باشد. در واقع این درخشش چشمگیر گاهی اوقات افولی زود هنگام را نصیب برخی از این افراد میکند. بی تردید فروغ این ستارهها ابدی نخواهد بود و با یک لغزش، اشتباه و حرکت در مسیر بیراهه میتوانند یک شبه ساقط شوند و از اوج شهرت و محبوبیت به ورطه تباهی و فراموشی سقوط میکنند. اما آنچه در این گزارش برآن هستیم تا بررسی شود این است که آیا بال های فرشته عدالت و قضاوت بر دوش سلبریتیهایی که مرتکب تخلف و جرم میشوند نیز مینشیند یا اینکه عدالت و قانون فقط شامل حال فقرا است؟
البته در این مسیر مصادیقی مانند روند دادرسی، برخورد قضایی، نفوذ افراد صاحب قدرت و همینطور خلأهای قانونی موجود نیز میتوانند معنای «عدالت» را به نوعی برای ما تفسیر کنند. بررسی چند پرونده قضایی از ستارههایی که مرتکب تخلف و جرم شدهاند این سؤال را در ذهن تداعی میکند که آیا قوانین نوشته و نانوشته به کمک سلبریتیها میآید و راههای فرار از مجازات را نشان شان میدهد یا آنها نیز همانند مردم عادی باید در انتظار مجازات جرمی که مرتکب شدهاند باشند؟ پروندههایی که برخی از این افراد مرتکب قتل، تعرض و کلاهبرداری شدهاند اما گاه سرنوشت پرونده و احکام صادره مجازاتی را که در انتظار چنین مجرمی است برایش رقم نمیزند و این سؤال پیش میآید که آیا خون سلبریتیها رنگینتر است؟
تأثیرات مخرب رفتار گروه مرجع
دکترامانالله قرایی مقدم - جامعه شناس- در این باره میگوید: سلبریتیها یا همان ستارهها در حوزههای مختلف هنری، ورزشی و غیره بهدلیل آنکه بیش از حد معمول به چشم میآیند و مورد توجه بسیاری از افراد بخصوص قشر جوان و نوجوان جامعه قرار میگیرند، بهعنوان «گروه مرجع» شناخته میشوند. چرا که این افراد نسبت به کل جامعه شاخصتر و متفاوتتر هستند. به همان اندازه نیز هرگونه جرم و بزهی که از سوی این گروه صورت میگیرد تأثیرات مخرب تری نسبت به افراد معمولی دارد.البته بحث گروه مرجع تنها مختص به هنرمندان و ورزشکاران نیست و قضات، معلمان، پلیس و شخصیتهای سیاسی هم میتوانند در زمره گروه مرجع قرار گیرند. بهطوری که شاهد بودهایم در چند روز گذشته بحث پرونده ناظم متخلف یک مدرسه پسرانه باعث تشویش اذهان عمومی شد. این پرونده ابعاد مختلفی دارد اما یکی از مهمترین مسائلی که باعث تشویش شده وجود متهمی است که در گروه مرجع و خاص قرار میگیرد. معمولاً ما هیچ گاه انتظار نداریم که معلم یا ناظم مدرسه مرتکب جرم یا بزه شود، چرا که او باید سرمشق و الگوی بسیاری از نوجوانان باشد.
قرایی مقدم در پاسخ به این سؤال که آیا باید ستارههای مجرم مجازات حداکثری شوند یا حداقلی، تأکید میکند: به نظرم به خاطر آنکه این گروه مرجع میتوانند باعث به بیراهه رفتن خیل جوانان و نوجوانان طرفدار شود، بنابراین باید در مقابل جرمی که مرتکب میشوند اشد مجازات را برایشان در نظر بگیرند و مستحق هیچ گونه تخفیفی نشوند. به هرحال یک سلبریتی باید در همه مسائل مراقب گفتار، کردار و اعمالش باشد.
