یکشنبه، 30 اردیبهشت 1403
پایگاه خبری میار » اجتماعی » قضایی و حقوقی » قصاص براي عامل جنايت در برج A3| متهم پس از قتل پسردايي اش با تهديد سيما را....+‌تصوير محل قتل

قصاص براي عامل جنايت در برج A3| متهم پس از قتل پسردايي اش با تهديد سيما را....+‌تصوير محل قتل

0
487
کد خبر: 13574

میار: عامل جنایت برج A3 طي تحقيقات هربار به ادعايي جديد روي آورده است. به زودي قضات حكم خود را براي متهم اين پرونده صادر خواهند كرد. جلسه محاكمه اين پرونده ديروز صبح در شعبه هشتم دادگاه كيفري يك استان تهران به رياست قاضي حشمت الله توكلي و مستشاري قاضي محمدي تشكيل شد.

ساعت 5:15 دقیقه سحرگاه شنبه 25 اردیبهشت ماه سال 95 بود كه ماموران کلانتری 163 ولنجک در جریان مرگ خونین مرد 50 ساله ای در برج A3 منطقه سعادت آباد حوالی میدان بهرود قرار گرفتند.

بدین ترتیب تیمی از ماموران اداره 10 پلیس آگاهی تهران به دستور بازپرس ویژه قتل در صحنه جرم حاضر شدند و با جسد کاظم 56 ساله که روی تختش هدف ضربه چاقو از ناحیه سینه قرار گرفته بود روبرو شدند.

همسر قربانی كه 57 سال سن داشت در حالی که وحشت‌زده بود به ماموران گفت: پسرعمه همسرم «محمدهادی»‌-48 ساله- شوهرم را به قتل رساند و پا به فرار گذاشت. «محمدهادی» 10 روز قبل میهمان خانه ما بود و شب گذشته با هم به جشن عروسی یکی از بستگانمان رفتیم و ساعت 23 بود که به خانه بازگشتیم و من همراه مادرم در یکی از اتاق ها خوابیدیم و «محمدهادی» همراه شوهرم در اتاق دیگری خوابیدند. ساعت حدود 6 صبح بود که با صدای درگیری از خواب بیدار شدم و وقتی به اتاق شوهرم رفتم دیدم «محمدهادی» روی سینه کاظم نشسته و دستانش را روی دهانش گذاشته است که در همین لحظه پسر عمه شوهرم با دیدن من ادعا کرد که کاظم کابوس دیده و خواست تا آب بیاورم اما وقتی وارد اتاق شدم دیدم کاظم غرق خون است که شروع به جیغ و فریاد کردم. در این صحنه «محمدهادی» با چهره ای جنون آمیز به سمتم حمله کرد و با در دست داشتن چاقو و اسلحه از من خواست تا آرام باشم وگرنه مرا خواهد کشت. «محمدهادی» با تهدید اسلحه می خواست تا جای طلا و پول ها را به او بگویم که ادعای بی اطلاعی کردم و التماسش می کردم که اجازه دهد تا با اورژانس تماس بگیرم تا جان شوهرم را نجات دهم و النگو و انگشتر طلا و پولی که داشتم را در اختیارش قرار دادم که پسرعمه جوان خواست تا زمان رفتنش صبر کنم تا پس از آن به کمک شوهرم بروم. در این لحظه «محمدهادی» برای برداشتن لباس هایش به سمت اتاق رفت که توانستم از فرصت استفاده کنم و با جیغ وفریاد از همسایه ها کمک خواستم که پسرعمه جوان وقتی دید همسایه وارد اتاق شده اند با خونسردی پا به فرار گذاشت.

تجسس های پلیسی برای دستگیری پسر عمه جوان ادامه داشت تا اینکه صبح یکشنبه سوم خرداد ماه سال 95 «محمدهادی» با حضور در اداره پلیس آگاهی تهران خود را تسلیم ماموران کرد.

عامل جنایت در همان تحقیقات ابتدایی به جنایت خونین اعتراف کرد ولی ادعا کرد که اسلحه ای همراهش نبوده و با چاقو پسر عمه اش را به قتل رسانده است.