این جامعه شناس درباره اینکه چرا در جامعه ما عدهای تمایل دارند تخلفات و جرایم سلبریتیها را توجیه کنند و آنها را به برائت برسانند، خاطرنشان میکند: شما به مبحث هروئیسم اشاره کردید. در این مبحث متأسفانه مردم ناآگاه بیشتر از آنکه بیندیشند و آگاهی داشته باشند تنها بهدنبال قهرمان پروری و حفظ جایگاه ستارههایشان هستند درحالی که اگر آگاهی مردم قدری بیشتر شود و مضاف بر آن در خصوص جرایم این گونه افراد هم تأمل کنند به این نتیجه میرسند که ستارهها هم مرتکب جرم و تخلف میشوند و بهخاطر شرایطی که دارند و تأثیراتی که بر جامعه میگذارند مستحق اشد مجازات هستند. در کشور ما بسیاری از مردم بدون آنالیز کردن رفتار و شخصیت هنرمندان و ورزشکاران شاخص فقط با احساسشان نتیجهگیری میکنند و دوست دارند که قهرمانشان تحت هر شرایطی تبرئه شود.
قوانین نانوشته به کمک سلبریتیها میآید
دکتر سرهنگ غلامحسین بیابانی - استاد علوم ارتباطات- درباره آنکه آیا تفاوتی در برخورد قانونی با ستارههای مجرم و متخلف و افراد عادی وجود دارد یا خیر میگوید: نه تنها در ایران بلکه در اقصی نقاط دنیا قوانین نانوشتهای وجود دارد که به زیبایی در تخفیف مشهور است. به طوری که وقتی یکی از ستارهها - هنرمند یا ورزشکار یا حتی افراد شناخته شده در حوزههای مختلف - مرتکب جرمی میشوند افرادی در نیروهای انتظامی یا دستگاههای قضایی تلاش میکنند تا بر اساس همان قانون نانوشته تا حد امکان تخفیفهایی را در مجازاتشان منظور کنند.وی در پاسخ به این سؤال که آیا نیروهای قضایی و انتظامی هم همانند مردم عادی تحت تأثیر افراد سلبریتی قرار میگیرند، خاطرنشان میکند: بهطور قطع همه نیروهای مرتبط با دستگاههای قضایی و انتظامی هم از این قاعده مستثنی نیستند و بسیاری از آنها چه در زمان دستگیری سلبریتیهای متهم و چه هنگام بازجویی و حتی زمان صدور حکم تحت تأثیر شخصیت افراد شاخص قرار میگیرند و دراغلب مواقع تخفیفهایی شامل ستارهها میشود.
این استاد ارتباطات در رابطه با اینکه آیا نیروهای انتظامی در خصوص برخورد یکسان با متهمان بویژه ستارهها توجیه شدهاند، تأکید میکند: به طور قطع همه نیروها در بدو ورودشان به دستگاههای محل خدمت خود توجیه شدهاند که در برخورد با همه افراد باید یکسان رفتار کنند اما به هرحال برخی از افراد تحت تأثیر عواطف خود قرار میگیرند و تا حد زیادی تفاوتهایی را قائل میشوند. شما در نظر داشته باشید که وقتی مأموری با یکی از ستارهها - متهم یا غیرمتهم - مواجه میشود، در اغلب مواقع دوست دارد به او نزدیک شود و حتی با او عکس یادگاری بگیرد و این مسأله در وجود آدمها نهادینه شده و اجتنابناپذیر است.
دکتر بیابانی در ادامه با ذکر یک مثال به بحث قوانین جایگزین در خصوص برخی از این افراد اشاره و تصریح میکند: وقتی قاضی با جوانی کم سن و سال که برای نخستین بار مرتکب جرم شده و پیش از آن هم به زندان نرفته رو به رو میشود بلافاصله به دورنمای حکمی که صادر میکند میاندیشد و وقتی میداند که ممکن است با رفتن او به زندان مشکلات و تبعات بیشتری متوجه وی شود اقدام به صدور احکام جایگزین میکند. در بحث ستارهها و سلبریتیها هم این مسأله صدق میکند وقتی قاضی میداند که او فرد خلافکاری نیست و بر اثر یک اشتباه مرتکب جرم شده از قوانین جایگزین استفاده میکند تا فرد در آینده دچار مشکلات احتمالی نشود.
محاکم نباید متأثر از شرایط باشند
عبدالصمد خرمشاهی - حقوقدان و وکیل دادگستری- در این باره میگوید: مطابق قوانین همه افراد در برابر قانون یکسان هستند و هیچ تفاوتی میان هنرمندان، ورزشکاران، مسئولان و افراد خاص یا مردم عادی وجود ندارد. اما بواقع در کشور ما همه قوانین در این خصوص به طور کامل اجرا میشوند؟! به طور قطع خیر.
وی تصریح میکند: در یک محکمه قضایی اصل بر این است که قاضی یک فرد مستقل است و شخصیت افراد نباید کوچکترین تأثیری در صدور حکم او داشته باشد. اما در بعضی از محاکم میبینیم که روند دادرسی تحت تأثیر توصیهها، سفارشها و اذهان عمومی قرار میگیرد و عدالت رعایت نمیشود که این روند تخلف است اما متأسفانه وجود دارد.
خرمشاهی با ذکر یک مثال خاطرنشان میکند: به پرونده قتل و روند دادرسی یکی از ورزشکاران که شناخته شده بود نگاه کنید. در این پرونده قاتل جوانی 18 - 17 ساله بود که برخی تلاش کردند به خاطر شهرت مقتول از آن جوان یک غول یا جنایتکار بسازند که نشد اما برخی موفق شدند تا افکار عمومی را متشنج کنند و تا حدود زیادی هم در روند دادرسی تأثیر گذاشت. به طوری که خارج از نوبت رسیدگی شد و برای آرام کردن افکار عمومی بسرعت حکم قاتل صادر و اجرا شد.
این وکیل میگوید: البته قانونگذار گفته پروندههایی که باعث تشویش اذهان عمومی میشوند به طور ویژه و خارج از نوبت رسیدگی شوند اما میبینیم که در برخی از موارد حقوق افراد مشمول شرایط و فضای غیرمعمول میشود.
این حقوقدان در پاسخ به این سؤال که آیا در صورت وقوع و اثبات جرم از سوی این افراد شاخص باید نام و عنوان آنها برای مردم فاش شود یا خیر، تأکید میکند: من به شخصه معتقدم که حریم خصوصی افراد در همه زمینهها باید حفظ شود اما اگر جرم ستارهها به نوعی با فضای جامعه پیوند خورده باشد باید برای روشن شدن افکار عمومی هویدا شود تا افراد جامعه شناخت و آگاهی بیشتری نسبت به افراد شاخص جامعهشان پیدا کنند. به هرحال ما از یک کارگر ساده انتظار و توقع خاصی در انجام ندادن برخی از کارها نداریم اما از چهرههای شاخص در جامعه انتظار داریم که تا حد امکان در رفتار، کردار و گفتارشان دقت کنند و مرتکب حتی کوچکترین تخلفی حتی تخلفات رانندگی هم نشوند.خرمشاهی در جواب این پرسش که آیا باید در صدور احکام ستارهها و سلبریتیها تخفیفی صورت گیرد، میگوید: به نظر من در مقابل جرایم ستارهها به هیچ عنوان نباید اغماض کرد چراکه رفتار و اعمال منفی آنها میتواند تأثیرات و تبعات بسیار تأثیرگذاری در جامعه و بویژه طرفداران آنها داشته باشد.
این وکیل در خصوص دستمزد وکالت ستارهها هم توضیح میدهد: ممکن است برخی از وکلا برای وکالت سلبریتیها انتظار دستمزدهای غیرمتعارف و چند برابری داشته باشند و درمقابل هم برخی از سلبریتیها برای خروج از مخمصه راغب باشند تا با پرداخت چند برابری حق وکالت به یک وکیل شناخته شده بهدنبال راهی برای خروج سریعتر از بحران باشند اما این عرف نیست و تعرفه یک مبلغ توافقی است. حالا یک ستاره تمایل دارد بیشتر پرداخت کند بحث دیگری است اما همان ستاره هم میتواند در مقابل حق الوکاله غیرمتعارف مقاومت کند و کار را به وکیل دیگری بسپارد.
خرمشاهی در پایان در خصوص این مبحث که یکی از مصادیق صدور احکام جایگزین شخصیت متهم است و آیا شخصیت ستارهها میتواند مصداق صدور احکام جایگزین باشد، میگوید: همان طوری که اشاره کردید مصادیقی چون شخصیت متهم، کمک متهم به کشف جرایم و سوابق متهم از جمله مواردی است که قاضی میتواند با اکتفا بر آنها حکم جایگزین را صادر کند اما شخصیت یک هنرمند مجرم قطعاً بین این مصادیق نیست و نمیتواند تأثیر مستقیم بر روند دادرسی داشته باشد.