محمدهادی به ماموران گفت: قبل از رفتن به مراسم عروسی برای تهیه شربت و قرص متادون به مطب پزشک رفتم اما مطب بسته بود و چون حال خوبی نداشتم در خیابان با چند فروشنده مواد مخدر روبرو شدم که آنها برای بهتر شدن حالم به من قرص روانگردان دادند و بعد از برگشتن مراسم عروسی همه چیز خوب پیش رفت اما دیگر یادم نمی آید که چه شد دست به قتل و سرقت زدم .

در این مرحله بازسازی صحنه جنایت به دستور بازپرس پرونده صورت گرفت و عامل جنایت در زمان بازسازی گفت: پس از سالها کار هیچ پولی در بساط نداشتم و همه راه ها برایم بسته شده بود و مدتی هم برای پسر عمه ام کار کرده بودم که حق و حقوقم را کم داده بود که در یک لحظه از شدت عصبانیت و جنون تصمیم به قتلش گرفتم.وقتی سیما وارد اتاق شد قصد داشت با سر وصدا اهالی ساختمان را با خبر کند که به سراغ کیفم رفتم و اسلحه اسباب بازی را بیرون کشیدم و خواستم تا ساکت باشد و سپس با سرقت النگو و طلا و کمی پول از خانه خارج شدم اما وقتی خبر قتل را در رسانه ها دیدم عذاب وجدان گرفتم و خودم را تسلیم ماموران کردم.

تحقیقات پلیسی ادامه داشت و متهم پس از اعتراف به قتل روانه زندان شد اما 16 آذر ماه همان سال و وقتی «محمدهادی» برای آخرین دفاع به شعبه ششم دادسرای امور جنایی تهران منتقل شد ادعای جدیدی را پیش روی ماموران قرار داد.

عامل جنایت به بازپرس محسن مدیر روستا گفت: من قاتل نیستم و برای اینکه بتوانم زندگی پسرم را به آرامش برسانم پذیرفتم تا قتل را به گردن بگیرم.  فرد دیگری دست به قتل پسرعمه ام زد و به من پیشنهاد داد تا در قبال پرداخت 200 میلیون تومان پول و اجاره کردن یک خانه برای پسرم قتل را به گردن بگیرم و من وقتی دیدم جایی برای زندگی ندارم و هیچ انگیزه ای نیست پذیرفتم خودم را به عنوان قاتل معرفی کنم. با گذشت 6 ماه از این ماجرا به خاطر عذاب وجدان و اینکه دیدم هیچ یک از وعده وعیدها به اجرا نرسیده تصمیم به افشاگری گرفتم.

بالاخره متهم در جريان بازپرسي دوباره به ارتكاب قتل اعتراف كرد. او مدعي بود با مقتول روابط كاري داشته است. او گفت:‌مقتول در كار كپسول آتش نشاني بود و از اين طريق ماهي 5 ميليون تومان درآمد داشته است اما به من تنها 50 هزار توماني روزي مي رسيد و همين مرا عصبي كرده بود تا اينكه آن شب با هم درگير شديم و واقعه اي كه نبايد رخ داد.

متهم صبح ديروز در شعبه هشتم دادگاه كيفري يك استان تهران حضور يافت و به قاضي پرونده گفت: حالا كه در برابر قصاص قرار گرفته ام مي خواهم راستش را بگويم. حقيقتش آن شب من و مقتول درگير شديم اما او خودش چاقو را از دست من كشيد و در اين گير و دار نمي دانم چه اتفاقي افتاد كه دقيقا چاقو در قفسه سينه او فرو رفت. من قاتل نيستم.

در انتهاي اين جلسه قضات وارد شور شدند تا براي صدور راي تصميم گيري كنند.

تبلیغ

نظر شما

  • نظرات ارسال شده شما، پس از بررسی و تأیید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
نام شما : *
ایمیل شما :*
نظر شما :*
کد امنیتی : *
عکس خوانده نمی‌شود
برای کد جدید روی آن کلیک کنید