کامران علمدهی
البته در این مسیر مصادیقی مانند روند دادرسی، برخورد قضایی، نفوذ افراد صاحب قدرت و همینطور خلأهای قانونی موجود نیز میتوانند معنای «عدالت» را به نوعی برای ما تفسیر کنند. بررسی چند پرونده قضایی از ستارههایی که مرتکب تخلف و جرم شدهاند این سؤال را در ذهن تداعی میکند که آیا قوانین نوشته و نانوشته به کمک سلبریتیها میآید و راههای فرار از مجازات را نشان شان میدهد یا آنها نیز همانند مردم عادی باید در انتظار مجازات جرمی که مرتکب شدهاند باشند؟ پروندههایی که برخی از این افراد مرتکب قتل، تعرض و کلاهبرداری شدهاند اما گاه سرنوشت پرونده و احکام صادره مجازاتی را که در انتظار چنین مجرمی است برایش رقم نمیزند و این سؤال پیش میآید که آیا خون سلبریتیها رنگینتر است؟
تأثیرات مخرب رفتار گروه مرجع
دکترامانالله قرایی مقدم - جامعه شناس- در این باره میگوید: سلبریتیها یا همان ستارهها در حوزههای مختلف هنری، ورزشی و غیره بهدلیل آنکه بیش از حد معمول به چشم میآیند و مورد توجه بسیاری از افراد بخصوص قشر جوان و نوجوان جامعه قرار میگیرند، بهعنوان «گروه مرجع» شناخته میشوند. چرا که این افراد نسبت به کل جامعه شاخصتر و متفاوتتر هستند. به همان اندازه نیز هرگونه جرم و بزهی که از سوی این گروه صورت میگیرد تأثیرات مخرب تری نسبت به افراد معمولی دارد.البته بحث گروه مرجع تنها مختص به هنرمندان و ورزشکاران نیست و قضات، معلمان، پلیس و شخصیتهای سیاسی هم میتوانند در زمره گروه مرجع قرار گیرند. بهطوری که شاهد بودهایم در چند روز گذشته بحث پرونده ناظم متخلف یک مدرسه پسرانه باعث تشویش اذهان عمومی شد. این پرونده ابعاد مختلفی دارد اما یکی از مهمترین مسائلی که باعث تشویش شده وجود متهمی است که در گروه مرجع و خاص قرار میگیرد. معمولاً ما هیچ گاه انتظار نداریم که معلم یا ناظم مدرسه مرتکب جرم یا بزه شود، چرا که او باید سرمشق و الگوی بسیاری از نوجوانان باشد.
قرایی مقدم در پاسخ به این سؤال که آیا باید ستارههای مجرم مجازات حداکثری شوند یا حداقلی، تأکید میکند: به نظرم به خاطر آنکه این گروه مرجع میتوانند باعث به بیراهه رفتن خیل جوانان و نوجوانان طرفدار شود، بنابراین باید در مقابل جرمی که مرتکب میشوند اشد مجازات را برایشان در نظر بگیرند و مستحق هیچ گونه تخفیفی نشوند. به هرحال یک سلبریتی باید در همه مسائل مراقب گفتار، کردار و اعمالش باشد.
این جامعه شناس درباره اینکه چرا در جامعه ما عدهای تمایل دارند تخلفات و جرایم سلبریتیها را توجیه کنند و آنها را به برائت برسانند، خاطرنشان میکند: شما به مبحث هروئیسم اشاره کردید. در این مبحث متأسفانه مردم ناآگاه بیشتر از آنکه بیندیشند و آگاهی داشته باشند تنها بهدنبال قهرمان پروری و حفظ جایگاه ستارههایشان هستند درحالی که اگر آگاهی مردم قدری بیشتر شود و مضاف بر آن در خصوص جرایم این گونه افراد هم تأمل کنند به این نتیجه میرسند که ستارهها هم مرتکب جرم و تخلف میشوند و بهخاطر شرایطی که دارند و تأثیراتی که بر جامعه میگذارند مستحق اشد مجازات هستند. در کشور ما بسیاری از مردم بدون آنالیز کردن رفتار و شخصیت هنرمندان و ورزشکاران شاخص فقط با احساسشان نتیجهگیری میکنند و دوست دارند که قهرمانشان تحت هر شرایطی تبرئه شود.
قوانین نانوشته به کمک سلبریتیها میآید
دکتر سرهنگ غلامحسین بیابانی - استاد علوم ارتباطات- درباره آنکه آیا تفاوتی در برخورد قانونی با ستارههای مجرم و متخلف و افراد عادی وجود دارد یا خیر میگوید: نه تنها در ایران بلکه در اقصی نقاط دنیا قوانین نانوشتهای وجود دارد که به زیبایی در تخفیف مشهور است. به طوری که وقتی یکی از ستارهها - هنرمند یا ورزشکار یا حتی افراد شناخته شده در حوزههای مختلف - مرتکب جرمی میشوند افرادی در نیروهای انتظامی یا دستگاههای قضایی تلاش میکنند تا بر اساس همان قانون نانوشته تا حد امکان تخفیفهایی را در مجازاتشان منظور کنند.وی در پاسخ به این سؤال که آیا نیروهای قضایی و انتظامی هم همانند مردم عادی تحت تأثیر افراد سلبریتی قرار میگیرند، خاطرنشان میکند: بهطور قطع همه نیروهای مرتبط با دستگاههای قضایی و انتظامی هم از این قاعده مستثنی نیستند و بسیاری از آنها چه در زمان دستگیری سلبریتیهای متهم و چه هنگام بازجویی و حتی زمان صدور حکم تحت تأثیر شخصیت افراد شاخص قرار میگیرند و دراغلب مواقع تخفیفهایی شامل ستارهها میشود.
این استاد ارتباطات در رابطه با اینکه آیا نیروهای انتظامی در خصوص برخورد یکسان با متهمان بویژه ستارهها توجیه شدهاند، تأکید میکند: به طور قطع همه نیروها در بدو ورودشان به دستگاههای محل خدمت خود توجیه شدهاند که در برخورد با همه افراد باید یکسان رفتار کنند اما به هرحال برخی از افراد تحت تأثیر عواطف خود قرار میگیرند و تا حد زیادی تفاوتهایی را قائل میشوند. شما در نظر داشته باشید که وقتی مأموری با یکی از ستارهها - متهم یا غیرمتهم - مواجه میشود، در اغلب مواقع دوست دارد به او نزدیک شود و حتی با او عکس یادگاری بگیرد و این مسأله در وجود آدمها نهادینه شده و اجتنابناپذیر است.
دکتر بیابانی در ادامه با ذکر یک مثال به بحث قوانین جایگزین در خصوص برخی از این افراد اشاره و تصریح میکند: وقتی قاضی با جوانی کم سن و سال که برای نخستین بار مرتکب جرم شده و پیش از آن هم به زندان نرفته رو به رو میشود بلافاصله به دورنمای حکمی که صادر میکند میاندیشد و وقتی میداند که ممکن است با رفتن او به زندان مشکلات و تبعات بیشتری متوجه وی شود اقدام به صدور احکام جایگزین میکند. در بحث ستارهها و سلبریتیها هم این مسأله صدق میکند وقتی قاضی میداند که او فرد خلافکاری نیست و بر اثر یک اشتباه مرتکب جرم شده از قوانین جایگزین استفاده میکند تا فرد در آینده دچار مشکلات احتمالی نشود.
محاکم نباید متأثر از شرایط باشند
عبدالصمد خرمشاهی - حقوقدان و وکیل دادگستری- در این باره میگوید: مطابق قوانین همه افراد در برابر قانون یکسان هستند و هیچ تفاوتی میان هنرمندان، ورزشکاران، مسئولان و افراد خاص یا مردم عادی وجود ندارد. اما بواقع در کشور ما همه قوانین در این خصوص به طور کامل اجرا میشوند؟! به طور قطع خیر.
وی تصریح میکند: در یک محکمه قضایی اصل بر این است که قاضی یک فرد مستقل است و شخصیت افراد نباید کوچکترین تأثیری در صدور حکم او داشته باشد. اما در بعضی از محاکم میبینیم که روند دادرسی تحت تأثیر توصیهها، سفارشها و اذهان عمومی قرار میگیرد و عدالت رعایت نمیشود که این روند تخلف است اما متأسفانه وجود دارد.
خرمشاهی با ذکر یک مثال خاطرنشان میکند: به پرونده قتل و روند دادرسی یکی از ورزشکاران که شناخته شده بود نگاه کنید. در این پرونده قاتل جوانی 18 - 17 ساله بود که برخی تلاش کردند به خاطر شهرت مقتول از آن جوان یک غول یا جنایتکار بسازند که نشد اما برخی موفق شدند تا افکار عمومی را متشنج کنند و تا حدود زیادی هم در روند دادرسی تأثیر گذاشت. به طوری که خارج از نوبت رسیدگی شد و برای آرام کردن افکار عمومی بسرعت حکم قاتل صادر و اجرا شد.
این وکیل میگوید: البته قانونگذار گفته پروندههایی که باعث تشویش اذهان عمومی میشوند به طور ویژه و خارج از نوبت رسیدگی شوند اما میبینیم که در برخی از موارد حقوق افراد مشمول شرایط و فضای غیرمعمول میشود.
این حقوقدان در پاسخ به این سؤال که آیا در صورت وقوع و اثبات جرم از سوی این افراد شاخص باید نام و عنوان آنها برای مردم فاش شود یا خیر، تأکید میکند: من به شخصه معتقدم که حریم خصوصی افراد در همه زمینهها باید حفظ شود اما اگر جرم ستارهها به نوعی با فضای جامعه پیوند خورده باشد باید برای روشن شدن افکار عمومی هویدا شود تا افراد جامعه شناخت و آگاهی بیشتری نسبت به افراد شاخص جامعهشان پیدا کنند. به هرحال ما از یک کارگر ساده انتظار و توقع خاصی در انجام ندادن برخی از کارها نداریم اما از چهرههای شاخص در جامعه انتظار داریم که تا حد امکان در رفتار، کردار و گفتارشان دقت کنند و مرتکب حتی کوچکترین تخلفی حتی تخلفات رانندگی هم نشوند.خرمشاهی در جواب این پرسش که آیا باید در صدور احکام ستارهها و سلبریتیها تخفیفی صورت گیرد، میگوید: به نظر من در مقابل جرایم ستارهها به هیچ عنوان نباید اغماض کرد چراکه رفتار و اعمال منفی آنها میتواند تأثیرات و تبعات بسیار تأثیرگذاری در جامعه و بویژه طرفداران آنها داشته باشد.
این وکیل در خصوص دستمزد وکالت ستارهها هم توضیح میدهد: ممکن است برخی از وکلا برای وکالت سلبریتیها انتظار دستمزدهای غیرمتعارف و چند برابری داشته باشند و درمقابل هم برخی از سلبریتیها برای خروج از مخمصه راغب باشند تا با پرداخت چند برابری حق وکالت به یک وکیل شناخته شده بهدنبال راهی برای خروج سریعتر از بحران باشند اما این عرف نیست و تعرفه یک مبلغ توافقی است. حالا یک ستاره تمایل دارد بیشتر پرداخت کند بحث دیگری است اما همان ستاره هم میتواند در مقابل حق الوکاله غیرمتعارف مقاومت کند و کار را به وکیل دیگری بسپارد.
خرمشاهی در پایان در خصوص این مبحث که یکی از مصادیق صدور احکام جایگزین شخصیت متهم است و آیا شخصیت ستارهها میتواند مصداق صدور احکام جایگزین باشد، میگوید: همان طوری که اشاره کردید مصادیقی چون شخصیت متهم، کمک متهم به کشف جرایم و سوابق متهم از جمله مواردی است که قاضی میتواند با اکتفا بر آنها حکم جایگزین را صادر کند اما شخصیت یک هنرمند مجرم قطعاً بین این مصادیق نیست و نمیتواند تأثیر مستقیم بر روند دادرسی داشته باشد.
کامران علمدهی
دسته بندی: قضایی و حقوقی / حوادث
آدرس کوتاه خبر:
